غلام رضا کاظمیان پور:از چند روز پیش ، مسؤلین محترم از هرفرصتی برای اعلام عزم راسخ دولت برای تخصیص سبد کالای رایگان به منظور تو زیع میان اقشار هدف ، کمال استفاده را به عمل آوردند و با آب وتاب فراوان در این باب سخن گفتند . صدا و سیما و کمی تا قسمتی جراید نیز برای پروراندن مطلب ، زحمت کشیدند و با تبلیغات در خور تحسین به شور و شوق به وجود آمده دامن زدند ، تو گویی قرار است کاری شود کارستان و شاهکاری شود شبه معجزه .
به گزارش بولتن نیوز، روز گذشته بالاخره انتظار ها به سر آمد و از فهرست اقلامی که قرار است در زنبیل خانواده ها قرار گیرد طی مراسمی رونمایی شد . در مراسم پرده برداری چشم همگان به دو بطری روغن مایع ، دو کیلو مرغ ، هشتصد گرم پنیر ، ده کیلو برنج و به مقدار لازم تخم مرغ ؛ روشن شد .
اگر حمل بر ناسپاسی و قدر ناشناسی و نادیده انگاشتن زحمت مسؤلین محترم نگردد، این اقلام و مقادیر آنها ، موجب تأسف و شرمساری است . تأسف از این جهت که به علت سیاست های غلط و اجرای نادرست همان سیاست ها ، آستانه نیاز بخش اعظمی از جامعه به مرز فقر و نداری سقوط کرده است به گونه ای که 800 گرم پنیر و 2 کیلو مرغ و امثال آن در قالب سبد حمایتی برای آنها در نظر گرفته می شود . در گذشته و هم اینک ، افراد خیر و نوع دوست در اقدامی خداپسندانه به صورت گروهی ، تعدادی از افراد و خانواده های نیازمند را تحت پوشش حمایتی خود قرار داده و طی برنامه منظم و زمانبندی شده و با رعایت حرمت و آبروی نیازمندان ، انواع و اقسام کالا های مورد نیاز افراد یا خانواده های تحت پوشش را در اختیار آنها قرار می دادند . در سبد حمایتی این گروه های خودجوش پوشاک ، لوازم التحریر ، اسباب بازی ، وسایل خانگی ، دارو و حتی هزینه های درمانی نیز مشاهده می شد . آیا امکانات و توانایی دولت کمتر از توانایی محدود ، گروه های مردمی و امکانات مسجد و هیأت های مذهبی است؟
هنگامی که هر یک از از مسؤلین محترم ، فرصتی برای سخنرانی بدست می آورد ، از ملت ایران با القاب و اوصافی چون : ” ملت بزرگ ایران ” ، ملت عزیز ” و ” ملت غیور ” نام می برد که حق هم همین است اما در این مواقع و به هنگام اتخاذ تصمیماتی از این نوع به روی خود نمی آورند که شأن و منزلت این ملت بزرگ با تخصیص 800 گرم روغن ، آنهم تحت عنوان نا مناسب حمایت و کمک ؛ به شدت تخریب می شود .
هیچکس فکر نمی کند که چرا عزت نفس و کرامت و بزرگی یک ملت بزرگ و گرامی ، باید قربانی ندانم کاری و ناتوانی چند مدیر و مسؤل ضعیف شود !؟ چرا باید پیامد سیاست های نادرست و مناسبات غلط اقتصادی ایجاد شده ، وضعیتی چنین بغرنج باشد ، که بخش قابل توجهی از مردم با حجب و حیای ایران ، ناگزیر باشند به سان افراد مصیبت زده و بلا دیده و چون انبوه نیازمندان و فقرا ، اینگونه ناملایمات را تحمل نمایند ؟ چرا و تحت چه شرایطی ، مسؤلین ما خود را مجاز می دانند که بی هیچ تعارف و بدون خجالت ، از سبد کالا ، آنهم با پسوند کمک و حمایت سخن بگویند ؟ مگر این کالا که حداکثر پاسخگوی چند وعده غذای یک خانواده 5 نفره است ، از دسترنج شما تهیه شده است و بودجه آن را از جیبتان پرداخته اید که از آن به اسم کمک و حمایت یاد می کنید ؟ ممکن است در پاسخ گفته شود : مگر کسی طلبکار است و چرا توقعات اجتماعی را بالا می برید ، اگر همین مختصر هم در نظر گرفته نشود ،آیا وضع مردم بهتر می شود ؟ در پاسخ باید به صراحت و با صدای بلند گفت و یاد آور شد که بله ، مردم طلبکار و ولی نعمت و صاحبان حق هستند . مردم عزیز هستند و باید همواره و در همه حال عزیز و گرامی داشته شوند و نباید با آنها همچون صدقه بگیران رفتار شود . نباید فراموش کنیم که ایران کشوری است ثروتمند و فقر عمومی تحمیل شده به جامعه یا ناشی از سوء مدیریت ها و سوء سیاست ها است و یا به دلیل آفاتی چون رانت خواری ، ویژه خواری که در نتیجه آن اکثریتی فقیر واقلیتی فوق ثروتمند همزمان در کشور به وجود می آیند ، کشوری که همه به یک میزان حق بهره مندی از مواهب و منابع خدادادی آن را دارند .
سخن در مورد محدود بودن امکانات و توانایی های دولت نیست و درک این واقعیت برای همه ممکن است که با وجود منابع محدود ، نمی توان به درستی و به خوبی به انتظارات بزرگ جامعه ، جامه عمل پوشاند و هیچ دولتی در هیچ کجای دنیا قادر نیست خدمات فراگیر را به شکلی کاملاً رضایت بخش ارائه نماید . همچنین شاید سخن و ایراد اصلی حتی لزوم ، پرداخت بیشتر و عرضه کالای بیشتر نباشد ، بلکه صحبت از ضعف مدیریت و بی تدبیری های کهنه ای است که در نتیجه آن عده بسیاری از مردم ، برای ادامه زندگی ، نیاز به کمک های دولت دارند . مشکل بزرگ نیاز به چاره اندیشی اساسی دارد . باید مناسبات و شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه به گونه ای اصلاح و ترمیم شود ، که ادامه زندگی آبرو مندانه و محترمانه کمتر کسی در گرو کمک دولت باشد .
شاهد مثال دیگر در پایین آمدن آستانه قدرت اقتصادی و توانایی مالی بسیاری از مردم ، زمان اعلام واریز یارانه ها است . ساعاتی پس از اعلام واریز یارانه ها ، شاهد شکل گیری صف ها در برابر خود پرداز بانک ها هستیم و مردمی که یا برای گرفتن پول و یا برای پرداخت قبوض عقب افتاده آب و برق و وام در انتظار هستند . باید قبول کرد که این هجوم تکراری یا به این علت است که پس انداز مالی یک خانواده کمتر از مجموع یارانه ای است که می گیرد و یا به هر دلیل ، وجود نوعی بی اعتمادی به تصمیمات دولت ، سبب می شود تا افراد در وصول هر چه سریع تر یارانه واریز شده تردید نکنند .
به هر حال پس از قدردانی از حسن نیت و بذل توجه و تلاش مسؤلین خدوم ، انتظار می رود تا در آینده به گونه ای عمل شود تا این قبیل خدمات مقطعی ، مانع از توجه و آسیب شناسی و از بین بردن زمینه ها و دلایل اصلی وضعیت بیمار گونه ای که ارائه خدمات را اجتناب ناپذیر ساخته است نشود .
ضرب المثل های حکمت آمیز و پند آموز پیشینیان را چون چراغی راهنما ، به هنگام تصمیم گیری مدنظر داشته باشیم . قدما فرموده اند : ” چاه باید خودش آب داشته باشد . و نیز فرموده اند : ” اگر خواستی به کسی یک وعده غذا بدهی ، به او ماهی بده اما اگر خواستی یک عمر به او غذا بدهی ، به او ماهیگیری یاد بده ” چاه باید زاینده و ذاتاً آبدار باشد . ریختن چند سطل آب درون چاله ای خشک ، چاه پر آب به وجود نمی آورد . اگر مردم ذاتاً مولد و تولید کننده ثروت باشند و اگر سیاست های معطوف به واردات جای خود را به راهبردهای تولید محور بدهد و اگر اشتغال آرزوی دست نیافتنی ، بسیاری از جوانان نباشد و اگر به جای پدر خانواده ، دیگر اعضای آماده کار و مستعد کار آن نیز در تأمین هزینه های زندگی سهیم باشند ؛ دیگر نیازی به حضور و کمک دولت در اقتصاد خانواده ها نخواهد بود .