فرو ریختن خاطرات بچگی هایمان!!/ابراهیم دهقانپور

  چاپ   16 , مهر , 1397 ساعت 10:42 ق.ظ  

ریختن پل بزرگ کیازنیک ،فقط ریختن یک سازه ی بتنی نبود.
بلکه پل خاطرات بچگی های پسران دههی شصتی بود که دوران طفولیت خود را در زیر همان پل به شنا و ماهیگیری گذرانده اند.
پلی که آرزوهای خیلی از مردمان املش و حومه را نیز با خود فرو ریخت.
آرزوهای دانش آموزانی که هر روز به عشق تحصیل از آن می گذشتند تا به آینده ای روشن برسند.
آرزوهای مادران و پدران کشاورز و دامدار زحمتکشی که با آوردن محصولات خانگی خود به سه شنبه بازار املش ، مایحتاج هفتگی خود را دراین شرایط وحشتناک اقتصادی تامین می کردند.
وقتی چند سال پیش یکی از پایه های پل نشست کرد ،به جای آنکه فکری به حالش بکنند ،فقط با ریختن سنگ به زیر پایه هایش و ریختن آسفالت روی قوس بالای پل جهت پنهان شدن قوس، صورت مساله را پاک کرده و هرسال با برداشت های بی رویه شن و ماسه ی زیر پل این یادگار دوران طفولیت ما را به مرگ نزدیک تر نمودند.
حال باید از آنانی که آنروز مسولیت داشتند و این جفا را در حق مردم املش و حومه نمودند سوال نمود که آیا این صدای مهیب ریختن ستونهای سترگ پل ،وجدان خفته ی شما را بیدار نمود یا گوشهایتان آنقدر ناشنوا گشته است که حتی این صدای مهیب نیز نمی تواند وجدان شما را بیدار نماید؟
باشد که تاریخ در مورد وجدانهای شما و عملکردتان قضاوت کند!

نظر بدهید