- نیکان املش - http://nikanamlash.ir -

برنامه جامع راهبردى فناورى هسته‌اى

حسين علوى راد : به راستى چرا چنين است؟ چرا چنين برداشت‌هاى متفاوتى از يك موضوع واحد و در سطح ملى در ميان بالاترين مقامات رسمى و غيررسمى كشور وجود دارد؟ چرا در موضوعى به اين مهمى ديدگاه مشترك بين مشاور رهبرى (ولايتى-) دولت (احمدى‌نژاد+ الهام-) شوراى امنيت ملى (لاريجانى-) مجلس (رييس كميسيون امنيت ملى-) ائمه جمعه(سيداحمد خاتمى-) مقامات سابق (سيدمحمد خاتمى) و… وجود ندارد؟


برنامه جامع راهبردى فناورى هسته‌اى
بخش نخست سيد احمد خاتمى در نماز جمعه تهران گفت: اگر 10 قطعنامه ديگر هم صادر شود ملت ما همچنان ايستاده است. سيد محمد خاتمى رييس جمهور سابق گفت: بايد مانع صدور قطع‌نامه دوم عليه كشور شد. احمدى‌نژاد: ما را تحريم كنيد تا پله‌هاى بعدى ترقى‌مان را ببينيد.(آينده نو 26/12/85) الهام: نگران صدور قطعنامه جديد نيستيم. ولايتى: قطعنامه متعادل هسته‌اى مانند 598 را با نظر مثبت بررسى مى‌كنيم. بروجردى: سفر احمد‌ى‌نژاد به نيويورك را از رسانه‌ها شنيدم. (26/12/85 آفتاب يزد) به راستى چرا چنين است؟ چرا چنين برداشت‌هاى متفاوتى از يك موضوع واحد و در سطح ملى در ميان بالاترين مقامات رسمى و غيررسمى كشور وجود دارد؟ چرا در موضوعى به اين مهمى ديدگاه مشترك بين مشاور رهبرى (ولايتى-) دولت (احمدى‌نژاد+ الهام-) شوراى امنيت ملى (لاريجانى-) مجلس (رييس كميسيون امنيت ملى-) ائمه جمعه(سيداحمد خاتمى-) مقامات سابق (سيدمحمد خاتمى) و… وجود ندارد؟ تقريبا بيش از يك دهه است كه دولت‌ها، مجالس، ملت‌ها، شركت‌هاى مهم دنيا، دانشگاه‌هاى معتبر و … در هر موضوعى كه مى‌خواهند اظهار نظر كنند آن را در قالب تفكر سيستمى )Systems Thinking( كه به عنوان قلب رهبرى قرن 21 از آن ياد مى‌كنند بيان مى‌دارند. The Heart of Twenty -First century leadership‌ و به صورت طرح‌هاى جامع راهبردى (‌)Strategic plan تدوين و ارايه مى‌كنند. اما طرح‌هاى جامع راهبردى )Strategic plan( چه چيزى هستند و چه كس و يا نهادى مسوول تهيه آن است؟ طرح‌هاى جامع راهبردى برنامه‌هاى 5‌ساله، 10ساله، 20 ساله و حتى بيش‌تر هستند كه مسووليت تهيه و تصويب آن بر عهده دولت و مجلس است. هر طرح جامع راهبردى )Strategic plan( حداقل از 14 آيتم يا موضوع تشكيل شده است كه سعى مى‌كنم از روى مدل‌‌<2000>Wa-Mart- بزرگ‌ترين فروشگاه زنجيره‌اى دنيا (داراى 315 ميليارد دلار فروش در سال 2006 يعنى 6‌برابر فروش نفت ايران) است را توضيح دهم. اولين مورد در تعريف طرح‌هاى جامع راهبردي، تعريف چشم‌انداز )Vision( است كه معمولا بسيار كوتاه و مختصر است مثل (2020) ماهاتير محمد در مالزى كه افقى چهل ساله را نشان مى‌داد. او در سال 1981 گفت: مالزى در سال 2020 جزو پيشرفته‌ترين كشورهاى عالم مى‌شود و اينك اين پيش‌بينى در سال 2010 در حال وقوع است. رهبران بزرگ دنيا، شركت‌هاى معتبر، ملت‌هاى بيدار و پويا داراى چشم‌انداز كوتاه و مختصر و مفيد هستند. بعضى از آن‌ها را مى‌نويسم: اروپاى واحد (براى اتحاديه اروپا) نظم نوين جهانى (براى آمريكا) آلمان سرزمين ايده‌ها (آلمان متحد) خادم الحرمين شريفين (عربستان سعودى) غول صنعتى قرن 21 (چين+) يك كشور دو نظام (نظام ماركسيستى در چين و نظام سرمايه‌دارى خالص در هنگ‌كنگ) زندگى خوب (شركت LG كره جنوبى)‌ نوآورانه زيستن (لوازم خانگى دلونگى)‌( Living Inovation -ايتاليا) ايده‌هايى براى تمام عمر (پاناسونيك( Idias for Life -)ژاپن) و… اگر مايل هستيد دراين مورد تحقيق كنيد، كلمه )Vision( را در محيط )Web( جستجو كنيد. به راستى چشم انداز )Vision( جمهورى اسلامى چيست؟ نه شرقي، نه غربى(امروز كه شرقى وجود ندارد) ام‌القراء كشورهاى اسلامى (در ام‌القراء كشورهاى اسلامى كه بيجه و فحشا و فساد پيدا نمى‌شود) سازندگى (رفسنجانى( )سازندگى در كدام بعد از ابعاد- فرهنگى-اجتماعى-اقتصادى- سياسي؟) اصلاحات (خاتمى( )كدام اصلاحات در كجا، چقدر؟…) عدالت (احمدى‌نژاد( )كدام عدالت، سياسي، اقتصادي، فرهنگى – اجتماعى) مهرورزى (احمدى‌نژاد( )كدام مهرورزي، باكي، چطوري؟ – چقدر؟) خدمت به بندگان خدا(كدام بندگان، با گراني، تورم، فقر و عدم پاسخگويى و …) مشاهده اين واقعيت‌ها نشان مى‌دهد كه ايران فاقد چشم‌انداز (‌Vision‌) است. پرسش اين است كه آيا اين شعارها براى رسيدن به قدرت بوده است و يا دلا‌يل ناكامى چيز ديگرى است؟ در كشورهاى پيشرفته (‌)Vision‌ها از يك دولت به دولت بعد، يا از يك مديرعامل به مديرعامل بعد بسيار به ندرت تغيير مى‌كند. آن چه در سند چشم‌انداز، به عنوان(‌Vision‌) وجود دارد فاقد شرايط علمى(‌Vision‌) است و اگر خيلى با سعه صدر برخورد كنيم، بيانيه چشم‌انداز است كه به آن (‌Vision Statement‌) مى‌گويند. چشم‌انداز (‌Vision‌) بايد قابليت تبديل به ماموريت (‌Mission‌) پيدا كند و آن‌ها بايد به اهداف كلان(‌Goals‌) و سپس به اهداف راهبردى(‌Strategic obj‌) و سپس اهداف مالى (‌Fincial obj‌) تبديل شوند. اينك برمى‌گرديم به بحث اصلى خودمان. (‌Vision‌( )چشم‌انداز) شوراى عالى امنيت ملي، وزارت امور خارجه، سازمان انرژى اتمي، شوراى سياست‌گذارى ائمه جمعه، روحانيت، دانشگاهيان، دولت، قوه قضاييه، مجلس، شوراى نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت نظام، سازمان صداو سيما، هنرمندان (بيش‌تر سينما) و مردم كوچه و بازار براى مساله هسته‌اى ايران چيست؟ ملاحظه مى‌فرماييد اگر ده‌ها مورد ديگر هم به اين مجموعه اضافه شود، ديدگاه مشتركى وجود ندارد! هرچند شعار انرژى هسته‌اى حق مسلم ماست، زيبنده است، اما از آن بايد واقعى استفاده شود نه ابزارى. پس چه بايد كرد؟ بايد با ادبيات استراتژيك حرف زد. چگونه؟ مثلا اين گونه: استفاده از علوم، ميراث مشترك همه انسان‌هاست. بى‌عدالتى است كه ملتى از دانش‌هاى نو محروم شود. اگر آمريكايى‌و اروپايى مسيحى حق استفاده از انرژى هسته‌اى را دارند، مسلمانان هم از اين حق برخوردارند. بهره‌بردارى از انرژى‌هاى پاك حق همه انسان‌هاست؟ تبعيض و ناروايى تا كجا؟ تا كي؟ تا چقدر؟ وجدان‌هاى زنده، ما هم حق حيات داريم. و…. با يك توفان ذهني، مى‌توان صدها چشم‌انداز(‌Vision‌) نظير آن چه ماهاتير محمد 28 سال قبل در
آغاز شروع به كار دولتش در يك افق چهل ساله براى مالزى ترسيم كرد. به وجود آورد. اما شرايط 11 گانه‌Vision‌(چشم‌انداز) را مى‌توان چنين خلاصه كرد. 1.-Persents where we want to go كجا مى‌خواهيم برويم؟ (تعيين افق 5 ساله – 10 ساله، 20 ساله – 40 ساله و…) 2.-Easy to read and under stand آسان بودن درك آن (دهاتى-شهرى-عالم- عامى- دولتمرد- غيردولتمرد ديدگاه واحد از آن داشته باشند.) 3. -Captures the desired spirit of an organization روح سازمان( كشور- شركت و ….) در آن متجلى باشد. 4.Dynmically in complete so people can fill in the pieces‌- ويا باشد و هر فردى نقش خود را در آن بيابد و خود را كامل كند. 5.- compact – can be used to guide decision making فشرده باشد(موجز- كوتاه و مختصر) و راهنمايى براى تصميم‌گيرى باشد. 6.‌Attention. Gets peoples‌- توجه مردم را جلب كند. 7 .Describes a preferred and meaning future state‌-آينده با معنايى را بيان كند كه ما آن را ترجيح داده‌ايم. Can be felt/ eperienced/ gives‌ 8 .People goose bumps when they hear it‌‌- قابليت احساس كردن و تجربه كردن داشته باشد و وقتى آدم‌ها آن را مى‌شنوند در مقابل آن سكوت كنند و آن را بپذيرند. (تسليم شوند) 9 .Gives people a better understanding of how their indiridual purpose could be realized in the group‌- به انسان‌ها درك بهترى بدهند كه اهداف عالى خودشان را در گروه درك كنند. 10 .Provides a motibating force/even in hard times‌- چشم‌انداز يك ابزار انگيزشى است، حتى در مواقع سختى. 11‌‌‌.- is perceived as achievalbe and at the same time is challenging and compelling stretching us beyond what is comfortable چشم‌انداز به عنوان يك امر قابل دستيابى و در عين حال چالشى و شكل (امر سهل ممتنع) ظهور و بروز دارد كه ورراء راحت‌طلبى و بى‌تفاوتى است. اگر مى‌خواهيد اين مفهوم‌vision‌ برايتان بيشتر مشخص شود، در محيط‌web‌ نام روزنامه‌هاى مشهور دنيا مثل نيويورك تايمز ـ يو ـ اس ـ ا تو دى ـ واشنگتن پست وال استريت ژورنال و …. را با كلمات‌mission +vision + strategic plan‌ جستجو كنيد، مطالب بسيار بسيار جالى خواهيد يافت. 2- ماموريت ‌‌ mission‌ اگر مى‌خواهيد مفهوم واقعى ماموريت‌mission‌ را دريابيد، آن را با نام روزنامه‌هاى بزرگ دنيا در محيط‌web‌ جستجو كنيد، ولى آن را توضيح خواهيم داد. ماموريت رييس‌جمهور در موضوع انرژى هسته‌اى چيست؟ ماموريت مجلس، مجمع تشخيص مصلحت نظام، سازمان انرژى اتمي، دبير شوراى امنيت ملي، وزارت امور خارجه، صدا و سيما، روزنامه‌ها، دكتر ولايتي، رييس كميسيون امنيت ملى مجلس شوراى اسلامي، ائمه جمعه، سخنگوى دولت، قوه قضاييه، دانشگاه‌ها و مراكز علمى در موضوع انرژى هسته‌اى چيست؟ ‌ اما ماموريت عبارت است از تعريف‌ جامعى از كارى كه ما انجام مى‌دهيم، بدانيم اين كار را براى چه كسى انجام مى‌دهيم، چرا آن را انجام مى‌دهيم؟ و هدف نهايى ما از اين ماموريت چيست؟ اجازه بدهيد آن را به زبان انگليسى بنويسيم، بهتر مفاهيم را بيان مى‌كند. The mission statement is a broad description‌ of what we do, with/ for whom we do it/ our distinctirve cometence in doing ‌ it and why we doit )our ultimate end( اجزا بيانيه ماموريت ‌‌ Mission statement components‌ هر كدام از مسوولان نظام بايد از خود سوال كند. اجزا ماموريت من يا سازمان من يا وظيفه سازمانى من درخصوص اين ماموريت (انرژى هسته‌اى) چيست؟ اجزا ماموريت رييس‌جمهور، مجلس، مجمع تشخيص نظام، وزارت خارجه، سازمان انرژى اتمي، لاريجاني،ولايتي، ائمه جمعه در موضوع انرژى هسته‌اى چيست و……..؟ 3- فرصت‌ها ‌‌ opportunities‌ روزنامه لوموند، سال‌ها پيش نوشته بود: ايران سرزمين فرصت‌هاى از دست رفته! آيا واقعا چنين است؟ تعبيرى است از حسين هيكل روزنامه‌نگار برجسته مصرى و يار جمال عبدالناصر كه در جايى گفته بود: جز چين و هند، بقيه كشورهاى جهان سوم از تاريخ خارج شده‌اند. آيا دستيابى به چرخه سوخت اتمي، جمهورى اسلامى ايران را دوباره به تاريخ بر مى‌گرداند؟ احتمالا من از جمله كسانى هستم كه معتقدم اگر به صورت علمى با اين قضيه برخورد كنيم يقينا ورود به باشگاه هسته‌اى يك فرصت استثنايى براى ملت و تاريخ ماست. اما چگونه؟ مقصود از فرصت‌ها و تهديدات خارجى ‌‌ )external opportunities and theats(‌‌ رويدادها (شبيه آن چه در حال حاضر در شوراى امنيت مى‌گذرد- ) روندهاى اقتصادى (تحريم غيررسمى بانكى موجود حتى در كشورى مثل چين عليه ايران)، اجتماعي، فرهنگي، بوم‌شناسي، محيطي، سياسي، قانوني، فن‌آورى و رقابتى است كه مى‌توانند به ميزان زيادى در آينده كشور منفعت (در صورتى كه فرصت را بشناسيم) و يا زيان (در صورتى كه تهديد) برسانند. فرصت‌ها و تهديدها به ميزان زيادى خارج از كنترل كشور ماست. كدام مرجعى تاكنون فرصت‌هاى جمهورى اسلامى را در موضوع دستيابى به چرخه سوخت اتمى بررسى كرده است؟ متاسفانه ما به دليل عدم شناخت، بسيارى از فرصت‌ها راتبديل به تهديد كرده‌ايم. شناخت فرصت‌ها نيازمند يك كار علمى دقيق است و پس از بررسى همه جانبه بايستى بر آن توافق كرد و به صورت يكپارچه از آن دفاع كرد. 4- تهديدات ‌threats‌ در زمانى كه آمريكايى‌ها در ششم اوت و نهم اوت 1945 از بمب اتمى در هيروشيما و سپس ناكازاكى استفاده كردند، تقريبا هيچ تهديد خارجى وجود نداشت، اين عدم وجود تهديد يك فرصت بود كه كشورهاى ديگر از جمله روسيه، انگليس ـ فرانسه چين و در سال‌هاى نه چندان دور هند و پاكستان هم از آن استفاده كرده‌اند و به بمب اتمى دست يافتند. اعضاى اين باشگاه در جنگلى كه قانون بر آن حكمفرما نيست، تصميم گرفته‌اند از ورود هر قدرتمند ديگرى به اين باشگاه جلوگيرى كنند. اينك كه تلاش‌هاى 20 ساله مظلومانه و در غربت جوانان انديشمند ما به فضل الهى به بار نشسته، نبايد با سخنان بيهوده براى خودمان و به دست خودمان ت
هديد بتراشيم و اگر لازم باشد مدتى سكوت كنيم و كار خودمان را بكنيم. بايد عقلاى قوم فرصت‌ها و تهديدات را در قالب دو ماتريس جداگانه وزن و ضريب اهميت بدهند تا جايگاه متوازن فرصت‌ها در برابر تهديدات مشخص شود. 5- ماتريس(‌CPM‌ بررسى رقابت) با استفاده از ماتريس بررسى رقابت، مى‌توان رقباى اصلى و نقاط قوت و ضعف آنها را، نسبت به موضع استراتژيك كشور شناسايى كرد. براى درك بهتر اين موضوع مثالى بزنم: كشورهاى آلمان، كانادا، استراليا، ژاپن، كره جنوبي، برزيل، آرژانتين داراى وضعيت مشابه ما هستند يعنى توانايى غنى‌سازى اورانيوم را دارند و براى مقاصد صلح‌آميز از آن استفاده مى‌كنند و به غير از اين كه در اردوگاه غرب هستند ، معهذا درترتيبات بين‌المللى طوري، توازن بين تهديدات و فرصت‌ها در غنى‌سازى اورانيوم و ساخت نيروگاه‌هاى هسته‌اى و حتى نوع پيشرفته آن را ( جوش هسته‌اى) با كشورهايى مثل فرانسه به صورت مشاركت پيش مى‌برند. شناخت عوامل حساس موفقيت (‌critical success factors‌)‌ در زمينه مسايل هسته‌اى بسيار مهم است و نيازمند كار كارشناسى است. كتاب مديريت استراتژيك فرد – آر – ديويد ترجمه دكتر سيد محمد اعرابى و دكتر على پارسائيان (صفحات 267 و 268) اين مفاهيم را بيش‌تر تشريع كرده‌اند. 6- ماتريس ارزيابى عوامل خارجى‌ External Factor Evaluation )EFE( Matrix‌ (‌EFE‌) استراتژيست با استفاده از ماتريس ارزيابى عوامل خارجى مى‌تواننند عوامل اقتصادى ، اجتماعى ، فرهنگى ، بوم شناسى ، محيطى ، سياسى ، دولتي، حقوقي، فن‌آورى و اطلاعات رقابتى را مورد ارزيابى قرار دهند براى تهيه ماتريس ارزيابى عوامل خارجى بايد پنج مرحله به شرح ذيل طى كرد. 1- پس از بررسى عوامل خارجي، عوامل شناخته شده را بايد فهرست نمود. بين 10 تا 20 عامل كه دربرگيرنده عواملى باشد كه در موضوع انرژى هسته‌اى موجب فرصت براى ملت بزرگوار ايران مى‌گردد و يا اين كه كشور را مورد تهديد قرار مى‌دهد بايد نوشته شود. ابتدا عواملى كه موجب فرصت و موقعيت مى‌شوند و سپس آنها كه كشور را تهديد مى‌كنند بايد نوشته شود. تا آنجا كه امكان دارد بايد دقيق بود و در صورت امكان از درصد، نسبت واعداد قابل مقايسه بايد استفاده نمود. 2- به اين عوامل بايد وزن و يا ضريب اهميت داد. اين ضريب‌ها از صفر ( كاملا بى اهميت) تا يك (بسيار مهم ) مى‌باشد. اغلب، به عواملى كه موجب فرصت يا موقعيت مى‌شوند ضريب بيشترى (در مقايسه با عوامل تهديد كننده داده مى‌شود()ولى اگر عوامل تهديد كننده هم شديد باشند مثل جنگ بايد به آن‌ها ضريب بالايى داد) با مقايسه نمودن كشورهاى موفق( مثل ژاپن – كره جنوبى – كانادا) و كشورهاى ناموفق (مثل كره شمالى) و پس از بحث گروهى و توافق نظر اعضاى استراتژيست مى‌توان وزن‌ها يا ضريب‌ها را تعيين كرد. مجموع اين ضريب‌ها بايد عدد(1) بشود. 3- به هر يك از عواملى كه موجب موفقيت مى‌شود بايد رتبه بين 1 تا 4 داد. اين عدد بيانگر ميزان اثربخشى استراتژى‌هاى كنونى كشور در نشان دادن واكنش نسبت به عامل مزبور باشد. عدد 4 به اين معنى است كه واكنش بسيار عالى بوده است. عدد 3 يعنى واكنش از حد متوسط بالاتر است. عدد 2 يعنى واكنش در حد متوسط است. وعدد يك يعنى واكنش ضعيف مى‌باشد. اين رتبه‌ها برحسب اثربخشى استراتژى‌هاى كشور در خصوص برخورد با انرژى هسته‌اى تعيين مى‌شود. رتبه‌ها در محدوده كشور و ضريب‌ها ( كه در مرحله 2 تعيين شدند) با توجه به وضعيت كشورهاى ديگر( كشورهاى داراى فن‌آورى صلح آميز هسته‌اى) تعيين مى‌شوند. 4- ضريب هر عامل را در رتبه مربوطه بايد ضرب نمود تا نمره نهايى به دست آيد. 5- مجموع اين نمره‌هاى متعلق به هر يك از متغيرها به دست مى‌آيد و با جمع كردن آن مى‌توان مجموع نمره‌هاى كشور را تعيين كرد. درماتريس ارزيابى عوامل خارجي، صرف‌نظر از تعداد عواملى كه موجب فرصت يا تهديد كشور مى‌شوند، هيچ گاه مجموع نمره‌هاى نهايى براى كشور بيش‌تر از 4 نخواهد شد و هيچ گاه اين جمع به كمتر از يك نمى‌رسد. ميانگين اين جمع 5/2 مى‌شود. اگر اين عدد به چهار برسد بدين معنى است كه كشور نظام جمهورى اسلامى ايران در برابر عواملى كه موجب تهديد و فرصت مى‌شوند به صورتى عالى واكنش نشان مى‌دهد. به بيان ديگر كشور در استراتژى‌هاى خود به شيوه‌اى موفقيت آميز از فرصت‌هاى موجود استفاده مى‌كند و اثر عواملى را كه موجب تهديد كشور مى‌شوند به پايين ترين ميزان ممكن تقليل مى‌دهد. عدد يك بيانگر اين است كه كشور در تدوين استراتژى‌هاى خود نتوانسته است از عواملى كه موجب فرصت يا موقعيت مى‌شوند، بهره بردارى نمايد و يا از عواملى كه موجب تهديد كشور مى‌شوند، احتراز نمايد. 7- قوت‌ها‌strengths‌ كشور در قلمرو واحدهاى وظيفه‌اى خود داراى نقاط قوت و ضعف است در هيچ كشورى ( يا هيچ سازمانى) نقاط قوت و ضعف در همه واحدها يكسان نيست نقاط قوت و ضعف داخلى كشور و همچنين فرصت‌ها و تهديدات خارجى و توجه به ماموريت و چشم انداز در هر بخشى در مجموع مى‌توانند مبنايى به دست دهند كه بر آن اساس هدف‌هاى بلند مدت و راهبردها را تعيين كرد. استراتژيست‌‌ها به هنگام تعيين هدف‌هاى بلند مدت و استراتژى‌هاى كشور مى‌كوشند از نقاط قوت داخلى سود جويند و آنها را تقويت كنند و نقاط ضعف را از بين ببرند. داشتن نقاط قوت، چندان مهم نيست، مهم اين است كه اين نقاط قوت تبديل به دستاورد شوند. كشورما دومين دارنده ذخاير گاز دنيا است ولى چقدر صادرات گاز دارد؟ جمهورى اسلامى به داشتن نيروى انسانى بسيار كارآمد و با‌IQ‌ بالا در جهان شهرت دارد، ولى
چقدر از اين نيروى انسانى بهره جسته‌ايم و آن را تبديل به دستاوردهاى اقتصادى كرده‌ايم؟ ‌ اگر نقاط قوت كشورى به گونه‌اى باشد كه كشورهاى رقيب نتوانند به راحتى از آن تقليد كنند( كارى كه به فضل الهى فرزندان برومند اين آب و خاك در انرژى اتمى سلول‌هاى بنيادى – نانو و … انجام داده‌اند) مى‌گويند كه آن كشور داراى شايستگى‌هاى ممتاز است‌Distinctive comp‌ براى اين كه كشور بتواند در خصوص انرژى هسته‌اى داراى مزيت رقابتى شود بايد به گونه‌اى عمل كندكه بتواند از شايستگى‌هاى ممتاز بهره ببرد. به عنوان مثال وجود دانشمندان هسته‌اى و تعهد آنان به اسلام و جمهورى اسلامى يكى از بزرگترين نقاط قوت است كه بايد آن را تبديل به دستاورد كرد. براى تعيين نقاط قوت و ضعف كشور درزمينه انرژى هسته‌اى( كه مورد بحث ما است) بايد بزرگان كشور نقشى فعال داشته باشند. بررسى عوامل درونى مستلزم گردآورى دسته بندى و ارزيابى اطلاعات مربوط به عمليات است. از ديدگاه دكتر ويليام كينگ(‌)willam king بايد يك نيروى ضربت از مديران ارشد واحدهاى مختلف تشكيل شود، نيروهاى ستادى هم با آنها همكارى كنند و بين ده تا بيست عامل مهم يا نقاط قوت و ضعف كه بر آينده كشور اثر خواهند گذاشت، تعيين نمايند. مديران با تجربه اعتراف خواهند كرد، كه اگر قرار باشد مديران ارشد سازمان‌هاى مختلف بخواهند ديدگاه‌هاى خود را ابراز نمايند، رسيدن به نتيجه نهايى و تعيين ده تا بيست نقطه قوت و ضعف كه در زمينه انرژى هسته‌اى كه از همه مهم‌تر باشد كار چندان ساده‌اى نخواهد بود. تهيه فهرستى از نقاط قوت و ضعف كشور در اين خصوص نياز به تجزيه و تحليل بسيار و مذاكره دارد. اين گفتار حقيقت دارد، زيرا مساله قضاوت مطرح است و چنين فهرستى مى‌تواند اثراتى بسيار شديد برفرايند تدوين، اجرا و ارزيابى استراتژى‌ها داشته باشد. 8- ضعف‌هاweadnesses‌ كلمه‌weak‌ در انگليسى يعنى سست، كم دوام، ضعيف ، كم بنيه ، كم زور، آبكي، كم مايه، نااستوار و‌weadness‌ را ضعف، سستي، بى‌بنيگى‌‌ ‌، عيب، نقص، نقيصه، نقطه ضعف معنى كرده‌اند. مديران ارشد كشور بايد بتوانند حداقل 10 ضعف عمده را در اين خصوص شناسايى و بر‌آن توافق كنند و تصميم بگيرند در طول يك برنامه پنج ساله يا آن را حذف كنند يا به حداقل برسانند. 9- ماتريس ارزيابى عواملى داخلىIFE‌ ‌Internal Factor Evaluation Model)IFE(Matrix ماتريس ارزيابى عوامل داخلى حاصل بررسى استراتژيك عوامل داخلى كشور در خصوص استفاده صلح آميز از انرژى هسته‌اى مى‌باشد. اين ماتريس نقاط قوت و ضعف اصلى سازمان‌هاى ذى‌ربط كه وظيفه‌اى در اين زمينه‌ها دارند( مثل سازمان انرژى اتمى – شوارى امنيت ملى وزارت امور خارجه، كميسيون روابط خارجى مجلس- مشاور روابط بين الملل رهبرى – رييس جمهور و …) ر اتدوين و ارزيابى مى‌نمايد، همچنين براى شناسايى و ارزيابى روابط بين اين واحدها( سازمان‌ها) راه هايى را ارايه مى‌دهد. براى تهيه يك ماتريس ارزيابى عوامل داخلى بايد به قضاوت‌هاى شهودى تكيه نمود. بر همين اساس نبايد روش‌هاى علمى را به گونه‌اى تفسير كرد كه آنها را تنها راه توانمند ارزنده و جامع به حساب آورد. دركى عميق و ژرف از اين عوامل بسيار بيش از اعداد و ارقام واقعى اهميت دارد. مى‌توان با طى پنج مرحله ماتريس ارزيابى عوامل خارجى را تهيه كرد. اين پنج مرحله عبارتند از : 1- پس از بررسى عوامل داخلي،مهم ترين عوامل را بايد فهرست كرد. مجموع اين عوامل بايد بين 10 تا 20 مورد باشد. اين عوامل بايد در برگيرنده نقاط قوت و ضعف كشور در خصوص غنى سازى باشند. نخست نقاط قوت و سپس نقاط ضعف را بايد نوشت، با استفاده از درصد، نسبت و اعداد نسبى بايد كوشش نمود تا آنجا كه امكان دارد دقيق بود. 2- تيم استراتژيست بايد به اين عوامل ضريب بدهند، از صفر (كه رسميت ندارد) تا 1 (بسيار مهم است.) ضريب داده شده به هر عامل بيانگر اهميت نسبى آن در موفقيت كشور در غنى سازى است. صرف نظر از اين كه آيا عامل مورد نظر به عنوان يك نقطه قوت (ارتقاء جايگاه كشور در كشورهاى جهان سوم) يا ضعف داخلى (تفكيك نيروهاى داخلى به چند گروه) به حساب آيد، بايد به عاملى كه داراى بيشترين اثر بر عملكرد كشور دارد، بالاترين ضريب را داد. مجموع اين ضريب ها بايد برابر با يك شود.‌ 3- به هر يك از عامل‌ها نمره 1 تا 4 بايد داده شود. نمره 1 بيانگر ضعف اساسي، نمره 2 ضعف كم، نمره 3 بيانگر نقطه قوت و نمره 4 نشان دهنده قوت بسيار بالاى عامل مورد بحث مى‌باشد. نمره‌ها براساس فعاليت كشور و ضريب‌ها (كه در مرحله دوم داده شدند) براساس صنعت هسته‌اى قرار دارند. ‌ 4- براى تعيين نمره نهايى هر عامل، ضريب هر عامل را در نمره آن‌ بايد ضرب نمود. ‌ 5- اگر مجموع نمره‌هاى نهايى هر عامل را محاسبه كنيم نمره نهايى قوت‌ها و ضعف‌هاى كشور در خصوص غنى سازى اورانيوم در كشور مشخص مى‌شود. صرف نظر از تعداد عواملى كه در ماتريس ارزيابى گنجانده مى‌شود، جمع نمره‌هاى نهايى بين 1 تا 4 خواهد بود و ميانگين آنها 5/2 مى‌باشد. اگر نمره نهايى قوت‌ها و ضعف‌هاى كشور در خصوص غنى سازى اورانيوم كمتر از 5/2 باشد، بدين معنى است كه كشور از نظر عوامل داخلى دچار ضعف است. اگر اين نمره بيش از 5/2 باشد بيانگر اين است كه كشور از نظر عوامل درونى داراى قوت مى‌باشد. صفحه 12 مدل‌‌ 2000wal-mart-‌ را ملاحظه كنيد.مانند ماتريس ارزيابى عوامل خارجي، ماتريس ارزيابى عوامل داخلى نيز بايد داراى 10 تا 20 عامل باشد. اين عامل‌ها هيچ اثرى بر جمع نمره نهايى ندارد، زيرا هميشه مجموع آنها به يك مى‌رسد و از آن بيشتر نخواهد ش
د.
10- ماتريس تهديدات، فرصت‌ها، نقاط قوت و نقاط ضعف تجزيه و تحليل‌)SWOT(‌‌ Tows Analysis اين ماتريس يكى از ابزارهاى مهمى است كه مديران بدان وسيله اطلاعات را مقايسه مى‌كنند و مى‌توانند با استفاده از آن چهار نوع راهبرد (استراتژى ) به شرح زير ارايه نمايند. 1-استراتژى‌هاى ‌SO‌ (قوتهاى درونى + فرصت‌هاى بين‌المللى) 2- استراتژى‌هاى‌WO‌ (ضعف‌هاى درونى + فرصت‌هاى بين‌المللى) 3- استراتژى‌هاى ‌ST‌ (قوتهاى درونى + تهديدات بين‌المللى) 4- استراتژى‌هاى ‌WT‌ (ضعف‌هاى درونى + تهديدات بين‌المللى) مقايسه عوامل اصلى داخلى و خارجى از مشكل ترين بخش هاى تهيه ماتريس تهديدات، فرصت‌ها، نقاط ضعف و نقاط قوت است و به داورى خوبى نياز دارد. زيرا چيزى به نام بهترين مجموعه عوامل قابل مقايسه وجود ندارد.‌ مدل‌‌ (2000)wal-mart-‌‌ ملاحظه شود. در اجراى استراتژى‌هاى‌SO‌ كشور بايد با استفاده از نقاط قوت داخلى بكوشد از فرصت‌هاى خارجى حداكثر بهره بردارى را بنمايد نه آنكه فرصت‌سوزى كند. رهبران كشورهاى دنيا ترجيح مى‌دهند كشورشان در موقعيتى قرار گيرد كه بتوانند با استفاده از نقاط قوت داخلى از رويدادها و روندهاى خارجى بهره‌بردارى نمايند. (متاسفانه در گذشته ما بسيارى از فرصت‌ها را تبديل به تهديد كرده‌ايم تا جايى كه روزنامه لوموند مقاله‌اى نوشت: تحت عنوان : ايران سرزمين فرصت‌هاى از دست رفته.)! معمولا كشورهاى پيشرفته براى رسيدن به چنين موقعيتى از استراتژى‌هاىWo‌ ،‌ST و يا‌ WT‌ استفاده مى‌كنند تا بدانجا برسند كه بتوانند از استراتژى‌هاىSO‌ بهره گيرند. هنگامى كه كشور داراى نقاط ضعف عمده مى‌باشد، بايد كوشيد اين نقاط ضعف را از بين برد و يا آنها را تبديل به نقاط قوت كرد. در صورتى كه كشور با تهديدات عمده مواجه باشد، بايد با برنامه از تهديدات عبور كند و سياست‌ها به گونه‌اى تغيير جهت داده شود كه منجر به بهره‌بردارى مطلوب از فرصت‌ها شود. اينك پرسش اين است اگر صدور قطعنامه‌هاى 1669، 1737 و 1747 شوراى امنيت كه عليه ايران صادر شده است، واقعا تهديد محسوب مى‌شود سخن كسانى كه مى‌گويند اگر 10 قطعنامه ديگر هم صادر شود ملت، همچنان ايستاده است و يا آنكه گفته شود قطعنامه كاغذپاره‌اى بيش نيست را چگونه مى‌توان توجيه كرد؟ هدف استراتژى‌هاى‌ WO‌ اين است كه كشور با بهره‌بردارى از فرصت‌هاى موجود در محيط بين‌المللى بكوشد نقاط ضعف داخلى را بهبود بخشد. گاهى در محيط بين‌المللى فرصت‌هاى مناسبى وجود دارد، اما كشور به سبب داشتن ضعف ساختارى (نداشتن اطلاعات، نبود مديران فهيم، آگاه، نبود برنامه، نداشتن آموزش و…) نمى‌تواند از اين فرصت‌ها بهره‌بردارى كند. كشورها در اجراى استراتژى‌هاى‌ST‌ مى‌كوشند با استفاده از نقاط قوت خود اثرات ناشى از تهديدات موجود در محيط خارج را كاهش دهند يا آنها را از بين ببرند (اگر شعار امسال “اتحاد ملي، و انسجام اسلامى” در حد شعار باقى نماند و واقعا براى آن برنامه ريزى شود مى‌توان اميدوار بود با وحدت ملى در داخل و بسيج كشورهاى اسلامى بر معضل قطعنامه‌هاى صادره فايق شد) كشورهايى كه استراتژى‌هاى‌WT‌ را به اجرا در مى‌آورند، حالت تدافعى به خود مى‌گيرند نه تهاجمى ومى‌كوشند تا نقاط ضعف داخلى را كاهش و از تهديدات ناشى از محيط بين‌المللى بپرهيزند. كشورى كه داراى نقاط ضعف فراوان داخلى است و با تهديدات بسيار زياد در محيط خارج روبه رو است در موضعى مخاطره‌آميز قرار مى‌گيرد، در واقع در چنين حالتى كشور براى بقاى خود بايد مبارزه كند تا از تهديدات بكاهد (استراتژى‌هاى كاهش يا واگذارى)، ادغام با كشورهاى ديگر، اعلان ورشكستگى و عقب‌نشينى و يا انحلال استفاده نمايد. الان كه اين مطلب را مى‌نويسم ساعت 7 بامداد روز يكشنبه 5/ 1 /86 است و راديو اعلام كرد قطعنامه بعدى عليه جمهورى اسلامى با اجماع (حتى آفريقاى جنوبي، اندونزي، قطر و … راى مثبت دادند) تصويب شد. بايد مراقب بود و با تدبير عمل كرد. صرف اين كه بگوييم اين كار ظلم است ولى حتى براى تدارك يك سفر اگر مفيد است برنامه نداشته باشيم، حاكى از استقبال از خطر به جاى به حاشيه راندن آن است. جدول ماتريس‌SWOT‌ داراى 9 خانه است و بايد هشت مرحله را براى نوشتن آن طى كرد كه پيشنهاد مى‌شود دست‌اندركاران اجازه بدهند دوروزى با يكديگر به گفت‌وگو بپردازيم تا اين ماتريس كه براى استراتژيست‌ها آشكار است براى اين آقايان نيز آشكار شود. ‌ شرط لا‌زم براى موفقيت اين است كه مسوولان تصميم‌گير و نهادهاى مرتبط با دانش هسته‌اي، اين دانش را فراگيرند، در غير اين صورت نمى‌توان به موفقيت آن اميدوار بود. 11- ماتريس ارزيابى موقعيت و اقدام استراتژيك ‌ Space matrix strategic position and action evaluation )space(matrix در مرحله بعدى يعنى مرحله مقايسه عوامل ماتريس ارزيابى موقعيت و اقدام استراتژيك اهميت زيادى دارد اين ماتريس داراى چهار خانه است. اين خانه‌ها عبارتند از : 1-تهاجمىAggressive‌ ‌2-محافظه‌كارانهConservative‌ ‌3-تدافعىDefensive‌ ‌4- رقابتىCompetitive‌ محورهاى ماتريس ارزيابى موقعيت واقدام استراتژيك نشان دهنده دو بعد داخلى 1-توان مالى‌)fs(‌‌ ‌finacial strength‌ ‌2-مزيت رقابتى‌)CA(‌‌ ‌‌ Competitive advantage‌ ‌3- دو بعد خارجى ثبات محيط Environmentat Stability )ES(‌ ‌‌4- قدرت صنعتى‌)IS(‌‌ ‌Industry Strength‌ مى‌باشند. پرسش اين است كه براستى جايگاه كشورما در كدام يك از اين خانه‌ها قرار دارد؟ آيا با محاسبه حرف مى‌زنيم؟ ‌ براى تهيه ماتريس ارزيابى موقعيت و اقدام استراتژيك بايد نقش شش اقدام مشخص شود. واق
عيت اين است اگر بدون يك كلاس دو روزه امكان داشت اين موضوع را آموزش داد، من دريغ نداشتم، ليكن توضيح بيشتر از اين موجب ابهام مى‌شود، بنابراين صرفنظر مى‌كنم. ولى اگر كسانى هستند كه مايل‌اند بيشتر بدانند به صفحات 373-366 كتاب ديويد رجوع كنند. 12- ماتريس استراتژى اصلى Grand Strategy Matrix‌ براى تدوين راهبرد (استراتژى) علاوه بر ماتريس تهديدات، فرصت‌ها، نقاط قوت و نقاط ضعف، ماتريس ارزيابى موقعيت و اقدام استراتژيك، ماتريس گروه مشاوران بوستون و ماتريس داخلى و خارجى از ماتريس استراتژى اصلى هم استفاده مى‌شود.هر كشور (يا هر سازمان) در هر وضعى كه باشد در يكى از خانه هاى متعلق به ماتريس استراتژى‌هاى اصلى قرار مى‌گيرد، با توجه به وضع هر كشور (يا هر سازمان) مى‌توان جايگاه آن را تعيين كرد. ماتريس استراتژى‌هاى اصلى بر پايه دو بعد قرار دارد. موضع رقابتى و رشد براى هريك از خانه‌هاى چهارگانه اين ماتريس، استراتژى‌هايى كه براى كشور مناسب است و مى‌توان آن‌ها را به اجرا درآورد، به ترتيب فهرست شده‌اند. رشد سريع غنى‌سازى در كشور Rapid Market Growth خانه يك 1- توسعه غنى‌سازى 2- رسوخ در بازار اورانيوم فرآورى شده 3- توسعه محصول 4- يكپارچگى عمودى به بالا 5- يكپارچگى عمودى به پايين 6- يكپارچگى افقى 7- تنوع همگون خانه 2 ‌خانه 3 موقعيت ضعيف رقابت Weak Competitive Position خانه 4 موقعيت قوى رقابت Stronge Competitive Position رشد كند غنى‌سازى در كشور Slow Market Growth جايى كه لازم است قرار بگيريم خانه شماره يك است. كشورهايى (سازمان‌هايى) كه در خانه شماره يك از ماتريس استراتژى اصلى قرار مى‌گيرند از نظر استراتژيك در وضعى بسيار عالى قرار دارند. مناسب‌ترين استراتژى‌ها را در 7 زمينه يادداشت كرده‌ام. (علاقمندان مى‌توانند به توضيحات صفحات 382 – 383 – 384 كتاب فرد – آر – ديويد چاپ نهم مراجعه كنند.) ‌13- ماتريس داخلى و خارجى(‌IE‌) The Internal – External )IE( Matrix‌ ماتريس داخلى و خارجي، بخش‌هاى مختلف كشور (يا سازمان) را در 9 خانه قرار مى‌دهند. اين ماتريس با ماتريس گروه مشاوران بوستون مشابه است، زيرا در هر ماتريس واحدهاى مختلف كشور (يا سازمان) را به صورت نمودار ارايه مى‌كنند، به همين جهت هر دو ماتريس را مجموعه دارايى‌هاى كشور (يا سازمان) مى‌نامند. ولى بين اين دو ماتريس تفاوت‌هاى عمده‌اى هم وجود دارد. (صفحه 17 مدل‌‌2000 Wal-Mart -‌ مراجعه شود.) نخست، محورها متفاوت‌اند. همچنين ماتريس داخلى و خارجى در مقايسه با ماتريس گروه مشاوران بوستون به اطلاعات بيش‌ترى نياز دارد. گذشته از اين، كارهاى استراتژيك اين ماتريس‌ها متفاوت است. استراتژيست‌ها به هنگام تدوين استراتژى‌هاى مختلف، هر دو ماتريس را تهيه مى‌كنند. ماتريس داخلى و خارجى براساس دو بعد اصلى قرار دارد. محور‌x‌ ‌ها و محورy‌ ها كه توضيح بيش‌تر آن را در اين يادداشت لازم نمى‌بينم. مى‌توان ماتريس داخلى و خارجى را به سه ناحيه عمده تقسيم كرد و براى هريك از آن‌ها از استراتژى‌هاى متفاوتى استفاده نمود. خانه‌هاى 1 و 2 و 4 براى استراتژى‌هاى رشد و ساخت خانه‌هاى 3 و 5 و 7 براى استراتژى‌هاى يكپارچگى عمودى (به بالا و پايين) و يكپارچگى افقى خانه‌هاى 6 و 8 و 9 براى استراتژى‌هاى رها كردن كشورهايى (يا سازمان‌هايى) موفق هستند كه سرمايه‌گذارى‌هاى خود را در خانه شماره يك انجام دهند. (صفحات 378 – 382 كتاب ديويد ملاحظه شود) ‌مرحله تصميم‌گيرى براى تدوين استراتژى و در اين مرحله از تصميم‌گيرى از تجزيه و تحليل‌هاى علمى و قضاوت شهودى استفاده مى‌كنند. با مقايسه عوامل داخلى (قوت‌ها و ضعف‌هاى درونى كشور) و عوامل خارجى (فرصت‌ها و تهديدات محيط بين‌المللى) استراتژى‌هاى امكان‌پذير را شناسايى مى‌نمايند. (با نوع تصميماتى كه دولت مى‌گيرد مقايسه و براى اين‌كه با كار كابينه آشنا شويد پيشنهاد مى‌كنم (به آدرس در محيط وب(‌www‌) مراجعه شود:) Cabinet office‌ Prime Minister’s Strategy Unit Sterategic Priorities for The UK: The Polcy Review 2006 Novamber 23 در اين مجموعه فرق نمى‌كند كه تونى بلر از حزب كارگر حاكم باشد يا خانم مارگارت تاچر از حزب محافظه‌كار، روند كار يكى است و اين مصالح دولت و ملت انگليس است كه حرف مى‌زند. با استفاده از اين مدل‌ها ضرورت دارد كه رييس‌جمهور كشورمان سوالات زير را مدنظر داشته باشد:‌ 1- استاندارد زندگى در دولت جمهورى اسلامى با استاندارد زندگى در آلمان، سوئد، سوئيس، امارات، عربستان، كويت و حتى تركيه چه تفاوت‌هاى‌ مالى دارد؟ 2- نرخ اشتغال‌ در مقايسه با مالزى چقدر است؟ ‌ 3- نرخ تورم واقعى در سال‌هاى 85 و 86 چيست؟ 4- فقر نسبي، فقر مطلق و فقر شديد چقدر است؟ 5- دسترسى نوزادان به مادران شاغل چقدر است؟ 6- سطح دانشگاه‌هاى ما در مقايسه با دانشگاه‌هاى معتبر دنيا و حتى آسيا كجاست؟ 7- دسترسى به بيمارستان‌ها براى بسترى شدن چقدر است؟ 8- نرخ جرم و‌ جنايت در مقايسه با ساير كشورها چگونه است؟ ‌ 9- رفتارهاى غيراجتماعى پايين آمده يا بالا رفته است؟ 10- چند پرونده در دستگاه قضايى منتظر رسيدگى است؟ در سوئد و سوئيس و عربستان وضع چگونه است؟ 11- آلودگى هوا در مقايسه با استانداردهاى جهانى در تهران،‌ اصفهان، تبريز، مشهد و‌ اراك كجاست؟ ‌ 12- وضع مسكن به لحاظ مالكيت، اجاره و… در مقايسه با ساير كشورها چگونه است؟ 13- ميزان خدمات داوطلبانه در چه سطحى است؟ اين استراتژى‌ها در 29 صفحه در محيط وب موجود است از جمله وضعيت دولت انگليس در 10 سال گذشته (از زمان روى كار آمدن تونى بلر) تا سال 2017 (10 سال ديگر) نشان مى‌دهد. آخرين مورد مدل‌‌2000 Wal-Mart -‌ است ك