امير محبيان : شکلگيرى جامعه سياسى ايران مبتنى بر فقه سياسى اسلام در سال 1357 پديده مهمى بود که بىگمان تاثيرات قابل تاملى را بر فرهنگ و ادبيات سياسى جهان نهاده است و خواهد گذاشت.
حفاظت از اين پديده يگانه در جهان امروز هوشيارى و بصيرت فراوانى را مىطلبد. از همين رو، آفتزدايى از مسير تکاملى نظام اسلامى ايران تکليفى قطعى براى هر علاقهمند به ادامه روند بقا و تکامل شکلگيرى جامعه مطلوب در ايران است .
در همين راستا،يکى از مهمترين آفاتى که از اولين روزهاى پيروزى انقلاب دغدغه فعالان سياسى و انقلابى بوده است، خطر پيدايش پيوند ميان قدرت و ثروت است.
ترديدى نيست که خطر قدرتمداران ثروتساز براى خويشتن در مسير تحولات دهه اخير مورد توجه قرار گرفته و در جريان رقابتهاى سياسى به فاکتورى براى صعود و نزول احزاب و افراد سياسى تبديل شد، نکتهاى که بدون داورى در مورد مصاديق به درستى بايد مورد تاکيد قرار گيرد اما بر اين باورم سلطهآرام ولى در حال افزايش سرمايه بر سياست آن گونه که بايد مورد توجه قرار نگرفته است.
افزايش هزينههاى حضور در عرصه انتخابات بويژه در شوراها و مجلس و نيز تنوع راههاى پرهزينه تبليغاتى باعث شده است که اکنون به صورت ملموسى اتکاى اهل سياست به منابع مالى اهل ثروت افزايش يابد. بىگمان اگر ولو نامعقول فرض نماييم که اهل ثروت تاکنون بدون اهداف و اغراض به بدنه سياست پول تزريق مىکردهاند، ترديدى ندارم اين روند ادامه نخواهد يافت و پروسهاى که چندى است شدت يافته و احتمالا سرعت خواهد گرفت باعث خواهد شد طمع اهل ثروت به حوزههاى قدرت آنان را به ساماندهى بيش از گذشته فعاليتهايشان بکشاند و کلوپهاى مخفى اهل ثروت به موتورهاى محرک سامانههاى سياسى تبديل خواهند شد در اين صورت هم با ارزشهاى انقلابى و اسلامى و هم آرمانهاى مردمسالارى دينى بايد خداحافظى نمود.
نگارنده در آينده نزديک، نتايج سنتز شوم قدرت و ثروت را برخواهد شمرد و تشريح خواهد نمود که چرا بايد بيش از آن حساسيتى را که در مورد تفکيک قوا احساس مىکنيم بهحوزههاى عمل ثروت و قدرت اعمال نماييم. اما تا آن زمان بر اين باور است که روشنفکران و نوانديشان در همه جناحها که نگران ارزشهاى دينى و نيز مردمسالارانه هستند بايد بر حساسيت اين آفت تاکيد نموده و ابعاد آن را برشکافند.