پاسخ محمود کاشانی به سند تازه بی‌بی‌سی از کودتا:حتی یک بقّال سرگذر هم حساب دخل و خرج خود را روشن‌­تر از صورت‌حساب ادعایی بی‌بی‌سی ثبت و ضبط می­‌کند/تاریخ مشخصی برای این کاغذ روشن نیست

  چاپ   3 , شهریور , 1397 ساعت 10:56 ق.ظ  

 

حتی یک بقّال سرگذر هم حساب دخل و خرج خود را روشن‌­تر از صورت‌حساب ادعایی بی‌بی‌سی ثبت و ضبط می­‌کند/تاریخ مشخصی برای این کاغذ روشن نیست

فرزنذ آیت‌الله کاشانی نوشت: این تلاش بی­‌حاصل بی­‌بی­‌سی در راستای پرده‌­پوشی بر مداخله دولت وقت انگلستان در امور داخلی ایران برای براندازی نهضت ملی ایران و محروم کردن ملت ایران از دستاوردهای مبارزات سیاسی طولانی خود برای برقراری دموکراسی در چارچوب قانون اساسی مشروطیت و به کنترل درآوردن دوباره نفت ملی شده ایران از سوی این دولت است.

 

به گزارش خبرنگار ایلنا، شبکه بی‌بی‌سی فارسی در هفته گذشته و همزمان با شصت‌وپنجمین سالگرد کودتای ۲۸ مردادماه در مطلبی با استناد به سندی که ظاهرا ارشیر زاهدی در اختیار موسسه هوور دانشگاه استنفور قرار داده، صورت‌حساب تازه‌ای از پرداخت به عوامل مختلف این کودتا منتشر کرده است که در کنار نام‌هایی مثل شعبان جعفری، اسامی آیت‌الله کاشانی و آیت‌الله بهبهانی نیز به چشم می‌خورد.

در همین رابطه محمود کاشانی، فرزند آیت‌الله کاشانی و استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی در یادداشتی با عنوان «تکّه کاغذبی­بی­سی فارسی» که در اختیار خبرگزاری کار ایران (ایلنا) قرار داده، به این ادعا و سند تازه واکنش نشان داده است.

 

 

photo_2018-08-20_14-29-15

متن کامل یادداشت محمود کاشانی بدین شرح است:

شبکه بی‌­بی‌­سی فارسی روز ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ یک تکه کاغذ بی‌­تاریخ، بی‌­امضا و بی‌ارزش را به نمایش گذارد و آن را دست­مایه اتهام زدن به آیت‌­الله کاشانی، آیت­‌الله بهبهانی و گروهی از روحانیون قرار داد که از یک منبع نامعلوم پول گرفته‌­اند تا در کودتا علیه مصدق شرکت کنند. این تلاش بی­‌حاصل بی­‌بی­‌سی در راستای پرده‌­پوشی بر مداخله دولت وقت انگلستان در امور داخلی ایران برای براندازی نهضت ملی ایران و محروم کردن ملت ایران از دستاوردهای مبارزات سیاسی طولانی خود برای برقراری دموکراسی در چارچوب قانون اساسی مشروطیت و به کنترل درآوردن دوباره نفت ملی شده ایران از سوی این دولت است. دروغ تاریخی کودتا علیه مصدق که ۶۵ سال است وابستگان به انگلستان در انبوهی از کتاب­ها و مقالات در داخل و خارج از ایران درباره آن تبلیغات مسموم به راه انداخته‌­اند سالهاست در پرتو اسناد ارزشمند موجود در کشور و اسناد سرّی و محرمانه وزارت امور خارجه ایالات متحد امریکا مربوط به رویدادهای سال­‌های نهضت ملی ایران که در سال ۱۹۸۹ میلادی (برابر با ۱۳۶۸ خورشیدی) و اسناد سازمان اطلاعات مرکزی امریکا «سیا» که در سال ۲۰۱۷ (۱۳۹۶ خورشیدی) انتشار یافتند و بر بسیاری از حقایق پنهان آن دوران پرتوافکنی کرده­‌اند، رنگ باخته و بی­‌بی­‌سی هرگز نمی­‌تواند خورشید حقیقت را که در حال نمایان شدن است، با این روش‌ها در زیر ابرهای تیره و تارِ دروغ‌­پردازی و تحریف تاریخ ایران پنهان نگاه دارد.

با این حال برنامه­‌سازی‌­های بی­‌بی­‌سی فارسی برای سرپوش نهادن بر واقعیت‌­های تاریخ نهضت ملی ایران هچنان ادامه دارد:

۱- تبلیغات مسموم

با وجود انبوهی از اسناد و مدارک تاریخی، بی­‌بی­‌سی همچنان برای دروغ تاریخی کودتا علیه مصدق تبلیغ می­‌کند تا بر نقش دولت انگلستان که با دخالت در امور داخلی ایران و منحل کردن مجلس شورای ملی دوره هفدهم که زمینه­ انتقال قدرت ازسوی مصدق به زاهدی را فراهم کرد سرپوش گذارَد. کاغذی نیز که روز ۲۸ مرداد در بی­‌بی­‌سی به نمایش گذاشته شد در راستای همین تبلیغات مسموم است. در بخشی از این برنامه بی­‌بی­‌سی می­‌گوید:

«در یکی از این سندها که برای نخستین­ بار توسط همکارمان کامبیز فتاحی کشف شده! و پرده از یک راز برداشته: جزئیات دریافت کمک­‌های مالی توسط برخی روحانیون از طرفداران کودتا برای سرنگونی دکتر مصدق».

بی‌بی­‌سی با انتشار این کاغذ مدعی شده:

«مبلغ ۲۰۰ هزار ریال به گروه شعبان جعفری اختصاص داده شده و ۴ برابر آن یعنی ۸۰۰ هزار ریال به آیت‌­الله کاشانی و آیت‌­الله بهبهانی داده شده تا از آنچه قیام مردمی علیه مصدق نام گرفت، حمایت کنند و آن را تبلیغ کنند. همین طور مبلغ ۵۰۰ هزار ریال هم به سایر وُعاّظ داده شده بود».

این تکّه کاغذ که این ارقام در آن نوشته شده تا آن­جا مبتذل است که حتی یک بقّال سرگذر هم حساب دخل و خرج خود را روشن­‌تر از آن ثبت و ضبط می­‌کند. از سوی دیگر چون این کاغذ بی­‌تاریخ است، بی­‌بی­‌سی کوشش می­‌کند آن را به گونه­‌ای به رویدادهای سال ۱۳۳۲ مرتبط سازد و شخصی که این سند را کشف کرده! در همین برنامه می­‌گوید:

«خب، این سند خیلی مشخصاً در واقع نشان می‌­دهد که این افراد ازجمله آقای کاشانی یا بهبهانی یا وُعّاظ از دولت وقت ایران پول گرفتند در حول و حوش کودتا در سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۴».

به این ترتیب بی‌­بی‌­سی فارسی که نمی­‌تواند تاریخ مشخصی را برای این کاغذ روشن کند مدعی شده است این پول در حول و حوش کودتا در سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۴ پرداخت شده است. این در حالی است که کودتای ادعایی که بی‌­بی­‌سی درباره آن تبلیغ می­‌کند روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بوده است. در این صورت حول و حوش کودتا چه تاریخی است؟ اگر پیش از تاریخ ابلاغ فرمان برکناری مصدق بوده که دولت و امکانات مالی در اختیار مصدق بوده است و سپس چگونه این تاریخ تا سال ۱۳۳۴ یعنی دو سال بعد به درازا کشیده است؟ بی­‌بی­‌سی فارسی سپس تلاش کرده است منبع این پول‌های ادعایی را با آسمان ریسمان کردن به ذهن بینندگان خود وارد کند و افزوده است:

«حساب دولتی آقای زاهدی در واقع آقای سرلشگر زاهدی، نخست‌­وزیر ایران را فراموش نکنیم سازمان سیا پُر می‌­کُنه. بنابر اسنادی که سال گذشته در امریکا منتشر شد. سازمان سیا بر پایه همین سند، ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار به کل صَرف کودتا! می­‌کُنه از اول برنامه‌­ریزی تا آن کمک سّری که به دولت زاهدی می‌دن. بنابراین اگر پولی توزیع شده میان وعّاظ، مساجد، آقای بهبهانی، کاشانی و فلسفی این پول به احتمال بسیار زیاد حداقل بخشی می­‌تواند از طرف امریکا بوده باشد».

۲- اسناد جدید وزارت خارجه امریکا

بی‌­بی­‌سی که با نشان دادن این تکه کاغذ نتوانسته است بینندگان را قانع کند دست به فریب‌کاری زده و مدعی شده است بر پایه اسناد سال گذشته (وزارت خارجه امریکا)، «سازمان سیا ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار صرف کودتا می‌کُنه…».خوشبختانه اسناد روابط خارجی امریکا که بخش بزرگی از آن مربوط به سازمان سیا می‌­باشد، در ۲۵ خرداد سال ۱۳۹۶ انتشار یافت. هر چند بی‌­بی­‌سی کوشش می­‌کند برای موجّه جلوه دادن اتهام‌­زنی­‌های خود به این اسناد استناد کند ولی این اسناد واقعیت­‌ها را روشن ساخته­‌اند.

پیش از ورود به این اسناد اشاره می­‌کنم مصدق با بستن چاه‌­های نفت ایران و خودداری از پذیرش پیشنهادهای سودمند گوناگون که در چارچوب قانون ملی کردن نفت بودند، کشور را دچار بحرانی مالی کرد تا نارضایی مردم را برانگیزد و بتواند زمینه سیاسی انتقال قدرت را فراهم کند. شخص مصدق بارها از رؤسای جمهور امریکا درخواست کمک مالی کرده بود. ازجمله در نامه محرمانه­‌ای به آیزنهاور، رئیس­‌جمهور امریکا که روز ۵ جون ۱۹۵۳ برابر با ۱۵ خرداد ۱۳۳۲  به وی تسلیم شده چنین نوشت:

«… اگر در این موقع کمک مؤثّر و فوری به این مملکت نشود شاید اقداماتی که فردا به منظور جبران غفلت امروز به عمل آید خیلی دیر باشد. البته در این مدت، کمک‌­هایی از طرف دولت امریکا به ایران شده که موجب تشکر است ولی آن قدر نبود که مشکلات ایران را مرتفع کند و صلح جهانی را که هدف و آمال دولت و ملت شرافتمند امریکاست تأمین نماید…».

مصدق کوشش فراوان داشته است این نامه‌­نگاری، محرمانه بماند ولی سرانجام دولت امریکا آن­ها را منتشر کرد و در روزنامه‌­های ایران روز ۲۰ تیر ۱۳۳۲ هم بازتاب یافت. بنابراین هنگامی که مصدق قدرت را به زاهدی تسلیم کرد خزانه کشور کاملاً تهی بود. مستندترین گزارش را در این زمینه دکتر علی امینی که پیش از آن وزیر اقتصاد ملی دولت مصدق و از اوضاع مالی دولت او آگاه بود در جلسه ۵۱ مجلس شورای ملی دوره هجدهم ارائه کرد و در بخشی از آن گفت:

«دولت مصدق با مصرف کردن همه ذخائر ارزی و ریالی کشور در سال ۱۳۳۰ و با گرفتن وام‌های متعدد از بانک ملی و فروش اوراق قرضه در سال ۱۳۳۱، چند میلیارد بدهی به بار آورد و نزدیک به ۴۰۰ میلیون تومان اسکناس غیرقانونی چاپ کرده بود. سرانجام در مرداد ۱۳۳۲، کفگیر به ته دیگ خورده و هیچ­گونه امکاناتی مالی برای پرداخت حقوق کارکنان و انجام تعهدات دولت باقی نمانده بود». (روزنامه اطلاعات، ۱۸ مهر ۱۳۳۳)

زاهدی پس از به دست گرفتن قدرت نخست‌­وزیری، روز یکشنبه ۴ شهریور ۱۳۳۲ نامه‌­ای رسمی به رئیس­‌جمهور امریکا نوشت که به شماره ۳۰۱ متن کامل آن در اسنادی که سال گذشته انتشار یافت بازتاب دارد. این نامه در روزنامه­‌های ایران انتشار نیافت ولی روزنامه اطلاعات در همین روز ۴ شهریور، خبر دیدار سفیر امریکا با زاهدی را منتشر کرده و به گونه ضمنی موضوع درخواست کمک مالی از امریکا و شروط پرداخت آن را توضیح داده است. ولی گزارش کامل گفتگوهای زاهدی و سفیر امریکا درسند شماره ۳۷۵ که هندرسن روز ۵ شهریور ۱۳۳۲ به وزارت خارجه فرستاده است در اسنادی که در سال ۱۹۸۹ میلادی برابر با ۱۳۶۸ خورشیدی انتشار یافت بازتاب یافته و در بخشی از آن آمده است:

«یک ساعت با زاهدی نخست‌­وزیر جدید گفتگو کردم… او نیاز به کمک مالی امریکا دارد زیرا دولت او نه تنها ورشکسته است بلکه مقروض هم هست. مصدق پول­‌هایی را که مردم در بانک‌ها و شرکت‌­های بیمه و جاهای دیگر به امانت سپرده بودند خرج کرده است. نمی­‌داند مصدق چه فکری در مغزش داشته ولی می‌­بایست تشخیص داده باشد که دارد کشور را به سوی بن‌­بست مالی سوق می­‌دهد. زاهدی امیدوار بود که کمک امریکا خیلی دیر و خیلی کم نباشد… به نخست‌­وزیر گفتم که اطمینان دارم ایالات متحد به ایران کمک مالی خواهد کرد و این کمک باید با ترتیبی منظم و مطابق قوانین امریکا باشد…».(اسناد روابط خارجی امریکا، ج ۲، برگ ۱۰۷۶، انتشارات علمی ۱۳۷۷)

آیزنهاور، رئیس­‌جمهور امریکا نیز بی‌­درنگ در همان روز ۴ شهریور که نامه زاهدی را دریافت کرد پاسخی به آن داد که در مجموعه اسنادی که در سال گذشته انتشار یافت به شماره ۳۰۲ متن کامل آن به چاپ رسیده و در بخشی از آن آمده است:

«من نامه مورخ ۲۶ آگست (۴ شهریور ۳۲) شما درباره گرفتاری­‌هایی که با آن­ها در ایران روبرو هستید را دریافت کردم… مردم امریکا همچنان عمیقاً به استقلال ایران و بهروزی ملت ایران علاقمند هستند… در کوششی برای کمک به مشکلات فوری شما من به سفیرمان در ایران اجازه دادم با شما در زمینه برنامه کمک مالی ما مشورت کند. درخواست شما مورد توجه دوستانه ما قرار خواهد گرفت…».

به این ترتیب کمک مالی دولت امریکا روز ۴ شهریور ۱۳۳۲ مورد موافقت رئیس­‌جمهور امریکا قرار گرفت که در آینده پرداخت شود برخلاف ادعای بی­‌بی‌­سی فارسی از سوی سازمان سیا و یا برای مصرف در کودتای ادعایی و موهوم نبوده است. از شگفتی­‌های این روزها این است که دولت انگلستان نگران کمک مالی کلان دولت امریکا به ایران بوده و از همین­‌رو روز ۳ شهریور ۱۳۳۲ و یک روز پیش از نامه­‌نگاری زاهدی با رئیس­‌جمهور امریکا، هارولد بیلی از سفارت انگلستان در امریکا، به دیدار معاون وزارت خارجه امریکا رفته و به دولت امریکا درباره یک کمک مالی قابل ملاحظه به دولت ایران هشدار داده است. این واقعیت در بخشی از سند «سرّی» شماره ۳۵۵ از اسناد وزارت خارجه امریکا که در سال ۱۹۸۹ انتشار یافت چنین آمده است:

«تنها نگرانی وزارت خارجه انگلیس این است که ایالات متحد، مبلغ کلانی پول در اختیار دولت ایران نگذارد که انگیزه ایران را به حصول توافق در مسئله نفت از بین ببرد. به عقیده وزارت خارجه انگلیس پرداخت مبالغی نظیر ۱۰۰ میلیون یا ۲۰۰ میلیون دلار ممکن است به از بین بردن انگیزه بینجامد». (اسناد روابط خارجی امریکا، ج ۲، برگ ۱۰۷۴)

مصدق یکی از دو بند برنامه خود را که روز ۱۰ اردیبهشت ۱۳۳۰ به مجلس تقدیم کرد و برای آن رأی اعتماد گرفت اجرای قانون ملی کردن نفت و استفاده از درآمدهای حاصله برای رفاه و آسایش ملت ایران برشمرده بود. ولی با بستن چاه­‌های نفت و خودداری از پذیرش پیشنهادهای مثبت، اوضاع مالی کشور را با چنان ورشکستگی روبرو کرد که هنگام تسلیم قدرت دولتی به زاهدی توان پرداخت حقوق کارمندان و تعهدات دولت را نداشت. سند سرّی مزبور نشان می‌دهد ایجاد تنگنای مالی در کشور از سوی مصدق و ناراضی ساختن مردم در راستای سیاست انگلستان بوده که سرانجام در برابر زیاد­خواهی‌­های این دولت در امضای قرارداد نفت به زانو درآید که همین اتفاق نیز در سال ۱۳۳۳ رُخ داد.

۳- اتهام­‌زنی­‌ها در تکه کاغذ بی‌­بی‌­سی

بی‌­بی‌­سی فارسی در این کاغذ بی­‌ارزش نام اشخاصی را به میان آورده و برای سرپوش نهادن بر نقش کلیدی مصدق در صدور فرمان‌­های شاه و تسلیم قدرت به زاهدی، آنان را متهم به شرکت در کودتای موهوم و دریافت کمک مالی کرده است که در هر مورد توضیح کوتاهی سودمند است:

الف– شعبان جعفری

پیرو توطئه­‌ای که مصدق در روزهای آغازین اسفند ۱۳۳۱ برای نا امن کردن کشور ترتیب داد و شاه را زیر فشار قرارداده بود که بی‌سروصدا سفری به خارج از کشور بکند وموافقت شاه را نیز به دست آورده بود، این خبر، دیر هنگام شب ۸ اسفند به آیت‌­الله کاشانی رسید. وی با احساس خطر، از هیأت رئیسه مجلس خواست نمایندگان را برای یک نشست فوری فردا صبح دعوت کند. در جلسه ۹ اسفند نامه آیت‌­الله کاشانی که رئیس مجلس بود خوانده شد و نمایندگان مجلس به اتفاق آرا موافقت کردند برای شاه فرستاده شود و از وی خواستند سفر خود را لغو و به آینده موکول کند. خبر سفر پیش­بینی نشده شاه، مردم و بازاریان را نیز که از قدرت­‌نمایی‌­های حزب توده احساس خطر می‌کردند نگران کرد. گروه بزرگی از مردم به خانه آیت‌­الله بهبهانی رفتند و از وی درخواست کردند پیشاپیش مردم به دربار برود و درخواست لغو سفر شاه را بکند. آیت­‌الله کاشانی در پیام دیگری از مردم خواست مانع از سفر شاه بشوند. بیش از ۲۰ هزار تن از مردم در تهران در برابر کاخ شاه اجتماع کردند که شعبان جعفری هم یکی از آنان بود و سرانجام توانستند سفر شاه را لغو و توطئه مصدق را ناکام سازند.

مصدق گروهی از فعّالان روز ۹ اسفند را که در اجابت پیشنهاد آیت‌­الله کاشانی، آیت‌الله بهبهانی و همگی نمایندگان مجلس وارد صحنه شده بودند بازداشت کرد که یکی از آنان شعبان جعفری بود. وی همچنان در زندان مصدق بسر می­‌برد تا آن­که زاهدی عصر روز ۲۸ مرداد در شهربانی کل کشور مستقر شد و وظایف نخست‌­وزیری را به دست گرفت و دستور داد زندانیان سیاسی آزاد شوند که یکی از آنان شعبان جعفری بود. این خبر در روزنامه اطلاعات روز۳۱ مرداد ۱۳۳۲ هم بازتاب یافته است. ۶۵ سال است با دروغ­‌پردازی، فرافکنی و برای سرپوش نهادن بر نقش مصدق، تبلیغات راه انداخته‌­اند که شعبان جعفری روز ۲۸ مرداد از کودتاچیان! بود و اکنون بی­بی­سی برای تأیید این دروغ‌‌پردازی­‌ها سندسازی کرده که به شعبان جعفری پول داده شده که در کودتای موهوم شرکت کند!

ب– آیت‌­الله بهبهانی

پیش از این دیدیم که آیت‌­الله بهبهانی در یک نامه سرگشاده که روز ۱۱ مرداد ۱۳۳۲ در روزنامه­‌ها انتشار یافت اعتراض شدید خود را به رفراندوم نمایشی مصدق اعلام کرد. ولی بی‌­بی‌­سی با سرپوش گزاردن بر انگیزه مصدق در برگزاری این رفراندوم که منحل کردن مجلس و دادن اختیار صدور فرمان نخست­‌وزیری زاهدی به شاه بوده است، آیت‌­الله بهبهانی را در این کاغذ بی‌­ارزش، متهم به دریافت پول برای این کودتای موهوم و خیالی می‌­کند. بی‌­بی‌­سی فارسی که با نشان دادن این تکّه کاغذ بی­‌ارزش و به راه انداختن تبلیغات برسر آن نتوانسته است بینندگان خود را قانع کند که به آیت­‌الله بهبهانی پولی داده شده، راه جعل و خلاف‌­گویی را در پیش گرفته و افزوده است:

«منتهی در این­جا در امریکا به خصوص از سال گذشته که اسناد بیرون آمد، مشخصاً اسم آقای بهبهانی داره میاد…».

این در حالی است که در ۳۷۵ سندی که درسال ۲۰۱۷ برابر با ۲۵ خرداد ۱۳۹۶ ازسوی وزارت خارجه امریکا انتشار یافت و بخشی از آن­ها مربوط به اسناد سازمان «سیا»ست، حتی یک کلمه درباره این­که به آیت‌­الله بهبهانی از سوی مقامات ایرانی و یا هر مقام دیگری پولی داده شده باشد به چشم نمی‌­خورد و این درماندگی بی‌­بی‌­سی فارسی را از سندسازی خود نشان می­‌دهد.

پ– آیت­‌الله کاشانی

اسناد ایستادگی آیت‌­الله کاشانی در برابر رفراندوم خلاف قانون اساسی مصدق فراوان‌­تر و گویاتر هستند. آیت‌­الله کاشانی منحل کردن مجلس را قیام علیه مشروطیت ایران برشمرد و با همه توان برای حفظ مجلس و مشروطیت تلاش کرد. هر چند سرلشگر بازنشسته زاهدی سابقه درخشانی در سرکوب حرکت‌­های تجزیه­‌طلبی در ایران داشت و در انتخابات دوره شانزدهم مجلس در تهران در بهمن و اسفند ۱۳۲۸ که در سمت رئیس شهربانی کل کشور بود از دخالت دولت در انتخابات پیشگیری کرد و در نتیجه نمایندگان هوادار نهضت ملی ایران توانستند وارد این مجلس شوند ولی پس از آن­که زاهدی خود را نامزد نخست‌­وزیری کرد از آنجا که یک فرد نظامی بود آیت­‌الله کاشانی روز ۱۰ اسفند ۱۳۳۱ در یک گفتگوی مطبوعاتی به گونه روشن اعلام کرد از نخست‌­وزیری زاهدی حمایت نمی­‌کند. (روزنامه کیهان، ۱۰ اسفند ۱۳۳۱)

پس از آن­که مصدق توانست با ترور شخصیت آیت‌­الله کاشانی و سرکوب مجلس، قدرت را تسلیم زاهدی کند آیت‌­الله کاشانی و نمایندگان مجلس بی­‌درنگ از روز ۳۱ مرداد ۱۳۳۲ به دنبال بازگشایی مجلس بودند. اسناد فراوانی از مبارزه سیاسی نمایندگانی که در برابر منحل کردن مجلس ایستادگی کرده بودند در دست است که نشان می­‌دهند این گروه پس از روی کار آمدن زاهدی خواستار برگزاری انتخابات در ۳۳ حوزه‌­ای که مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۱ به ناروا متوقف کرده بود شده­‌اند. ولی انگلستان و امریکا، شاه را زیر فشار گذاردند که فرمان انحلال مجلس را صادر کند.

این واقعیت تاریخی در سند شماره ۳۷۴ و گزارش گفتگوهای سفیر امریکا در ایران با زاهدی به تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۳۲ بازتاب دارد. سرانجام شاه تسلیم این فشارها شد و روز ۲۸ آذر۱۳۳۲ فرمان انحلال مجلس شورای ملی را صادر کرد. از آن پس ایستادگی شدید آیت­‌الله کاشانی در برگزاری انتخابات فرمایشی مجلس دوره هجدهم آغاز شد و با صدور اعلامیه­‌ای روز ۱۴ بهمن ۱۳۳۲ به دخالت دولت زاهدی در انتخابات اعتراض کرد. وی در ۲۰ بهمن ۱۳۳۲ نامه‌­ای به «هامرشولد» دبیرکل سازمان ملل متحد نوشت و با پیش­‌بینی این­که دولت­‌های انگلستان و امریکا می‌­خواهند با برگزاری این­گونه انتخابات فرمایشی، قرارداد نفت مورد نظر خود را به ایران تحمیل کنند، این قرارداد را فاقد ارزش قانونی اعلام کرد. سرانجام هنگامی که لایحه قرارداد کنسرسیوم نفت در سال ۱۳۳۳ از سوی دولت زاهدی برای تصویب به مجلس تقدیم شد آیت­‌الله کاشانی در یک اعلامیه تفصیلی با آن به مخالفت پرداخت و در بخشی از این اعلامیه درباره کمک­‌های دولت امریکا به دولت زاهدی چنین نوشت:

«… و هنگامی که دولت امریکا که خود را پیش­‌آهنگ اصول دموکراسی و مُبتکر منشور آتلانتیک و پشتیبان سازمان ملل متحد می‌­داند، در این معامله بی­شرمانه و انتقام­‌جویی وقیحانه با انگلستان مکار وحیله‌­گر همکاری می­‌نماید و ساعی است به خاطر چند صد میلیون دلاری که از نفت ایران نصیب سرمایه­‌داران استعمارچی امریکا می­‌گردد، ملت مظلومی را از آزادی و آزادی­خواهی ناامید و نسبت به تمام ادعاهای دنیای غرب بدگمان گردد، ملت ایران  هم حق دارد تصور کند چند میلیون دلاری که به عنوان کمک از طرف امریکا به ایران می‌­رسد و قسمت عُمده آن برای تأمین مطامع معدودی خرج می­‌شود فقط برای این بوده که بعداً چند صد برابر آن را از حلقوم ملت رنجدیده این سرزمین بیرون آورند…».

یک سیاستمدار در مبارزه سیاسی خود باید وفادار به اصول دموکراسی و پاکدست باشد که این چنین با شجاعت و به خطر انداختن شهرت سیاسی خود در فضای مسموم دوران پایانی نخست‌­وزیری مصدق که حزب توده خیابان­‌های تهران را در اختیار گرفته بود، در برابر رفراندوم خلافِ قانون اساسی و خانه‌­برانداز مصدق با همه توان ایستادگی کند و سپس در حالی که ترور شخصیت شده است با دخالت دولت زاهدی در انتخابات دوره هجدهم و مداخله قدرت‌های بیگانه در امور داخلی کشور ما مبارزه کند. تکّه کاغذ بی­‌بی­‌سی فارسی در آن هنگام کجا بوده است که دستگاه‌­های دولتی آن را افشا نکرده‌­اند تا صدای حق‌­طلبانه آیت‌الله کاشانی را خاموش کنند؟ و سخنگوی دولت زاهدی ناگزیر نشود برای خاموش کردن صدای اعتراض­‌های سیاسی آیت‌­الله کاشانی از او به «شخصی به نام سیّدِ کاشی» یاد و خود را مسخره خاص و عام کند.

هنگامی یک رسانه بیگانه چون بی‌­بی‌­سی فارسی به تحریف حساس­‌ترین بخش تاریخ معاصر ایران می‌­پردازد این وظیفه صداوسیماست که با ترتیب دادن گفتگوهای تاریخی بی‌­هزینه، به روشنگری بپردازد و مانع از گمراه شدن مردم شود. ولی صداوسیما شب هنگام ۲۵ مرداد در یک برنامه به ظاهر مستند به نام «آقای نخست­‌وزیر» و با هزینه‌‌های سنگین که به بودجه آن تحمیل گردید با سر هم کردن فیلم‌­های سطحی دوران گذشته و گردآوری یک گروهان از افرادی که آنان را به لباس داش‌­مشتی‌­ها درآورده بود با تحریف اسناد روشن تاریخی چنین وانمود کرد این آدم­های عجیب وغریب که وجود خارجی نداشته‌­اند با هجوم به زندان، شعبان جعفری را آزاد و او هم رهبری کودتای خیالی علیه مصدق را برعهده گرفته است! تا دروغ تاریخی «کودتای ۲۸ مرداد» را همسو با بی‌­بی‌­سی فارسی در ذهن و ضمیر بینندگان جا بیاندازد. یا در ساعت ۱۱ شب ۲۸ مرداد در یک برنامه تکراری به نام «داستان مرداد»

فریب­کاری‌‌های وابستگان انگلستان چون مَلکُم بِرن، آبراهامیان و استفان کینزر را که درباره کودتا علیه مصدق تبلیغات می­‌کنند پخش کرد و با معرفی آنان به نام پژوهشگران تاریخ معاصر ایران به سرپوش گزاردن بر مکانیزم مداخله بیگانگان در امور داخلی ایران و به شکست کشاندن نهضت ملی ایران پرداخت.

قطعاً این تکه کاغذ بی‌­بی‌­سی فارسی کمکی به او برای سرپوش نهادن بر دخالت دولت انگلستان در برچیدن بساط مجلس و مشروطیت از صحنه سیاسی کشور ما نمی­‌کند و ارزش توضیح بیشتری ندارد. ولی نکته دیگر این است که بی‌­بی‌­سی فارسی با این­گونه اتهام‌­زنی­‌ها به دنبال اثرگذاری بر اوضاع و احوال کنونی کشور ما نیز هست. هنگامی که از زبان خبرنگار خود در امریکا با تحریف تاریخ نهضت ملی ایران می‌افزاید:

«شبکه روحانیت نقش محوری داشتند در همکاری با حکومت وقت ایران، با شاه با بریتانیا و امریکا و نقش مهمی ایفا کردند…».

بی‌­بی‌­سی با این تفسیرهای مجعول به دنبال آن است که به نارضایی مردم از اوضاع سخت معیشتی که پیامد سوءمدیریت دولت و نبودِ هرگونه نظارتی از سوی مجلس است دامن بزند و از آن بهره‌­برداری کند.

139205281345559711011924

نظر بدهید