می گفت همه چیز از روزی شروع شد که یکی از نمایندگان استان تقاضا نمود که همسربرادرش را جذب کنیم و مدیر عامل هلال احمر گیلان با این تقاضا مخالفت نمود.احرار گیل نوشت:
… می گفت همه چیز از روزی شروع شد که یکی از نمایندگان استان تقاضا نمود که همسربرادرش را جذب کنیم و مدیر عامل هلال احمر گیلان با این تقاضا مخالفت نمود. بعد هم رفت تهران و پوشه ها ساخت که وی صلاحیت ندارد!! .
اومی گفت : همراه اصلی این سناریو هم کسی بود که در گذشته یکی از دست اندرکاران مهم هلال احمر استان بود و او نیز دست برقضا از وابستگان همین نماینده محترم استان است !
او ادامه داد : شب هنگامی هیئتی از هلال احمرتهران آمدند و به دکتر جمشید محمدی مدیر عامل هلال احمر گیلان گفتند که فردارا جلسه تودیع و معارفه برگزار کنید ! . محمدی که از این اقدام شتابزده هیئت تهرانی مات و مبهوت مانده بود نا خواسته پیامکی درست می کند و برای همکاران ارسال می کند! راوی می گوید ابتدا، فرد مورد گزینش از دوستان همیین نماینده انتخاب شد و اورا آقای بهشتی خطاب می کردند . هنوز شب به نیمه نرسیده بود که به دلایل مختلف این گزینه از مدار خارج شد و هیئتی هم که از تهران آمده بودند تا یک نفر را جایگزین حتمی مدیرعامل کنند ، دست پاچه شدند . آنها نیمه شب چند نفر از آقایان همکار سابق مدیر عامل را فراخواندند تا ببینند کدامید به این مهم تن می دهند .
درنهایت آقای علیزاده این مسئولیت را پذیرفت ! صبح لباس نو پوشید و آمد تا بعنوان مدیر به حاضرین معرفی شود وتا لحظات آغازین برگزاری این مراسم همه فکرمی کردند که وی عهده دار این سمت است که از بخت بدش در دقایق آخر این نظریه برگشت و به یکباره فردی به حاضرین معرفی شد که از همراهان هیئت اعزامی به گیلان بود ! او در تهران مسئولیت قابل توجه ای در کارنامه داشت . این مدیر غیر بومی در میان هم همه ی حضار به حاضرین که تعدادشان اندک بود و حتی مسئولین استانی و سایر مدیران و مسئولین هلال احمر هم حضور نداشتند و معاون سیاسی امنیتی استان هم اظهار بی اطلاعی می کرد و استاندارهم مخالفت کرده بود !، معرفی شد .
او می گفت : استاندار با این جابجایی مخالف بود حتی این هیئت تقاضای ملاقات با آیت الله قربانی را نمودند که مورد موافقت قرارنگرفت او ادامه داد که 11 نماینده مجلس طی نامه ای از دکتر جمشید محمدی حمایت کرده بودند و با این جابجایی مخالفت ، ولی…..!
درمراسم تودیع ومعارفه ، دکتر جمشید محمدی به نشانه اعتراض به شتابزدگی ،اینگونه اقدامات را نوعی بد اخلاقی نسبت به زحمات 17 ساله خود در هلال احمر می دانست و در جلسه حضور پیدا نکرد. او می گفت : محمدی اعتقاد داشت که اگر این مراسم قبلاً هماهنگ می شد و تهران او را می خواست و مراسمی در خور شان اش برگزار می کردند اشکال اش در کجا بود که باید شبانه نفرجایگزین انتخاب کنند و در میان مخالفت مدیران ارشد استان و ناباوری همکاران این بد اخلاقی برای یک مدیر گیلانی پایه گذاری می شد ؟!
ما اطلاعات مان از قبل ، حین و بعد این جابجایی خیلی موثق و کافی نیست ولی چند سئوال برایمان پیش می آید که شاید مرور زمان پاسخگوی سئوالاتمان باشد .
اول اینکه آن نماینده محترم که تلاش فراوان نمود تا یکی از نزدیکان خود را وارد این عرصه خدمت ! کند و کار را برای خود تمام شده تلقی کرده بود الان چه حال و روزی دارد ؟
دوم اینکه مدیران ارشد استان که فریاد بومی گرایشان تا آسمانها رفته بود با این جابجایی چگونه کنار خواهند آمد؟ وبرای مردم گیلان چه پاسخی دارند؟
سوم اینکه چرا مد شده برای مدیران استان 11 نماینده نامه بنویسند . چیزی که در حفظ جناب آقای محرر رییس سازمان چای این شیوه بنیان گذاری شد . ؟!
چهارم اینکه چرا فرد غیر بومی، با توجه به مخالفت استاندار و 11 نماینده استان و دیگران….. به گزینه های بومی ترجیح داده می شود ؟ .آیا اراده ای دیگر حاکم بود ؟ یا این دوستان در نهان خود به دیگران چراغ سبز نشان می دادند و در آشکار چیزی دیگر می گفتند؟!
درپایان هم باید گفت : عجب رخشی سوار است این نماینده که در کورس ، 11 نماینده را یکجا پشت سر می گذارد!!
وقتی برای تصاحب پستهای مدیریتی کاردانی و لیاقت ملاک و معیار نباشد طبیعی است که مدیران با توصیه و سفارش نمایندای منصوب و پس از گذشت چند صباحی با سفارش نمایده دیگر برکنار می گرد ند این مطلب را خود آقای دکتر محمدی بهتراز هرکسی می داند .