- نیکان املش - http://nikanamlash.ir -

آمریکادوستان را چه به 16 آذر؟

دکتر لطف الله فروزنده -جنبش 16 آذر 1332 در اعتراض به سفر معاون رئيس جمهور امريكا، پس از كودتای ننگين آمریکایی 28 مرداد 1332 انجام شد و منجر به شهادت 3 تن از دانشجويان گرديد.


جنبش 16 آذر 1332 در اعتراض به سفر معاون رئيس جمهور امريكا، پس از كودتاي ننگين آمریکایی 28 مرداد 1332 انجام شد و منجر به شهادت 3 تن از دانشجويان گرديد. آرمان اصلي شهداي 16 آذر مبارزه با سلطه استعماری امريكا و رژیم ستم شاهي که تحت حمایت آمریکا قرار داشت بود.
تشكيل نظام جمهوري اسلامي و ايجاد فضاي آزادي و حكومت مردمي و مبارزه با استكبار جهاني در حقيقت تحقق آرمان 16 آذر است. گرامي داشت 16 آذر براي تبيين ابعاد نظام جمهوري اسلامي و تقويت موضع ضد استكباري نظام و شكرگزاري براي اين نعمت الهي است. با اين اوصاف متأسفانه برخي افراطيون دوم خرداد، بجاي اينكه فلسفه جريان 16 آذر، آرمان‌هاي شهداي آن و نسبت آن را با نظام جمهوري اسلامي بررسي و تحليل كنند، مسير را منحرف كرده و سعي دارند در آستانه 16 آذر ماه، روز دانشجو، با ساماندهي حضور چهره‌هاي دگرانديش، استفاده ابزاري از جنبش دانشجويی و برگزاري سخنراني با محوريت تخريب دولت و مجلس اصولگرا، تخريب ساختارهاي اصلي نظام و حمله به ارزش‌ها را در دستور كار قرار دهند.
خلاصه‌اي از گزارش روزنامه اعتماد ملی از يك نشست و مقاله ای دیگر شاهدي بر اين مدعاست.
در همايش دو روزه «جنبش دانشجويي از استحاله تا احیا» آقاي جلايي‌پور جنبش دانشجوي را در حال ركود مي‌داند و آن را به نفع اصلاحات مصادره مي‌كند و علت آن را چنين بيان مي‌كند: «هر چند جنبش اصلاحات در ايران توسط دولت پنهان مهار شد ولي اثر خود را روي جنبش دانشجويي گذاشت».
وی در ادامه مي‌گويد: «عدم توجه انجمن اسلامي به ذخيره اجتماعي خود، عدم شركت در فعاليت‌هاي ديني، ضعف در مسافرت‌هاي دسته جمعي و عدم تشكيل گروه‌هاي خودياري و رسيدگي به مردم آسيب‌ديده را عامل كاهش فعاليت سياسي انجمن‌ها دانست».
حجتي در اين نشست مي‌گويد: «بعد از دوم خرداد 76، عدالت محوري كه مطالبه جدي دفتر تحكيم بود، تغيير كرد و دفتر تحكيم وحدت، موضع خود را به مطالبه آزاديخواهانه تغيير داد و نوع مواجهه‌اش با نظام به طور حداكثر انتقادي شد به ويژه اينكه اين مسأله در 18 تير نمود يافت و اكنون نيز ادامه دارد».
رحيم همتي در تاريخ 86.9.13 در روزنامه اعتماد ملي در سر مقاله 16 آذر و رسالت دانشجويان چنين مي‌نويسد:
«جنبش دانشجويي از سال 60 تا 75 شاهد يك ركود عجيب بود و اين ركود با آمدن دولت اصلاحات دگرگون شد. بعد از حوادث 18 تير جنبش دانشجويي در شوك فرو رفت تا اينكه با آمدن دولت نهم و تشديد فشار جنبش دانشجويي در شوك فرو رفت. با آمدن دولت نهم شاهد آنيم كه نيروهايي در بدنه حكومت سخت در تلاش‌اند كه روحيه كار سياسي را در دانشجويان از بين ببرند».
با مطالعه اظهارات فوق، مشخص است تعريف افراطيون از جنبش دانشجويي، تكرار 18 تير است، 18 تيری که امريكا و برخي وابستگانش و رسانه‌هاي خبرپراكني را شاد كرد به طوري كه به تصور خود هر لحظه منتظر براندازي نظام بودند. درحاليكه 18 تير خيل عظيم مردم را دلنگران و دل امام زمان (عج) و رهبر عظيم‌الشان انقلاب اسلامي و دلسوزان انقلاب اسلامي را بدرد آورد.
اين درحالي است كه 16 آذر به‌عنوان حركتي ضد استبدادي كه ريشه استعماري داشت و مصداق آن شاه و امريكا بود شكل گرفت.
اين از انصاف بدور است؛ نظامي كه در خط مقدم مبارزه با استكبار است و رژيم ستم شاهي را ساقط كرده، در روز 16 آذر به چالش كشيده شود. اگر اين جريان افراطي بدنبال احياي 18 تير است، پرداختن به آن در 16 آذر به دلايل تاريخي ، كاملاً غلط است.
جنبش دانشجويي كه ماهيتا ضد ظلم و انتقادي است مطالباتي دارد كه با توجه به ظرفيت‌هاي مردم سالاري ديني نظام در چارچوب قانون اساسي قابل طرح، بررسي و پيگيري است. افراطيون جريان دوم خرداد بايد بدانند امروز جريانات دانشجويي مستقل از رفتار پدرسالارانه احزاب، مطالبات خود را تعقيب مي‌كنند و افراطي‌گري عده‌اي را نمي‌توان به پاي جنبش دانشجويي نوشت.