- نیکان املش - http://nikanamlash.ir -

درس‌هاى يک توفان زودگذر

امير محبيان: دستگيرى 15 ملوان انگليسي، جنجال موقت پيرامون آن و سپس آزادى اين افراد با فرمول ويژه ايران درس‌هاى زيادى را مى‌تواند براى دولت بوش و همپيمانانش داشته باشد. اگر تصميم گيرندگان در ايالات متحده بويژه مسئولان سياست خارجى آن کشور چشم‌ها را بگشايند شايد بتوانند از بروز اين واقعه و مکانيسم گشايش پديد آمده در آن مدل‌هايى را براى تصميم‌گيرى عاقلانه‌تر در آينده بيابند.


اما درسها و پيام‌هاى اين واقعه کدام است؟
1- سرعت عمل در کنترل موفق عامل مخل در امنيت مرزها (در اينجا دستگيرى ملوانان متجاوز به حدود ايران) نشان داد که فشارهاى سياسى و نيز تلاش براى ايزوله سازى ايران هيچ‌کدام مانعى در تصميم‌گيرى سريع و قاطع براى دفاع از امنيت ملى ايران نيست و ايران قادر است بازى‌هاى ديپلماتيک را به گونه‌اى پيش ببرد که اين امر موجب تضعيف و سستى تصميم‌گيرى واکنش نظامى و امنيتى در حراست از حدود امنيت ملى‌اش نشود. لذا اين تصور که فشار سياسى بر ايران باعث کندى واکنش نظامى يا محافظه‌کارى تصميم‌گيران مربوطه مى‌شود، نادرست است.
2- روحيه مردم ايران و مسئولان کشورى ايران به گونه‌اى است که حرکت‌هاى راديکال (بويژه برخوردهاى تحقيرکننده بيگانگان) آنها را تندتر مى‌کند و اگر طرف‌هاى خارجى تصور مى‌کنند افزايش فشار باعث نرمى مواضع مى‌شود، مورد اخير بايد واقعيت‌ را به آنها نشان داده باشد.
3- در مقابل فرمول فوق، اين واقعيت نيز وجود دارد که مردم و مسئولان ايرانى همواره به مواضع منطقى و ادبيات محترمانه خوشآمد گفته و از آن استقبال مى‌کنند لذا بسيارى از مشکلات در روابط با تکيه بر منطق و استفاده از ادبيات محترمانه بسيار راحت‌تر حل خواهد شد تا انتقال مشکلات به فضاى زور و تحقير. دقيقا مشخص نيست براساس کدامين تحليل، غربيان بويژه آمريکايى‌ها گمان دارند که ادبيات زور و تحقير و اهانت در ايران پاسخ مى‌يابد؟
4- برخورد بخشايشگرانه دولت ايران در آزادى ملوانان به دور از سازوکارهاى معامله‌گرايانه عرف ديپلماسى امروز جهان نشان داد که ايرانيان در فضاى منطقى و محترمانه آمادگى گذشت‌هاى بزرگى را دارند. درک اين مسئله براى اذهان معامله‌گر ديپلمات‌هاى غربى شايد دشوار باشد ولى ايران از نخستين روزهاى پيروزى انقلاب بويژه به هنگام آزاد ساختن زنان و سياهپوست‌هاى لانه جاسوسى به صورت بلاعوض نشان داده است که در پى آفرينش مدل‌هاى انسانى در ديپلماسى است. مورد اخير هم نشان داده است که بى‌حرمتى‌ها و رفتارهاى غيرانسانى در مواجهه با ايران، مسئولان کشور را به سوى اقدامات متقابل سوق نداده است.
5- در آخرين درس، آمريکايى‌ها شايد اکنون نيک دريافته‌اند که مهارت بازى در آستانه بحران‌ها توانى است که ايران به خوبى آن را آموخته است و قادر است برخلاف مدل‌هاى رايج تصميم‌گيرى در غرب، کاملا غيرقابل پيش‌بينى عمل کند. کارکردهاى اين توان شايد براى دولتمردان نو محافظه کار آمريکايى قابل حدس نباشد ولى انديشمندان نظامى و ديپلماتيک آمريکا قادرند اثرات مواجهه کلاسيک با طرفى که براساس مدل‌هاى غيرکلاسيک مى‌تواند نبرد نامتقارنى را بويژه در حوزه تصميم‌گيرى شکل دهد، عمق‌يابى کرده و به دولتمردان کنونى آمريکا گوشزد کنند.
در پايان ذکر مجدد اين نکته ضرورى است که برخورد ساده و محترمانه با ملت ايران مى‌تواند نتايج صلح‌آميزى را پديد آورد ولى برخوردهاى پيچيده، بغرنج و چندلايه در لفافه بى‌احترامى فقط اوضاع را براى همه بدتر خواهد کرد.