اراضي واگذاري به هر خانواده بايد حداقل در شعاع 30-20 كيلومتري از محل زندگي باشد كه رفت و آمد براي مقرون به صرفه بوده و وقت زيادي را تلف نكند،نمي توان از يك خانواده مقيم تهران انتظار داشت كه در فاصله 100 كيلومتري، زمين را آباد كرده و هر روز و يا حداقل هفتهاي دو بار به آن سركشي كند.

در خبرها صاحبنظران موافق و مخالف در خصوص محاسن و معايب طرح واگذاري اراضي 1000 متري به هر خانواده ايراني، اظهارنظر كردهاند،اما شانس موفقيت در بررسي تمام جوانب طرح و فراهم كردن الزامات اجرائي آن است برخي الزامات و ضروريات اجراي اين طرح در ذيل ميآيد:
الف) الزامات مرتبط با وجود زمين مناسب براي واگذاري :
1) اگر قرار باشد به حدود 20 ميليون خانوار ايراني، هركدام ، حدود 1000 متر زمين واگذار شود حداقل نياز به دو ميليون هكتار زمين مناسب براي ايجاد باغ مي باشد ولي با در نظر گرفتن فضاهاي عمومي و راههاي ارتباطي (جهت دسترسي به آنها) مقدار زمين موردنياز به 3 تا 4 ميليون هكتار افزايش مي يابد.
2) پراكندگي و تراكم جمعيت شهري در كل كشور يكسان نيست و بعنوان مثال در حاشيه خزر (استانهاي گيلان ، مازندران و گلستان)، اكثر شهرها و روستاها به همديگر وصل شده و در اطراف آنها اراضي كشاورزي است. اين نوار ساحلي از سمت شمال به درياي خزر و از سمت جنوب به جنگلهاي خزري (هيركاني) محدود شده است و ديگر امكان توسعه اي ندارد (قطع درختان جنگلي و تغيير كاربري آنها، از نظر قانوني ، فني و عقلي نيز نادرست است). در حاشيه كلان شهرهاي تهران، كرج ، مشهد ، اصفهان ، شيراز ، تبريز ، اهواز و … كه داراي تراكم جمعيت زيادي هستند ، آيا زمين مستعدي براي توسعه باغات وجود دارد كه جوابگوي خانوارهاي ساكن در آن كلان شهرها را داشته باشد؟
3) علي القاعده اراضي واگذاري به هر خانواده بايد در شعاع 30-20 كيلومتري از محل زندگي ايشان باشد كه رفت و آمد براي آنها مقرون به صرفه بوده و وقت زيادي را تلف نكند. نمي توان از يك خانواده مقيم تهران انتظار داشت كه در فاصله 100 كيلومتري ، زمين را آباد كرده و هر روز و يا حداقل هفته اي دو بار به آن سركشي كند!.
4) براي سهولت در ايجاد امنيت و همچنين سهولت در فراهم آوردن خدمات زيربنائي ، ضرورت دارد اراضي واگذاري به خانواده ها به صورت يك مجموعه حداقل چندهزار خانواري باشد (واگذاري اراضي به شكل موردي و پراكنده، ميسر و مقرون به صرفه نخواهد بود) لذا اولاً بايد يك قطعه زمين بزرگي وجود داشته باشد كه نزديك به شهر باشد همچنين مالكيت آن دولتي باشد (از اراضي ملي) نيز امكان تامين آب زراعي و شرب داشته باشد وً اعتبارات مورد نياز جهت آماده سازي آن (نقشه برداري ، تفكيك قطعات ، طراحي راههاي دسترسي و امكانات خدماتي عمومي ، تامين آب آشاميدني ، برق ، گاز ، تلفن و …) موجود باشد.
5) ايراني ها،افرادي باهوش و سخت كوش هستند و هرجا كه امكان آبادي داشته باشد (آب و خاك مناسب) ، حتماً تاكنون تبديل به اراضي كشاورزي و يا باغ شده است. از طرف ديگر در 30 سال اخير به دليل ارزش افزوده زمين ، اكثر اراضي ملي مستعد توسط زمين خواران تصرف شده است، آيا در حاشيه شهرها، اراضي مستعدي باقي مانده است كه براي توسعه باغات (بوستانهاي خانوادگي) اختصاص يابد؟
6) اراضي مستعد حاشيه روستاها ، همه جزء مستنثنيات مردم و بهره برداران محلي بوده و بنابراين سئوالي كه مطرح است، اين است كه آيا براي هر خانواده روستائي نيز قرار است 1000 متر زمين اختصاص يابد؟!اگر جواب مثبت است از كجا ؟!
7) ارزش ريالي هر قطعه زمين بستگي به شرايط آن منطقه از قبيل: مسطح بودن اراضي، حاصلخيزي آن، نزديكي به جاده و مناطق شهري جهت جغرافيائي (روبه افتاب بودن يا واقع شدن در سايه و … دارد لذا با فرض موجود بودن اراضي مستعد بدون صاحب (متعلق به دولت) چه مكانيزمي براي توزيع عادلانه آن (پيشگيري از تبعيض و سوء استفاده احتمالي) پيش بيني شده است؟ 1000 متر زمين يك خانواده، ممكن است 100 برابر هزار مترزمين يك خانواده ديگر، ارزش ريالي داشته باشد، آيا اين موضوع تالي فاسد ندارد؟
ب) الزامات مرتبط با آب موردنياز براي ايجاد باغستان :
1) احتمالاً يكي از اهداف اين طرح، توليد محصولات باغي و صيفي جات است،بنابراين در شرايط فعلي كشور كه با بحران شديد كم آبي مواجه است، تامين آب كشاورزي موردنياز هر خانواده، از چه محلي خواهد بود ؟ و با چه هزينه اي ؟ آيا قرار است آب موردنياز از ساير كشورها وارد شود؟!
2) آب آشاميدني و بهداشتي خانواده هائي كه قرار است حداقل در ايام آخر هفته، دو روز را در بوستان خانوادگي خويش به استراحت بپردازند از كجا تامين خواهد شد؟ آيا قرار است هر خانواده آب شرب و بهداشتي موردنيازشان را از شهر حمل كنند (كه با توجه به طرح هدفمند كردن يارانه ها و افزايش نرخ آب شرب و هزينه حمل آن، مقرون به صرفه نخواهد بود) و يا اينكه هر خانواده تانكر آبي تهيه نموده و از طريق كاميونهاي حمل آب ، آب موردنيازش را تامين خواهد كرد؟ (كه اين موضوع از نظر بهداشتي، خالي از اشكال نبوده و به شرط موجود بودن منابع آب كافي براي پر كردن تانكرها ، آيا براي خانواده ها، مقرون به صرفه خواهد بود؟).
3) اگر هدف طرح ايجاد اوقات فراغت و آسايش براي خانواده هاست.، لازم است كه سيستم آب آشاميدني براي هر مجتمع باغستاني، بطور جداگانه و مطمئن تامين شود كه خانواده ها ديگر دغدغه اي در رابطه با تامين آب آشاميدني نداشته باشند ولي آيا اين مهم امكان پذير است ؟ با چه قيمتي ؟ هزينه ايجاد اين شبكه را چه كسي تامين خواهد كرد ؟ دولت يا خود خانواده ها ؟
4) هر كجا آبي هست ، مطمئناً صاحبي دارد (لزوم رعايت حق آبه ها) بنابراين براي اين دو ميليون هكتار فضاي مسكوني و باغ جديد و همچنين يك تا دو ميليون هكتار فضاهاي عمومي و مشترك (فضاي سبز ، درختكاري حاشيه راههاي دسترسي ، مسجد ، درمانگاه ، پاسگاه نيروي انتظامي ، خدمات اداري امور شهري يا روستايي ، پست ، مخابرات و …)، آب موردنياز از كجا تامين خواهد شد؟
5) چون قرار است در همه جاي ايران (شهر و روستا) و به همه خانواده ها، زمين واگذار شود و ديگر نمي توان آب يك حوزه آبخيز را به حوزه آبخيز ديگر منتقل كرد (حتي در شرايط فعلي) زيرا آب مازادي وجود ندارد،بنابراين آب مور نياز هر ناحيه از كجا تامين خواهد شد.
ج) امكانات عمومي موردنياز براي توسعه بوستانهاي خانوادگي:
1) با توجه به ناامني ايجاد شده توسط اراذل و اوباش، آيا تامين امنيت اين مجتمع هاي باغي نياز به همكاري نيروي انتظامي و ايجاد پاسگاه در فواصل مناسب و ايجاد سيستم گشت و مراقبت (براي جلوگيري از دزدي و تعرض به جان و ناموس خانواده هاي محترم كه براي استراحت و فراغت در باغ خود زندگي مي كنند) ندارد ؟ آيا نيروي انساني و هزينه هاي موردنياز آن پيش بيني شده است ؟
2) هر آن ممكن است براي اعضاء خانواده ساكن در باغها، سانحه و يا مشكل پزشكي پيش بيايد آيا لازم نيست كه در هر مجتمعي يك درمانگاه اورژانس وجود داشته باشد؟ آيا قرار است هر كسي كه دچار سانحه شد و يا بيمار شد، به نزديكترين شهر منتقل شود؟
3) براي رعايت رفاه خانواده ها ، آيا نياز به پيش بيني فروشگاه جهت عرضه مواد غذائي و لوازم ضروري زندگي در فضاي عمومي مجتمع هاي باغستاني نيست؟
4) آيا فرزندان خانواده هاي ساكن در باغستان، نياز به بازيگاه و پارك تفريحي در حوالي مركز اين مجتمع توريستي – تفريحي (مجتمع باغستاني) ندارند ؟
د) لزوم ظرفيت سازي و توانمندسازي خانواده ها :
1)آيا همه خانواده ها به باغداري و امور كشاورزي علاقمند هستند؟
2) آيا همه خانواده ها به امور باغداري و كشاورزي و پرورش طيور آشنا هستند؟
3) آيا نهاده هاي موردنياز (بذر ، كود ، سم ، و …) به اندازه كافي و به قيمت مناسب براي دو ميليون خانواده وجود دارد؟
4) آيا همه خانواده ها امكان استخدام سرايدار (نگهبان و يا باغبان) براي نگهداري و مراقبت از باغ خويش در ايام غيرتعطيل (كه ايشان در شهر به سرمي برند) دارند ؟
5) آيا همه خانواده ها ، پس انداز كافي براي ساخت و ساز (حصاركشي و ديوار كشي ، ايجاد 100 متر بناي مسكوني ، ايجاد استخر و سيستم آبرساني براي درختان، كاشت نهال و …) و آباد نمودن زمين خويش را دارند و يا اينكه قرار است نه تنها زمين رايگان به هر خانواده واگذار شود بلكه آموزشهاي لازم براي كشاورزي و باغداري را به ايشان داده و تسهيلات بانكي كم بهره نيز براي ساخت و ساز و آباد نمودن زمين (واگذار شده) فراهم شود ؟ اگر جواب مثبت است از چه محلي؟
6) آيا قرار است هر خانواده به ميزان مصرف خويش ، توليدات باغي و صيفي داشته باشد يا اينكه قرار است مازاد بر مصرف خويش را به بازار عرضه نمايد ؟ (براي تامين بخشي از هزينه هاي جاري ناشي از نگهداري باغ و ويلاي كوچك خويش). در اين صورت آيا پيش بيني لازم براي مكانيزم بازاريابي و عرضه محصولات توليدي ايشان شده است ؟ زيرا براي پدر خانواده داراي مشغله كاري كه براي تفريح و فراغت به كار باغداري پرداخته است مقرون به صرفه نيست كه خودش به دنبال بازاريابي و عرضه محصولاتش باشد .
7) آيا اين طرح شامل افراد مجردي كه سني از ايشان گذشته ولي بدلايلي نتوانسه اند خانواده تشكيل دهند يا بانوان سرپرست خانوار را نيز شامل ميشود؟
هـ) لزوم پيش بيني مكانيزم هاي لازم براي تداوم اين طرح :
1) براي پيشگيري از سوء استفاده هاي احتمالي (رانت خواري و دلالي زمين)، چه راهكارهائي پيش بيني شده است ؟
2) براي تداوم طرح تا حداقل سه نسل بعد، چه تمهيداتي پيش بيني شده است ؟ اگر بنا باشد كه هر خانواده هزار متر زمين خود را دستكاري (تخريب) نموده و از حالت مرتع طبيعي خارج نمايد و پس از مدتي آن را رها نمايد، ديگر برگشت آن عرصه به حالت طبيعي سابق، غيرممكن است .
3) آيا فوت سرپرست خانواده سبب تقسيم زمين بين وراث و تبديل آن به ويلاي مسكوني در آينده نخواهد شد؟
4) چه تضميني وجود دارد كه اعضاي خانواده هر هفته به زمين (باغ) خويش سركشي نمايند و از آن درست نگهداري كنند. در هفته هاي اول ممكن است رفتن به باغ جاذبه داشته باشد ولي با توجه به روحيه تنوع طلبي بشر ، آيا خانواده ها به سرعت خسته نخواهند شد. آيا فرزندان خانواده نيز پدر و مادر علاقمند خويش را همراهي خواهند نمود ؟ آيا خانواده ها دو قسمت نمي شوند (بعنوان مثال، پدر و مادر به باغ رفته ولي فرزندانشان در شهر و در پارتي هاي دوستانه خويش شركت نمايند) ؟ آيا بجاي تقويت بنيان خانواده، كانون گرم خانواده (در اثر اختلاف نظر بين والدين و فرزندان) از هم نخواهد پاشيد؟
سخن آخر اينكه، به نظر مي رسد كه بررسي اين طرح نياز به يك مطالعه همه جانبه فني ، اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي ، امنيتي ، آموزشي ، كارآفريني ، بازاريابي ، بهداشتي – درماني و … دارد و از آنجائيكه مسئولين محترم نظام به دنبال انجام كارهاي اصولي بوده و به شدت از ايجاد اميد واهي و يا دادن وعده هاي توخالي پرهيز ميكنند، مطمئناً در بررسي و تصويب اين چنين طرحهاي مهمي، دقت و حساسيت بيشتري معمول خواهند كرد.
يادداشت از: يك كارشناس منابع طبيعي