استان گیلان علیرغم سرسبزی و نشاط ظاهری، در بطن خود از فقر مادی مزمنی رنج میبرد.
درآمد ماهیانه برخی از مردم در شهرها و روستاهای آن، كفاف زندگی ساده آنان را نمیدهد. چایكاران با سیاستهای متغیر متولیان و با دست و پنجه نرم كردن دائمی با مشكلات، بهسختی گذر عمر میكنند. نوغانداری كه از زمینههای كسب درآمد مردم روستاها و برخی شهرهای گیلان بوده، به جهت عدم حمایت مناسب به فراموشی سپرده میشود. برنجكاران به سبب هزینههای بالای تولید، مزارع خود را بهسختی آباد كرده و برخی هم به صرف بایر نماندن مزارع خود، با پذیرش سهمی ناچیز، زمین كشاورزی خود را به دیگران واگذار میكنند (كه البته در سال جاری با افزایش قیمتها، قدری اوضاع بهتر بوده است).
بسیاری از روستاهای ما از آب آشامیدنی مناسب بهرهمند نبوده و بهویژه در فصل گرما با تانكرهای مخصوصی، آبرسانی به مردم صورت میگیرد و تعدادی از روستاهای استان هم از نعمت روشنایی برق بیبهرهاند. در گیلان روستاهای زیادی هستند كه از نعمت گاز مصرفی برخوردار نیستند و برخی از شهرستانهای آن هم در مقایسه با دیگر شهرهای استان، محرومترند.
برخی از شهرهای گیلان از مراكز درمانی مناسب محروم بوده و مردم برای مداوای خود با پذیرش هزینههای گزاف، به بیمارستانها و مراكز درمانی شهرهای بزرگتر یا مركز استان مراجعه مینمایند و چهبسا در این فاصلهها، اتفاقات ناگواری رخ داده باشد.
هنوز راههای ارتباطی بین شهری ما مناسب نیست و علیرغم فاصلههای نزدیك ده تا بیست كیلومتری شبیه راههای دسترسی روستایی است كه این مهم منجر به تصادفات مكرر و دلخراشی گشته و به تبع آن، مردم منطقه و حتی مسافران، جان عزیز خود را از دست دادهاند.
در سطح استان جوانان مستعد و تحصیلكرده بسیاری وجود دارند كه به شوق پیدا كردن شغلی مناسب، ایام را در نگرانی سپری میكنند.
هنوز برخی از پلهای ارتباطی بین روستاها یك درخت افتاده بر روی رودخانههاست كه آنهم با سیلابی از بین میرود و چهبسا عزیزان بسیاری به همراه آن پل در آبهای طغیانگر رودخانه جان عزیز خود را از دست دادهاند.
استان گیلان هنوز از معدود استانهایی است كه راه آهن در آن سهمی ندارد.
در شهرها و روستاهای این استان، مدارس بسیاری وجود دارند كه با وجود تخریبی بودن و خطرات احتمالی آن، مورد استفاده قرار میگیرند كه سلامتی و امنیت جانی دانشآموزان و فرهنگیان ما را مورد تهدید قرار میدهند.
اگرچه نگارنده به خدمات بینظیر و درخور تحسین نظام جمهوری اسلامی در جهت عمران و آبادانی جایجای این كشور عزیز باور دارد، لیكن از دریچهای، دلایل فقر و عقبماندگی استان گیلان را به مواردی معطوف دانسته كه به اختصار به برخی از آنها اشاره میشود:
1- تحتالشعاع قرار گرفتن سرسبزی و طراوت ظاهری گیلان در تصمیمگیری برخی مسئولان
2- فقدان نیروهای بومی در سطوح عالی خدمتگزاری و تصمیمگیریهای كلان كشور در جهت جذب اعتبارات بیشتر در حوزههای مختلف
3- كملطفی برخی نیروهای گیلانی سطوح بالای كشور در عدم استفاده از نیروهای مستعد بومی در حوزههای كاری خویش
4- كممیلی برخی نمایندگان ادوار مختلف مجلس شورای اسلامی در رایزنی مناسب جهت استفاده از نیروهای شایسته گیلانی در سمتهای مختلف كشوری
5- عدم هماهنگی مسئولان بومی در جهت همافزایی نیروها برای ترقی و پیشرفت استان
6- عدم پیگیری مجدانه و كمتحركی برخی مسئولان بومی در مركز در جهت تعامل، رایزنی و اخذ اعتبارات بیشتر در راستای توسعه گیلان
7- كمتحملی نیروهای بومی در پذیرش نیروهای شایسته و كارآمد خودی و خارج كردن آنان از صحنه مدیریتی به برخی از شیوههای مكدر مرسوم
8- انتصاب برخی نیروهای ضعیف منتسب به برخی نمایندگان كه با حاشیه امن یك یا چند دورهای هم همراه بوده است
9- دغدغه ماندن در مسئولیتها با جلب رضایت افراد و تخصیص اعتبارات به برخی مناطق كه موجب محروم ماندن نقاط دیگر استان شده است
10- عدم حضور احزاب قوی و كارآمد كشور در سطح استان و بسنده كردن به تشكلها و گروههای متكی به افراد خاص كه البته كمفروغ بوده و عموماً در آستانه انتخاباتها پر جنب و جوش تر بهنظر می رسد
درحالی که مردم فهیم، متدین و ولایی استان گیلان بارها در عرصههای مختلف حضور خود را به ثبت رساندهاند، جای آن دارد كه از یكسو، نیروهای اثرگذار بومی از اشخاص، گروهها و طیفهای سیاسی و حوزههای اجرایی مختلف استان دست در دست هم داده و با كاستن توقعات و تحمل بیشتر یكدیگر و با همافزایی نیروها، زمینه توسعه همهجانبه و روزافزون استان را فراهم آورند و از سوی دیگر، نمایندگان مردم گیلان در مجلس شورای اسلامی كه الحمدالله سهم قابل توجه پنج نفرهای هم در كمیسیون تلفیق بودجه سال آینده کشور دارند، در توزیع و تخصیص اعتبارات با نگاهی دوباره به آنچه كه مرور شد، اعتبارات شایستهای به استان گیلان تخصیص داده تا شاید تحولی در رفع مواردی كه ذكر شد، صورت پذیرد.