- نیکان املش - http://nikanamlash.ir -

وقتی ندیمی اعتراض می‌کند!؟/ حجت جوادپور

نماینده مردم لاهیجان و سیاهکل در مجلس شورای اسلامی در همایش شوراهای اسلامی و دهیارهای شهرستان سیاهکل با تأکید بر این‌که من به نگاهی که همشهری ما آقای نوبخت در نماز جمعه داشتند کاملاً معترض هستم، اظهار کرد: می‌گویند که هم‌اکنون زمان توسعه استان‌ها نیست. پس چه زمانی وقت آن می‌رسد؟ بنده و همفکرانم نمی‌گذاریم که این حرف در بودجه نیز شکل بگیرد. ما فقط به‌دنبال این نیستیم که چند پروژه ملی در کشور اتفاق بیافتد. چرا نباید پس از ۳۴ سال از انقلاب اسلامی هنوز هم برق و آب سالم در روستاها نداشته باشیم.
ایرج ندیمی با اشاره به این‌که باید کاری کنیم که توزیع بودجه علاوه بر اقتصادی بودن، عادلانه نیز باشد، گفت: به این نگاه که فقط به‌دنبال پیشرفت در کشور باشیم، انتقاد اساسی دارم. می‌بایست پیشرفت همراه با عدالت باشد. همه روستاها، شهرستان‌ها و استان‌ها سهم خود را می‌خواهند. نمی‌شود گفت به این بهانه که بودجه نیست، عده‌ای را سیراب کنیم. این کار عادلانه نیست. (به نقل از برخی خبرگزاری‌های استانی)

وقتی این خبر را شنیدم که ایرج ندیمی به سخنان دکتر محمدباقر نوبخت درباره بودجه عمرانی استان‌ها اعتراض تند کرده است، از خود پرسیدم که او چرا در همایش شوراهای اسلامی و دهیارهای شهرستان سیاهکل چنین اعتراضی کرده است و اصولاً او که در بسیاری از بحران‌ها و مقاطع مهم در هشت سال گذشته اعتراضی نداشته، چرا اکنون و در چنین همایشی اعتراض می‌کند؟! چرا معمولاً دو چهره متفاوت از او می‌بینیم؟ در مجلس شورا و کمیسیون اقتصادی تقریباً خاموش و کم‌تحرک است، اما در برنامه‌های استانی و حوزه انتخابیه‌اش اغلب درباره همه چیز حرف می‌زند و موضع‌گیری پرشوری می‌کند! آیا فضای احساسی و یا اظهار لطف دوستان و طرفداران در این محافل، ایشان را بر سر شوق می‌آورد، یا این‌که ایشان تلاش می‌کنند حداقل در لاهیجان و سیاهکل از خود چهره‌ای منتقد و دلسوز نشان دهند؟
بعد از خود می‌پرسم: اگر انتقاد ایشان درست و منطقی است، چرا آن را در مجلس یا در مصاحبه با خبرگزاری‌های مهم کشور مطرح نمی‌کنند؟ چرا ایشان در روزهای سخت و سرنوشت‌ساز سکوت اختیار می‌کنند و یا گاه موافق جریان غالب به‌پیش می‌روند؟ چرا آن زمان که کشور با رکود تورمی بی‌سابقه در 50 سال گذشته مواجه شد، ایشان اعتراض تندی نکردند؟ چرا در برابر آن‌همه آمارهای دروغ و خلاف واقع سکوت کردند؟ چرا آن زمان که با سیاست‌های انبساطی دولت‌های نهم و دهم، با رشد بی‌حساب نقدینگی تورم‌زا که نسبت به سال 1384 هفت برابر و قیمت دلار سه برابر شد، ما هیچ اعتراض تندی از ایشان نشنیدیم؟! چرا ایشان در مورد آن‌همه استقراض از بانک مرکزی و ایجاد رکورد تاریخی در چاپ پول در دولت‌های نهم و دهم (50 هزار میلیارد تومان در 8 سال) و نیز رسیدن رشد اقتصادی به منفی 8/5 درصد هیچ‌گونه نقد یا اعتراضی نداشتند؟ چرا آن زمان که با هرج و مرج در سرمایه‌گذاری نفتی و مصرف ارزی که منجر به انهدام تقریبی بنیان‌های تولید داخلی و واردات بی‌رویه شد و مثلاً خودکفایی ما از واردات گندم در سال 1383 تبدیل به واردات 2/7 میلیون تن گندم در سال 1392 شد، ایشان به‌عنوان یک نماینده مجلس و عضو کمیسیون اقتصادی هیچ‌گونه انتقادی از این رویه نداشتند، بلکه گاهی رئیس آن دولت را علی‌رغم این‌که پردرآمدترین دولت تاریخ ایران و در عین حال بدهکارترین دولت بود، مورد مدح و ستایش هم قرار می‌دادند؟!
وقتی سالانه 100 میلیارد دلار درآمد نفتی داشتیم، ایشان هرگز نپرسیدند که این پول‌ها کجا سرمایه‌گذاری شده است و چرا با این درآمد افسانه‌ای (بالغ بر 750 میلیارد دلار)، کشاورزی (به‌ویژه در گیلان) احیاء نشده است؟ چرا هرگز فریاد نزدند که بر سر اقتصاد و کشاورزی چه آمده که محصولات کشورهای آمریکای لاتین، شمال آفریقا، اروپا و شرق آسیا بر سر سفره ایرانی آمده است؟ چرا ایشان که در سفرهای استانی ملازم رئیس جمهور بودند، هرگز اعتراض نکردند که چرا فقط کمتر از 30 درصد از تعهدات سفرهای استانی انجام شده و این‌همه پروژه‌های روی زمین مانده چگونه و با چه اعتبارت و منابعی تحقق خواهد یافت؟
ایشان که قبل از انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری هیچ‌گونه موضع‌گیری شفاف و روشنی از خود نشان نداده بودند، اکنون در مقام یک معترض طوری سخن می‌گویند که گویا از همه آن‌چه در طول آن هشت سال بر اقتصاد ایران رفت، بی‌خبرند و از واقعیت‌های سیاسی ـ اقتصادی کشور بی‌اطلاع‌اند؟! نمی‌دانم با چنین اعضای کمیسیون اقتصادی و کمیسیون تلفیق، بودجه کشور چه سرانجامی پیدا خواهد کرد!

پس از آن‌که دکتر حسن روحانی ـ رئیس جمهور ـ با حضور در مجلس شورای اسلامی، لایحه بودجه سال 1393 کل کشور را در موعد قانونی خود به خانه ملت ارائه داد، خبر استعفای برخی نمایندگان مجلس در اعتراض به آن‌چه بی‌توجهی به برخی مناطق در کشور در اختصاص یافتن منابع بودجه خوانده شد، خبرساز شد. نمایندگان معترض معتقدند دولت به اندازه سال‌های قبل به پروژه‌های عمرانی توجه نکرده است و نسبت به تخصیص منابع به پروژه‌ها، تبعیض‌آمیز رفتار کرده است. سئوالی که این روزها مورد توجه کارشناسان اقتصادی قرار گرفته این است که در سندها و قوانین کلان کشور، چگونه باید بین نیازهای محلی و اقتضائات و شرایط ملی، هماهنگی ایجاد کرد؟ بحثی که باید مورد واکاوی و بررسی جدی قرار گیرد. اما ببینیم که واقعاً ماجرا چیست؟
دولت یازدهم به‌دلیل کاهش منابع درآمدی خود از یک‌سو و جلوگیری از افزایش نرخ تورم از سوی دیگر، ناگزیر به کاهش بودجه پروژه‌های عمرانی در دست اقدام خود شد که در این زمینه چند نکته حائز اهمیت و بررسی است:
1- به‌دلیل تعداد زیاد پروژه‌هایی که در دولت‌های نهم و دهم به تصویب رسید و با توجه به تفاوت آن‌ها در میزان پیشرفت، دولت یازدهم تلاش کرد تا با طراحی برنامه خاصی، به‌جای این‌که برای همه پروژه‌ها به‌صورت مساوی، اعتبار تعیین کند، اولویت اصلی را به پروژه‌هایی بدهد که در مراحل پایانی خود به‌سر می‌برند و با یک اعتبار قابل توجه می‌توانند به بهره‌برداری کامل برسند. البته این به آن معنا نیست که هیچ بودجه‌ای به پروژه‌های دیگر اختصاص پیدا نمی‌کند.
2- در این شرایط برخی پروژه‌های با پیشرفت اندک، یا بودجه‌ای نصیب‌شان نمی‌شود و یا به‌صورت اندک از بودجه سهم می‌برند. این همان نکته‌ای است که  باعث اعتراض برخی نمایندگان شد.
3- مشکل اصلی پروژه‌های نیمه‌تمام که اینک با کاهش درآمدهای دولت برای تأمین اعتبار، خود را بیش از پیش نشان می‌دهد، ریشه در سیاست‌های عمرانی دولت‌های نهم و دهم دارد؛ یعنی پروژه‌هایی که به‌صورت شتاب‌زده و بدون کار کارشناسی دقیق، کلنگ زده شدند و علی‌رغم به هدر رفتن درآمدها و زمان و نیز افزایش سطح انتظارها، هنوز هم به اتمام نرسیده‌اند. طی سال‌های گذشته، پروژه‌های عمرانی از حدود 800 طرح به نزدیک 3000 طرح رسیده است. رئیس جمهور چندی پیش در گزارش 100 روزه خود به مردم، اعلام کرد که برای تکمیل پروژه‌های نیمه‌تمام، نیاز به زمان  16 ساله داریم.
4- رئیس دولت دهم با حذف سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، بر اساس سلایق شخصی و درخواست‌های محلی، این پروژه‌ها را ـ که عمدتاً نمایشی بودند ـ در سفرهای استانی تدوین کرد. در شرایط کنونی، تکمیل چنین طرح‌هایی نیازمند 300 تا 400 هزار میلیارد تومان بودجه است.
5- دولت “تدبیر و امید” که بارها اعلام کرده است از دادن وعده‌های پوچ و توخالی به مردم پرهیز خواهد کرد، به این نتیجه رسید که دولت در دادن اعتبار به پروژه‌های مختلف باید جانب احتیاط را رعایت کند و مشکلات کشور را با شفافیت با مردم درمیان گذارد و از اختصاص اعتبارات اسمی و غیرقابل تحقق دوری کند. بر همین اساس محمدباقر نوبخت ـ معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور ـ چندی پیش گفت: “دولت می‌گوید وقتی ما می‌توانیم 3 میلیارد به استانی مانند مازندران پرداخت کنیم و توان پرداخت 8 میلیارد تومان را نداریم، چرا در بودجه بنویسیم 8 میلیارد، و 3 میلیارد پرداخت کنیم؟”
6- دولتمردان کنونی در تدوین لایحه بودجه سال 1393 کل کشور تلاش کرده‌اند طرحی هوشمندانه برای تدوین بودجه و هزینه‌های عمرانی کشور ارائه کنند که خاصیتی ضد تورمی داشته باشد؛ زیرا تا زمانی که این پروژه‌های نیمه‌تمام به بهره‌برداری نرسند، می‌توان وجود آن‌ها را تورم‌زا دانست. (این نرخ تورم در مناطق روستایی بیشتر از مناطق شهری است.)
لازم به ذکر است که اکنون نزدیک به سه هزار پروژه نیمه‌کاره در کشور وجود دارد که تکمیل آن‌ها نیازمند بودجه‌ای بالغ بر 300 هزار میلیارد تومان است. در این بین، نزدیک به 250 فقره از این پروژه‌ها بیش از 80 درصد پیشرفت فیزیکی داشته‌اند. لذا دولت “تدبیر و امید” برای این‌که بودجه عمرانی را تکمیل کند، چنین برنامه‌ای را تدوین کرده است.
با توجه به این‌که هزینه‌هایی که در پروژه‌های قبلی سرمایه‌گذاری شده است، هیچ‌گونه بازدهی ندارند، دولت باید تا تکمیل و آغاز بازدهی این پروژه‌ها صبر کند و پروژه جدید کلنگ نزند. اکنون در این برهه حساس اقتصادی کشور، نمایندگان مجلس باید با تصویب این لایحه و به کمک دولت، پروژه‌هایی را که بالای 80 درصد پیشرفت دارند، تکمیل کنند، و با صرف هزینه کمتر از 20 درصد، از سرمایه‌گذاری دوره قبل بهره‌برداری کنند.
اما این‌که چرا بلافاصله واکنش‌های شدیدی از سوی برخی نمایندگان مجلس در اعتراض به بخش‌هایی از بودجه صورت گرفت، قابل بحث و بررسی است. هرچند اهتمام برخی نمایندگان مجلس به مسائل حوزه انتخابیه خود، امری ستودنی و قابل توجه است، اما این نگاه نباید به معنای نادیده گرفتن شرایط و نیازهای کل کشور باشد. با نگاهی به آمار ارائه شده از سوی مسئولان کنونی کشور، به این نتیجه می‌رسیم که دولت کنونی با سه هزار طرح ناتمام در کشور مواجه است که برای اجرای آن‌ها 300 هزار میلیارد تومان منابع مالی نیاز دارد. بی‌تردید تأمین چنین هزینه‌ای برای دولت جدید با توجه به شرایط خاص ناشی از تحریم‌های اعمالی علیه کشورمان، مشکلات فراوان ایجاد می‌کند. با این شرایط و با توجه به این‌که کشور از لحاظ اقتصادی و بین‌المللی در تنگناهای خاصی قرار دارد، دولتمردان با ارائه لایحه بودجه سال 1393 کل کشور سعی دارند ضمن برنامه‌ریزی دقیق، از کمترین امکانات موجود بیشترین استفاده را ببرند.
هرچند که لایحه ارائه شده از سوی دولت به مذاق تعدادی از نمایندگان خوش نیامد، ولی نباید از انصاف دور شویم که دولت در این لایحه، اولویت‌های ملی را بر مسائل بومی ترجیح داده است. از این‌رو از نمایندگان انتظار می‌رود تا ضمن همفکری و همدلی با دولت “تدبیر و امید”، آن را در غلبه بر مشکلات کشور یاری دهند. این نمایندگان با درک شرایط کنونی از روی منطق می‌دانند که وقتی فردی در انتخابات مجلس با کسب اکثریت آراء نسبت به رقیبان، به‌عنوان نماینده‌ای از یک حوزه انتخابیه وارد مجلس می‌شود، از آن‌پس دیگر نماینده ملت ایران در مجلس محسوب می‌شود، نه صرفاً نماینده یک قوم، بخش، روستا، شهر و یا استان. بر همین اساس مردم نیز انتظار دارند تا نمایندگان مجلس چنان اقدام کنند که در راستای حفظ منافع ملی باشد، نه این‌که صرفاً منافع حوزه انتخابیه را ببینند.
اما در نهایت، دلیل مخالفت برخی نمایندگان مجلس با لایحه بودجه ارائه شده از سوی دولت را می‌توان ناشی از سه عامل زیر دانست:
1- ناآگاهی از مسائل خرد و کلان سیاسی و اقتصادی کشور
2- نگاه منطقه‌ای و محلی به بودجه
3- جانبداری سیاسی و وابستگی به طیف یا جریان خاص
اکنون این سئوال مطرح است که جناب ندیمی چرا به برنامه عمرانی دولت اعتراض ـ آن‌هم از نوع تندش ـ می‌کند؟!