از رئیس اتحادیههای چایکاری تا مدیران شرکتهای چای و همه باغداران و چایکاران تقریباً حرفهای مشابهی در مورد این صنعت میزدند.
پاییز و زمستان که میشود، روزها کوتاهتر بهنظر میآیند و شبها دراز. بیشتر خانوادههای ایرانی هم که از قدیم عادت دارند شبها دور هم بنشینند و در تمام این شبنشینیها شاید کمتر محفلی باشد که چای در آن حضور نداشته باشد. چه سنتیها و چه مدرنهای جامعه، تقریباً چای در خانه همه ایرانیان یافت میشود؛ هم داغ است و در سرمای هوا آرامبخش، هم تا حدودی نسبتاً ارزان و قابل تهیه برای همه خانوادهها.
به گزارش “لاهیگ” به نقل از “تراز“، سالهای قبل هم مصرف چای در کشور کمتر بود و هم تولید چای بیشتر؛ در نتیجه واردات چای خارجی به کشور کمتر بود و حتی صادرات هم داشتیم. از اواخر دهه ۷۰ و با آغاز دهه ۸۰ اتفاقات عجیبی در صنعت چای ایران رخ داد. سازمان چای به یکباره منحل شد، قاچاق چای به کشور افزایش یافت و کار تا آنجا پیش رفت که از همان زمان زمزمههایی درخصوص وجود مافیای چای در کشور شنیده میشد. اولین جرقه در سال ۱۳۸۲ توسط طهماسب مظاهری ـ وزیر وقت امور اقتصادی و دارایی ـ زده شد که در آن زمان وی پرونده چهار نفره مافیای واردات چای را افشاء کرد. حتی برای جلوگیری از واردات غیرقانونی چای عازم سریلانکا شد و با مقامات این کشور تفاهمنامهای مبنی بر واردات قانونی چای به کشور برای اختلاط با چای داخلی بهمنظور مصرف یا صادرات به امضاء رسید. اما سه ماه پس از بازگشت از این سفر، از سمت وزارت اقتصاد برکنار شد و طبیعتاً این پرونده نیز در هالهای از ابهام قرار گرفت.
بعدها یک آفریقایی تبار به نام عبدالرحیم پیرمحمد که از سال ۱۳۷۷ در ایران زندگی میکرد، تصمیم به خرید دو کارخانه چای شمال کرد تا به قول خودش سر و سامانی به وضعیت چای در ایران بدهد و در درازمدت خودش نیز به سود برسد. او ادعا میکرد که چای ایران کیفیت جهانی دارد، ولی باید از مزارع اصلاح شود، یعنی تولید، برداشت، فرآوری و در نهایت بستهبندی نیازمند تغییر است. کار تا آنجا پیش رفت که تا چند سال پیش خیلیها او را مافیای چای ایران میدانستند. با روی کار آمدن دولت نهم با شعارهای حمایت از تولید داخلی و مبارزه با قاچاق و بیعدالتی، خیلی از چایکاران به آینده صنعت چای و کشاورزی امیدوار شده بودند.
در همان ابتدای کار دولت، سازمان چای که در دولت قبلی منحل شده بود، مجدداً راهاندازی شد. اما زیاد طول نکشید که عدم پایبندی دولتهای نهم و دهم به تعهدات مالی خود به چایکاران، زمینهای کشاورزی آنان را به متروکههایی تبدیل کرد. از رئیس اتحادیههای چایکاری تا مدیران شرکتهای چای و همه باغداران و چایکاران تقریباً حرفهای مشابهی در مورد این صنعت میزدند. برای مثال، مدیرعامل یک شرکت فرآوری چای در بیستمین نمایشگاه بینالمللی صنایع کشاورزی گفته بود: سیاستهای چای کشور در دست ۱۲ نفر است که قصد دارند تولید داخلی را نابود کنند، چرا که واردکنندههای اصلی چای به کشور هستند و ۱۲۰ هکتار باغ چای در سیلان هندوستان دارند.
رئیس اتحادیه چایکاران نیز چندی پیش بر همین نکته تأکید کرده و گفته بود: دلیل اینکه زمینهای چایکاران به انبار متروکه تبدیل شده این است که واردکنندگان که اتفاقاً تعداد کمی هم هستند و قدرت زیادی هم دارند، از کاهش تولید داخلی سود میبرند و اینها هستند که با قدرتشان کمر تولید را شکستهاند. ایرج هوسمی مدعی شده بود: سازمان چای نیز با اینکه مجدداً احیاء شد، ولی نهتنها مساعدهای به کشاورزان نمیدهد، بلکه حقالزحمه عادی آنها را هم پرداخت نمیکند و حتی از دادن کود شیمیایی به کشاورزان هم مضایغه میکند. با این شرایط من یقین دارم مافیای چای در وزارت کشاورزی نفوذ کرده است.
مافیا یا یقه سفیدها به چه کسانی میگویند؟
مافیا کسانی هستند که با زر و زور و ارتباط و آگاهی بیشتر، ره صد ساله را یک ساله میروند. متأسفانه روند شکلگیری افزایش واردات محصول پرمصرفی مانند چای به کشور، زمینه افزایش دلال بازی و شکلگیری مافیاهای گستردهتر را رقم زده است. کاهش تولیدات برگ چای کشور از ۷۰ هزار تن در سال به ۲۰ هزار تن در سال درحالی رخ میدهد که طبق آمار در گذشته ایران چهارمین تولیدکننده چای در دنیا بوده است که با سیاستهای غلط در دولتهای گذشته، امروز هیچ جایگاهی بین تولیدکنندگان چای در دنیا ندارد و سالانه ۹۰ هزار تن چای وارد کشور میشود، بهطوری که رئیس کمیته چای هند گفته بود: تقاضای ایران برای واردات چای هندی در سال ۲۰۱۳ افزایش داشته است و در سال گذشته تحریمهای آمریکا و مشکلات موجود در نقل و انتقال پول بین ایران و هند تأثیر منفی بر صادرات چای به ایران داشت که اگر این مشکل مرتفع شود، امسال شاهد افزایش صادرات چای هند به ایران خواهیم بود.
بهراستی چه کسانی باعث کاهش تولید داخلی میشوند و از افزایش واردات چای به کشور سود میبرند؟ داستان مافیای چای در ایران به کجا خواهد رسید؟ و چرا هیچکس در مقابل یقه سفیدهایی که باغهای چایکاری را متروکه کردهاند، نمیایستد؟
تهیه کننده : حجت پیلوا!
سلام/آقای پیلوا شما خودت کارمند دولت هستی یا دوست داری در آینده فرزندت با مدر ک تحصیلی مثلا لیسانس شغل کشاورزی یا همان چایکاری یا مثلا دامداری را انتخاب کند چون مسئو لین برای خود و اطرافیانشان شغلهای دولتی و…. مهیا میکنند و به سایرین شغلهای کاذب و… را تجویز میکنند/بعدا سرنوشت چای- دام – مرکبات- ابریشم-و…..این که هست میشود/
جناب پیلوا این مقاله را بنده برای اقتصادآنلاین نوشته ام !!منشور اخلاقی آن را مطالعه بفرمایید ؛در آن ذکر شده است که نام نویسنده کیست.؟در ضمن اگر به اخلاق پایبند هستیداز کپی برداری و سرقت نوشته های دیگران به نام خود بپرهیزید..
آقای پیلوا 5 هزار باغ چای دارند. شغل کاذب نیست
حسن آقا مدیر سایت بدون هماهنگی آقای پیلوا این مطلب را منتشر کرده همه این نقشه ها ازافراد مغازه شیشه ای می باشدانشاء خیره !!!