- نیکان املش - http://nikanamlash.ir -

دانشگاه محورتوسعه یاشاخص توسعه؟

محمد حسن زاده:یکی ازشاخص های توسعه انسانی درهرکشوروبه تبع آن هرشهری ،آموزش وسطح سواداست.


درگذشته نه چندان دورازتوانایی خواندن ونوشتن به عنوان ملاک سوادیادمیشد؛اماامروزه باتوجه به پیشرفت های سریع تکنولوژیکی،مخصوصادرحوزه فنآوری اطلاعات وارتباطات وپیامدآن،پدیده جهانی شدن ومحوشدن مرزهای ارتباطی جغرافیائی،صرف خواندن ونوشتن ،دیگرملاک سوادتلقی نمیشود؛بلکه مهارت دراستفاده ازاین ابزارارتباطی جدید(مثل اینترنت)نشانگرتوانایی افراددرکنار علوم تخصصی شان می باشد.ویکی دیگرازاین شاخص های توسعه، برخورداری ازمراکز آموزشی نظیر مدارس ودانشگاه می باشد.
این روزهاشهرهای مختلف کشورمان ؛به ویژه شهرهای کوچک درتأسیس دانشگاه برای شهرشان ،آن هم ازانواع مختلف آن(دولتی،آزاد،پیام نور،جامع علمی کاربردی،غیرانتفاعی و….)سرودست می شکنندتاازنظرشاخص های توسعه انسانی ،عقب نمانند.ظاهرامسؤولین شهرمانیز؛مخصوصانماینده محترم که عضوکمیسیون آموزش مجلس هم هستند؛برای اینکه ازاین قافله عقب نمانند،به شدت درپی تأسیس دانشگاه آزادوجامع علمی کاربردی پس ازدانشگاه تازه تأسیس پیام نوراملش می باشند؛تادرکارنامه مسؤولیتی شان به عنوان باقیات صالحات ،یادهاشود! تااینجای کارخوب است اماآن چیزی که مسؤولین ومدیران این شهرهاازآن غافلندنقشی است که این دانشگاههامی تواننددرتوسعه شهرشان ایفانمایند.اگرهدف ازایجاددانشگاه،سری درمیان سرها درآوردن وبه قول برخی جمع کردن جوانان بیکارازخیابانهاباشدتاچندصباحی فکربیکاری آنها رانیازارد؛بایدبگوییم نبودن این مظاهرتوسعه ،صدهاباربهترازبودنشان است.اگربناست منابع وامکانات شهری دراختیاراین دانشگاههاقراربگیرنددرمقابل چه منفعت وسودی قراراست برای شهرداشته باشند.
آنچه مسلم است ؛دانشگاهها نقش محوری درتوسعه کشوردارند.دانشگاههایی که نیازها ومشکلات را می شناسندوبارویه های علمی ومنطقی ،راه حل هارابه مسؤولین اجرایی ارائه می نمایند.ونقش صحیح خودرادرارتقاءجامعه خودبه خوبی ایفا می کنند.وازاین مسأله می توان به خدمات متقابل دانشگاه ،یادنمود.
منطقی آنست که دانشگاههای مادروبزرگ کشورنسبت به نیازهاوسیاستهای کلان کشوردرحوزه های اقتصادی،اجتماعی ،فرهنگی،صنعتی وعمرانی ورودنمایندودانشگاههای کوچک ومحلی برای نیازهاوسیاستهای محلی ومنطقه ای ودرنظرگرفتن شرایط طبیعی وجغرافیایی ومزیت های نسبی منطقه خودبرنامه ریزی شوند.رشته هایی که دراین دانشگاههاارائه میشوند بایدکاربردی تر،خاص تروازشمول کمتری بهره مندباشند.وجودرشته هایی مثل الهیات،حقوق،روانشناسی،علوم تربیتی(که دردانشگاه پیام نوراملش ارائه می گردند)یاحتی رشته هایی مثل ریاضی ،فیزیک،شیمی(آن هم ازنوع محض)چه کمکی می تواننددرتوسعه شهرکوچک مابکنند.البته این هم مصیبتی است که رشته های علوم انسانی آنقدردرنزدوزارت علوم بی قدروارزشندکه به راحتی برای راه اندازی آنها مجوزصادرمی کنندکه خارج ازاین مقال است.
رشته های فوق الذکربایددردانشگاههای بزرگترمثل دانشگاه رشت ارائه شوندنه درهرشهری.البته ظاهراتنهارشته ای که دردانشگاه پیام نوراملش دایراست وتاحدودی بامسائل منطقه ای مامرتبط می باشدرشته مهندسی اقتصادکشاورزی است.والبته متوجه نشدم که دردانشگاههای آزادوجامع علمی کاربردی ؛چه رشته هایی قراراست ارائه گردند.پس برمسؤولین محترم است که تنها به فکرراه اندازی دانشگاه باهررشته ای نباشندبلکه آنهابایددرخواست کننده وتعیین کننده رشته هایی باشندکه نیازهای امروز وفردای شهرماراپاسخگوباشند.زشته های عمومی تری مثل علوم رایانه، فنآوری اطلاعات،حسابداری ورشته های تخصصی تری مثل کشاورزی ،جنگلداری،شیلات وازاین قبیل رشته هامی توانندنقش مهمی درتوسعه منطقه ماداشته باشند.برای مثال چرادرشهری که قریب به یک سوم تولیدچای کشوررابرعهده داردنبایدیک دانشکده تخصصی چای وجودداشته باشدتابایک رویه ودیدعلمی به مشکلات تولید وتوزیع این محصول مهم بپردازد.والبته این موارددردانشگاه جامع علمی کاربردی قابل پیگیری می باشد؛همانگونه که جزءدرخواستهای ستادیاران خورشیدبودوفرماندارمحترم هم خبرازتاسیس این دانشگاه درآینده نزدیک دادند.
درنتیجه نفس تأسیس دانشگاه باهررشته ای نمی تواندهدف درستی باشدوبایدمدیران شهرباتوجه به شناختی که ازشهروبرنامه های آتی آن دارند؛خواستاررشته هایی باشندکه میتواننددرتوسعه واعتلای شهر،نقش آفرین باشند.هرچنداین مسأله مشکلاتی نظیرتأمین اساتیدمتخصص ومجرب دارد؛ولی بایدبپذیریم که سرمایه گذاری بیشتردراین زمینه ،منافع بسیاری درآینده نصیب شهرماخواهدکرد.
درپایان بایدبگویم که یکی ازراههای خروج ازانجماد،تعیین هدف وبرنامه ریزی وداشتن نگاهی دوراندیش وآینده نگردرهرکاریست به ویژه دراموراساسی مثل تأسیس یک دانشگاه.وبایداین اعتقاددرما به وجودبیایدکه دانشگاه می تواندمحورتوسعه شهرماباشدونه صرفایک شاخص توسعه.