- نیکان املش - http://nikanamlash.ir -

مظلوم ترین سردار شهید گیلان (میرزای بزرگ)

حسن کربلائی:میرزا، سخن اربابش حسین (ع) را بر زبان جاری کرد آنگاه که فرمودند “موتٌ فی عِزٍّ خَیرٌ مِن حَیاتٍ فی ذُلّ” و یا “هَیهات مِنّا الذلّه ” و خوب است همه بدانیم راه میرزا ، راه مبارزه با کفر و الحاد و تفکرات اشتراکی بود و کسی حق ندارد تاریخ مبارزات جنگل را به انحراف بکشاند .


بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض ارادت محضر خوانندگان ارجمند و گرامی بر خود لازم دانستیم در آستانه 11 آذر سالگرد شهادت میرزا کوچک ، مطالبی از باب ارادت خدمت آن سردار بزرگ تقدیم مردم خوب و انقلابی گیلان کنیم.
سالها پیش که جهانخواران مستکبر در پی کشور گشایی و تحکیم پایه های خود در دیگر نقاط دنیا بوده و هر روزه با لشکر کشی و جنایت به دنبال گسترش حیطه فرمانروایی خود بودند، ایران نیز مستثنی نبوده و دستخوش حوادثی سخت شده است. متجاوزان متفق با تبانی، مصمم شدند از جنوب و شمال ایران وارد کشور شده و خود را میهمان ناخوانده سفره مردم مظلوم و گرفتار ایران کنند.
نفت شمال و جنوب،سرزمینهای آباد،کارگرانی رایگان و دستیابی به جاده ای برای اتصال شرق و غرب و حفظ هندوستان از طریق راههای ایران همه و همه همراه بود با ظلم و ستم و جنایت و تعدی و تجاوز بیگانگان و شاه این کشور از همان لحظه ورود بیگانگان به حکومت گری بی عرضه و دست بسته تبدیل شده بود و چنان شد که یارای هیچگونه مقاومتی در برابر این تهاجم و تسخیر سرزمینهای ایران نداشت.
در چنین شرائطی مردی از تبار ولایتمداران گیلانی، جوانی روحانی از مدارس حوزه علمیه و از محله استادسرای رشت یعنی میرزای بزرگ که از باب احترام به پدر، او را میرزا کوچک می نامیدند، با الهام از مکتب سبز علوی و مرام سرخ حسینی لباس درس را در حجره مدرسه نهاد و لباس رزم و جهاد پوشید و همراه جمع کثیری از همرزمانش به مقابله و مبارزه با مستکبران جهانی و ظلم و ستم دولت مرکزی پرداخت.
این مقاومت و ایستادگی و ایجاد مشکل برای متجاوزان،میرزای بزرگ را سردار جنگل کرد و کابوسی شد برای کسانی که خواب تسخیر تمام و کمال ایران را می دیدند. گرچه اعتماد او به برخی همراهان سودجو،لیبرال و نفوذی اش ، موجب وارد شدن ضرباتی شدید به نهضت اسلامی جنگل شد و میرزای بزرگ ما مظلومانه همچون اربابش حسین(ع) سر مبارک از پیکرش جدا شده و پیکر یخ زده اش در کوهها به جا ماند و سرش را برای دریافت جایزه به پیشگاه شاه بردند .
کوه ها و جنگل های ماسوله، صومعه سرا، گوراب زرمیخ، رودبار ، منجیل ، لاهیجان و کوچه ها و خیابانهای شهر رشت هرگز رشادتها و جانفشانی های میرزا و یارانش را فراموش نمی کند. و او ایثارگرانه و متاثر از فرهنگ غنی اسلامی در این راه قدم نهاد و اجرش را از مولایش حسین(ع) خواهد ستاند.
و اکنون ما با ذکر این مقدمه به نکته ای اساسی خواهیم پرداخت و آن اینکه میرزا به سهم خود به عنوان یک گیلانی مسلمان و وفادار به ارزشها و مردم ،احساس وظیفه کرده و به تکلیف خود عمل کرده ،لیکن سوال این است که حال وظیفه ما در قبال ایثارگریهای این سردار بزرگ گیلانی چیست؟
البته جای شکر باقی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی هر ساله در 11 آذر مراسمی به یاد و نام او برگزار می شود،گر چه در خور شان اونیست، ولی قابل تقدیر است و درباره میرزا نکاتی قابل ذکر است .
ما، شیفته روحیه فداکاری،صلابت،شجاعت،پایمردی ،صبر و استقامت و از همه بالاتر اعتقادات ارزشی و دینی او هستیم و اعتقاد داریم مردم گیلان به قدرت،جایگاه و نقش موثر میرزا در مبارزه با ظلم و ستم بیگانگان و حکومت مرکزی آنطور که باید و شاید، واقف نبوده و تکریمش نمی کنند ، مردی که همزمان با روسیه ،انگلیس و دولت مرکزی می جنگیده و در پی ایجاد حکومت اسلامی بوده ،نشریه محلی داشته، کتاب قانون نوشته ،سیستم درآمد و هزینه داشته ، عالمانی هم در ایجاد حکومت اسلامی، او را یاری نموده اند و صدای پای اسبهای او و یارانش لرزه بر اندام بیگانه و بیگانه پرست می انداخته و نامی زیبا در ایران به یادگار گذاشته ،و تا شهادت در راه خدا پیشرفته ،چطور باید کسانی به اشتباه تجلیل گر او شوند که هیچ سنخیتی با اسم و مرام او ندارند؟.
پوسترش ،خانه اش، برپائی همایش به نامش ،کتابهایی که در باره اش نوشته شده، نه تنها تجلیل و تکریم او نیست، بلکه بعضاً خیانت به اوست.کسانی که سوابق کمونیستی و توده ای و بی خدایی داشته و حرکت و انقلاب او را اسلامی نمی دانسته اند، چگونه بایستی ساکنان دائمی خانه او در رشت شوند.در این خانه چه می گذرد و چه تصمیمی درباره میرزا گرفته می شود؟ فرهیختگان، فرهنگیان، اساتید دانشگاه و نخبگان گیلان چه میزان از میرزا می دانند؟ متاسفانه مدیرانی در گذشته موسسه ای را که محل نگهداری معلولین جسمی و ذهنی در رشت بوده را به نام او مزین کرده و میدان میوه و تره بار سنتی و فرسوده ای در رشت را بنام میرزا نامگذاری کرده و او را تا این حد تحقیر نمودند. از ابتدای انقلاب در شهر رشت خیابانی بنام او شد،که متاسفانه بقدری نام قدیم این خیابان در گفتگوهای روزمره مردم به زبان جاری می شود که یادی از میرزا در خاطره ها به جا نمی گذارد و حتی آنان که گاهی تعصبات محلی و بومی خواهی و بومی پرستی ،آنان را تا مرز خروج از آموزه های دینی می کشاند، چگونه می بایستی این مقدار درباره میرزا کوتاه آمده و نام زیبای سردار جنگل را از قلم بیندازند؟
متاسفانه نسل امروز و حتی آنان که اعتقادات دینی و مذهبی هم دارند گاهی با نام خیابان سردار جنگل آشنا نیستند و اسم قبل از انقلاب آن خیابان را به زبان می آورند. اگر مردم گیلان بدانند مدعیان برگزاری بسیاری از مراسم ، نشستها و همایش ها حتی در طراحی پوستر برای میرزا نمادهای دینی و ارزشی را رعایت نمی کنند و تاریخ نهضت جنگل را آنگونه می گویند که روسها برای ما در کتابهای خود نوشته اند چه عکس العملی خواهند داشت .
خانه میرزا اصلا آباد نیست و تکاندن جدی می خواهد و باید فقط معتقدان به فرهنگ دینی و ارزشی میرزا در آن بمانند و به بازسازی جدی آن بپردازند .
راستی مردم تبریز با شیخ محمد خیابانی و ستارخان و مردم بوشهر با علی دلواری و مردمان دیگر استانهای این کشور با سرداران و نام آوران خود اینگونه برخورد می کنند؟ آیا مدیران فرهنگی استان حق میرزا را بجا آورده اند ؟ آیا میرزا را بایستی یکبار دیگر کشت ؟ ما را چه شده که تجلیل از میرزا را در بر پایی مراسمی کنار مزارش خلاصه کرده و ستادی دائمی و مجزا و با بودجه ای مشخص بنامش ایجاد نمی کنیم . کدام بودجه مناسب ،کدام کنگره عظیم ،کدام کار هنری ، کدام تجلیل واقعی و کدام اقدام برای آ شنا سازی نسل امروز با میرزای بزرگ در رسانه ها و مدارس و دانشگاهها انجام می پذیرد. میرزا و اسبش در میدان شهدای ذهاب رشت و اخیراً نام میرزا بر سر درب فرودگاه بین المللی رشت هم کمترین کاری است که مدیران برای او انجام داده اند.
میرزا شخصیتی صرفا گیلانی نیست، او چهره ای کشوری، انقلابی ، دینی و مذهبی است و البته مایه افتخار ساکنان گیلان زمین. میرزای ما در دوران حیات سیاسی خود همان کرد که ندبه خوانان صبحهای جمعه و منتظران مهدی فاطمه(عج) به زبان جاری می کنند، آنگاه که می خوانند “أَيْنَ قاطِعُ حَبائِلِ الْكِذْبِ وَالْاِفْتِراءِ؟ ” ؛کجاست آن مولائی که ریسمانهای دروغ و افتراء را قطع خواهد کرد؟ و یا” ايْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنادِ وَالتَّضْليلِ وَالْإِلْحادِ؟” ؛ كجاست آنكه مردم ملحد، معاند و گمراه كننده را بيچاره کند؟
میرزای ما قصد برپایی حکومتی را داشت که سالها بعد امام خمینی(ره) با تشکیل جمهوری اسلامی به آن جامه عمل پوشاند. میرزای ما همان کرد که نسلهای بعدی این مرز و بوم در قبال تجاوزات امریکا ،اسرائیل و انگلیس کردند. و میرزا همان راهی را رفت که سرداران رشید گیلانی در طول ۸ سال دفاع مقدس پیمودند.
میرزا، سخن اربابش حسین (ع) را بر زبان جاری کرد آنگاه که فرمودند “موتٌ فی عِزٍّ خَیرٌ مِن حَیاتٍ فی ذُلّ” و یا “هَیهات مِنّا الذلّه ” و خوب است همه بدانیم راه میرزا ، راه مبارزه با کفر و الحاد و تفکرات اشتراکی بود و کسی حق ندارد تاریخ مبارزات جنگل را به انحراف بکشاند .
برقرار باد پرچم جمهوری اسلامی ایران و جاودان باد نام زیبای میرزای بزرگ ،سردار مبارزه با کفر و الحاد و التقاط و کج اندیشی .
ما با عنایات و لطف الهی، از این پس ستادی مردمی به نامش برپا خواهیم نمود و انتظار می رود نخبگان و فرهنگیان و دوستان و معتقدان به او از طریق ارتباط با این ستاد راهنمائیمان کنند.
رشت صندوق پستی 3316
تلفن و فاکس 6600157-0131
آدرس اینترنتی:(www.mirzayebozorg.blogfa.com)