- نیکان املش - http://nikanamlash.ir -

ریتان سفالی املش

«فرهنگ املش» منحصرا از طریق اطلاعات باستان‌شناسی که در دهه‌های اخیر به دست آمده شناخته می‌شود. جدای از این حقیقت که مردم املش هنرمندان و صنعتگرانی بسیار ماهر بودند


در حدود: سال‌های ۸۰۰-۹۰۰ پیش از میلاد
ابعاد: ۱۱/۵ اینچ (۲۹/۲ سانتی‌متر) ارتفاع
طرح: املش
جنس: سفال
وضعیت: کاملا سالم
محل کنونی: امارات متحده‌ی عربی

«فرهنگ املش»(۱) منحصرا از طریق اطلاعات باستان‌شناسی که در دهه‌های اخیر به دست آمده شناخته می‌شود. جدای از این حقیقت که مردم املش هنرمندان و صنعتگرانی بسیار ماهر بودند، ما درباره‌ی خود مردم اطلاعات اندکی در اختیار داریم. به غیر از این، به نظر می‌رسد که این فرهنگِ باستانی، نخست در نواحی کوهستانیِ مجاور با دریای کاسپین، در شمال ایران کنونی، وجود داشته است.
طبق پیشینه‌ی باستان‌شناسی، به نظر می رسد که فرهنگ مردم املش در خلال قرن‌های هشتم و نهم پیش از میلاد به وضعیتی ثابت رسیده است. گرچه ما اطمینان نداریم که جمعیت، بومی همان سرزمین بودند و یا از نواحی مرزی مهاجرت کرده بودند، اما موضوعی که در رابطه با هنر و سفالگری آن‌ها، که به طور معمول شامل درون‌مایه‌هایی مربوط به طبیعت می‌باشد، اهمیت دارد، این است که به وضوح با هنرِ همسایگان معاصرشان از جمله لرستان و ایلام مرتبط است.
واژه‌ی رِیتان (Rhyton) از یک فعل یونانی به معنای «جاری شدن» مشتق می‌شود. نقاشی‌های روی گلدان‌های یونانی نشان می‌دهد که عیاشان از این ریتان‌ها (۲) برای گازدار کردن شراب و نوشیدن آن استفاده می‌کردند. شراب در بالای این ظرف ریخته می‌شد و از طریق لوله‌ای به شکل سر حیوان که آن لوله از گردن آن حیوان حاصل می‌شد، بیرون می‌آمد. این رِیتانِ سفالیِ باشکوه به رنگ خاکستریِ روشن توسط فرهنگ املش به وجود آمده است. در خلال قرن‌های هشتم و نهم قبل از میلاد، ریتان‌هایی به شکل سر حیوانات، در ایرانِ باستان فوق‌العاده محبوب شده بودند. هیچ پادشاه یا فرمانروایی وجود نداشت که ریتانی نداشته باشد، و طبعاً رهبران بر سر داشتن زیباترین و شیک‌ترین نمونه‌ها با هم به رقابت می‌پرداختند. این ریتان باشکوه، تنه‌ای عریض با دسته‌ای کوچک را نشان می‌دهد که به تدریج باریک شده و به شکل گردنی خمیده درمی‌آید. آن لوله، شکلِِ سرِ یک بز کوهی یا آهوی ماده را به خود گرفته است. شکوهِ این موجود توسط هنرمندی به ثبت رسیده است که این کار را با همان توجه و ظرافتی که به طور معمول برای کشیدن پرتره‌های اشراف اختصاص داده می‌شود، خلق کرده است.

توضیحات:
۱) عنوان «املش» عنوانی‌ست که به تمدن کشف شده در مارلیک-دیلمان اطلاق می‌شود و البته این عنوان، عنوانی غیرعلمی‌ست. دکتر ناصر عظیمی دوبخشری، در سلسله مقاله‌های «گیلان؛ ریشه‌ها» دلیل این نام‌گذاری را فروش آثار باستانی این تمدن در بازار املش می‌داند و این‌که نزدیک‌ترین شهر به این تمدن باستانی، املش بوده است.
۲) تَکوک یا Rhyton: نوعی لیوان با پایه‌ای به صورت حیوان که در قسمت پایینی آن سوراخی برای نوشیدن وجود داشته است.

برگردان از انگلیسی به فارسی: نرگس صیادی
منبع: Amlash Terracotta Rhyton
.
…………………………………………………………………………………………………………………….

تمدن املش(amlash Civilization)

در مناطق کوهستانی و کوه پایه ای شرق گیلان تاکنون آثار و اشیای ارزشمندی پیدا شده که از آن ها به عنوان هنر و تمدن املش یاد می شود. طبق گفته دکتر گیرشمن باستان شناسی برجسته معاصر، این اشیا که به طور اتفاقی دهقانان آن ها را یافته اند، به همراه مردگان در قبر ها دفن می شد. و این قبور متعلق به دوران پیش از تاریخ است(بیش از 5000 سال پیش). از نظر وی یک کوزه گری که در دوران تمدن املش در این سرزمین زندگی می کرد علاوه بر کوزه گری در عین حال پیکر ساز نیز هست و روح ابتکار و اختراعی از خود نشان داده که موجب حیرت می شود و این را می توان در آثاری همچون گاو کوهان دار دید و این نشان از تمدن درخشان املش ر آن روزگار دارد. به حدی که دکتر گیرشمن تمدن پیش از تاریخ کل ایران راتمدن املش می نامد.بر اساس نوشته وی دو چشم برنزی کتیبه دار در این منطقه پیدا شده که روی یکی نوشته شده شاه منوآ(بین 810 تا 781 پیش از میلاد) و بر روی دیگری نام شاه آرگیشتی( بین 781 تا 760 پیش از میلاد) . اینان دوتن از فرمانوروایان اورارتویی هستند. در کل با نظر باستانشناسانی همچون ویلیام کالیکان، اشیایی که در گیلان به خصوص در املش و مارلیک یافت شده اند، شباهت زیادی به اشایی که در لرستان پیدا شده اند دارند. ولی بسیار هنرمندانه تر بر روی آن ها کار شده است.همچنین دکتر گیرشمن می گوید که در آثار املش هنر مردمان بین النهرین تاثیر زیادی نگذاشته است، که یکی از دلایل آن می تواند وجود کوه های مرتفع و صعب العبور بین این سرزمین و آن تمدن ها باشد. وی اضافه می کند ک هنر مردمان قفقاز در عصر آهن تاثیر بیشتری بر هنر املشی های آن دوره دارد و همچنین می گوید که شاید هنرمندان املش از تیره مردمانی باشند که پیش از ورود به ایران از قفقاز عبور کرده بودند.
……………………………………………………………………………………………………………………..

فرهنگ و تمدن املش

“رومن گیرشمن” رئیس هیأت کاوش های باستان شناسی وقت ایران ، اشیای به دست آمده از املش را متعلق به قرن 8 و 9 ق . م می داند و معتقد است اطلاعاتی که از دوران آغاز تمدن ایرانی به دست آمده نتیجه کشفیات اتفاقی دهقانان در ناحیه جنوب غربی دریای مازندران است.

این دانشمند آلمانی به دلیل آثار باستانی مکشوفه در املش و قدمت تمدن آن تمدن پیش از ایران را تمدن املش نامیده است.

عمده آثاری که از آن به عنوان هنر املش یاد می شود از تپه ها و گورستان هایی یافت شده که در حوزه ی جنوبی شهرستان رودسر واملش و بیشتر در نقاط کوهستانی مستقر بوده اند. این آثار متأسفانه توسط حفاران غیر مجاز مورد دستبرد قرار گرفته اند. بیشتر آثاری که منسوب به املش است و در موزه های گوناگون عرضه شده ، از منطقه قیس آباد ( غیاث آباد ) به دست آمده اند.

گیرشمن آثار به دست آمده از قبور املش را متعلق به دوره مگالتیک یعنی سه هزار سال قبل می داند. او معتقد است در هنر املش آثار زیادی از نفوذ هنر بین النهرین مشهود نیست. کوه های مرتفع و صعب العبوری که این مردم  در آن زندگی می کردند دنباله جبال قفقاز است و آثار هنر ایران شباهت به آثاری دارد که در آغاز عصر آهن در قفقاز پرورش یافته بود. وجود مجسمه های کوچک برنزی در این ناحیه ما را وا می دارد تصور کنیم رابطه ای میان هنرمندان املش با نواحی قفقاز وجود داشته و شاید این هنرمندان از همان مردمانی باشند که پیش از آمدن به سرزمین ایران از کوه های قفقاز عبور کرده اند.

پروفسور آندره گدار که اولین رئیس مؤسسه ی باستان شناسی ایران بود ، جنس اشیای به دست آمده از گورستان های نواحی املش ، پیرکوه ، دیلم و دیگر روستاها را بیشتر از سفال سرخ رنگ دانسته است. طبق نظر او در گورستان های دیلم ، اشیای سفالی منقوش اگر هم وجود داشته باشد کشف نشده است ، اما مقدار زیاد اشیای طلا و نقره کشف شده در این ناحیه نشان می دهد تزئینات آنها گاهی با هنر یونانی ها یا هنر آتروسک وابسته بوده است.

از آثار کشف شده از املش باید از دو چشم بند برنزی مربوط به زین و یراق اسب نام برد که کتیبه ای به خط میخی بر روی آنهاست و اسامی دو تن از شاهان مانایی و اورارتویی یعنی “منوا” و “آرگیشتی” بر روی آن حک شده است.

شاه آرگیشتی همان حاکم اورارتویی است که به وجود کتیبه ای از او در آبادی رازلیق نزدیک سراب اشاره شده است. پیدا شدن نام او بر روی چنین وسیله ای در املش خبر از ارتباط فرهنگی – هنری و یا به نوعی بازرگانی بین مناطق حاشیه دریای مازندران و ممالک تحت سیطره اورارتورهاست و شاید هم هدیه ای ارسالی برای یکی از حکام دوره آغاز تاریخی املش باشد.

برگردان از انگلیسی به فارسی: نرگس صیادی

منبع: Amlash Terracotta Rhyton
.
…………………………………………………………………………………………………………………….

کوزه آب در املش

 

کوزه ای به شکل اسب از سدهء 9 تا 8 پیش از میلاد که در املش پیدا شده است نیز می تواند اشاره ای به پیوند میان آب و اسب در فرهنگ ایران باستان باشد.

 

دکتر پرویز رجبی
بهار 1384  وبسایت انسانشناسی و فرفنگ/اسب ترکمن