- نیکان املش - http://nikanamlash.ir -

مردم مي فهمند

سيد علي رضا جواد پور-آنهائيكه خود را متولي آب و نان و همه چيز مردم مي دانند چرا به جاي گزارش اقدامات انجام شده مرتب در شيپور مخالفت مي دمند و به جاي آنكه به كمك همين مديران اجرايي در پي مطالبات حقه مردم از مركز نشينان باشند پي درپي از تربيون هاي استان بناي مصاحبه و حرف زدن را گذاشته اند …


سيد علي رضا جواد پور
مردم مي فهمند
و سكوتشان سرشار از ناگفته ها ست !
مدتي است كه قلم برسفيدي كاغذ ندوانيده ام و اينها را شايد به اصراردوستي مي نويسم كه مرا به تحمل و تأمل واداشت ، در اين زمانه عسرت كه زندگي از دهليز تنگ و تاريكي در گذر است و من بايد به قول شاعر “جوري از كنار زندگي بگذرم كه نه پاي آهوي بي جفت بلرزد و نه اين دل ناماندگار بي سامان” اما باور كنيد وقتي به درنگ پيرامونت رامي نگري و ستمي كه به ناروا براين مردم و سرزمين بهشت گونه شان مي رود ، مي بيني ،نمي تواني سكوت كني و براستي كه :
گاهي نمي توان به خدا حرف درد را
باخود نگاه داشت و روز معاد زد
يادش بخير ايام جواني و تحصيل از محفل بزرگي برمي گشتم ، دوستي پرسيد : چه خبر ؟ گفتم : بحث عرفان بود و عرفان نماها و آنهائيكه دكان باز كرده اند !
دوستم كه خود صاحب رأي بود با پوزخندي گفت : جالب است آنها كه خود دكان بازكرده اند ، مي گويند ديگران دكان بازكرده اند !! .
حالا حكايت اين دوستاني است كه امانتي از مردم بدست گرفته اند و يا آنهائيكه تربيون خاصي در اختيار دارند و مرتب هر هفته منشور چند صفحه اي قرائت مي كنند و چندين ساعت سفيدي كاغذ روزنامه ها را سياه مي كنند جالب آنكه چقدر كودكانه و ناشيانه روي دست هم كپي مي زنند و هركدام تلاش مي كنند تصويرشان بيشتر از ديگري در مطبوعات چاپ شود .
مسئوليت ذاتي خود را بدست بادهاي فراموشي و نسيان سپرده اند و به جاي قانونگذاري و توصيه به تقوا و پرهيزگاري مرتب از چيزهايي مي گويند كه خود كمترين آگاهي از چرايي و چگونگي آن ندارند و بدون بهره داشتن از خردك تخصص و تجربه اي در هرزمينه اي اظهار نظر و افاضه مي كنند
آنهائيكه خود را متولي آب و نان و همه چيز مردم مي دانند چرا به جاي گزارش اقدامات انجام شده مرتب در شيپور مخالفت مي دمند و به جاي آنكه به كمك همين مديران اجرايي در پي مطالبات حقه مردم از مركز نشينان باشند پي درپي از تربيون هاي استان بناي مصاحبه و حرف زدن را گذاشته اند آيا تا به حال ديده يا شنيده ايد كه در مصاحبه اي بگويند : موضوع چاي را خودم پيگيري كردم و اينگونه شد ، و يا مسئله فلان كارخانه را خودم با وزارتخانه صحبت كردم و مشكل كارگران حل شد .
مي پنداريد مشكل و معضل تقاطع غير همسطح جانبازان را فقط شما مي بينيد ! ، گرفتاري چايكاران و صنعت چاي را فقط شما مي دانيد ! و نابساماني هاي كارخانه داران و كارگران حوزه صنعت فقط شمارامي آزارد ! غافل از آنكه مردم ما بهتر از هركسي كجي و ناراستي ، كسري و كوتاهي و ناكارآمدي شما و مديران را تشخيص مي دهند همانطور كه با عمق جان توانايي ها و قدرت مديران را در مهار بحران سفيد – برف – و خشكسالي درك مي كنند . باوركنيد مردمان بهتر از كسي مي بينند ، مي فهمند و مي دانند و سكوتشان سرشار از ناگفته هاست .
راستي آنقدر غافليد كه سكوت مردم فهيم و ولايتمدار گيلان را نفهميدن و ندانستن معنا مي كنيد و حالا كه تقّي به توقّي خورده و شما از ميان همين مردم و با رأي همين مردم انتخاب شده ايد و يا با چند كلاس درس تريبوني را در اختيار گرفته ايد فكر مي كنيد ديگران هيچ نمي دانند ، امروز كه پايتخت نشين شده ايد مردم را نادان و شهرستاني مي پنداريد و از آن بالا بقول تلويزيوني ها ” لوانگل” به مردم نگاه مي كنيد مردمي كه ولي نعمت شما هستند ، باور كنيد ، سكوت سرشار از ناگفته هاست .
آورده اند كه روزي شيخ ابوسعيد ابوالخير بربالاي منبر شد و گفت : در راه كه مي آمدم همه گوهر بود چرا برنمي چينيد ، رفتند ، گشتند و هيچ نيافتند و گفتندهيچ نديديم ، فر مود : خدمت ! خدمت !
باور كنيد با خدمت مي توان در دلهاي مردم جا كرد نه با كوك ساز مخالف كه جز تشت رسوايي چيزي ندارد .
آيا عالم محضر خدا نيست ؟ ! بياييد برگرديم و در اين مجال خدمتگزاري كه امروز براي ما فراهم است نهايت بهره را ببريم ، بياييد به اصل ايمان برگرديم ، به آب به آيينه به قرآن برگرديم .”الم يعلم بان الله يري ” روز ” تبلي السراير” نزديك است و فردا در محضر عدل الهي بايد پاسخ گوي تمام اعمال و رفتار و گفتارمان باشيم و انشاء ا… شرمنده خون شهدا و امام شهيدان و اين مردم ولايتمدار نباشيم . آمين/گيل نيوز