- نیکان املش - http://nikanamlash.ir -

سیاسی نگری در ورزش

دكتر صادق محبوبي -ورزش معلول شرایط حاکم بر اجتماع است و ساده اندیشی به آن دور شدن از واقعیت است .


ورزش علاوه بر اینکه بر جامعه تأثیر میگذارد حرکات آموزنده هم دارد و بیان
مشارکت اجتماعی است.
بعد از مدتها انتظار و تعیین مسئولان کلیه وزارت خانه ها نوبت به ورزش رسیده
تا رئیس جمهور فرد مورد نظر خود را که مقبولیت در ورزش داشته باشد تعیین
کند اما فردی از جناح آقای رئیس جمهور منسوب شد ور سکان ورزش را کسی
در دست گرفت که هیچ سابقه ای در ورزش نداشت؟!
متأسفانه تاریخ نشان داده است که باز مانده های مختلف و متفاوت سر ریز شده
جناح های سیاسی که جایگاهی در وزارت خانه ها پیدا نکرده اند سر از سازمانی
به نام ورزش ایران در می آورند !
یا پس از ورود به همه ورزشیان سلام می گویند و یا به عبارتی با جمله معروف
الله مهمان نمی خواهید خود را معرفی و سپس صاحب خانه می شوند .
با شایعه کاندیداتوری رئیس جمهوری وقت بر همگان هویدا بود که قرابتی بین
شهردار و شورای شهر تهران و شخصی غیر سیاسی ولی پر توان و با نهایت و با
شهامت در مدیریت که در اجتماع مقبول و محبوب و مطلوب همگان است می
توانند در کنار رئیس جمهور سر و سامانی به ورزش مملکت دهند .
این گمانه زنی به یقین تا آخرین لحظات به قوت خود باقی بود تا اینکه رقص های
سیاسی و جناح بندی چنان به حرکات موزون خود ادامه داد که از هدف اصلی
ورزش،به سمت و سوء هدفهای سیاسی نزدیکتر و فردی از جناح خود که هیچ
گونه نقشی در ورزش نداشته به این سمت منسوب شد . درست مثل مرحوم
ابراهیم حکیمی داماد حکیم الملک وزیر دربار مظفرالدین شاه تا سپهبد باتما نقلیچ
و از تیمسار خسروانی مشهور ترین رئیس ورزش در زمان رژیم شاهنشاهی تا
محسن مهر علیزاده استاندار سابق خراسان که هیچ گونه قرابتی با ورزش نداشت
به عنوان یک مهمان ناخوانده ولی صاحبخانه در راس ورزش قرار گرفتند !!
مهندس علی آبادی که علی القاعده نباید در مدیریت و تخصص ایشان در مهندسی
شهر سازی و بزرگراه ها شک داشت با حرکات باله ای و رقص سیاسی متمایل
به جناح خود وارد میدان شده است که توانایی ایشان در امر ورزش مورد سوال
همگان است و به طور ختم به علت نا آشنایی با محیط ورزش و استفاده حتمی از
مشاوران ورزش – با توجه به دیدگاه مدیریتی در ایران – موفقیتی کسب نخواهد
کرد. متأسفانه کلیه این حرکت ها، نشان دهنده بی اهمیت بودن ورزش در
کشورمان است . همان ورزشی که بعد از پیروزی انقلاب افراد مختلفی را در راس
خود دیده است و بعد از پیروزی فوتبال کلیه مسئولان پیام تبریک می دهند، همان
ورزشی که با ورود هر رئیس جمهوری با شعار شایسته سالاری و عدالت خواهی
، هرگز این دو واژه در ورزش به بار ننشسته است !!
از اولین رئیس سازمان بعد از انقلاب یعنی اصغر شاه حسینی که سکان ورزش را
از طرف مرحوم بازرگان به عهده گرفت و سپس مصطفی داوودی و بعد از آنکه
احمد درگاهی در بحبوحه جنگ وارد شد و سپس اسماعیل داوودی شمسی که هم
اکنون نیز در سازمان تربیت بدنی مسئولیت دارد و بعد فرد سیاسی تری به نام
حسن غفوری فرد و باز سیاست مداری به نام هاشمی طبا و دوباره فردی سیاسی
نام مهر علیزاده و سرانجام سیاسی نگری دیگری در ورزش همراه با قدرت و
روابط سیاسی فردی با گرایش مهندسی شهر سازی به نام محمد علی آبادی ، که
چون فامیلی اش می توانست در آباد کردن بزرگراه، جاده ید طولانی . توانایی
منحصر به فرد از خود نشان دهد!! سر از محیط ورزش در آوردند!! متاسفانه در
محبوبه انتخابات ریاست جمهوری در امر تبلیغ چیزهایی گفته می شود و
مفاهیمی به کار می رود که واقعیت اجتماعی و ورزشی غیر از آنها را نشان می
دهند!! وقتی در مورد وضع مردم یا معنویت یا شرایط اقتصاد و معیشت یا پیشرفت
و توسعه و ورزش و طراوت و شادابی آن سخن به میان می آید مدینه فاضله ای
ترسیم می شود که در هیچ جای دنیا یافت نخواهد شد!! اما وقتی به واقعیت
ورزش رجوع شود اثری از آن مدینه فاضله با شایستگان در مسند ورزشی دیده
نمی شود. در چنین جامعه ای رقابت ها یا رفاقت های سیاسی ، فردی، گروهی و
جناحی نیز در چهار چوب سیاست زدگی قرار میگیرد و بر آن محور دور می
زنند!! در صورتی که کمترین تأثیر مثبت و سازنده ای بر ورزش نخواهد داشت.
گویا تمام وسایل و مشکلات در چارچوب الفاظ و دسته بندی سیاسی قرار گرفته
است. آیا در چهار سال آینده حرکات موزون و رقص سیاسی در ورزش کماکان
ادامه خواهد داشت؟ و آیا باید انتظار تجربه تلخ دیگری در ورزش بکشیم؟