- نیکان املش - http://nikanamlash.ir -

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي امروز

روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه برخي از انها در زير مي‌آيد.

 

كيهان:عادت مي كنيد!

«عادت مي كنيد!»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن مي‌خوانيد؛تلاش براي حداكثري كردن فشار بر ايران درست در شرايطي صورت مي گيرد كه فشار بر غرب در منطقه حداكثر شده است. عيني ترين ارزيابي ها درباره شرايط منطقه حاكي از آن است كه مجموعه تحولات در حال پيش روي به سمتي است كه آمريكايي ها آن را روي كار آمدن عناصر نامطلوب مي خوانند.

درست كه آمريكا چند ماه است تلاش مي كند از طريق ارتباط گيري با انقلابيون منطقه، وادار كردن ديكتاتورها به اصلاحات صوري و خارج كردن فرايندهاي انقلابي از كف خيابان روند اين انقلاب ها را مديريت كند ولي نتيجه به هيچ وجه آن چيزي نيست كه آمريكايي ها مي خواستند. منطقه در حال اسلامي تر شدن است و كساني روي كار مي آيند كه خواهان جمع شدن همه بساط غرب -بساطي كه ظرف حدود يك قرن پهن شده- هستند.

اگر كسي بخواهد عمق خسراني را كه آمريكا در اثر انقلاب هاي منطقه گرفتار آن شده دريابد كوتاه ترين راه اين است كه به ادبيات اسراييل در اين باره مراجعه كند. بيش از 6 ماه است كه هيچ مقام اسراييلي درباره اين موضوع سخن نگفته الا اينكه از آينده آن ابراز ترس كرده است. مهم ترين نگراني اسراييلي ها آن است كه ديكتاتورهاي منطقه كه به مدت چند دهه به مثابه سدي در مقابل خشم فزاينده و بي امان مردم منطقه عليه صهيونيسم عمل مي كردند، اكنون ديگر از بين رفته اند.

مهم ترين سوال براي امنيت رژيم جعلي اسراييل اين است كه از اين به بعد چه كسي اين نفرت تاريخي را مهار خواهد كرد؟ و اگر نتوان سدي بر سر راه اين خشم بي امان كشيد، آن وقت چه بر سر موجوديت رژيم نيمه جان صهيونيستي خواهد آمد؟مدتي در اوايل كار، صهيونيست ها سعي مي كردند بگويند ماجراي انقلاب هاي منطقه اساسا به آنها ربطي ندارد.

بسياري از مقام هاي رژيم صهيونيستي و در راس آنها نتانياهو و باراك اصرار داشتند كه ريشه انقلاب هاي منطقه مسائل اجتماعي و اقتصادي و حداكثر روحيات ضد ديكتاتوري مردم است و اين انقلاب ها ربطي به ضديت مردم منطقه با آمريكا و اسراييل ندارد. به همين دليل بود كه عاموس يادلين رييس سابق اطلاعات نظامي اسراييل -كه به دليل ناتواني از پيش بيني اين تحولات بركنار شد- در همان ماه هاي آغازين تحولات منطقه در دانشگاه تل آويو سخنراني كرد و گفت اسراييل بايد از اين تحولات استقبال كند چرا كه بهار عربي منجر به روي كار آمدن دولت هاي دموكراتيك در منطقه خواهد شد و دموكراسي ها در كل نسبت به جنگ بي ميل هستند.

اشتباه يادلين اين بود كه حاضر نبود خود را با اين مسئله درگير كند كه آن مردمي كه بناست دموكراسي هاي آينده در منطقه را بسازند چه كساني هستند و چگونه فكر مي كنند. اين تحليل كه دموكراسي در منطقه به نفع آمريكا و اسراييل است تنها زماني صحيح خواهد بود كه مردم منطقه كاملا سكولار شده و روحيات و باورهاي ديني خود را از دست داده باشند. در واقع منظور آمريكايي ها و اسراييلي ها هم وقتي از دموكراسي سخن مي گويند چيزي جز اين نيست كه نوعي نظام سكولار كه فرهنگ ليبراليسم را در دستور كار خود قرار داده و در اقتصاد كاپيتاليستي رفتار مي كند بر سر كار باشد. در تعريف آمريكايي و اسراييلي از دموكراسي باور ارتدوكس «بايد اكثريت حاكم باشد» چندان جايي ندارد همچنان كه همين الان هم در آمريكا كه خود را بزرگترين دموكراسي جهان مي خواند اكثريت حاكم نيست و يك اقليت يك درصدي بر 99 درصد مردم حكومت مي كنند.

زمان زيادي طول نكشيد تا عمق اشتباه تحليل يادلين آشكار شود. مئير داگان رييس سابق موساد كه مدت هاي طولاني در راس شنيع ترين جنايت هاي اسراييل عليه مردم منطقه بوده و بهتر از هر كسي از عمق نفرت اين مردم نسبت به اسراييل آگاه است، نخستين كسي بود كه زنگ خطر را