ارزهای نفتی و خشكسالی‌

  چاپ   29 , خرداد , 1387 ساعت 11:57 ب.ظ  

دکتر حسن سبحانی- بايد مراقبت شود كه تحت عناوين احساسي و عاطفي اعتباراتي – كه عمدتا هم از تبديل ارزهاي نفتي به ريال حاصل مي‌شود و منشاء ايجاد تورم است – به درون اقتصاد مبتلا به خشكسالي تزريق نشود.


1- استفاده از درآمد ارزي ناشي از فروش نفت، في‌‌نفسه امر مذمومي نيست بلكه آنچه مهم است و بايد موردنظر قرار گيرد، اين نكته است كه اين درآمد براي چه مقاصدي و چگونه هزينه مي‌‌شود وگرنه اين امري بديهي است كه افزايش قيمت نفت فقط در نفت منحصر نمي‌شود و به تبع آن بر قيمت ساير كالاها و خدمات نيز كم و بيش اضافه مي‌گردد.
كشورهاي در حال توسعه – از جمله ايران – كه واردكننده ماشين آلات و كالاهاي واسطه‌اي و مواد اوليه صنعتي و بعضا كالاهاي مصرفي هستند، ناگزيرند درآمد ناشي از فروش نفت خود را با هر توجيهي، مصروف خريد كالاهاي ديگر كرده و به فروشندگان كالاها در كشورهاي ديگر بازگردانند.
2- اين كه كشور ما دچار خشكسالي است امري غيرطبيعي نيست و مساله‌اي طبيعي است، اما مساله غيرطبيعي وقتي رخ مي‌دهد كه ما انتظار نداشته باشيم دچار خشكسالي و عوارض ناشي از آن شويم.
به عبارت ديگر خشكسالي يك حادثه غيرمترقبه براي كشور نيست بلكه تحقيقا حادثه‌اي مترقبه است لذا همواره بايد موضوع مطالعه و جستجوي راه‌هايي براي كاهش يا رفع عوارض آن در دستور كار مسوولان مي‌بود و باشد به نحوي كه به طور مستمر از مواجهه با يك پديده قابل انتظار رفتارهاي انفعالي نداشته باشيم و در مقابل آنچنان عمل كرده باشيم كه بروز اين پديده در روند مديريت امور مرتبط با آن در كشور تاثير سوء نداشته باشد.
اگر به مجموع اعتباراتي كه طي دهه‌هاي گذشته صرف خشكسالي شده توجه گردد آنگاه ادراك مي‌شود كه مواجهه كشور در مقابل پديده خشكسالي مواجهه‌اي اصولي و غيرانفعالي نبوده بلكه با تصويب اعتبار و پرداخت آن، صرفا كارهايي صورت گرفته است بدون اين كه از اثربخشي آن كارها متناسب با اعتبارات هزينه شده، امر پيشگيرانه‌اي اتفاق افتاده باشد.
هم‌اكنون نيز بايد مراقبت شود كه تحت عناوين احساسي و عاطفي اعتباراتي – كه عمدتا هم از تبديل ارزهاي نفتي به ريال حاصل مي‌شود و منشاء ايجاد تورم است – به درون اقتصاد مبتلا به خشكسالي تزريق نشود.
تجربه نشان داده است كه كار اصولي و صحيح معمولا نبايد در دوران بحران و نياز انجام گيرد، لذا بايد با برخي آثار خشكسالي نسبت به بعضي ديگر از آثار آن، برخوردي متفاوت شود. بديهي است كاهش محصولات كشاورزي به دليل خشكسالي راهكارهايي را مي‌طلبد كه تامين آب مطمئن و بلندمدت لزوما همان راهكارها را نمي‌طلبد.
بنابراين تصميم‌گيران كشور نبايد از سازوكارهاي مختلفي كه براي مواجهه با آثار متفاوت و متنوع خشكسالي وجود دارد غفلت كنند و بخصوص بايد عنايت داشته باشند كه «پول» و «اعتبار» در بسياري از موارد نه اولين كه در حلقه‌هاي آخرين راهكارهاي مناسب قرار مي‌گيرند.
3- در شرايطي كه به سر مي‌بريم لازم است مسوولان بخش كشاورزي كشور در امر زراعت، توضيح دهند كه آن همه صرف منابع و امكانات انساني و فيزيكي براي رسيدن به خودكفايي در برخي محصولات استراتژيك در افق‌هاي زماني زود يا ديرتر چه شد و ادعاي نيل به خودكفايي در گندم تا چه ميزان درونزا و خوداتكا بوده است؟ بخصوص بين عوامل موثر در رسيدن به خودكفايي و ماندگار ماندن آن، سهم بارندگي چقدر بوده است؟
آن‌طور كه آمارهاي منتشر شده از سوي مقامات ارشد رسمي كشور نشان مي‌دهد گويا كشوري كه مي‌گفت به خودكفايي در توليد گندم رسيده است بايد در سال‌جاري معادل نيمي از مصرف سالانه گندم خود وارد كند (يعني حدود 5.5 ميليون تن)‌ و اين به معناي آن است كه سهم باران در توليد گندم، به ميزاني كه خودكفايي كشور را رقم بزند، بايد بسيار بسيار زياد بوده باشد كه با خشكسالي اخير نياز به واردات تا 50 درصد نياز كشور به گندم برآورد گرديده است و در آن صورت بايد پرسيد كه وقتي در كشوري خشك و كم‌آب، نيل به خودكفايي يك محصول اين همه به آب متكي است، چطور ما از خودكفايي در توليد آن با اين همه اطمينان صحبت مي‌كنيم و متوجه كاستي‌ها و آثار منفي ناشي از به هم ريختن شرايط «خودكفايي» در سال ديگري كه بارندگي كم مي‌شود، نيستيم؟
4- به نظر مي‌رسد در شرايطي كه داريم بايد به نحوي از مسوولان بخش‌هاي آب و زراعت كشور حساب‌كشي اصولي شود و بررسي گردد كه نوع مديريت اعمال شده در اين بخش‌ها طي يكي دو دهه گذشته چگونه بوده است كه وضع امروز، نتيجه كار ديروز آنهاست.
نبايد به جاي حساب پس دادن، با تمسك به بروز پديده خشكسالي، دسترسي به اعتبارات ريالي ناشي از ارزهاي نفتي براي آنان سهل‌تر شود و مردمي كه به خاطر نوع عملكردهاي اين‌چنيني، گرفتار از دست دادن شغل و درآمد خويش در زراعت هستند، علاوه بر رنج خويش، رنج و مرارت ناشي از افزايش قيمت‌ها را هم تحمل نمايند.
راهكار مناسب‌تر آن است كه مسوولان ذي‌ربط با تجديدنظر در اعتبارات موجود سال‌جاري خويش استدلال كنند كه مي‌خواهند و مي‌توانند به جاي كارهاي انفعالي و مقطعي، كارهايي اصولي و بلندمدت كنند تا پديده خشكسالي را در مديريت خويش درونزا نمايند.

نظر بدهید