کار به جایی رسیده است که چندی پیش بی بی سی در گزارشی با عنوان “ایران و سراشیبی سقوط در سوریه به دست روسیه؟” تمام طرف­های درگیر در قضیه سوریه (از روسیه بگیر تا آمریکا و ترکیه) را به جز جمهوری اسلامی، پیروز این نبرد معرفی کرد!، سوال این است که چرا با وجود هفت سال شکست­هایی چنین فاحش، غرب ­زیستان با چنین اعتماد به نفسی، پیروزی­های جبهه مقاومت در سوریه و عراق را انکار می ­کنند!؟

ترامپ فقط هزینه آمریکا را در جنگ سوریه 70 میلیارد دلار اعلام می ­کند، برآوردها از پولی که دولت­های ولخرج خلیج فارس (عربستان، امارات، قطر، کویت و بحرین)، ترکیه، فرانسه، انگلستان، آلمان و بسیاری کشورهای دیگر وسط گذاشته­ اند از صدها میلیارد دلار تجاوز می ­کند. توجه کنید طبق گزارشات رسمی، فقط در یک فقره عربستان و امارات و قطر و اردن، 60 هزار خودرو تویوتا از ژاپنی­ ها برای داعش خریده ­اند. حالا به این هزینه ­ها اضافه کنید هزینه ­های سرسام آور تسلیحاتی، هزینه­ های لجستیکی، پاداش ­های کلان به جداشدگان از ارتش و دولت سوریه، حقوق و معیشت مزدوران، هزینه ­های دیگر گروه­ های تروریستی به جز داعش و … را.

حال اگر با اغماض بسیار به ارقام دشمنان اعتماد کنیم! یک محاسبه سرانگشتی نشان می­دهد که جمهوری اسلامی با صرف هزینه­ ای بین یک بیستم تا یک سی ­ام ثروتی که قدرتمندترین و ثروتمندترین دولت­های دنیا پای کار آورده ­اند، توانسته در این نبرد احزاب به پیروزی برسد. به یاد داشته باشید آن سالهای ابتدایی را که اجتماعات بزرگ باصطلاح دوستان سوریه با مشارکت بیش از 100 دولت برگزار می­ شد و این طرف فقط جمهوری اسلامی بود و هفت، هشت دولت کوچکتر متحد­اش.

جبهه غربی-عربی که در جنگ سخت، اینگونه شکست سنگینی را متحمل شده است، اکنون انگار راه­ حل کم­ هزینه و سهل ­تری را در عرصه جنگ نرم یافته است. اگر در دنیا حقیقی، پیروزی به دست نیامده شاید بتوان در دنیا مجازی این روند را دگرگونه کرد. وقتی این ­ذهن ­ها هستند که در نهایت پیروز و شکست خورده هر نبرد را معلوم می ­کنند پس چه بهتر که افکار عمومی طرف پیروز را به شکست سربازانشان متقاعد کرد اما رسانه ­هایی که می ­کوشند حکومت ایران را برخلاف دولت­های متبوع خود، غیرعقلانی معرفی کرده و حضور ایران در سوریه را خلاف منافع ملت ایران نشان ­دهند تا هواداران “حیا کن، رها کن” خود را به خیابان­ها بکشانند، هرگز پاسخ نمی­دهند که چگونه صرف هزینه­ های صدها میلیارد دلاری آمریکایی و ترک و سعودی و اروپایی­شان برای ساقط کردن یک متحد ایران، عقلانی و در راستای منافع ملت ­های متبوع­شان است، اما صرف یک سی ­ام چنین هزینه ­ای توسط ایران برای حفظ همان متحد، غیرعقلانی و برخلاف منافع ملی است!!؟

شکست داعش، شایدبعد از سقوط شوروی، بزرگترین پیروزی است که در جهان روی داده به حدی که حتی رئیس جمهور کشور حامی داعش، دونالد ترامپ می­کوشد افتخار چنین خدمتی به بشریت را به نام خود بزند اما چگونه است که این ابردستاورد جمهوری اسلامی نه تنها در جهان که حتی در داخل کشور نیز سانسور می­ شود!؟ به نظر می ­رسد همه این وارونه ­نمایی ­ها در لوای پروژه ­ای انجام می ­شود که مدتی است شروع شده و طی آن، در حوزه­ های مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی، همه دستاوردهای ملی به عنوان شکست و ایرادها و ناکامی ­­های کوچک به عنوان فاجعه یا شکست بزرگ بازنمایی و به خورد مخاطب داده می­شوند. تا جایی که تصویر معکوس یک ایران شکست­ خورده، عقب ­مانده و بحران ­زده در بین تمام ایرانیان شیوع پیدا کند و در نهایت هدفی را که دشمن به دست خود به آن نرسیده به دست خودمان محقق کند.

در خصوص بزرگنمایی ناکامی ­ها اجازه دهید به یک نمونه از خروار اشاه کنم. در زمینه افزایش قیمت ارز، کدام رسانه­ ای را می ­توانید پیدا کنید که بر وجوه دیگری از این مسئله چون، 1- ضرورت واقعی شدن نرخ دلار برای رونق تولید و صادرات،  2- وجود رابطه مستقیم بین نرخ تورم و قیمت ارز و اینکه 3- مسئولان اقتصادی امروز، ماحصل انتخاب­های دیروز ما هستند، تاکید کنند!؟ همگی در نگاهی مخدوش و ساده ­سازی شده مخاطب را فقط با خبر نصف یا یک سوم شدن دارایی­ هایش مواجه می­کنند. با این نوع منطق، ظرف 6 سال گذشته دارایی هر ایرانی یک هشتم شده است و قاعدتاً باید تا حالا به صفر رسیده باشد!!؟

نگارنده نمی­ داند چندکشور در دنیا هستند که همانند ما بعضاً مدیریت افکار عموم ی­شان را به رسانه­ ها و شبکه­ های اجتماعی تحت مدیریت دشمنانشان می­ دهند، آن هم در حالیکه متهم به اختناق و نقض آزادی بیان هستند!!؟ اما میدانم که متاسفانه عامه جامعه، اطلاعات خود را از نه از منابع رسمی و مقاله ­های علمی که از همان پست ­های کوتاه تلگرام، توییتر و اینستاگرام می­ گیرند. همان پست­ هایی که اکثریت غالبشان، اعم از سیاسی و غیرسیاسی، مخدوش، بدون هیچ منبع موثق یا مسئولیت ­پذیری و در نتیجه همراه با اطلاعات غلط ­اند. در پایان، سخنم را با نقل قولی از ملاقاتم با یک اندیشمند ایرانی مقیم آمریکا تمام می ­کنم: “بحران واقعی آن چیزی نیست که در جامعه ایرانی به وجود آمده، آن چیزی است که در ذهن ایرانی­ ها در حال ساخته شدن است”.