«سال 90، سال مردم» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن ميخوانيد:
سال 1390 هجري شمسي، واپسين روزهاي خود را سپري ميكند. زمستان به نفسنفس افتاده است و صداي بهار را كه چون نسيمهايش ملايم است و نشاطبخش، ميتوان شنيد.
سال 90 براي كشورهاي مختلف جهان سال پرماجرايي بود؛ قحطي سومالي، بحران اقتصادي در اروپا، حركت اعتراضي معروف به جنبش وال استريت در آمريكا، اعتصابات و درگيريهاي كمسابقه در اروپا خصوصا درگيريهاي شديد بين پليس و مردم لندن، ادامه دومينوي سقوط ديكتاتورهاي كشورهاي شمال آفريقا و خاورميانه، ادامه اعتراضات مردم مظلوم بحرين، اخراج نظاميان آمريكا از عراق، مرگ رهبر كره شمالي و رياست جمهوري دوباره پوتين، بخشي از اين فهرست بلندبالاست.
اما در كشور خودمان سال، سال جهاد اقتصادي بود و فرصتي براي برداشتن يا حداقل زمينهسازي براي گامهاي بلند اقتصادي، اما اتفاقاتي افتاد كه حداقل به لحاظ رواني با نامگذاري امسال همسويي نداشت.
فساد بزرگ بانكي، افزايش افسارگسيخته قيمت ارز و سكه طي چند روز و افزايش قيمتها از جمله آنهاست، ولي اين همه واقعيت نيست؛ در كنار يا پشت اين رويدادهاي ناميمون، اتفاقات ارزشمندي افتاد كه ميتوان آنها را همسو و در راستاي جهاد اقتصادي ارزيابي كرد. دستاوردهاي ارزشمند علمي و فناوري در عرصههاي مختلف، عزم نظام براي مجازات عاملان فساد اقتصادي و خصوصا پرونده فساد بزرگ بانكي، مهار بازار ارز و سكه هرچند با تاخير و برنامهريزيها و اقدامات گسترده و كارساز براي ناكارآمد كردن تحريمهاي شديد آمريكا و متحدانش عليه كشورمان، در اين فهرست قرار ميگيرند.
در سال 90 همچنين حوادث تلخ انفجار پادگان بيدگنه و شهادت سردار دانشمند تهراني مقدم و ترور دانشمندان هستهاي، قلب ملتمان را جريحهدار كرد؛ اما دستاوردهاي بزرگ و ارزشمند در صنايع دفاعي كشور، صنايع هوا فضا و فناوري هستهاي مرهمي بود بر اين جراحت و پيامي آشكار به همه خصوصا دشمنان كه اين حوادث نهتنها وقفهاي در پيمودن راه پرافتخار ايران اسلامي ايجاد نميكند؛ بلكه عزم و اراده مردم و مسوولان را در تداوم اين راه، استحكام ميبخشد. در سال 90 چالشها و دغدغههاي سياسي داخلي هم داشتيم؛ از خانهنشيني 11 روزه رئيسجمهور به قرائتي و دوركاري 6 روزه وي به قرائت ديگر گرفته تا برخي بداخلاقيها و بدرفتاريها بين قواي سهگانه خصوصا دولت و مجلس. اما در روي ديگر سكه همدليهاي فراوان قوا و تشريك مساعي آنها براي رتق و فتق امور را هم تجربه كرديم.
از همه اينها كه بگذريم، در بين همه حوادث تلخ و شيرين سال 1390، حضور مردم و ايستادگي آنها پاي انقلابشان ماجراي ديگري داشت. حضور پرشكوه و گسترده در سي و سومين سالگرد انقلاب اسلامي و مشاركت باشكوهتر و حماسهگونه در انتخابات 12 اسفند يكبار ديگر خون تازهاي به شريانهاي انقلاب اسلامي تزريق كرد و دوستان انقلاب اسلامي را خشنود و اميدوار و دشمنان را مايوس و دلسرد كرد. آنچه از سوي مردم در بهمن و اسفند به نمايش گذاشته شد، يك بار ديگر سالاري مردم بود كه آنها را سرآمد سال 90 كرد.
تلخ بود و شيرين، هموار بود و ناهموار و فراز بود و فرود مثل هميشه، اما در وراي همه اينها لطف و عنايت الهي، تدبير و راهبري امير قافله و اراده و عزم محكم مردم، راهگشا بود و هدايتگر و اميدآفرين باز هم مثل هميشه.
كيهان
«بسيج، مرد اين ميدان است» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
1- ميگويند – و به طنز ميگويند- يكي از نامزدهاي نمايندگي مجلس يا رياست جمهوري در نطق انتخاباتي خود خطاب به مردم وعده ميداد كه «اگر بنده را انتخاب كنيد با ماركسيسم، امپرياليسم، سوسياليسم، اومانيسم، فمنيسم و اپورتونيسم به شدت مقابله ميكنم و به هيچكدام از آنها فرصت و اجازه نميدهم در آرامش و رفاه مردم كمترين خدشهاي پديد آورند»! در اين هنگام، پيرمردي رنجور از ميان جمعيت برخاست و خطاب به آقاي كانديدا گفت؛ «پيشاپيش از مبارزه بي امان حضرتعالي با همه ايسمهايي كه اشاره فرموديد تشكر ميكنم ولي كاش براي روماتيسم بنده هم كه بدجوري آزارم ميدهد فكري ميكرديد و برنامهاي داشتيد»!
ديروز جناب آقاي رحيمي معاون اول محترم رئيس جمهور كه در جلسه كارگروه تنظيم بازار شركت كرده بود با انتقاد شديد از افزايش قيمت برخي از كالاهاي مورد نياز مردم در بازار، گفت «كار به جايي رسيده كه ديگر بايد با عوامل گراني برخورد كنيم»!
2- اين اظهارنظر جناب رحيمي نشانه آن است كه از نگاه ايشان به عنوان معاون اول رئيس جمهور، اولاً؛ گراني غيرطبيعي برخي از كالاهاي مورد نياز مردم در بازارها، يك واقعيت است و البته آزاردهنده. ثانياً؛ دولت محترم نه فقط عامل اين گراني نيست و در آن نقشي ندارد بلكه از وجود آن ناخشنود و نگران نيز هست. و ثالثاً؛ برخورد با عوامل گراني و مقابله با اين پديده پلشت وظيفه دولت است و يا دستكم اين كه؛ بخشي از آن برعهده دولت محترم است و جناب آقاي رحيمي با درك اين وظيفه است كه ميگويد «كار به جايي رسيده كه ديگر بايد با عوامل گراني برخورد كنيم» و رابعاً؛ اين اظهارنظر معاون اول محترم رئيس جمهور حاكي از آن است كه دولت محترم تاكنون براي مقابله با گراني اقدامي نكرده است و يا در انجام آن بخش از وظيفهاي كه در برخورد با گراني برعهده داشته، كوتاهي ورزيده است. چرا. . . ؟!
پاسخ اين سؤال را نه فقط از دولت بلكه از ساير مراجع و مسئولان ذيربط ديگر نظير دستگاه قضايي، مجلس شوراي اسلامي و چند كانون و مركز ديگر نيز بايد جستجو و مطالبه كرد.
3- اولين سؤال- شما بخوانيد گناه- مراجع ياد شده، اعم از دولت و مجلس و دستگاه قضايي آن است كه چرا از گراني اين روزها و زحمت آفريني آن براي مردم و مخصوصاً تودههاي مستضعف و اقشار كم درآمد كه به قول حكيمانه حضرت امام(ره) ولي نعمتهاي مسئولان هستند، غافل بودهاند؟ آيا چرخه زندگي آنان به گونهاي است كه هرگز با پديد گراني روبرو نميشوند؟! و يا درآمد آنها در حد و اندازهاي است كه هيچ كالاي گراني براي آنها «گران» نيست؟!
در اينجا بي آن كه قصد سرپوش نهادن بر واقعيتها و ناگفته ماندن گفتنيها در ميان باشد ميتوان و به جرأت بايد گفت كه اكثر قريب به اتفاق مسئولان نظام، از دولتمردان گرفته تا نمايندگان مجلس و صاحب منصبان در دستگاه قضايي، افرادي دلسوز، مردم دوست و داراي زندگي عادي و معمولي هستند و البته تعدادي از آنها نيز حساب جداگانهاي دارند كه اميد است به حساب آنها رسيدگي شود! و. . . بنابراين غفلت آنان از «گراني» و بي توجهي يا كم توجهي آنها نسبت به اين پديده ناهنجار و آسيب رسان از كجا ريشه ميگيرد؟!
4- ابتدا نگاهي به نرخ كنوني خدمات و قيمت كالاهاي مورد نياز مردم بيندازيد و سپس آن را با نرخ همين خدمات و قيمت همين كالاها در -مثلاً- دو يا سه ماه قبل مقايسه كنيد. آيا ميتوان افزايش نه فقط بي رويه، بلكه افزايش جهشي نرخ برخي از خدمات و قيمت بسياري از كالاها و اجناس مورد نياز مردم را ناديده گرفت؟ به يقين نه، سؤال بعدي آن است كه آيا اين گراني لگام گسيخته براي مردم و مخصوصاً تودههاي مستضعف و اقشار كم درآمد جامعه، دردسرآفرين نيست و آنان را تحت فشار ناخواسته و دعوت نشده قرار نميدهد؟ پاسخ اين سؤال بدون كمترين ترديدي «مثبت» است. اكنون بيشترين دغدغههاي اعلام شده برخي از مسئولان ذيربط در دولت، مجلس و دستگاه قضايي را طي همين سه ماه گذشته مرور كنيد.
آيا نشانه درخور توجهي از دغدغه آنها نسبت به گراني كه يكي از اصلي ترين دغدغههاي مردم بوده است مشاهده ميكنيد؟! سخن اين نيست كه آنان غم ملت و نگراني براي دغدغه مردم ندارند، بلكه چنان در برخي از امور- تأكيد ميشود كه فقط برخي از امور- مشغول شدهاند كه فراموش كردهاند نبايد دغدغه مردم را فراموش كنند! از مدعيان اصلاحات و همراهان فتنه آمريكايي – اسرائيلي 88 انتظاري نيست، چرا كه آنها در همان هنگام كه دولت و مجلس را يكجا قبضه كرده بودند با كمال وقاحت- كه اسناد مكتوب و مضبوط آن موجود است و قابل انكار نيست- مردم محروم و مستضعف را به سخره گرفته و آنان را «لشكر قابلمه به دست ها»! ميناميدند و يا وقتي از نياز مردم سخني به ميان ميآمد، با اهانت به ملت شريف اين مرز و بوم و از پشت تريبون مجلس اعلام ميكردند «مردم ايران عادت دارند كه اگر مرگ موش هم توزيع شود براي آن صف ميكشند»! آنها همه توان به يغما برده از مسئوليت را به دريوزگي پاي آمريكا ريخته بودند و امروزه ميبينيد و ميبينيم كه بسياري از همان دريوزه ها، آشكارا در خدمت مثلث آمريكا و اسرائيل و انگليس به كاسه ليسي مشغولند. از آنها انتظاري نبوده و نيست، بلكه سخن با مسئولان عزيز اصولگرا در ميان است همراه با گلايهاي دوستانه از آنان.
5- طي نزديك به 3 ماه گذشته كه بازه زماني مورد نظر اين وجيزه است، نمايندگان محترم ملت در نطقهاي پيش از دستور خود چه وزن و مقداري براي مقابله با «گراني» و اين دغدغه آسيب رسان قائل بودهاند؟! و يا در نطقهاي انتخاباتي و تبليغات مكتوب و شفاهي خويش، بهاندازه يك چندم آنچه در تعريف از خود- و بعضاً نفي رقيب- مايه ميگذاشتند، براي مقابله با دغدغه ياد شده مايه گذاشته و يا دغدغه داشتند؟!
خراسان
«طرح سوال از مجلس» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم بهروز بيهقي است كه در ان ميخوانيد:
حال که با برگزاري انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي، اکثريت منتخبان ملت در اين دوره مشخص شدهاند، ميتوان با نقد عملکرد مجلس هشتم خواستار آن شد که نمايندگان مجلس نهم نقاط قوت را تقويت و نقاط ضعف دوره پيشين را رفع کنند. از جمله نقاط ضعف مجلس هشتم که گاه بسيار مشهود و بارز بوده، آغاز پرطمطراق ارائه و بررسي طرحهايي است که افکار عمومي نسبت به آنها حساسيتهاي ويژهاي دارند، اما با گذشت مدت زماني کوتاه يا طولاني، اين طرحها چنان به محاق رفتهاند که گويي اساسا طرحي محل بحث نبوده است!
اين روزها طرح سوال از رئيس جمهور گرفتار چنان نوساناتي شده که فارغ از ضروري يا غيرضروري بودن اين طرح و حضور يافتن يا نيافتن رئيس جمهور در جلسه مقرر، (جلسه امروز مجلس) ميتوان اين سوال را پرسيد که آيا مجلس شأن خود را در پي گيري اين موضوع مهم پاس داشته است يا نه؟ پيش از انتخابات ۱۲ اسفندماه و البته قبل از آن که تعطيلات مجلس آغاز شود، با حضور نمايندگان رئيس جمهور در برخي کميسيونهاي مجلس و اظهارات اعضاي اين کميسيونها مبني بر قانع نشدن از توضيحات ارائه شده، طرح سوال از رئيس جمهور به ترجيع بند اخبار قوه مقننه بدل شود که ميتوان بر اين ادعا با رجوع به سايت خبرگزاري خانه ملت صحه نهاد.
با اين حال تنها چند روز پيش از اين که به وعده نمايندگان طراح سوال، رئيس جمهور در صحن علني حضور يابد و به سوالها پاسخ دهد، اظهاراتي مبني بر اين که شرايط زماني به مصلحت نيست و وقت اختصاص يافته به پرسش و پاسخ نامتوازن ميباشد مطرح و زمزمههايي براي ملغي شدن سوال بيان شد.
فارغ از اين که تا چه حد اين استدلالها درست باشد يا نه اما آن چه در برآيند نهايي اين رويه ميتواند محل تأمل باشد علامت سوالي است که افکار عمومي در قبال اين بلاتکليفيها و «انجام ميشود»، «انجام نميشود» ها در مقابل عملکرد مجلس قرار ميدهند؟ ممکن است فردي موافق با طرح سوال با رئيس جمهور نباشد اما اين رويه را نيز نميپسندد که وقت خانه ملت صرف اختلاف سليقهها و تغيير نظرات شود. آيا اين که مجلس هشتم گاه بر موضوعي پاي تاکيد ميفشارد و آن را علني و رسانهاي ميکند و سپس آب سردي بر تمامي روند طي شده ميريزد نشان دهنده اتخاذ تصميمهاي شتاب زده و غيرکارشناسانه در مجلس نيست؟ اگر کميت طرحي به قدري لنگ است که حتي ميتواند به نقض غرض بينجامد بهتر نيست که نمايندگان مجلس در همان ابتدا از به جريان افتادن و ايجاد توقع کردن آن جلوگيري کنند؟ آيا نمايندگان ملت از قضاوت بخشهاي قابل توجهي از ملت نسبت به عملکردهاي اين چنيني آگاهند؟
جمهوري اسلامي
«تروريسم عليه اسلام» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
شهادت امام جماعت مسجد امام رضا عليه السلام در بروكسل بلژيك در شب سه شنبه اين هفته به دست افراطيون وهابي و كشته شدن 185 سرباز يمني در هفته گذشته توسط شبه نظاميان القاعده، علاوه بر آنكه مسلمانان را اهل خشونت و انقلاب مسالمتآميز مردم يمن را در عرصه تبليغات رسانههاي غربي يك انقلاب خونين معرفي كرد و به آن انگ خشونت زد، بهانه جديدي نيز به دست غربيها داد تا اسلام را دين خشونت معرفي كنند و خوراك تبليغاتي جديدي در اختيار معاندان و دشمنان اسلام قرار داد تا هرچه ميخواهند عليه اين دين پاك بنويسند و بگويند و هر طور كه ميخواهند به نفع اهداف و مقاصد شوم خود تصميم گيري نمايند.
خبر اين بود كه در بلژيك، عدهاي وهابي به مسجدي در شهر بروكسل حمله كردند و آن را به آتش كشيدند و امام جماعت آن را به شهادت رساندند، و در يمن جمعي از اعضاي گروهك تروريستي القاعده براي تصرف يك اردوگاه نظامي در منطقه “كود” شهر زنگبار به اين اردوگاه حمله كردند و چون با مقاومت نظاميان موجود در آن مواجه شدند آنها را به گلوله بستند و 185 سرباز را به قتل رساندند. در اين درگيري 25 نفر از اعضاي القاعده نيز كشته شدند.
اين وقايع را هر چند از منظر سياسي نميتوان يك اقدام طبيعي و فاقد برنامه ريزي پيچيده سياسي برون مرزي دانست، اما علاوه بر آن بايد از منظر ديگري نيز مورد توجه قرار گيرند و به اين سؤال پاسخ داده شود كه چرا در جهان اسلام، جريانهاي افراطي و خارج از ضابطهاي وجود دارند كه با اعمال و اقدامات خود از يكطرف راه را براي بهرهبرداري قدرتهاي سلطه گر هموار ميكنند و از طرف ديگر چهره اسلام را مخدوش جلوه ميدهند؟ بيتوجهي به اين سؤال و عدم اهتمام زمامداران كشورهاي اسلامي و علما و صاحبنظران جهان اسلام براي حل اين معضل، هر روز اين زخم كاري را در بدن امت اسلامي عميقتر و كاريتر ميكند و زمينه را براي بهرهبرداري دشمنان اسلام به ويژه قدرتهاي سلطه گر مساعدتر مينمايد.
نگاهي كه از منظر سياسي ميتوان به قتل عام سربازان يمني در اردوگاه نظامي زنگبار كرد اينست كه قطعاً اين اقدام با برنامه ريزي آمريكا صورت گرفته تا چهره انقلاب مسالمت آميز مردم يمن را مخدوش نمايد و آن را خشن و خونين جلوه دهد و از اين طريق براي تحكيم پايههاي حكومت “عبدربه منصورهادي” رئيسجمهور منصوب شده خود كه در واقع ادامه حاكميت علي عبدالله صالح است تلاش نمايد. غربيها و مهرههاي دست آموز آنها در يمن اين روزها با استناد به همين كشتار سهمگين، عليه انقلاب مردم يمن تبليغات وسيعي ميكنند تا آن را برخلاف آنچه هست يك حركت خشن و خونين معرفي نمايند. اين، بخشي از بهره برداريهائي است كه آمريكا از تأسيس القاعده ميكند و اصولاً هر جا كه لازم باشد اين گروهك تروريستي را براي پيشبرد اهداف شوم و تحقق توطئههاي ضد مردمي خود بكار ميگيرد.
اين، واقعيتي است كه اكنون ملتهاي مسلمان و زمامداران كشورهاي اسلامي از آن با خبرند و موضوع پيچيدهاي نيست كه نيازمند تلاش براي اثبات باشد. آمريكا از گروهكهاي تروريستي كه ساخته و پرداخته سازمان جاسوسي “سيا” هستند در افغانستان و عراق حداكثر بهرهبرداري را براي مداخلات نظامي و ادامه حضور نظامي خود به عمل آورد و همين بهرهبرداري را اكنون در يمن دردست انجام دارد كما اينكه در كشورهاي ديگر نيز به شكلهاي مختلف از همين ابزار استفاده ميكند و برنامههاي سلطه طلبانه خود را به پيش ميبرد. ماجراي حمله به مسجد امام رضا عليه السلام در مركز بلژيك نيز از اين قبيل و در همين چارچوب است.
نكته مهم اينست كه گروهكهاي تروريستي ساخته شده توسط آمريكا همچون طالبان و القاعده و وهابيها، با پوشش ديني و با شعارهاي اسلامي عمل ميكنند و متأسفانه به همين دليل براي جوانان بياطلاع از مباني اسلامي در بسياري از كشورها جاذبه هم دارند. مهمتر اينكه اين روش افراطي موجب زاييده شدن و رشد روشهاي افراطي مشابه در كشورهاي مختلف اسلامي شده و موانع و مشكلات زيادي بر سر راه اسلام واقعي كه داراي ماهيت اعتدالي و عدالت محوري است پديد آورده است. اين، يك خطر بزرگ است كه اگر بزرگترين خطر براي اسلام در عصر حاضر ناميده شود، سخن گزافهاي نيست. جريان افراطي در هر جا مقتضي باشد دست به اسلحه ميبرد و هر كس را كه لازم بداند ترور جسمي ميكند و در هر جا كه اين شيوه را لازم نداند با توسل به تبليغات مسموم تلاش ميكند هر كس را كه لازم بداند ترور شخصيت كند. موج خشونتهاي كلامي و تبليغاتي كه اكنون بخش عمدهاي از جهان اسلام گرفتار آن است و شخصيتهاي ارزنده و خدوم را آماج تهمتها و تخريبها قرار داده تا مانع كارائي آنها شود، بخشي از همين توطئه خطرناك است.
هدف آمريكا و ساير دشمنان امت اسلامي از ايجاد و بكارگيري اين جريان در جهان اسلام، يكي اينست كه با انقلاب اسلامي ايران مبارزه كند، دوم اينكه انقلابهاي مردمي ناشي از بيداري اسلامي در كشورهاي عربي و شمال آفريقا را مصادره نمايد، سوم اينكه مانع گسترش اسلام در غرب شود و چهارم اينكه اسلام را درخانه خود يعني كشورهاي اسلامي به غربت و انزوا بكشاند. واقعيت اينست كه اسلام واقعي با آنچه اكنون از طريق افراطيون مسلمان، اعم از جريانهاي شبهنظامي مثل القاعده و طالبان و جريانهاي افراطي غيرنظامي، معرفي ميشود كاملاً متفاوت و حتي در تضاد است.
اسلام انقلابي، كه آمريكا تلاش ميكند با بهرهبرداري از جريانهاي افراطي آن را خشن و خونين و ضد دموكراتيك معرفي كند، درست برعكس آنچه در اين طراحي آمريكا وجود دارد، كاملاً صلح طلب و مردمي و ضد خشونت است. اسلام انقلابي، داراي ماهيت ضد ديكتاتوري است و چون آمريكا فقط با تكيه بر ديكتاتورها ميتواند به سلطه خود بر كشورهاي اسلامي ادامه دهد، تلاش ميكند چهره اسلام انقلابي را مخدوش كند تا مانع سقوط ديكتاتورها شود. فقط از اين طريق است كه آمريكا و ساير قدرتهاي استعماري ميتوانند به سلطه خود بر كشورهاي اسلامي ادامه دهند؛ تحريف چهره اسلام انقلابي با استفاده از حربه تروريسم عليه اسلام.
رسالت
«ايران در سالي که گذشت» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
ايران در سالي که گذشت شاهد شيرينيها و تلخيهايي بود که به هم آميخته بودند تا به سال 1390 طعم اميد و زندگي بدهند. در زندگي نيز هر شيريني و آساني به تلخي و هر تلخي و سختي به شيريني آميخته است “فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (*)إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا “در پس هر سختي آساني است. قرآن کريم نميفرمايد که بعد از سختي آساني است؛ تعبير قرآن اين است که با سختي و همراه با آن، آساني و شيريني است؛ يعني آساني و سختي به هم در ميآميزند تا نقشي متفاوت و منحصربه فرد به زندگي بزنند و مولود اميد را به دنيا هديه کنند. به بيان شيواي مولانا:
زندگي در مردن و در محنت است
آب حيوان در درون ظلمت است
ايران ما نيز در سالي که گذشت سختيها و تلخيها، شيرينيها و آسانيهايي را شاهد بود که اقتضاي طبيعت و زنده بودن آن به حساب ميآمد.
1- امسال توسط مقام معظم رهبري مزين به نام جهاد اقتصادي شد. اين عنوان بازتاب واقعيات و الزامات حاکم بر کشور در دوره کنوني است. جهاد اقتصادي در تجانس با گفتمان پيشرفت و عدالت و به عنوان يکي از نشانهها و پازلهاي اين گفتمان، نويد دهنده حرکت رو به جلو نظام اسلامي است. هر جهادي در گام اول مسبوق به دشمن شناسي يا همان شناسايي هندسه فعاليت دشمن است.
دشمن شناسي و اطلاع از طرح و برنامه خصم معاند، نحوه و چگونگي تجهيز، رويارويي و صف آرايي نيروهاي خودي در برابر دشمن را مشخص مينمايد.
امروز کيد خصم داخلي، خارجي و دروني به سقوط کشاندن اقتصاد کشور در يک جنگ اقتصادي تمام عيار است. اما اينکه امروز در پايان سال تا چه حد توانستيم هندسه فعاليت دشمن را بشناسيم، خودي را در جنگ اقتصادي از غير خودي تشخيص دهيم، اهمال و مسامحه کاري را در قبال ستون پنجم دشمن در صف جهادگران اقتصادي کنار بگذاريم و . . . قابل نقد و ارزيابي است.
2- در سالي که گذشت سرانجام پس از گذشت بيش از يک سال از توصيه مقام معظم رهبري به نمايندگان مجلس هشتم براي طراحي يک مکانيسم دروني در راستاي نظارت مجلس بر مجلس، طرح نظارت بر امور نمايندگان به تصويب رسيد.
پس از رهنمود رهبر معظم انقلاب که ناظر به يک فقدان نظارتي و انضباطي در مجلس بود عدهاي از نمايندگان، طرحي در اين راستا با عنوان ” نظارت مجلس بر نمايندگان ” در كميسيون اصل 90 قانون اساسي تنظيم و به امضاي156 تن از وكلاي ملت رساندند. اما علي رغم تعداد قابل توجه امضاهاي اين طرح فوريت آن در روز يكشنبه 4 مهر سال گذشته، با 79 راي موافق و 81 راي مخالف تصويب نشد و در واقع حتي عدهاي از امضا کنندگان نيز به فوريت اين طرح راي منفي دادند.
اين مسئله بازتابهاي زيادي در افکار عمومي داشت اما نمايندگان مخالف فوريت معتقد بودند که طراحي و تصويب چنين طرح نظارتي براي مجلس شوراي اسلامي نياز به زمان و تامل بيشتري دارد. عدهاي نيز طراحان فوريت را متهم به استفادههاي سياسي از طرح نظارت بر مجلس نمودند و حاضر نشدند به فوريت اين طرح راي دهند. سرانجام در نشست 19 مهر 1390 نمايندگان مجلس شوراي اسلامي سوءاستفاده از اختيارات نمايندگي و اخذ هر نوع امکانات از بخشهاي دولتي، عمومي و خصوصي را خلاف قانون خواندند و کار بررسي جزئيات طرح نظارت بر امور نمايندگان را به پايان رساندند.
3- مردم آن روزها به طعنه ميگفتند دورکاري 11 روزه رئيس جمهور! اما پشت لبخندهاي آنها طعم تلخ گزندهاي بود که ناشي از به هم خوردن تمام انتظاراتشان از يک شخص بود. شخصي که تا پيش از اين فکر ميکردند سراپاگوش مطيع اوامر رهبري است اما . . .
4- در سال 1390 اوباما رئيس جمهور آمريکا طي اظهاراتي پيرامون حوادث خاورميانه و شمال آفريقا با فرافکني شکستها و ناکاميهاي آمريکا در امواج فراگير “بيداري اسلامي” ملتهاي منطقه مدعي شد: “فراموش نکنيم اولين تظاهرات صلح آميز درخيابانهاي تهران بود. ” اين اظهارات که در ادامه جنگ رواني آمريکا براي عقب نماندن از تحولات منطقه و دخالت آمريکا در بازياي که متعلق به آنها نيست، صورت پذيرفت و بازتاب آشفتگي گسترده در دستگاه سياست خارجي آمريکا و فشارهايي بود که در آستانه انتخابات 2012 به دولت دموکرات وارد ميشود.
اما اين اظهارات در عين حال حکايت از موج جديدي از فشارها، تهديدها و تحريمها عليه ملت ايران داشت. آمريکاييها در سالي که گذشت بيش از هر زمان ديگري به سگي شبيه بودند که عصباني است و مرتب دور خود ميچرخد تا دمش را گاز بگيرد. امروز دومينوي تحولات منطقه موجب سردرگمي بي سابقهاي در بين آمريکاييها شده است که به هر سو گام بر ميدارند آن مسير بن بست است.
حمايت
«مقاومت در چند جبهه» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن ميخوانيد:
غزه در روزهاي اخير آماج حملات گستردهاي بوده كه در نتيجه آن دهها فلسطيني شهيد و زخمي شدهاند. بسياري از اين افراد را زنان و كودكان تشكيل دادهاند كه جرمشان فقط زندگي در غزه و بيتوجهي جهاني به درد و رنج آنان در برابر جنايات رژيم صهيونيستي است. اين حملات در حالي صورت گرفته كه ساكنان غزه در چند جبهه مقاومت كرده و به نوعي ميتوان گفت كه آنها همزمان با چندين دشمن در نبرد ميباشند. اولا رژيم صهيونيستي كه با حملات گسترده غزه را آماج جنايت خود قرار داده است. ثانيا محور ديگر نبرد فلسطينيها با كشورها عربي سازشكار است كه همچنان راه سكوت در پيش گرفته و به اين طريق از صهيونيستها حمايت ميكنند.
كشورهاي عربي نظير عربستان و قطر كه در ماههاي اخير براي دور ساختن حماس از سوريه و مقاومت وعدههاي بسياري به آنان داده كه برگزاري كنفرانس قدس در قطر و اعلام كمك 250 ميليون دلاري براي بازسازي غزه و حتي تاسيس دفتر براي حماس در قطر و اردن از آن جمله ميباشد، اكنون در برابر جنايات صهيونيستها سكوت كرده و عملا به فلسطين و مقاومت خيانت ميكنند.
تحولات كنوني غزه نشان ميداد كه سر سپردگي اعراب را پاياني نيست وآنها در كنار فلسطين قرار نميگيرند و وعدههاي آنها نيز براي متزلزل ساختن مقاومت است نه كمك به آن. ثالثا كشورهاي غربي محور ديگر جنگ مقاومت را تشكيل ميدهد. هرچند كشورهاي غربي در ظاهر به محكوم سازي حملات صهيونيستها ميپردازند اما در عمل اقدامي صو%