مهندس چمران : روایتی از تخلفات انتخابات شورای شهر تهران/ در مسجدی که ستاد انتخابات داشتم رای مرا صفر اعلام کردند!/ لاریجانی گفت بازشماری نمی‌کنیم، وقت گیر است/ برای تبلیغ احمدی نژاد نصف ایران را دور زدم/ جزئیات قابل توجه از نحوه چینش لیست تهران برای مجلس آینده

  چاپ   14 , آبان , 1398 ساعت 12:50 ب.ظ  
در آن زمان خیلی شدید برای تبلیغ آقای احمدی نژاد فعالیت کردم و نصف ایران را دور زدم، به دلیل اینکه احمدی نژاد را نمی شناختند.

روایتی از تخلفات انتخابات شورای شهر تهران/ در مسجدی که ستاد انتخابات داشتم رای مرا صفر اعلام کردند!/ لاریجانی گفت بازشماری نمی‌کنیم، وقت گیر است/ برای تبلیغ احمدی نژاد نصف ایران را دور زدم/ جزئیات قابل توجه از نحوه چینش لیست تهران برای مجلس آینده
گروه سیاسی جهان نيوز: چند روز پیش بخش اول گفتگوی تفصیلی جهان نيوز با مهندس مهدی چمران در محور بررسی عملکرد شورای شهر و شهرداری تهران منتشر شد. جدای از آنکه چمران در سه دوره شورای شهر رئیس بوده است، اما این موضوع نمی تواند بر سابقه و فعالیت سیاسی او سایه انداخته و یا خدشه‌ای به آن وارد کند. آغاز فعالیت سیاسی چمران به قبل از انقلاب باز می‌گردد و بعد از انقلاب هم وی همواره به عنوان یک چهره فعال و موثر در جبهه انقلاب ایفای نقش کرده است. معتقد است که دشمن واحد داریم و نباید سرگرم خودمان شویم؛ به همین خاطر از ما به دلیل پاسخ نگفتن به برخی سوالات عذرخواهی کرد.

بیشتر بخوانید:
بخش اول گفتگوی تفصیلی جهان با مهندس چمران

اکنون بخش دوم گفتگو با مهندس چمران پیرامون موضوعات مختلف سیاسی را از نظر خواهید گذراند:

جهان: چه اتفاقی افتاد که نتیجه انتخابات شوراها بعد از آن خدمات شورای چهارم و خدمات آقای قالیباف در شهرداری به گونه ای شد که آقای هاشمی سرلیست جریان مقابل یک میلیون و 700 هزار رای بیاورد و سرلیست اصولگرایان که جنابعالی بودید 650 هزار رای کسب کند؟
مهمترین دلیلش موج انتخابات ریاست جمهوری بود. همزمانی برگزاری انتخابات شوراها با ریاست جمهوری و قرارگرفتن لیست امید در کنار آقای روحانی که از نظر سیاسی  هم جهت و جزو حامیان ایشان بودند منجر به پیروزی آنها در انتخابات شوراها شد. دلیل دیگری که سبب عدم موفقیت در انتخابات شد به تبلیغات نامناسب اصولگرایان در زمان انتخابات بر می گردد.

اگر این انتخابات با ریاست جمهوری به صورت همزمان برگزار نمی‌شد قطعا احتمال پیروزی ما وجود داشت و این ظلمی است که به شوراها می شود. همزمانی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری با شوراها میزان توجه به انتخابات شوراها را کم می‌کند و تبلیغات آن هم درموج تبلیغات ریاست جمهوری گم می شود.

مجمع تشخیص مصلحت و مجلس هم جلسات متعددی در این رابطه گذاشتند. در آنجا توضیح دادیم که برگزاری همزمان این دوانتخابات صحیح نیست و مجمع هم متوجه اشکالات برگزاری همزمان این دو انتخابات شده و آن را پذیرفته بود.

ما هم نظرمان این بود که انتخابات شوراها از ریاست جمهوری مجزا شود. پیشنهاد خودم این بود که انتخابات شوراها را به صورت محلی برگزار کنند چرا که  شوراها مجالس محلی است و هیچ نیازی نیست که انتخابات آن به صورت سراسری و همزمان در کل کشور برگزار شود. می توان آن را در فاصله زمانی یک ماه و در شهرهای مختلف، برگزار کرد. یقینا یک هفته برای انتخابات شورا و تبلیغات آن کم است چرا که کاندیداهای شرکت کننده در این انتخابات نمی توانند از رادیو تلویزیون و روزنامه ها برای تبلیغات استفاده کنند و در شهر بزرگی مثل تهران که قرار است از میان آن همه کاندیدا 21 نفر انتخاب شوند معرفی و تبلیغ هر یک از کاندیدا به مردم بسیار مشکل است.

جهان: هنوز هم شما تلاش می کنید که این معضل رفع شود؟
در حال حاضر دیگر نه، اما بعد از اتمام دوره مسئولیتم در شورا زمانی که مجداد درباره این موضوع نظرخواهی کردند در مجمع تشخیص، مجلس، مرکز مطالعات و پژوهش های مجلس حضور پیدا کردم و نظراتم را ارائه دادم.

معتقدم که مجلس نباید نقش شورای نگهبان را برای شوراها ایفا کند چرا که تصمیم گیری در مورد صلاحیت افراد شرکت کننده در انتخابات شورا را نمایندگان آن شهر و استان انجام می دهند و ممکن است رابطه آن فرد با نماینده آن حوزه انتخابیه در روند بررسی صلاحیت آن تاثیر بگذارد و من برای این موضوع مصداق دارم. حدود 80 نفر در کل کشور که پرونده‌های ناجور و حتی اخلاقی داشتند به شوراها راه یافتند و نتیجه آن می شود که هر هفته یکی از اعضای شوراها را دستگیر می کنند.

افرادی بودند که نتیجه استعلام آنان از مراجع ذی ربط منفی شد ولی اکنون در شورا هستند. کسانی زندانی و بدهکار بودند و الان می بینیم که در شورا هستند. این مسائل را به اطلاع نماینده آن منطقه هم رساندند ولی آن نماینده در واکنش به این موضوع گفته که صلاح می داند که آن فرد در انتخابات شرکت کند و صلاحیت آن را هم تایید کرده و کسانی را هم بدون هیچ گونه دلیلی رد صلاحیت کردند.

شاید نماینده مجلسی به دلیل اینکه احتمال دهد در صورتی که فلان کاندیدا از حوزه انتخابیه اش به شورا راه یابد به سبب عملکردش در بین مردم محبوب شود و در آینده رقیب وی در انتخابات مجلس شود، صلاحیتش را تایید نکند و به اصطلاح همان جا ریشه آن فرد را می زند، برای اینها نمونه دارم.

جهان: درباره بحث تخلفات یادم هست که شما بعد از اعلام نتایج شورا اعتراضاتی داشتید؟ به کجا رسید؟
رای بنده در تعداد زیادی از صندوق های شهر تهران صفر بود. یکی از این صندوق ها مربوط به مسجدی در بلوار ابوذر نزدیک خیابان پیروزی بود که هم امام جماعت آن مسجد با من آشنا بود هم در آنجا ستاد انتخاباتی داشتیم و هم در آنجا سخنرانی کرده بودم. اعضای آن مسجد هم می‌گفتند که غیرممکن است کسی در این مسجد بیاید و به تو رای ندهد. در یک چنین شرایطی رای من در صندوق آن مسجد صفر بود و نفر دوم لیست اصولگرایان که آقای کاشانی بود 600 رای داشت و آقای هاشمی سر لیست جریان مقابل 1200 رای داشت. حتی نفر آخر لیست ما 300 تا رای داشت ولی رای من صفر بود. ما درخواست کردیم که این یک دانه صندوق‌ را باز کنید. به رئیس مجلس هم نامه نوشتیم که 10 درصد از صندوق‌ها را بازکنید و پاسخ دادند که این کار وقت می گیرد و … قبول نکردند. بالاخره یک تعداد صندوق رای را به فرمانداری آوردند که آقای فرماندار هم آنجا حضور داشتند. من از ایشان با اینکه رفیق هستیم به شدت گله مندم به دلیل اینکه آنجا کوتاه آمدند. نمایندگان مجلس هم که ناظر بودند آمدند ولی صندوقی را باز نکردند. من به آنها گفتم که

به آنها گفتم نامردید اگر این صندوق را باز نکنید و بازهم نکردند. در نهایت یک دانه صندوق را هم حاضر نشدند باز کنند. این اتفاقات انسان را مشکوک می کند منتها ما دیگر آبروداری کردیم.

اگر این صندوق ها را باز نمی کنید حداقل این یک دانه صندوق را باز کنید. من هم صندوق ها را انتخاب نکرده بودم و خودشان انتخاب کرده بودند و اتفاقی بود. به آنها گفتم نامردید اگر این صندوق را باز نکنید و بازهم نکردند. در نهایت یک دانه صندوق را هم حاضر نشدند باز کنند. این اتفاقات انسان را مشکوک می کند منتها ما دیگر آبروداری کردیم.

شرایط را که دیدند حتی یک دانه از آن صندوق‌ها را باز نکردند. جلسه تشکیل دادند و اعلام کردند که هیچگونه تخلفی را قانونا ندیدیم و تایید می کنیم. یعنی با کمال قلدری این کار را انجام دادند و رفتند. رای بنده در دوره اول 600 هزار بود، در دوره دوم به 800 هزار رسید و در دوره بعدی دوباره 600 هزار می‌شود؛ این کاملا بعید است.

جهان: آقای مهندس! از شورای ائتلاف بگویید. گفته بودید تقریبا در استان‌ها به نتیجه رسیده‌اند ولی تهران هنوز هیچ چیز مشخص نیست. توضیح می دهید؟
البته افراد و گزینه ها هنوز مشخص نشدند. بعضی از استان‌ها خودشان یکسری اقداماتی انجام دادند که مطابق برنامه ریزی ما نبوده است. البته استان ها نسبت به تهران جلو هستند. تصور می کنیم بازهم عقب هستیم و باید عجله کنیم. دوستانمان واقعا تلاش می کنند، حتی بعضی از افراد هفته ای دو سه سفر به استان ها دارند چون اجرای برنامه ها و تشکیل مجامع یک ساز و کارهای خاصی دارد. به استان ها می روند تا افرادی را که در آنجا انتخاب شدند مجمع را تشخیص دهند و بعد از آن مجمع را تشکیل دهند و آن مجمع رای گیری کند. اینها ساز و کارهای خیلی پیچیده ای دارد که  باید کاملا مشخص شود و همه این موارد تدوین و نگاشته شده و به همه دوستان ارائه شده و خوشبختانه دارد انجام می شود. نمی گویم در استان تهران اقدامی نشده است اما شهر تهران خیلی بزرگ است و تقریبا شرایط استان تهران راحت‌تر است. استان تهران دوازده شهرستان دارد و از این شهرستان ها پنج نماینده انتخاب می شود که در این پنج حوزه کار راحت تر است.

در خود شهر تهران هم به محلات رفتیم و محله به محله تقسیم کردیم. در حال حاضر در محلات هستیم و بعد به منطقه می رویم و از منطقه به کل شهر تهران می آییم.

جهان: چطور این افراد را انتخاب می کنید؟ این افراد را از معتمدین انتخاب می کنید؟
خیر؛ هم از معتمدین و هم از تشکل ها و هم از جوانان حضور دارند. همه گروه هایی که در محله می توانند فعالیت داشته باشند دورهم جمع می شوند و به یک تعدادی مثلا حداکثر 21  نفر می رسند و اینها فقط مجمع را تشکیل می دهند و کسی را انتخاب نمی کنند. مجمع که تشکیل شد در آن مجامع نماینده انتخاب می کنند که این نماینده وارد مجمع نمایندگان شهر تهران می شود و در مجمع شهر تهران است که پیشنهاد می دهند چه کسانی می توانند کاندیدا بشوند یا به کسانی که در آن مجمع کاندیدا شدند، رای داده شود.

جهان: گزینش انتهایی به چه شکل است؟
گزینش انتهایی با نظرسنجی بین مردم است. کار سختی هم است و کسانی که بیشترین آرا را کسب کنند، برگزیده می شوند. مثلا پنج برابر لیست تهران که 150 نفر می شود  از مردم نظرسنجی می کنیم تا به 30 نفر نهایی برسیم.

جهان: سهم بندی و جناح بندی در این انتخاب نقش دارد؟
خیر؛ در مجمع انتخاب می کنند که چه کسانی کاندید شوند و بعد با نظرسنجی عمومی کسانی که بیشترین آرا را آورده باشند، انتخاب می شوند و هیچ خط قرمزی در این خصوص نداریم. البته وقتی در مجمع  می خواهند انتخاب کنند شاخص هایی را در نظر می گیرند؛ از جمله اینکه انقلابی باشد، شورای نگهبان او را رد صلاحیت نکند. این شرایط بدیهی است و حتما باید فرد آن شرایط اولیه و شاخص های اولیه را که نزدیک به  20 شاخص است را داشته باشد.

جهان: در ادوار گذشته گفته می شد در لیست نهایی باید چند خانم حضور داشته باشد، چند روحانی، تعدادی اقتصاددان و چند جوان هم باشند. در این دوره هم شرایط همین طور است؟
خیر به این صورت نیست که تعداد مشخص کنند. مجمع درباه آن فکر می کند و یک طوری تعادل را برقرار می کنند. در مورد جوانان و بانوان که این موضوع جداست؛ ما گفتیم مثلا 25 درصد حتما باید جوان باشند یعنی اگر آن ها رای کمتری آوردند باز می روند در جوانان و آن هایی که رای بیشتری آوردند از جوان ها می آیند. در مورد بانوان هم قرار شد 25 درصد هم از خانم ها باشد.

جهان: تعریفتان از جوان چیست؟
جوان زیر 40 سال، اگر جوان ها بیشتر آمدند و انتخاب شدند که چه بهتر یا اگرخانم ها بیشتر بیایند جای خود را دارند ولی حداقلش همان درصدی است که گفتم. این را هم در مجامع‌مان و هم در این گروه هایی که انتخاب می کنیم رعایت می کنیم.

جهان: امیدتان به پیروزی و موفقیت در این طرح چقدر است؟
آدم باید تلاش خود را انجام دهد و بقیه اش را به خدا بسپارد. هر طور که پیش آمد چه پیروز شویم و چه پیروز نشویم اگر تلاش خودمان را کرده باشیم پیش خداوند روسفید هستیم.

جهان: در لیستی که هست ورزشکاران و هنرمندان هم جا دارند؟
فرقی نمی کند ملاک برای ما توانایی افراد است. افرادی که توان کار بیشتری دارند، حالا هر کسی می خواهد باشد. یک وقت یه ورزشکاری می آید خوب می تواند کار کند و یک وقت هم ممکن است یک استاد دانشگاه که مدارج بالایی دارد ولی نتواند خوب کار کند. ما در شورا و مجلس ورزشکارانی داشتیم که خیلی خوب کار کردند و در همین  شورا ورزشکاری داشتیم که سابقه اش را می دانید.

جهان: فرمودید که در این دوره سهم خواهی نداریم و همه به این لیست انتهایی قائل هستند. اگر برخی احزاب بگویند لیست جدا می دهیم، کسی می تواند مانعشان شود؟ ممکن است بگویند شما لیست دادید ماهم لیست خودمان را می دهیم. این زحمات شما را زیر سوال نمی برد؟
بعید نیست. الان بعضی از تشکل های سیاسی دنبال این موضوع هستند، چراکه ائتلاف 100 درصدی نیست و ائتلاف حداکثری است. آن یکی دوتا تشکل سیاسی که نیامدند شاید تفکرشان این باشد که در حال حاضر باید لیست جدا دهند و اعتقاد داشته باشند  که به این شکل بهتر است. امیدواریم که اینگونه نشود؛ من فکر کنم که این اتفاق نیفتد. با این شرایطی که می بینند اگر لیست جدا دهند خودزنی است و به هیج جا نمی‌رسند.

جهان: اگر لیست جدا دهند زحمات شما را هدر می 

در حال حاضر یک گروهی هستند که می گویند هشت حزب هستیم و لیست جدا می دهیم. اینها آن برد لازم را در جامعه ندارند و در حال حاضر کاری هم نمی شود کرد.

دهند اگر یادتان باشد در انتخابات مجلس اخیر یک لیست های 35 نفره برای تهران در آمد یعنی لیست 30 نفره بود و لیست های 35 نفره هم برای تهران درآمد؟
بعید نیست لیست جدا بدهند. در حال حاضر یک گروهی هستند که می گویند هشت حزب هستیم و لیست جدا می دهیم. اینها آن برد لازم را در جامعه ندارند و در حال حاضر کاری هم نمی شود کرد. تصمیمی است که آنها گرفتند و دیکتاتوری هم که نیست که به بگوییم حتما باید در گروه ما باشید. ولی به هرحال باید عقل، شرع و همه اینها را کنار هم بگذارند و ببینند که مصلحت چیست. بصیرت اینجاست که به درد می خورد.

جهان: سال 82 که شما شورای دوم برای گزینه های شهرداری چطور به آقای  احمدی نژاد رسیدید؟
اولین کار ما پس از پیروزی در انتخابات این بود که بلافاصله همکاران را جمع کردیم و هفته ای دو تا سه جلسه برگزار می کردیم. حتی ایام عید نوروز هم جلسه داشتیم.

دوستان حدود 60 نفر را برای شهرداری معرفی کردند. این 60 نفر را بررسی کردیم و رسیدیم به حدود 25 نفر. به آنها اعلام کردیم که اگر برنامه و طرحی دارند برای ما بفرستند. تعدادی عذر خواهی کردند و برنامه ندادند. یکی دو نفر هم گفتند وقت نداریم برنامه را مکتوب کنیم و حاضر هستیم که شفاهی توضیح دهیم. حدود 18 نفر هم بصورب کتبی برنامه کار دادند.

جهان: از آن گزینه های شهرداری نام می‌برید؟
آقای احمدی نژاد، جهرمی، سعیدی کیا، ترکان، سردار دهقان و رئیس هواشناسی وقت بود که ایشان خیلی هم جلو آمد اینها افراد سرشناسی بودند که از آنها در خواست کرده بودیم برای شهرداری برنامه ارائه بدهند.

نهایتا به سه نفر رسیدم که آقایان سعیدی کیا، احمدی نژاد و رئیس هواشناسی وقت بود. ایشان به دلیل اینکه معاون هواشناسی جهانی هم بود گفت حالا که ایران به این جایگاه دست یافته حیف است که این مسئولیت را رها کنم؛ بنابراین ایشان هم کنار رفت. پس از آن با صحبت و مشورت هایی که شد اعضای شورا آقای احمدی نژاد را انتخاب کردند و ایشان اصلا قرار نبود که شهردار شود.

قبل از آنکه شورای شهر اولین جلسه خود را در نهم اردیبهشت تشکیل دهد، گزینه شهرداری را انتخاب کرده بودیم و بعد از انتخاب رئیس شورا و معاونان در جلسه بعد از شهردار را انتخاب کردیم.

جهان: دورانی که آقای احمدی نژاد در شهرداری بودند حاشیه خاصی نداشتند؟ مثلا بحث حضور آقای مشایی در سازمان فرهنگی هنری و یا تحریک برای انتخابات ریاست جمهوری؟
چنین حرکت هایی وجود نداشت. واقعا در آن دوران، آقای احمدی نژاد خیلی سخت و شدید کار می کرد و فکر ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد هم تا 22 بهمن سال 83 در مخیله ما نبود. در 22 بهمن سال 83 من به راهپیمایی رفتم و ایشان را در مسیر راهپیمایی دیدم، در آنجا دیدم که مردم دور ایشان جمع می شوند و بعد به آقای احمدی نژاد می گفتند که بیا برای ریاست جمهوری. این صحبت مردم ما را هوشیار کرد که مثل اینکه خبری هست. البته من از مردم می شنیدم نه از خود آقای احمدی نژاد. ایشان هم در آن لحظه هیچی نمی گفت و حرفی در این خصوص نمی زد و طبق روال عادی که برخوردهای گرمی با مردم دارند آن زمان هم به گرمی با آنها برخورد می‌کردند.

از آن زمان احتمال اینکه ایشان در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند کمی مشخص بود و فاصله ای هم تا ثبت نام انتخابات نمانده بود ولی هنوز آقای احمدی نژاد رسما اعلام نکرده بود و تا سال بعد که خودشان آمدند و گفتند که می خواهند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند، ما به ایشان پیشنهادی نداده بودیم.

اعضای شورا با این موضوع زیاد موافق نبودند؛ به خصوص آقای دکتر شیبانی که معتقد بودند چون ایشان در شهرداری خوب کار می کند نباید بروند. بقیه اعضای شورا تقریبا راضی شده بودند و می توان گفت که همه اعضای شورا بصورت هماهنگ برای پیروزی ایشان در انتخابات ریاست جمهوری  تبلیغ می کردند.

جهان: در دور اول انتخابات 84 به چه کسی را دادید؟ باتوجه به حضور آقایان قالیباف، احمدی نژاد و لاریجانی که آن زمان انشقاق بین اصولگرایان هم زیاد بود.
آقای احمدی نژاد. در آن زمان خیلی شدید برای تبلیغ ایشان فعالیت کردم و نصف ایران را دور زدم، به دلیل اینکه احمدی نژاد را نمی شناختند. یادم هست در فرودگاه مشهد سوار تاکسی شدم، بعد از احوال پرسی از راننده پرسیدم به چه کسی رای می دهید گفت به شهردار تهران. پرسیدم اسمش چیست؟ با لهجه مشهدی گفت نمی دانم، یعنی این چنین حالتی بود و یک موج خیلی شدیدی ایجاد شد به نفع آقای احمدی نژاد. به شهرهای مختلف که می رفتم مشاهده می کردم که قاطبه مردم یعنی مردم کف خیابان نسبت به ایشان گرایشی مثبتی پیدا کرده اند. حتی دخترهای دبیرستانی بودند که پول چاپ اطلاعیه و عکس برای تبلیغ ایشان را نداشتند و روی مقواهای کوچکی نقاشی زیبایی کشیده بودند و  نوشته بودند به احمدی نژاد رای می دهیم و این را بین مردم توزیع می کردند یا اینکه مردم برای پیروزی ایشان دعا می خواندند و ختم قرآن می گرفتند.

شورای هماهنگی آقای لاریجانی را به عنوان کاندیدا انتخاب کرده بود. یادم هست که در آن زمان می گفتند سونامی احمدی نژاد آمد و آقای لاریجانی هم قرار شد که کنار رود ولی دو سه روز مانده بود به انتخابات، ایشان گفت من تا اینجا آمدم و کنار رفتنم بی معنی است. حتی به من گفتند انصراف لاریجانی را اعلام کن و من گفتم که اعلام نمی کنم و باید خود ایشان اعلام کند و آن موقع با ایشان تماس گرفتم و یادم هست که ایشان برای تبلیغ در شهرستان بود و گفتند که اینجا مردم آمدند و  استقبال می کنند و در این شرایط صحیح نیست که کنار بروم .

جهان: این سیر آقای احمدی نژاد چطور به اینجا ختم شد؟
دولت نهم به عقیده من خیلی خوب کار کرد و می توانیم بگویم در بین دولت‌ها، دولت ایشان عملکرد بسیار خوبی داشت، کارهای عمرانی و عام المنفعه زیادی انجام دادند و به روستاها و مناطق محروم رسیدگی کردند. به نفع گروهای مستضعف مردم  خیلی کار شد ولی متاسفانه این اقدامات به آن صورت ادامه پیدا نکرد.

جهان: درباره رفتار و جهت گیری های ایشان نظرت شما چیست؟
این را من نمی توانم تحلیل کنم

صبح آن روز که یکشنبه بود با من تماس گرفتند و از من خواستند که به آنجا بروم. من از آقای احمدی نژاد پرسیدم که چه اتفاقی افتاده؟ ایشان گفت می خواهم به دولت بروم.

و بگذریم.

جهان: چرا شما پیشنهاد معاون اولی دولت آقای احمدی نژاد را قبول نکردید؟
فکر کردم که برای اینکه معاون اول بشوم تلاش نکردم. برای خدا تلاش کردیم و دوم اینکه مردم به من برای شورا رای دادند و برای این رای مردم ارزش و اهمیت قائل بودم.  برای معاون اولی بحث و مشورت شده بود و همه گفته بودند خوب است. من گفتم که درست نیست و الان هم فکر می کنم که بهتر شد که برای معاون اولی نرفتم. در شورا ماندم و این سبب شد که به خودمان بقبولانیم که اگر انسان کار می کند برای خدا کار کند نه برای اینکه به جایی برسد.

جهان: هنوز با آقای احمدی نژاد ارتباط دارید؟
خیر، ارتباط ندارم. آخرین بار ایشان را در مجلس عزاداری ماه محرم در بیت رهبری دیدم.

جهان: چطور در سال 84 برای گزینه شهرداری به آقای قالیباف رسیدید؟
بحث من این بود که باید نیروهای توانمند استفاده کنیم حالا این نیروهای توانمند اگر کنار هم قرار بگیرند که خیلی بهتر است. در مورد شهرداری آقای قالیباف البته من پیشنهاد ندادم، دو نفر از دوستانمان در شورا پیشنهاد دادند که آقای قالیباف برای این کار خیلی مناسب است. یادم هست آقای دکتر شیبانی از من سوال کرد که نظرت چیست؟ ایشان روی نظر من خیلی حساس بود. من گفتم اگر آقای قالیباف بیاید اهل کار است و قطعا تهران را خیلی خوب می سازد ولی مشکلات و حواشی هم هست.

جهان: در ماجرای خانه نشینی احمدی نژاد شما جلسه ای با ایشان داشتید؟
بله من چند جلسه رفتم پیش ایشان و کلی بحث کردیم. روز آخر هم حوالی ظهر بود  که به خانه ایشان رفتم. البته صبح آن روز که یکشنبه بود با من تماس گرفتند و از من خواستند که به آنجا بروم. من از ایشان پرسیدم که چه اتفاقی افتاده؟ ایشان گفت می خواهم به دولت بروم. من هم به ایشان گفتم که در حال حاضر جلسه شوراست و نمی توانم جلسه را رها کنم. البته شب قبل رفته بودم پیش ایشان و تا نصف شب با ایشان صحبت کرده بودم ولی صحبت‌هایمان ناتمام مانده بود. به من گفت که فردا بیایم تا صحبت ها را ادامه دهیم.

جهان: آقای مهندس! نامه های آقای احمدی نژاد خطاب به رهبری را خوانده اید؟ بعضی از این نامه‌ها ادبیات خیلی خاص و بعضا توهین آمیزی داشت؟
ادبیات باید کاملا محترمانه و در شان هر فردی باشد. به هیچ فردی نمی توانیم بی حرمتی کنیم و هرکسی جایگاه خودش را دارد و بر آن اساس باید صحبت کنیم و نامه بنویسیم و به هر حال باید ادبیات فاخر باشد.

جهان: نقل قولی از شما منتشر شده که گفته بودید اگر ما می خواستیم قالیباف را هم روانه پاستور می کردیم. این صحت دارد؟ چون نقل قولی دیگری شبیه به این هم از شما هست که ما احمدی نژاد را به ریاست جمهوری فرستادیم؟
منظورم کل مجموعه بود نه شخص بنده. مجموعه ای که هستند و اگر تصمیم می‌گرفتند و متحد می‌شدند که آقای قالیباف بیاید قطعا رای می‌آورد.

جهان: اخیرا آقای ناطق به جلسه جامعه روحانیت رفته‌اند. باتوجه به ارتباط آقای ناطق با اصلاح طلبان و حسابی که روی ایشان باز کرده اند، این حضورشان بعد از مدت زیادی وقفه در جامعه روحانیت را چطور ارزیابی می کنید؟
به هرحال هر کسی می توانید بیاید و فعالیت کند. احتمالا برنامه‌ریزی های خاصی روی افراد یا فرد خاصی هم کرده اند. جامعه روحانیت باید جدای از طیف ها باشد و فراتر از اینها فکر کند. چراکه جامعه روحانیت تشکیلات حزبی نیست و باید جایگاه ارشادی داشته باشد مانند حوزه های علمیه.

ما برنامه خودمان را انجام می دهیم و امیدواریم که آن دوستان هم هماهنگی خوبی داشته باشند و برای هماهنگی از آنان دعوت شده و فکر می کنم که مشکلی هم نداشته باشیم.

جهان: گفته می‌شود ماجرای سقوط هواپیما در سال 60 که تعدادی از فرماندهان مانند فکوری، جهان آرا و .. در آن پرواز شهید شدند و شما هم جز لیست پرواز بودید ولی سوار آن هواپیما نشدید، درباره آن ماجرا و حواشی آن بگویید. چقدر احتمال خرابکاری عمدی در آن حادثه بوده است؟ شما اطلاعی درباره این ماجرا دارید؟
سقوط این هواپیما مشکوک نیست. این هواپیما نقص فنی پیدا کرد و چرخ هایش باز نشد. خوشبختانه خلبان و کمک خلبان این هواپیما زنده ماندند و تا دو سه سال بعد از این حادثه هم به دادگاه می رفتند. خلبان و کمک خلبان این هواپیما از پنجره بیرون پریده بودند و پای یک از آن ها هم به همین خاطر آسیب دیده بود. یک حرفهایی هم در آن زمان زده شد مبنی بر اینکه در تابوت های شهدایی که در هواپیما بودند بمب گذاشته بودند ولی برداشت من از این حادثه این نیست. تعدادی از مجروحانی که داخل هواپیما با برانکارد آنان را بسته بودند و امکان فرار از داخل هواپیما را نداشتند در این حادثه زنده ماندند. علتش هم این بود که  یک طرف هواپیما (طرف چپ) آتش گرفت. و افرادی که در آن طرف هواپیما بودند زنده ماندند.

این هواپیما ساعت هفت بعد از ظهر به کهریزک می رسد و چرخ های هواپیما باز نمی شود.  اتفاقا هواپیمای 330 خیلی امکانات تضمینی دارد. اگر چرخش باز نشود یک روش دیگری دارد که بتوانند با آن چرخ را باز کنند و راه سوم این است که چرخ را دستی باز کرد. تکنسین هواپیما هم تمام تلاشش را می کند اما متاسفانه چرخ باز نمی شود
و هواپیما با سینه روی زمین می نشیند و بال سمت چپ هواپیما به یکی از قنات‌های موجود در آن منطقه برخورد می کند و آتش می گیرد. افرادی که طرف چپ هواپیما بودند همه می سوزند.

جهان: تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. اگر نکته پایانی دارید، بفرمایید.
من عذر می‌خواهم اگر بعضی سوالات را جواب ندادم. تلاشم این است که همیشه بتوانم همگامی، هماهنگی و همدلی به وجود آورم نه تفرق و تشتت. اگر پاسخ ندادم به این علت بوده که نمی‌خواستم خدای نکرده در آن زمینه ها حرکت کنم و باید سعی کنیم که همه ملت و مردم را متحد کنیم، به دلیل اینکه ما یک دشمن واحد داریم و آن دشمن واحد را نباید فراموش کنیم که آمریکا و اسرائیل است. ان‌شاءالله آمریکا اصلاح شود و اسرائیل هم که اصلاح شدنی نیست و باید برود تا دنیا اصلاح شود. حکومت های مرتجع منطقه هم موقتی هستند و با این ضرباتی که به آنها وارد شده رفتنی هستند. این را نباید فراموش کنیم و سرگرم خودمان شویم.

نظر بدهید