خواب و دستهاي آلوده !

  چاپ   15 , آذر , 1387 ساعت 9:08 ب.ظ  

يونس رنجكش-در دو روز گذشته استان گيلان لحظات دلهره آميزي را پشت سر گذاشت كه هرلحظه اتفاقي ناگوار، هستي بخشي از مردمان اين سرزمين را در كناره هاي رودخانه سفيد رود تهديد مي كرد.


احتمال شكسته شدن سد خاكي فراز بند بيجار كه به عنوان سدي انحرافي براي انتقال آب مسير رودخانه سفيد رود واقع در منطقه رودبا رگيلان پيش بيني شده بود تا از اين طريق راهي براي اجراي پروژه سد بيجار فراهم و سد اصلي احداث شود، بر اثر شدت بارش باران احتمال سر ريز شدن اين سد مي رفت .
و اين حادثه مي رفت تا فاجعه اي جدي در گيلان به وجود آورد و شايد اين فاجعه چيزي دردناك تر از سيل گلستان در چند سال گذشته كه در چنين حالتي اتفاق افتاد و يا سيل يك دهه پيش ماسوله كه موجب كشته شدن بسياري از هموطنانمان شد، بود.
به هرتقدير يكي از دلايل بروز اينگونه حوادث ،ناديده گرفتن استاندارد هاي ساخت با توجه به شرايط محيطي و همچنين طولاني شدن زمان احداث پروژه هاي مهم عمراني چون سد بيجار است كه ريشه در نوع مديريت هاي اعمال شده در اين زمينه و بهره ناگيري از خبرگان و مهندسين كارآزموده و مديريت صحيح در آن دارد.
هرچند كه در اين ميان يكي از دلايل مهم بروز سيل هاي خطر آفرين از بين رفتن منابع طبيعي و تخريب بسترهاي رودخانه ها است كه نبايد آن را از ياد برد و در بروز سيل هاي اخير از تالش گرفته تا شهرهاي شرق استان گيلان و حادثه اخير را بايد در بهره برداري هاي نامناسب از اين منابع عنوان كرد كه باز به مديريت حاكم بر اين استان برمي گردد كه سال ها بدون دقت كافي در اين زمينه تيشه به ريشه استان گيلان زده اند و در خواب هاي غفلت گونه خود موجب آلايندگي محيط زيست و نابودي منابع طبيعي و بازگذاشتن دست هاي آلوده بهر برداران غير مجاز از محيط طبيعي و منابع آن شده اند كه سرانجام آن تخريب و نابودي و در خطر قرار گرفتن جان و مال مردم بينوا است.
همانگونه كه مديريت هاي گيلان اين توان را دارند تا با فراخواني به موقع و ضربتي و بسيج امكانات در مواقع بحراني به ارايه خدمات بپردازند، اين سوال پيش مي آيد كه چگونه است كه همين مديريت از بسيج امكانات و استفاده از اختيارات براي پيشگيري بروز اينگونه حوادث كه ريشه در برداشت هاي غيرمجاز و بهره كشانه از محيط طبيعي و منابع ان دارد، قادر به هيچ اتفاقي نيست.
اما در اين حادثه بايد يك دست مريزاد به استاندار گيلان گفت كه با حضور به موقع خود در منطقه و اعمال مديريت پيشگيرانه
تا حدي از بروز اين حادثه و خطرات احتمالي آن جلوگيري كرد.
البته قهرماني از زمان حضورش در يكسال گذشته در گيلان با سه بحران جدي از برف سنگين سال 86تا خشكسالي و سيل هاي غرب گيلان و فاجعه سد بيجار در سال جاري روبرو بود و بايد گفت در هر سه بحران با مديريت به موقع خطرات آنها را كاهش داد.
هرچند كه اينگونه اقدامات مسكني بيش براي گيلان نيست و بايد درمان اساسي را پيدا كرد، به استاندار گيلان توصيه مي شود
همانگونه كه در اين بحران ها نشان داده اند مدير توانمندي هستند، در پيشگيري از بروز اتفاقات ناگوار اينچنيني بويژه فاجعه هاي زيست محيطي گيلان نيز قدرت مديريت پيشگيرانه خود را به نمايش بگذارند تا در آينده كمتر شاهد بروز اينگونه حوادث خطر آفرين در اين استان باشيم.
خطر فاجعه سد بيجار تا زماني كه اقدامي اساسي و ضربتي براي تكميل اين پروژه كه از زمان دولت هاشمي رفسنجاني در گيلان ساخت آن مطرح و اجرايي شده و حدود دو دهه از آن مي گذرد و تاكنون سه رييس جمهور و پنج دولت و چهار استاندار متولي ساخت آن در اين استان شده اند، نشود،همچنان بايد منتظر آن بود.
پس آنچه امروز بيش از همه نياز آن ضروري است بسيج كليه امكانات و تجهيزات و اعتبارات براي تكميل اين پروژه مهم در تامين آب زراعي و شرب گيلان است كه مي تواند نقش مهمي در فرايند توسعه اين استان داشته باشد زيرا اين آب هايي كه پس از هر بارش نصيب گيلان مي شود و بي هيچ استفاده اي راه به دريا مي يابد مي تواند هرچه سريعتر در مسير شكوفايي و آباداني گيلان قرار گيرد و حاشيه نشينان رودخانه هاي گيلان هم در تهديد امنيت جان و مال خود نباشند.

نظر بدهید