- نیکان املش - http://nikanamlash.ir -

آئین های سنتی املش

بسیاری از آئین ها و آداب و رسومی که در فرهنگ آریایی وجود دارد و یا تحت تأثیر آداب محلی و بومی در سراسر ایران دارای جاذبه ی فرهنگ شمولی است، در گیلان نیز اجرا ء می شود اما این مراسم در گیلان بویژه در املش همواره از ویژگی های متمایزی نسبت به سایر مناطق برخوردار بوده است.


نوروز بل
مردم شمال ایران (کوه نشینان البرز ) هر ساله با برگزاری جشن « آتش نوروزی » فرا رسیدن سال نو دیلمی (گالشی) را جشن گرفته و با خوردن نقل و شیرینی و تبریک سال نو، سالی آرام را برای یکدیگر آرزو می کنند.استاد جکتاجی با حضور در برگزاری آیین نوروز بل می گوید:
«نوروز بل چیست و چگونه آیینی است؟ از کی و از کجا سر برآورده است؟ بل یا ول، در زبان گیلکی به معنی شعله آتش است و نوروز بل یعنی شعله آتش نوروزی، منظور از نوروز، نه نوروز ملی ایرانیان، بلکه نوروز بومی و ولایتی معروف به گالشی خودمان یعنی نوروز گیلان باستان است.»
نوروز بل جشنی است که عصر آخرین شب سال و شب اولین روز سال یعنی اول نوروزما به تقویم مردم گیلان برگزار می شود و با مراسم خاصی همراه است. در این شب گالش ها یعنی چوپانان و دامداران کوهستانهای گیلان بر فراز قله کوهها که پاک و تمیز و به دور از هر گونه آلودگی و پلیدی است جمع می شوند و آتش نوروزی بر پا می دارند. دور آتش حلقه زده و با حرکاتی موزون مراسم نیایش به جای می آورند. خداوند را در ازای نعمت و برکتی که داده و برداشت محصولات دامی و زراعی خود شکر می کنند، برای درگذشتگان و شادی روح آن ها دعا می کنند، آن گاه رسم « خش و کش » به جای می آورند، یعنی که همدیگر را بغل گرفته می بوسند و به هم نقل و نبات می دهند و عید نوروزبل را به یکدیگر تبریک می گویند.
جشن نوروز بل در نیمه مرداد هر سال یعنی وسط تابستان یا به تعبیر قدیمی ها قلب الاسد، بین 13 تا 17 مرداد بر پا می شود و مرداد هم طبق نجوم قدیم ماه شیر و خورشید شروع می شود و سال شمسی و خورشیدی است،از این رو در گیلان به آفتو شومار یعنی سال و تقویم آفتابی معروف است و چون گالشان بیشتر در حفظ و نگهداشت آن کوشیده اند و با حساب روز و ماه آن کار می کنند به گالش شمار یا تقویم گالشی نیز معروف است و چون باستانی و مربوط به تاریخ قدیم و دوره دیلمی هاست به تقویم دیلمی نیز نامبردار است.
می دانیم که از گذشته های دور مردم به هفت ستاره اعتقاد و باوری عمیق داشتند که خورشید یکی از آن ها و بزرگترین آن ها بوده است. این ستاره ها هر کدام فراز و فرودی داشتند که مال خورشید از همه نمایان تر و برجسته تر بود، حرکات زمین و آسمان ، شب و روز، گردش ماه وسال، فصول چهارگانه،سرما و گرما را با فراز و فرود آن می سنجیدند. این سنجش که بر مبنای و ضعیت خورشیدبود، سال خورشیدی را رقم می زد و دو حالت داشت، حالت اعتدالی و حالت انقلابی.
«تفاوت سال خورشیدی رسمی کشور با سال خورشیدی گیلان باستان در این است که در تقویم کشوری و ملی جانب اعتدال شب و روز و گرما و سرما به اصطلاح اعتدال بهاری گرفته شده ولی در تقویم بومی و گیلانی ما جانب انقلاب تابستانی یعنی اوج گرما ، طول روز و کوتاهی شب و آغاز فرود آن گرفته شده است، چه طور که در تقویم میلادی ، جانب انقلاب زمستانی یعنی اوج سرما و بلندی شب و کوتاهی روز و فرود آن در نظر گرفته شده است. البته نوروز شبیه به نوروز ما گیلانی ها را، ابوریحان بیرونی دانشمند برجسته ایرانی در یکی از کتاب های خود، در خوارزم گزارش داده است.»
بهر حال اجرای مراسم نوروز بل نشان دهنده پشت سر گذاشتن اوج گرما و طول روز و از سر گرفتن فرود آن است. در ضمن آغاز و ابتدای تهیه و تدارک کوچ از ییلاق به طرف دشت گیلان نیز هست و این البته مقارن زمانی است که محصولات دامی و زراعی برداشت و اوقات فراغت حاصل شده است و مردم به انواع و اقسام مراسم و بویژه جشن ها رو می اورند که نمونه آن امروزه به صورت جشن عروسی، جشن خرمن، علم واچینی و غیره در جای جای روستاهای منطقه املش برگزار می شود.
در زمان های گذشته مقارن همین ایام بوده که باج و خراج (مالیات) نیز از دهقانان گرفته می شد.
توضیح اینکه مردم کوه نشین سرتاسر رشته کوههای البرز غربی گیلان تا شرق مازندران به دو گروه دامدار و کوچنده به نام گالش و باغدار و کشاورز یک جانشین به نام کلایی تقسیم می شئند. اجرای مراسم نوروز بل و افروختن آتش بر فراز قلل کوههاالبته بر عهده گالش ها بوده خود اغلب به مراتع و ارتفاعات کوچ می کنند، شولا پوشیده، کلاه نمدی بر سر گذاشته و چوب دستی در دست دارند.
این عزیزان سابق بر این به هنگام تحویل سال در بالای کوههای مرتفع به فاصله های دور از هم با هدایت یک سر گالش آگاه و وارد به زمان دقیق تحویل سال ،آتش بزرگی می افروختند و به این وسیله تحویل سال جدید را به یکدیگر اطلاع می دادند. شعله آتشی که آن ها از فراز کوهها می افروختند علامتی بود برای مردم تمامی روستاهای اطراف بخه خصوص جنگل نشینان که از میان انوه جنگل ها مطلع شوند سال نو فرا رسیده است تا به پیشواز آن بروند. آن زمان اهالی روستاها به نیمه تابستان که نزدیک می شدند، آمادگی جشن نوروز بل و تحویل سال را داشتند. کودکان هم شب ها با کنجکاوی منتظر دیدن آتش نوروزی از بالای کوههای دور دست بودند و آن گاه که شبی شعله آتش را می دیدند با خوشحالی فریاد برمی آوردند« نوروزبل »ی بوما « نوروز بل » ی بوما و از پدر و مادر خود مژدگانی می گرفته و خبر این موضوع در دره می پیچید.
پس نوروز بل جشنی نه فقط برای گالشان و چوپانان بلکه برای تمام ساکنان روستاها و کوه نشینان گیلان و همین طور به خاطر علائق زمین و ملک کارشان در مناطق پایین دست جلگه ای ، در دشت گیلان و برای همه گیلانیان بوده است.
« لازم بذکر است، نوروز بل از آیین های بسیار کهن گیلان قدیم است که متأسفانه به مرور زمان برگزاری آن تا حدودی کمرنگ شده بود (بعلت منتسب نمودن گالشها به دین زرتشی ). در حالیکه آیین یاد شده از سنت های زیبا و انساندوستانه ای بوده است که هیچ منافاتی با اسلام ندارد.این آیین بر اساس تقویم خراجی برگزار می شده ، به این معنی که بر اساس ییلاق و قشلاق و همچنین برآمدن محصول ، گیلانیان قدیم بر قله های سلسله جبال البرز آتش می افروختند و با افروختن آتش به یکدیگر خبر از برگزاری آغاز سال جدید را بر اساس تقویم خودشان می دادند و از یکدیگر دعوت می کردند تا دور هم جمع شوند. در این جشن دیدارها تازه شده و برداشت محصولات خود را اعم از کشاورزی و دامداری به یکدیگر تبریک گفته و سال پر برکتی را برای همدیگر آرزو می نمایند. برگزاری بازی و ورزش های محلی از دیگر مراسمی بوده که در این آیین انجام می شده است. این رسم نیکوی پیشینیان ، بعداز وقفه ای متجاوز از سه دهه، در سال 1385 (تقویم ایران) برابر با سال 1580 (تقویم دیلمی ) به همت گیلان پژوهان مجله گیله وا و همیاری بی ریای اهالی مهربان ملکوت ( مرکز دهستان سمام) املش ، در این روستا احیا گردید.»
« ماههای گیلانی بر اساس تقویم خورشید به اصطلاح افتو شومار،30 روزه است با یک پنجک که در گاهشماری دیلمی منتهی از حدود نیمه اول تابستان تا حدود نیمه دوم تابستان ( ماه مردادیا تموز یا شیر و خورشید ) پس اواسط تابستان همان روزهای پنجه یا پنجک است و پنجک نشانه ویژه ای بوده، زیرا روزهای آفرینش آدم (= کیومرث) که در اوستا گیومرتن یاد شده، بوده است.» اگر سال از شیر و خورشیدگنجینه نور و فروغ و آتش و مهر سوزان باشد، پنجک دیلمی _ گیلی، روزهای آغازآن می باشد(13 تا 17 مرداد)
ماههای گالشی به شرح زیر است:
نوروز ما = برابر با نیمه دوم مرداد- نیمه اول شهریور
کورچ ما = برابر با نیمه دوم شهریور- نیمه اول مهر
اریه ما = برابر با نیمه دوم مهر- نیمه اول آبان
تیرما = برابر با نیمه دوم آبان- نیمه اول آذر
موردال ما= برابر با نیمه دوم آذر- نیمه اول دی
شریر ما= برابر با نیمه دوم دی- نیمه اول بهمن
امیر ما = برابر با نیمه دوم بهمن- نیمه اول اسفند
اول ما = برابر با نیمه دوم اسفند- نیمه اول فروردین
سیا ما = برابر با نیمه دوم فروردین- نیمه اول اردیبهشت
دیه ما = برابر با نیمه دوم اردیبهشت- نیمه اول خرداد
ورفن ما = برابر با نیمه دوم خرداد- نیمه اول تیر
اسپندارما= برابر با نیمه دوم تیر- نیمه اول مرداد
مطابق محاسبات دقیق نجومی که برخی کارشناسان و آگاهان امر نجوم و تقوم از جمله استاد عبدالرحمان عمادی ( ایرانشناس و پژوهشگر) انجام داده اند، گاهشمار گالشها 195 سال از گاهشمار رسمی ایران قدیمی تر است یعنی سال 1388 معادل 1583 گالشی است.
استاد جکتاجی از گیلان شناسان معاصر می گوید: « به عنوان یک گیلانی خوشحالم در سرزمین زندگی می کنم که در سال دو نوروز دارد و هر دوی آن را جشن می گیریم. یک نوروز رسمی، ملی و ایرانی و یک نوروز بومی و شمالی، ما در گیلان دو بار شادی عمومی داریم، دوبار دور هم جمع می شویم، دو بار همدیگر را بغل می کنیم و می بوسیم و به هم دیگر تبریک می گوئیم. چه لطفی دارد راستی!هر چه هست مضاعف است، دو برابراست.»
گزیده کتاب« املش پردیس ایران»