حدیث عشق و عاشقی در میان آدمیان حدیث صد من است و عاشقان دنیای مجاز نامی دارند و مقامی، لیلی و مجنون، شیرین وفرهاد، ویس و رامین و… اما راز دلدادگی به حسین سرّی است بس عجیب که عقل آدم نمایان در ظاهر آن مانده و گفتن از آن کار کسی جز اهل معرفت نیست.
حسین بچه محل ما نیست اما اونو از وقتی میشناسم که باشگاه میرفتم، بابای او سرمربی تیم ما بود، حسین یک پسر خوشتیپ و خوش هیکله که وقتی میبینیش ناخوداگاه محبتش به دلت میشینه اما وقتی که باهاش همدم میشی حس ترحمت به حال او گل می کنه و پیش خودت میگی خدایا شفاش بده!
حسین یه بچه استثناییه، از بچههای ناتوان ذهنی. اما چیزی که باعث شده حسین سوژه این گزارش بشه راز دلدادگیه، راز دلدادگی که عقل ما آدم نماها هر چقدرم که زور بزنه نمیتونه بفهمه راز و رمز بین حسین و حسین(ع) چیه.
حسین از اونا به قول ما دیوونههاییه که خداییش دیوونه است اما دیوونهای که عاشقه، هر وقت که مسجد میرم حسینم اونجاست، پای ثابت نماز جماعت های مسجد، نمازاشم که کلی سوژهس، وسط نماز راه میره، حرف میزنه، احیانا اگر بچه ای صحبت کنه ساکتش میکنه، توی سجده هم اوضاع و احوال اطرافشو خوب کنترل میکنه و…
علاقه بدجوری به تسبیح و انگشتر داره، میشه گفت تسبیح و انگشترباز حرفهاییه، انگشتر یا تسبیح درست و حسابی که دست کسی ببینه محاله مفت از دستش در بره حتی اگر اون تسبیح و انگشتر مال امام جماعت مسجد باشه، یه لحظه که آدم غافل بشه حسین تک خودشو زده بعدشم الفرار. عبدالحسین دوستم می گفت یه گونی انگشتر و تسبیح تو خونه داره.
حسین روابط عمومی خاصی داره با زن و بچه، پیر و جوان، کوچیک و بزرگ رفیقه، مسجدی و غیر مسجدی هم نداره، هر کی رو که ببینه یه سلام علیک مشتی مهمونش میکنه.
شب های محرم که میشه، «حسین» حسینی میشه، دو آتیشه و خالص و پاک، زنجیر را که بالا میبره با کرشمهای خاصی روی شونههاش پایین میاره که هر کی دقت کنه حرارت ملیحی توی دلش میشینه، هیئت که راه می افته فرمان گاری سیستم صوتی باید توی دست های حسین باشه چون به کسی دیگه ای اجازه نمی ده که این کارو بکنه حالا اینم خودش یه مصیبتیه که دو نفرو باید بذاری کنار حسین که کمتر چپ و راست بره!
بهش گفتم حسین چرا عزداری می کنی یه نگاهی بهم کرد که مونده بودم چکار کنم فهمیدم که «چون ندانی که ندانی هیچ ندانی» با همون سادگی خاصش گفت خیلی دوسش دارم، بازم رندی کردم و گفتم چرا دوسش داری؟ یه جمله گفت که آتیش زد، خیلی مهربونه!
اون شب حاج آقای حسنی که هر ساله از یزد به مسجد آقا موسی بن جعفر(ع) برای تبلیغ دهه اول محرم میاد حال دیگه ای پیدا کرده بود و کمتر کسی فکر می کرد که بانی حال خوش مجلس شب عاشورای حسینی، حسین شیرین عقل باشه.
حاج آقا با بهت و سوز خاصی گفت خیلی چیزا رو خونده بودم و شنیده بودم از عشق و محبت خوبان و بزرگان تا مردم کوچه و بازار به امام حسین و توسلات اونها به امام(ع) اما امشب حسین قبل از اینکه بیام داخل مسجد چیزی گفت که منو حیرون کرد.
حاجی حسنی گفت حسین جلومو گرفت و پرسید: حاج آقا امام حسین(ع) می تونه همه رو خوب کنه؟ بهش گفتم آره! گفت: یعنی میتونه منم خوب کنه؟ گفتم آره، گفتش پس حاج آقا امشب بالا منبر دعا کنید امام حسین(ع) منم خوبه کنه، بهش بگید دوسش دارم!
***
خدایا حسین عاقل است یا دیوانه؟! این چه سرّی است که اینچنین عالمیان را واله و شوریده کرده، خدایا مگر حسین(ع) کیست که نبی در وصف محبتش می گوید «ان للحسین محبة مکنونة فى قلوب المؤمنین[1]» در کانون دلهاى مؤمنین، محبتى نهفته و ویژه نسبت به حسین(ع) وجود دارد.
خدایا حسین(ع)از کدامین خلایق توست که حتی دشمنانش نیز در دل محبت او بدل دارند و چه زیبا فرزدق می سراید: «دلهایشان با او بود، اگر چه بر اثر دنیا پرستى شمشیرهایشان بر روى او کشیده شد».
خدایا از شصت و یک قمری تاکنون سالها میگذرد و در این سالها بیشمار از بندگات چهره در خاک نهان کرده اند ولی نام و یادی از آنها نیست اما عزای حسین(ع) بگونهای است که سیهپوشانش خود را بر پیکر او حاضر می بینند و چنان بر سر و سینه می زنند که انگار لحظه ای است که ارباب و سرورشان آسمانی شده است.
شاید این کلام ذرهای از راز مشتاقی را فاش کند: «پروردگار عالم روی رحمتی که به مخلوقات خود دارند محبت امام حسین را در ذات همه اشیا و موجودات عالم قرار داده است. سر این که بکت له جمیع السموات و الارض مربوط به این است که این محبت موجودات یک قضیه تکوینی است و اگر الآن کسی است که این محبت امام حسین را در ظاهر ندارد این از روی غفلت است و نه تنها انسانها بلکه همه موجودات عالم و حیوانات در شب عاشورا برای امام حسین(ع) گریه می کنند[2]».
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن / ز غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری / شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
پینوشتها:
1. حماسه حسینى، استاد شهید مطهرى، ج 3 ص 247
2. حجتالاسلام معمار منتظر
گزارش از؛ محمود جلیلیان
* ویژهنامه محرم و صفر خبرگزاری فارس/160