رمزگشایی از خصومت آمریکا با سپاه/پرویز سروری

  چاپ   1 , آبان , 1396 ساعت 9:05 ق.ظ  
قریب به دو دهه است که استراتژیست‌های آمریکایی از سپاه به‌شدت واهمه دارند و این ترس را به شیوه‌های گوناگون نشان داده‌اند. از زمانی که آمریکا بعد از واقعه یازده سپتامبر سال 2001، به منطقه ورود کرد و به عراق و افغانستان لشکر کشید، طعم رویارویی با اقتدار سپاه را به واقعی‌ترین و عمیق‌ترین شکل ممکن چشید.

پرویز سروری: 1. دستور مستقیم و رسمی «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا برای اعمال تحریم‌های گسترده علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اتکا به بهانه‌های پوچ تروریستی در حالی است که دشمن شماره یک ملت ایران، مدت‌هاست که متوجه اثرگذاری شگرف این نهاد انقلابی در منطقه شده و آخرین حربه خود را به امید تحت‌الشعاع قرار دادن عمق نفوذ معنوی و مقتدرانه سپاه بکار گرفته است.
آمریکایی‌ها به‌زعم خود آمده بودند تا جغرافیای سیاسی منطقه را عوض کنند ولی هر چه بیشتر در باتلاق غرب آسیا قدم گذاشتند، دریافتند که با حریفی سرسخت به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران مواجه‌اند و هر توطئه‌ای که طراحی می‌کنند، به دلیل تعارض با حوزه نفوذ سپاه، هیچ شانسی برای موفقیت ندارد.
قریب به دو دهه است که استراتژیست‌های آمریکایی از سپاه به‌شدت واهمه دارند و این ترس را به شیوه‌های گوناگون نشان داده‌اند. از زمانی که آمریکا بعد از واقعه یازده سپتامبر سال 2001، به منطقه ورود کرد و به عراق و افغانستان لشکر کشید، طعم رویارویی با اقتدار سپاه را به واقعی‌ترین و عمیق‌ترین شکل ممکن چشید.
ازاین‌رو می‌توان گفت که شناخت و درک دقیق آمریکا از قدرت منطقه‌ای ایران عمدتاً مبتنی بر تجربه رویارویی بافرهنگ مقاومت برآمده از سپاه پاسداران است و بی‌شک، روزی که فرماندهان متوهم پنتاگون تصمیم گرفتند که چتر نظامی خود را درغرب آسیا بگسترند، به‌هیچ‌وجه نمی‌توانستند تصور کنند که با چه قدرت بلامنازعی مواجه خواهند شد و هماورد اصلی آن‌ها کیست.
کاخ سفید، خاورمیانه را فضایی فراخ و خالی از رقیب می‌دید و گمان می‌کرد با استقرار چند لشکر، می‌تواند این منطقه را به‌راحتی کنترل کند ولی حالا پس از 16 سال، فهم آمریکایی‌ها از موانع عملیاتی، اطلاعاتی، گفتمانی و سیاسی جنبه کاملاً واقعی به خود گرفته و اسلام سیاسی انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران به‌عنوان بازوی توانمند جمهوری اسلامی را عامل تمام محدودیت‌های خود – بخصوص در زمینه سیاست‌های منطقه‌ای- می‌دانند.
2. مشکل آمریکایی‌ها با سپاه پاسداران، نمونه‌ای از خصومتی است که آن‌ها با کلیت نظام اسلامی و حاکمیت برخاسته از آن دارند. آمریکایی‌ها از درک کارکرد و اهداف این مجموعه جان‌برکف عاجزند، همچنان که هیچ‌وقت نتوانستند از ماهیت مکتبی که معمار کبیر انقلاب آن را بنیان نهاد و امروز، بردی فراتر از مرزها دارد، سر دربیاورند. برخلاف درک ناقص آمریکایی‌ها که گمان می‌کنند سپاه پاسداران، تنها یک نیروی عملیاتی زبده و چالاک است – که هست – این مجموعه سرافراز، تفکری است که مرزها را درنوردیده و پیش‌قراول مبارزه و جهاد دائمی علیه بنیادی‌ترین اسلوب‌ها و ارزش‌های تمدن غرب است.
به‌بیان‌دیگر، عصبانیت توأم با ترس و دستپاچگی رئیس‌جمهور آمریکا به نمایندگی از نظام سلطه از سپاه به دلیل ترویج روحیه سازش‌ناپذیری و مقابله با استکبار است چراکه وظیفه اصلی مجاهدان پاسدار آن است که به مسلمانان منطقه یادآوری کنند اسلام ناب محمدی با ظالمان سر آشتی ندارد و اندک بودن نیروها و تجهیزات،‌ بهانه‌‌ای برای انفعال و بی‌عملی درراه مبارزه با مستکبران نیست.
اسلام حقیقی در اصل، بر مبنای مبارزه با شرک پی‌ریزی شده و شوم‌ترین نماد شرک، تن دادن به سلطه آمریکا و صهیونیسم است. لذا آنچه امروز آمریکا و تروریست‌های موردحمایت کاخ سفید را در منطقه زمین‌گیر کرده، رشد و نمو ثمرات این تفکر در عراق، سوریه، لبنان و یمن و آمادگی رزمندگانی با اراده‌های پولادین در حشدالشعبی، نیروهای بسیج مردمی سوریه، حزب‌الله لبنان و انصارالله یمن است که سرچشمه آن به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازمی‌گردد.
3. بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین معضل آمریکایی‌ها که از تقابل آن‌ها با بیداری اسلامی مشخص بود، نحوه مواجهه با روند بازگشت اسلام سیاسی به منطقه است ولی آنچه دولتمردان شیطان بزرگ را بیش از همه دچار وحشت کرده، این واقعیت است که دریافته‌اند بازگشت اسلام سیاسی و ممزوج شدن دین و حکومت،‌ هیچ معنایی جز بسط و ترویج انقلاب اسلامی ندارد و یک‌قلم از ثمرات آن، سپاه پاسداران است که همه طرح‌های آمریکا در منطقه را با شکست مواجه کرده و تروریست‌ها را به خاک مذلت نشانده است.
این حقیقتی روشن و گریز‌ناپذیر است که سپاه پاسداران، بزرگ‌ترین نماد قدرت آمریکا یعنی قدرت نظامی این کشور را به‌شدت به چالش کشیده و ماشین جنگی آمریکا و تروریست‌های تکفیری را به گل نشانده است و از سوی دیگر، اینکه گفته می‌شود سپاه، مجاهدان استکبارستیز را مسلح می‌کند، کاملاً درست است اما نه به سلاح فیزیکی، بلکه به تفکری که هزاران بار توفنده‌تر و برنده‌تر از هر سلاحی است .
4. سست شدن پایه‌های امنیت رژیم صهیونیستی و استقرار نیروهای مقاومت در نزدیکی مرزهای این رژیم در سوریه، علت مهم دیگری است که آمریکا به‌درستی آن را از ناحیه سپاه می‌داند.
کار به‌جایی رسیده که حتی کارشناسان اطلاعاتی آمریکا هم نسبت به ادامه موجودیت رژیم صهیونیستی پس از 20 سال اظهار تردید کرده‌اند و روند مهاجرت معکوس صهیونیست‌ها به دلیل افزایش تهدیدات امنیتی از جانب گروه‌های مقاومت لبنانی و فلسطینی از مدت‌ها پیش آغازشده است.
نفرت از رژیم صهیونیستی در میان مردم منطقه از زمان تشکیل اسرائیل وجود داشت ولی این سپاه و روحیه مقاومت بود که به خشم انقلابی و مقدس مردم مسلمان منطقه عینیت بخشید و هدف اصلی آن‌ها را به‌سوی نابودی رژیم صهیونیستی و احیای آرمان قدس، متمرکز کرد. آتش مبارزه با صهیونیست‌ها و گروه‌های حامی این رژیم همچون داعش و جبهه‌ا‌لنصره امروز در قلوب مؤمنان نه‌تنها روشن است، بلکه هر روز بر وسعت شعله‌های آن افزوده می‌شود، به شکلی که آخرین بقایای تروریست‌هایی که در طرح آمریکا برای حفاظت از تل‌آویو موسوم به «لانه زنبور» حضور داشتند، در حال اضمحلال کامل هستند.
5. آخرین عامل عصبانیت آمریکا از رزمندگان سپاه،‌ بی‌معنی دانستن مرزها در جهاد با اشغالگران و مستکبران است. پاسداران انقلابی به رزمندگان مقاومت آموخته‌اند که به‌جای چشم‌دوختن به آینده و انتظار برای مبارزه، در خانه دشمن با او قتال کنند.
بسیج مردمی عراق با تمسک به این آموزه رهایی‌بخش، در حال آماده شدن برای ورود به سوریه و یکسره کردن کار داعش است و انصار الله یمن نیز در خاک عربستان، پوزه سعودی‌ها را به خاک مالیده‌اند. افزون بر این، به برکت این نگاه امروز شاهدیم که پادوهای تکفیری آمریکا، صهیونیسم و وهابیت دیگر مجالی برای عرض‌اندام ندارند و شر آن‌ها به خودشان بازگشته است.
تردیدی نیست که غیظ و خصومت آمریکا از سپاه، اقدامی است که به محبوبیت بیش‌ازپیش این نهاد سرافراز منجر خواهد شد و به برچیده شدن بساط نظام سلطه در منطقه شتاب خواهد بخشید، چراکه «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.»
منبع:حمایت

نظر بدهید