مهدي فضائلي :با تداوم و پيچيدهتر شدن فتنه پس از انتخابات و مردود شدن برخي خواص، شرايطي بوجود آمد تا رهبر فرزانه انقلاب اسلامي دردمندانه نداي «اَينَ عمّار» سر دهند. راستي عمّار كيست و چرا در بين صحابه بزرگوار پيامبر، عمّار مطرح ميشود؟
عمّار بن ياسر، از پيشتازان ايمان به پيامبر عظيمالشأن اسلام و فرزند ياسر و سميه، نخستين مرد و زن مسلماني است كه در راه خدا به شهادت رسيدند. عمّار شخصيت كمنظير صدر اسلام است كه در فتنههاي پيدرپي پس از رحلت پيامبر خاتم (ص) هيچگاه نلغزيد و همواره در كنار اميرالمومنين علي(ع) ثابت قدم و راستقامت ايستاد. عمّار در كنار مقداد، ابوذر و سلمان از جمله صحابه معدود و سرشناس پيامبر اسلام است كه جز با اميرالمومنين(ع) با كس ديگري بيعت نكرد و در تشييع پيكر پاك حضرت صديقه كبري(ع) حضور داشت و پشت سر علي ابنابيطالب بر پيكر ايشان نماز گزارد. عمّار مدتي در زمان عمر والي كوفه بود و در فتح برخي از سرزمينها، فرماندهي لشكر را برعهده داشت. وي از مخالفان سرسخت عثمان بود و بدليل صراحت بيان در نقد خليفه سوم بارها توسط او يا عواملش مضروب و مجروح شده بود. در جنگ جمل و صفين حضور فعال داشت و با توجه به احاطه او به تفسير قرآن، فرماندهي بخشي از سپاه از جمله فرماندهي قاريان قرآن و پيادهنظام كوفه در جنگ صفين بر عهده او بود.
عمّار فقط يك فرمانده نظامي و جنگجوي شجاع نبود. او در نبرد با مخالفان امام علي(ع) به مناظره ميپرداخت و نقش روشنگري و تبيين حقيقت را نيز ايفا ميكرد. حضرت عمّار، سرانجام در سن نودسالگي و در گرماگرم نبرد صفين به شهادت رسيد و باتوجه به فرمايش پيامبر كه خطاب به وي فرمودند «تقتلك الفئه` الباغيه( »گروه سركش تو را ميكشند) شهادتش نيز ولولهاي در سپاه دشمن انداخت و معاويه و عمروعاص را برآن داشت تا براي خنثي كردن اثر شهادت اين صحابي بزرگ كه براي عدهاي شاخص حق و باطل بود، اين عمليات رواني را تدارك ببينند كه قاتل عمّار كسي است كه او را به صحنه جنگ كشانيد!
حضرت عمّار از جمله شخصيتهاي منحصر به فردي است كه علاوه بر پيامبر اسلام و اميرالمومنين، ائمه ديگر حضرت سجاد (ع)، حضرت امام محمدباقر (ع) ، حضرت امام صادق (ع)، حضرت امام رضا (ع)، حضرت هادي (ع) و حضرت امام حسن عسگري (ع) نيز در فضايل و بزرگداشت شخصيت او بياناتي ايراد فرمودند و در زيارتنامه معروف امام هادي (ع) خطاب به اميرالمومنين (ع) از ايشان نيز ياد شده است. جناب عمّار با همه فضايل و ويژگيهايي كه داشت و به واسطه همين ويژگيها در كنار صحابه برجسته پيامبر و اميرالمومنين نام او ميدرخشد اما همه جايگاه و ارزش او در يك جمله خلاصه ميشود و آن اينكه او ولي زمان خويش را بدرستي ميشناخت و با بصيرتي كه داشت، نه در دفاع از امام زمان خود لحظهاي درنگ كرد و نه در تبيين حقيقت و روشنگري در زمان فتنه. انسانهاي بيبصيرت و كوتهبين صدر اسلام، پس از ارتحال نبي اكرم (ص) بيشتر به اين توجه داشتند كه صحابه سرشناس پيامبر نظرشان چيست و در كنار كدام يك از خلفا قرار ميگيرند و با چه كسي مخالفت ميكنند. آنها به جاي توجه به خورشيد، دنبال ماه ميگشتند و از اين مهم غافل بودند كه همه نورافشاني ماه به واسطه انعكاس نور خورشيد است و امروز نيز اينچنين است.