محمد حسن زاده:دربرنامه ریزیهای منطقه ای وبرنامه ریزیهای آمایش سرزمین ،که درکشورمامعمولابه صورت استانی انجام می گیرد،برای هرشهری نقشی قائل می شوند.استعدادهای طبیعی ،انسانی،موقعیت جغرافیائی،اقتصادی،فرهنگی و……عوامل تعیین کننده این نقش هستند.وباتوجه به درجه توسعه یافتگی هرشهر،سعی می کنندشهرهای کمترتوسعه یافته راشناسایی نموده ونقش بیشتری برای آنهادرنظرمی گیرندتارشداندام واره ومتناسبی درمنطقه به وجودآید.
بانگاهی درسالنامه آماری سال87استان که در دی ماه 88منتشرشده است وبامقایسه ای ساده بین شهرهای استان می توان دریافت که شهرما جزء شهرهای کمتر توسعه یافته استان می باشد.ونیزبانگاهی به پروژه های افتتاح شده درشهراملش درایام دهه فجر (که اخبارش درسایت شماموجوداست)می توان دریافت که نقش مناسبی برای این شهرکمتر توسعه یافته قائل نشده اند.پروژه هایی که ازمحل اعتبارات دولتی ،صرفاجهت امورعمرانی شرمثل آسفالت،گازکشی،برق رسانی،مسکن مددجویی و….افتتاح شده اندودریغ ازیک پروژه اقتصادی که باعث تحولی درسطح درآمدمردم یاایجاداشتغال باشد.وجالب آنکه ازدوپروژه این چنینی درشهررانکوه درخبرشما به دوپروژه بزرگ یادشده بود.آیا مسؤولیت مسؤولین شهرماواستان،فقط امورعمرانی آن هم ازمحل بی دردسراعتبارات دولتی است؟وآیا آنهادرقبال سطح درآمدکم مردم منطقه وفقربسیاری ازآنان هیچ مسؤولیتی ندارند؟
بانگاهی به صحبت های استاندارمحترم گیلان درجلسه معارفه فرمانداراملش ،سردرگمی این نقش بارزاست.”قهرمانی چابک املش راشهری اقتصادی وتولیدی توصیف کردوگفت :املش می تواندمنبع بزرگ اقتصادی برای گیلان باشدوبه این دلیل بایدزیرساخت هاوشرایط رابرای سرمایه گذاری آماده کنیم .اگرچه این شهرستان دربن بست قرارداردامابایدتلاش شودتاجاذبه های بیشتری برای ورود سرمایه گذاران وگردشگران به املش فراهم آید”(املش نیوز11/11/88)
باکمی دقت دراین سخنان می توان دریافت که اولااین حرفها ازجنس آن حرفهایی است که هرمسؤولی وقتی واردشهری می شودبرای دل خوشی مردم آنجا مطرح می کند؛حرفهایی غلوآمیزواغراق گونه که خودگوینده نیزبه آن ایمان ندارد.وثانیادراین سخنان بی برنامگی مسؤول عالی استان کاملاآشکاراست.جملاتی نظیرمی تواند….باشد،باید….آماده کنیم ،بایدتلاش شود،حرفهایی است که همه چیزرابه آینده حواله می دهد؛آینده ای مبهم ونامعلوم.درحالیکه مدیری درچنین سطحی بایدجملاتی که درآن زمان ومکان ونوع برنامه هاکاملا عملیاتی ،مشخص ومدون است ؛سخن بگوید.استاندارمحترم الش خیلی چیزها می تواندباشد؛امابراساس کدام برنامه ؟نقش وجایگاه املش دربرنامه ریزیهای شماچیست؟اقتصادی؟تولیدی؟گردشگری؟برچه اساسی املش راشهری اقتصادی وتولیدی توصیف می کنید؟اگراین چنین است چرا املش جزءشهرهای کمتر توسعه یافته ومحروم استان وبامردمی دارای درآمدسرانه پایین وفقیر مطرح است؟
اقتصادهرشهرومنطقه ای ازدوبخش تشکیل می شود:فعالیت پایه ای وفعالیت غیرپایه ای.فعالیت های پایه ای فعالیت هایی هستندکه کالا وخدمات رابه خارج ازمحدوده اقتصادی خودصادرمی کنندو فعالیت های غیرپایه ای آنهایی هستندکه نیازهای ساکنین داخل محدوده اقتصادی شهریامنطقه راتأمین می کنند.باافزایش فعالیت های پایه ای شهر،جریان درآمدشهرافزایش یافته ودرنتیجه باعث افزایش فعالیت های غیرپایه ای شهرنیز می گردد.وبرای آنکه شهری آبادومردمی دارا وتوانمندداشته باشیم باید به اقتصادپایه ای شهرتوجه جدی ومتمایزداشته باشیم. .
اقتصادپایه شهرما بیشترمبتنی برمحصولات کشاورزی مثل برنج ،چای وفندق می باشد.محصولاتی که علاوه برتأمین بازارمحلی ،عمدتابه خارج ازمنطقه صادرمی شوند.امااین اقتصادپایه که تعیین کننده سطح درآمدورفاه مردم شهرمی باشدبه دلایل بسیاری لرزان وفلج است.برای خروج ازاین وضعیت پیشنهاداتی ارائه می گرددباعلم به اینکه راههای مؤثروفراوان دیگری ازاین دست قابل بیان وتدوین است که امیدوارم موردتوجه قرارگیرد.
الف- تکیه صرف به تولیدات کشاورزی که به دلیل عوامل گوناگون مثل میزان بارندگی،سیاست های متغیروگاه غلط دولتی و…دارای نوسانات زیادی می باشد؛یک اشتباه استراتژیک است.وبایدترکیب اقتصادپایه به سمت هم تولیدات کشاورزی وهم تولیدات صنعتی تغییریابد.استاندارمحترم درجایی فرمودند:درگذشته که دلارارزان بودازصنعت محروم بودیم فقط به این دلیل که قطب کشاورزی بودیم امادراین بخش نیزکارهای زیربنایی انجام نگرفته است و اینکه ازسال 74صاحب صنعت شدیم ولی دراین سال باافزایش دلار نتوانستیم جبران مافات کنیم(املش نیوز2/11/88)اینکه همه چیزرا به گردن دلاربیندازیم ؛نکته جالبی است که دراین بحث نمی گنجد؛اماسهم املش ازاین صنعتی شدن استان چقدراست؟آیا همان ظلمی که درحق استان به دلیل واهی قطب کشاورزی بودن ازطرف مسؤولین کشورشد؛حالا قراراست درحق شهرهایی مثل املش ؛ازسوی مسؤولین استان بشود؟توزیع متوازن وعادلانه صنایع دربین شهرهای استان وتوجه ویژه به شهرهای محروم ؛به دوراززدوبندهای سیاسی معیارموردانتظارازدولت عدالت محوراست.
ب- ازخروج تولیدات کشاورزی به صورت خام ازمنطقه جلوگیری شود.چرابایدچای تولیدی درمنطقه درجایی مثل کرج وتهران بسته بندی شود؟آیانمی توان درکنارکارخانه های تولیدچای به بسته بندی آن مبادرت نموده تاهم ارزش افزوده آن نصیب مردم منطقه شودوهم باعث ایجاد اشتغال گردد.چرابایدبرنج منطقه بصورت فله ای ودربسته بندی های نامناسب به خارج ازمنطقه ارسال ودرآنجادربسته بندی های مناسب ،شکیل وزیبا وباقیمتی افزون ترعرضه گردد؟چرابایدفندق تولیدی منطقه درشهری مثل قزوین فرآوری شده وباچندبرابرقیمت به فروش برسد؟ایجادصنایع کوچک بسته بندی وفرآوری این محصولات که نیازمندسرمایه های بسیارکمی است درقالب تعاونی های کوچک مردمی نیز قابل دسترسی هست. .
ج- باتوجه به وضعیت نابسامان محصولات کشاورزی منطقه ،لازم است کشاورزان به سمت کاشت ترکیبی ازمحصولات کشاورزی ؛هدایت شوند.ودرکنارمحصولات عمده برنج ،چای وفندق به کاشت محصولاتی که زمان کمتری برای بهره دهی نیازدارند،مبادرت ورزند.نمونه بارزاین سیاست رامی توان درشهرآستانه اشرفیه دیدکه محصولات محلی بسیاری مانندفلفل سبز،بادمجان،لوبیاو…..درکنارمحصولات اصلی برنج وبادام زمینی کشت وعرضه می گردد.درمناطق پایین دست املش نیز می توان به کشت محصولات این چنینی ودرمناطق بالا دست به کاشت گیاهان دارویی پرداخت.لازم به ذکراست کارشناسان بورس نیزبه سهامداران جزء پیشنهادمی کنندبه جای خریدسهام یک شرکت ؛سبدی ازسهام شرکت های مختلف راخریداری نمایندتادرصورت زیان یک شرکت ،ضررکمتری متوجه سهامدارشود.
د- درموردمحصول چای ،وقتی همه دولت وملت جمع می شوندونمی توانندمشکل آن راحل نمایند،بهتراست درطی یک برنامه ریزی بلندمدت به فکرتغییرکشت این محصول باشیم. هرچندکمی عجیب وغیرمنتظره می باشدولی همان طورکه می دانیم درسالیان نه چندان دوردرهمین استان ویادراستان همجوارمازندران محصولاتی کشت می شدندکه امروزه آثاربسیارکمی ازآنهابه جامانده است.اینکه هرروزخواسته باشیم باتغییرساختارسازمان چای یاباقیمت گذاری وخریداجباری چای توسط دولت و….مشکل این محصول روبه ورشکستگی راحل نماییم؛کاری عبث وبیهوده می باشد.محصول چای درتمام مراحل فرآیندخودازباغ چای گرفته تاخودکشاورزان وتادرکارخانجات چای دچارمشکل است.ودربازاررقابتی امروز دنیانمی توان ذائقه مشتریان رابه زورواداربه مصرف چای بی کیفیت داخلی نمود.واقعیتی که گریزی ازآن نیست.واین قضیه برای هرمحصولی ممکن است اتفاق بیفتدکمااینکه برنج شمال نیزدرهمین راستا قدم برمیدارد.عقب ماندگی های تکنولوژیک ،اندیشه های سنتی ،تقلب وعدم صداقت درعرضه محصولات و…..اعتباراین محصولات بی بدیل ایرانی راباخطر جدی مواجه کرده است.البته اینکه این محصول جدیدجایگزین چه باشد؛نیازمندمطالعه وکارکارشناسی بسیارودقیقی است .برای نمونه می دانیم که بزرگترین پایانه صادرات گل خاورمیانه درعباس آبادتنکابن درحال ساخت است واملش می تواند به عنوان یکی ازتأمین کنندگان عمده این پایانه تبدیل شود.از باغ های فرسوده وکم بازده چای یازمینهای بایروبلااستفاده شهرستان می توان دراین جهت استفاده نمود.
مسائل مطرح شده ؛جزءمسائل بدیهی وروشن است وشایدمسؤولین محترم استان وشهرستان بسیاربهترازمابرآن واقف هستند؛اماچراکسی قدمی برنمی داردمحل تعجب وسؤال است.چندی پیش یک کارشناس تغذیه دربرنامه تصویرزندگی که ازشبکه دو سیما پخش می شودبه نکته جالبی اشاره کردندکه می تواندحسن ختام این نوشته باشد.مجری برنامه راجع به تأثیرتغذیه مناطق مختلف برهوش افرادآن منطقه پرسیدندکه این کارشناس محترم باتأییداین نکته گفتندمثلا تحقیقات نشان داده است ؛مردم گیلان به دلیل استفاده ازماهی ووجودفسفردراین موجوددریایی ؛نسبت به مناطق دیگردارای هوش بیشتری می باشندولی چراازاین هوش خوداستفاده نمی کنندرانمی دانم!حال توخودحدیث مفصل بخوان ازاین مجمل!