گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي امروز

  چاپ   2 , آذر , 1390 ساعت 4:31 ب.ظ  
 
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه برخي از آنها در زير مي‌آيد.

كيهان:بازي باخت باخت تركيه در شطرنج سوريه

«بازي باخت باخت تركيه در شطرنج سوريه»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي‌خوانيد؛از همان آغاز كه بحث سرايت تحولات منطقه عربي به سوريه مطرح شد، كساني كه با اين تحولات، منطق، مبناء، عناصر و اهداف آن آشنا بودند، تحقق اين موضوع در سوريه را غيرممكن دانسته و از طرح موضوع درباره سوريه تعجب مي كردند. بعدها كه هم پيماني منطقه اي و غربي براي دگرگوني سياسي در سوريه علني گرديد، ترديدي باقي نماند كه جنس تحولات در منطقه عربي با جنس تحولات در سوريه كاملا متفاوت و داراي منطق، مبنا، عناصر و اهداف جداگانه است.

جالب اين است كه حدود 5ماه قبل از آغاز تحولات منطقه عربي سندي متعلق به سفارت آمريكا در آنكارا در يك سايت معروف اروپايي منتشر شد كه در آن دو مقام وزارت خارجه تركيه- فريدون سيزلي اوغلو معاون وزير و مراد اوزچليك مامور ويژه در امور عراق- در فوريه 2007 يعني بهمن ماه 1385- به همراه سفير آمريكا و طي جلساتي در سفارتخانه آمريكا در آنكارا به منظور ضربه زدن به ايران و از ميان برداشتن نفوذ منطقه اي آن «طرح تغيير در سوريه» را تهيه كرده اند. براساس اين سند- كه با كد ANKARA169 09 ثبت شده- معاون وزير امورخارجه تركيه متعهد شده است كه همه توان تركيه را براي ضربه زدن به سوريه وارد ميدان كند.

در اين سند- كه پس از انتشار، توسط دولت هاي آمريكا و تركيه تكذيب نشده- آمده است: «دولت تركيه تلاش خواهد كرد تا ابزارهاي نفوذ را از دستان ايران بگيرد. اعتقاد بر اين است كه بهترين راه براي اين كار جدا كردن سوريه از ايران است چرا كه بدون حمايت سوري ها، تلاش ايران براي تغيير در كشورهاي وابسته به غرب اثربخشي بسيار كمتري خواهد داشت.» براساس اين سند مقامات آمريكا و تركيه نسبت به نفوذ ايران روي دولت عراق و شخص نخست وزير- نوري مالكي كه 8ماه پيش از اين جلسه روي كار آمده است- به طور جدي ابراز نگراني كرده اند. در اين سند تركيه «تعهد كامل» داده است كه به رابطه قوي با رژيم صهيونيستي، وادار كردن حماس به سازش با حكومت خودگردان و شخص محمود عباس و كمك به فرآيند سازش عربي با رژيم تل اويو كمك كند.

علاوه بر اين در روز 4نوامبر جاري- مقارن با جمعه 13 آبان گذشته- روزنامه انگليسي گاردين اقدام به درج مطلبي با عنوان «سوريه و ايران و بازي بزرگ» كرد. اين مطلب مربوط به يك كارشناس كاملا خبره و مرتبط با MI6 است كه در جريان جنگ 33روزه در لبنان مستقر بود و دقيق ترين گزارشات را از روند اوضاع براي مقامات غربي و محافل مهم رسانه اي غرب- به خصوص گاردين- ارسال مي كرد. او «ستيركروك» (settir crock) است.

او در گزارش خود به نكات مهمي كه مستند هم هستند- و برخي از اسناد آن در همين گزارش كروك هم آمده است- بيان مي كند. گاردين به نقل از او مي نويسد تصميم به تغيير در سوريه در يك فرايند مشترك بين غرب و رژيم سعودي پس از شكست اسرائيل در جنگ 33 روزه اتخاذ شد و هدف از آن هم ضربه زدن به ايران بود. او در ابتداي مقاله خود نوشت: «تغيير نظام در سوريه به عنوان يك هدف استراتژيك اتخاذ شد و غرب و سعودي براي تحقق آن هماهنگ شدند.» او به جلسه اي كه ميان پادشاه سعودي و «جون هانا» فرستاده ويژه ديك چني- معاون اول بوش و ضدايراني ترين چهره آمريكايي- اشاره كرده و از قول ملك عبداله مي نويسد: «تغيير در سوريه تاثير مفيد بسيار جدي براي عربستان دارد».

پادشاه فرتوت عربستان اضافه كرده است: «هيچ چيز به اندازه تغيير در سوريه به ايران ضربه نمي زند. كروك اضافه مي كند طرح تغيير سوريه مدت ها متوقف شده بود- يعني پيش نمي رفت- تا اينكه مورد انقلاب ليبي پيش آمد و مقامات اروپايي، آمريكايي و عربي مخالف نفوذ و اقتدار ايران را به اين نتيجه رساند كه اين «بازي بزرگ» مي تواند از ظرفيت تحولات منطقه عربي كمك بگيرد و به پيروزي برسد. وي هم همانند سندي كه به آن اشاره شد با قاطعيت مي نويسد: «طرح ساقط كردن بشاراسد پيش از انقلابات عربي آماده شده بود و به زمان شكست اسرائيل در جنگ سال 2006 بر مي گردد كه آمريكا بر آن تأكيد ورزيده بود.

كروك در مقاله خود با اشاره به راه اندازي دولت انتقالي سوريه و تلاش براي شكل دادن به گروه هاي مسلح ذيل عنوان «ارتش مردمي سوريه» مي نويسد: مقامات ارشد فرانسه، آمريكا و تركيه- سه عضو مؤثر ناتو- پس از مدتي آشكارا به ميدان آمده و با تشكيل مجلس انتقالي و ارتش مردمي عزم خود را براي تغييرات در سوريه جزم كرده اند. آنان معتقدند وقت آن فرا رسيده است تا ايران را از يك «شريك استراتژيك» محروم كنند.»

اما درخصوص مسايل سوريه نكات ديگري هم وجود دارد كه به اختصار به آن مي پردازيم:
1- دو سوريه وجود دارد، يك سوريه در فضاي حقيقي و يك سوريه در فضاي مجازي. غرب و رژيم هاي وابسته منطقه اي آن- بويژه رژيم جنايت كار سعودي- يك سوريه مجازي و غيرواقعي ساخته اند و از طريق به نمايش درآوردن آن اولاً تلاش مي كنند تا سوريه واقعي را متزلزل كنند و احياناً مخالفان نظام سياسي سوريه را به ميدان بياورند و از سوي ديگر اقدامات بين المللي و منطقه اي را براي تحقق هدف- مشترك رژيم صهيونيستي، غرب و كشورهاي وابسته اي نظير عربستان و قطر- بسيج نمايند و در نهايت در يك فضاي بين المللي سوريه را محلي براي تاخت و تاز خود قرار دهند.

2- محور سه گانه ياد شده- با همكاري نزديك و فشرده اسرائيل- هم زمان اقداماتي را عليه سوريه به اجرا گذاشتند ولي هدف نهايي همه آن ها انتقال پرونده سوريه به محيط بين الملل است. بعنوان مثال اتحاديه عرب اعلام كرد كه طرحي براي سوريه دارد و از طريق آن مي خواهد به خشونت ها در سوريه پايان دهد. جزئيات اين طرح كاملاً بيان نشد اما با اين وجود سوريه رسماً اعلام كرد كه طرح را مي پذيرد. اتحاديه عرب با محوريت سعودي ها گمان مي كردند كه سوريه در برابر طرح اتحاديه عرب مي ايستد و آنان مي توانند اعلام كنند كه خود قادر به حل و فصل مسايل ميان دولت سوريه و مخالفان نيستند و لذا موضوع بايد در سطح بين المللي و با استفاده از ظرفيت هاي حقوقي، سياسي و امنيتي غرب حل شود اما سوريه كه دست عربستان را خوانده بود اعلام كرد كه طرح اتحاديه عرب را مي پذيرد اما شروطي هم دارد.

مثلاً در طرح اتحاديه عرب از سوريه خواسته بود كه با ورود 500 ناظر به سوريه براي بررسي وضعيت اين كشور موافقت كند سوريه گفت موافقم به شرط آنكه اين ها اولاً غيرنظامي و ثانياً عرب باشند كه اين خواسته اي كاملاً منطقي بود چراكه بررسي مسايل بين دولت و مخالفان آن به نيروي نظامي نياز ندارد و اعزام ناظر غيرعرب از اتحاديه عرب هم بي معناست. اتحاديه عرب اين شروط را نشانه عدم همراهي سوريه معرفي كرد و درعين حال نشان داد كه در جهت بين المللي كردن مسايل سوريه تلاش مي كند. همه قرائن نشان مي داد كه اولاً اين گروه بزرگ فقط شامل ناظران مسلمان نمي شد و ثانياً بيشترين ناظران به تركيه و مالزي (دو كشور غيرعرب) تعلق داشت درحاليكه تركيه در ماه هاي گذشته نقش بسيار مخربي را عليه همسايه خود به اجرا گذاشته بود.

همزمان با اين بحث ها و موافقت دولت بشار براي پايان دادن به درگيري پليس با مخالفان- به شرط مسلحانه نبودن اقدامات مخالفان- يك درگيري مسلحانه در شهر «حمص» پيش آمد و در آن تعدادي كشته شدند، اتحاديه عرب اين ماجرا را نشانه عدم پايبندي دمشق به تعهد خود و در نقطه مقابل طرح اتحاديه معرفي كرد.

درحاليكه از يك سو همه مي دانند كه عناصر نظامي يا شبه نظامي مخالف نظام سوريه در اختيار غرب و رژيم هاي تركيه، عربستان و قطر مي باشند و معنا ندارد بدون نظر آنان در حمص بصورت مسلحانه وارد خيابان شوند و از جمله بيش از 20نفر از شيعيان را سر ببرند. طبعاً هيچ دولتي نمي تواند با چنين پديده اي صرفاً برخورد سياسي كرده و از نيروهاي پليس و امنيتي خود براي پايان دادن به توطئه استفاده نكند. جالب تر اين است كه بلافاصله پس از موافقت دولت سوريه با طرح اتحاديه عرب كه لازمه آن كنار گذاشتن سلاح از سوي مخالفان نظام سوريه بود، باراك اوباما با صراحت اعلام كرد: مخالفان سلاح هاي خود را تحويل ندهند چرا كه در اين صورت توسط پليس مورد حمله قرار مي گيرند! موضع اوباما و درگيري عناصر وابسته به اين مثلث در حمص نشان داد كه اتحاديه عرب و دو ضلع ديگر يك طرح بيشتر ندارند و آن بين المللي كردن مسايل سوريه است
3- برخلاف آنچه تبليغ مي شود، سوريه به هيچ وجه مشابه ليبي نيست و امكان تكرار نسخه ليبي در سوريه وجود ندارد.

رژيم معمر قذافي بطور واقعي با مردم درگير بود و مخالفان به شكل جمعيت هاي ميليوني حضوري 8 ماهه در ميادين و خيابان ها داشتند، مخالفان در ليبي در داخل سرزمين ليبي و لواي رهبري معين بودند، تسلط رژيم قذافي به طرابلس و چند شهر محدود شده بود، معمر قذافي در داخل ليبي محبوبيت نداشت، قذافي مدافع ديكتاتورهايي نظير حسني مبارك و بن علي بود، ليبي مورد حمايت جبهه مقاومت نبود و حزب الله را در كنار خود نداشت، قدرت تدبير و سياست ورزي رژيم قذافي بسيار ضعيف بود و… اما همه اين ها درباره سوريه حكايت ديگري دارد، رهبري مخالفان در خارج از مرز است، از جمعيت انبوه خبري نيست و آنچه در شبكه هايي نظير الجزيره به نمايش درمي آيد، بصورت كليشه اي هر روزه حداقل 200، 300 نفر را نشان مي دهد كه در گوشه اي از يك شهر راهپيمايي مي كنند، هيچ نقطه اي از سوريه در دست مخالفان نيست، رژيم سوريه دهها سال است كه در صف مقابله با ديكتاتورها قرار دارد، سوريه در ميانه جبهه مقتدر مقاومت قرار دارد، قطعنامه عليه سوريه در شوراي امنيت راي نمي آورد، تركيه عليرغم خصومت ورزي عليه سوريه نه مي تواند آسمان به ناتو بدهد و نه خود به سوريه حمله كند، علوي ها و كردها كه نيمي از خاك و جمعيت تركيه را در اختيار دارند با تغيير رژيم در سوريه، به نفع آنكارا مخالفند و ورود تركيه به جنگ ابتدا به سقوط دولت در آنكارا منجر مي شود و… تظاهرات ميليوني اين روزها در شهرهاي مختلف سوريه به نفع بشار هم نشان داد كه بر تعداد هواداران ميداني و فعال نظام سوريه افزوده شده است. سوريه در عين حال هم تجربه چنين شرايطي و هم تجربه شكستن اتحاد عليه خود را دارد به همين دليل عليرغم هجمه زياد خارجي به سوريه در درون سوريه خبري از بي ثباتي نيست.

در بعد درون حكومتي هم فاصله ليبي با سوريه طي 8 ماه اخير كاملاً متفاوت است. سيستم سياسي ليبي در همان آغاز راه با شكاف مواجه شد. در درجه اول سفارتخانه ها سقوط كردند و يكي- دو روز بعد ارتش دو شقه شد و فرماندهان ارشد در حد وزير دفاع به مخالفان پيوستند و اكثر اعضاي كابينه نيز استعفا داده به مخالفان پيوستند در سوريه طي 8 ماه يك وزير يا يك فرمانده جدا نشده. عليرغم تبليغات گسترده مبني بر جدا شدن 30 هزار نفر از اعضاي ارتش، تعداد اين نيروها- براساس آنچه در سايت ها آمده- طي 8 ماه به200 نفر نرسيده كه در هر كشوري در عادي ترين شرايط هم ماهيانه بيش از 50 نفر از خدمت در ارتش فرار مي كنند آنهم در ارتشي 500-600 هزار نفره فرار 25 نفر در يك ماه كاملاً عادي است و اين هم به معناي پيوستن به مخالفان نيست، جالب اين است كه توطئه گسترده كشورهاي توطئه گر بالاترين نظامي جدا شده از ارتش سوريه يك سرهنگ دوم است.

خراسان:تحليلي درباره سودآوري پيش فروش نفت خام به مردم

«تحليلي درباره سودآوري پيش فروش نفت خام به مردم»عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم حسين افشار صفوي  است كه در آن مي‌خوانيد؛در نشست اخيري که وزير نفت در اتاق بازرگاني با برخي فعالان بخش خصوصي داشتند، از 100ميليارد دلار کسري در سرمايه‌گذاري در بخش نفت و پتروشيمي خبر دادند. يکي از بهترين راه‏هايي که براي تامين حجم قابل توجهي از تامين 100ميليارد دلار کسري در سرمايه‏گذاري، به نظر مي‏رسيد، استفاده از يک مشارکت عمومي توسط مردم از طريق سرمايه‏گذاري در اين عرصه بود. اخيرا وزير نفت از پيش فروش نفت‌خام به مردم از طريق اوراق سلف نفتي (عرضه و معامله قرارداد سلف موازي استاندارد نفت) به عنوان يک روش نوين سرمايه‏گذاري خبر دادند. تامين مالي از طريق پيش‌ فروش نفت‌ خام به مردم نخستين بار در کشور اجرايي مي‏شود؛ اما بايد ديد آيا اين طرح از ابزارهاي انگيزشي کافي براي جذب سرمايه‏گذاري مردمي برخوردار است يا خير.

جزئيات طرح اوراق سلف نفتي

شرکت ملي نفت ايران براي تأمين مالي طرح‌هاي سرمايه‌گذاري خود، اوراق سلف نفتي با سررسيد چهار ساله را به‌وسيله بانک عامل به صورت نقدي به متقاضيان مي‌فروشد و وجوه خريداران را جمع‌آوري مي‌کند؛ سپس برگه حواله‌هاي استانداردي به خريداران اعطا مي‌کند که بيانگر حق مراجعه و دريافت نفت خام يا تسويه نقدي با شرکت ملي نفت ايران در سررسيد است. هر برگ اوراق سلف نفتي پيش‌فروش حداقل 10 بشکه نفت خام، به قيمت روز (مثلا 100 دلار آمريکا) است، البته با اين شرايط ضمن عقد که چنانچه در سررسيد، قيمت هر بشکه نفت از 140 دلار پايين‌تر بود، دارنده حواله حق اختيار فروش به 140 دلار به شرکت ملي نفت ايران خواهد داشت و چنانچه در سررسيد، قيمت هر بشکه نفت از 160 دلار بالا‌تر بود شرکت ملي نفت ايران حق اختيار خريد به 160 دلار از دارنده حواله خواهد داشت. در صورتي که در سر رسيد قيمت هر بشکه نفت بين 140 تا 160 دلار باشد، خريداران مي‌توانند تسويه نقدي يا مطابق شرايط شرکت ملي نفت ايران تسويه فيزيکي کنند.

خصوصيات مالي طرح

اين طرح از خصوصيات منحصربه فردي برخوردار است که تحليل مالي خاص خود را مي‏طلبد. اولا عايدات مالي حاصل از اين طرح، تنها از محل تغييرات قيمت نفت حاصل مي‏شود. يعني همانگونه که هر کالاي حقيقي مانند طلا، از محل تغييرات قيمت خود عايداتي را نصيب دارنده‏ خود مي‏کند، اين طرح نيز بر همين مبنا استوار است. اما نکته‏ بسيار حايز اهميت در اين طرح، ريسک‏زدايي از اين شيوه سرمايه‏گذاري است. مثلا ممکن است قيمت نفت در چهارسال آينده نصف امروز باشد ولي دولت تضمين مي‏کند که آن را با قيمت 140دلار از دارنده حواله خريداري کند. نکته‏ مهم ديگر اين طرح، خريد و فروش حواله‏هاي نفتي بر مبناي دلار است. يعني خود به خود نوسانات دلار در اين طرح دخيل شده اند.

 از اين جهت ريسک نوسان قيمت دلار به اين طرح تحميل مي‏گردد ولي تاکنون دلار نسبت به ريال کاهش ارزش جدي نداشته است. نکته قابل توجه ديگر اين طرح اين است که عايدات اين طرح به همراه اصل ارزش دلاري نفت خريداري شده و يا مقدار فيزيکي آن، تنها در سررسيد توسط دولت در اختيار دارنده‏حواله قرار مي‏گيرد و دارنده حواله نمي‏تواند ماهانه و يا سالانه عايدات خود را دريافت کند. اين طرح درست مانند سرمايه‏گذاري در يک حساب پس انداز بلندمدت بانکي مي‏ماند که صاحب حساب در بين مدت چهار سال نتواند سودي برداشت کند. براي محاسبه‏ سود اين سرمايه‏گذاري عوامل مختلفي دخيل هستند. آنچه که مسلم است اين است که دولت در انتهاي دوره، کل حواله‏ نفتي را (با فرض قيمت اوليه‏ هر بشکه نفت 100دلار) با 40تا60درصد عايدي دلاري حاصل از تغييرات قيمت نفت مي‏پردازد.

 اما محاسبه نرخ سود ريالي و مقايسه‏ آن با نرخ سود سپرده‏گذاري در ايران، به چند عامل بستگي دارد که مهمترين آن‏ها به جريانات نرخ‏ارز و نرخ تبديل دلار و ريال مربوط مي‏شود. مثلا اگر الان دولت براي در اختيار قراردادن اين حواله‏ ها با نرخ ‏ارز مرجع، سرمايه ريالي مردم را دريافت کند، بسيار متفاوت از حالتي است که مردم دلار را مجبور باشند از بازار آزاد تهيه کنند. عامل ديگر نيز قيمت اوليه نفت است که مثلا اگر هر بشکه با قيمت روز 90دلار باشد، عايدي دلاري کل بيش از 40تا 60 درصد خواهد بود، و اگر قيمت روز دلار 110 دلار باشد اين عايدي دلاري کل کمتر از 40 تا 60درصد مي‏باشد.

محاسبه نرخ عايدي دلاري

اگر فرض کنيم که قيمت اوليه‏ هر بشکه نفت 100دلار باشد، در اين صورت نرخ عايدي دلاري سالانه‏ اين حواله ها، بين 10 درصد (با فرض قيمت سررسيد 140دلار)، و 15 درصد (با فرض قيمت سررسيد 160دلار) خواهد بود. اين نرخ‏ ها در صورتي که سود هر سال به موجودي حساب اضافه شود، متناظر با نرخ سود حساب پس انداز ارزي دلاري هستند. اين در حالي است که نرخ سود علي الحساب اوراق مشارکت ارزي طرح توسعه‏اي ميدان مشترک گازي فاز 13 تا 24 پارس جنوبي، 8 درصد است. همچنين نرخ 10 تا 15 درصد عايدي ارزي نسبت به سود سپرده‏هاي ارزي بلندمدت يک‏ساله که در کشور ما حدود 6 درصد است نيز نرخ بسيار خوبي است و از نظر انگيزشي نيز کاملا براي سرمايه‏گذاران جذاب به نظر مي‏رسد.

محاسبه‏ نرخ عايدي ريالي

اگر فرض کنيم که قيمت اوليه هر بشکه نفت 100دلار باشد، و دولت در ابتدا دلار را با نرخ مرجع در اختيار خريداران قرار دهد و در انتها نيز اصل سرمايه و عايدي حواله به صورت دلار در اختيار دارندگان حواله قرار گيرد، در اينجا با دو نوع افزايش قيمت دلار مواجه هستيم. ابتدا بالاتر بودن قيمت نرخ‏ارز بازار آزاد نسبت به دولتي، و سپس رشد قيمت دلار در ظرف 4 سال.

با فرض اينکه دلار در 4 سال بعد با نرخي معادل 4 سال پيش رشد کند، پس احتمالا قيمت دلار در 4 سال آينده بايد 40درصد رشد کند. با اين نرخ رشد و با توجه به فروض ياد شده، که بهترين حالت ممکن با فرض رشد 40درصدي قيمت دلار در 4 سال آينده مي‏باشد، نرخ عايدي ريالي سالانه اين حواله‏ها بين 5/27 درصد (با فرض قيمت سررسيد 140دلار)، و 5/32 درصد (با فرض قيمت سررسيد 160دلار) که بيشترين نرخ رشد عايدي ممکن است، خواهد بود.

اما اگر در بدترين وضعيت ممکن، يعني عدم رشد قيمت دلار (تثبيت کامل نرخ‏ارز) اتفاق بيفتد، نرخ عايدي ريالي سالانه‏ اين حواله ها، بين 10 درصد (با فرض قيمت سررسيد 140دلار)، و 15 درصد (با فرض قيمت سررسيد 160دلار) خواهد بود. بنابراين نرخ عايدي از حواله‏ها از 10تا 5/32 درصد غير قابل پيش بيني مي‏باشد و به هيچ وجه يک نرخ دقيق عايدي ريالي نمي‏توان ارائه کرد. هر چند پذيرش سود بالاي حداکثر 5/32 درصدي که سود بالايي مي باشد با پذيرش ريسک احتمالي کاهش قيمت نفت و دلار و زيان احتمالي نيز همراه است.

جمهوري اسلامي:تحريم‌ها وضرورت پرهيز از ساده انديشي

«تحريم‌ها وضرورت پرهيز از ساده انديشي»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن  مي‌خوانيد؛بسيار ساده انگارانه بود اگر اينگونه تصور مي‌كرديم كه گروه 1+5 و آمريكا پس از ناكامي در همسوسازي كشورهاي عضو آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و شوراي حكام آن براي تصويب قطعنامه‌اي شديداللحن و الزام آور عليه ايران، از اعمال فشارهاي بيشتر و جديد بر جمهوري اسلامي ايران دست بكشند. تصميمات هماهنگ برخي از اين كشورها كه در قالب آن از عصر روز دوشنبه، تمامي روابط مالي خود را با ا يران متوقف اعلام كردند و خواستار اعمال بي‌سابقه‌ترين تحريم‌ها عليه كشورمان شدند، مهر تأييدي بود بر ساده انگارانه دانستن اين تحليل كه فشارها موقتاً كاهش مي‌يابد.

علاوه بر اينكه مرور موضعگيرهاي اخير كشورهاي غربي نشان مي‌داد كه صدور و تصويب قطعنامه‌اي رقيق عليه ايران نقطه پايان خصومت‌هاي آنان حتي به صورت موقت نخواهد بود بلكه رفتارشناسي اين كشورها به روشني نشان مي‌دهد در مواردي كه نمي‌توانند در ايجاد اجماع جهاني براي اعمال فشار بر كشوري موفق شوند بلافاصله در اقداماتي هماهنگ ميان خود، شديدترين فشارها را در قالب تحريم‌هاي يكجانبه عليه آن كشور اعمال مي‌كنند.

در مورد برنامه صلح آميز اتمي ايران نيز دقيقاً شاهد همين روند هستيم؛ كشورهاي غربي پس از آنكه نتوانستند حمايت و همراهي كشورهاي عضو شوراي حكام آژانس انرژي اتمي را در اعمال فشار بر ايران به دست بياورند، در شامگاه دوشنبه وزير كشور انگليس اعلام كرد كه تمامي روابط مالي اين كشور را با ايران قطع مي‌كند و به فاصله اندكي دولت كانادا نيز همين تصميم را اعلام كرد، فرانسه نيز در اقدامي كم سابقه خواستار اعمال تحريم‌هاي شديد عليه ايران شد.

بنابر اين، كشورهاي متخاصم غربي با استفاده از فضايي كه تبليغات رسانه‌اي در مورد احتمال حمله نظامي به ايران فراهم آورده بود، توانستند برنامه اصلي خود را در فضايي كم تنش با موضعگيري‌هاي جهاني عملي كنند. به عبارت ديگر رسانه‌هاي ايران كه با وجود اختلاف نظر در مورد مسائل داخلي شديداً نسبت به احتمال تعرض نظامي عليه كشورشان موضع منفي اتخاذ مي‌كنند، براي چندمين بار در دامي گرفتار شدند كه دولت‌ها و رسانه‌هاي غربي پهن كرده بودند؛ اينگونه كه رسانه‌هاي غربي به عنوان جاده صاف كن تصميمات دولتهايشان از همان ضرب المثل معروف فارسي استفاده مي‌كنند و به قول معروف به “مرگ مي‌گيرند تا به تب راضي شويم”.

رسانه‌هاي غربي با كوبيدن بر طبل جنگ و احتمال حمله قريب الوقوع نظامي به ايران، چنان فضايي را در افكار عمومي جهان و ايران بوجود آوردند كه حالا و با تصويب و اعمال تحريم‌هاي اقتصادي و… عليه ايران، بسياري از كشورهاي همراه و همسو با ايران نيز چندان مخالفت و مقاومتي نشان نمي‌دهند و همين كه جنگي در نگرفته است، راضي هستند و خشنود، غافل از اينكه اثرات تحريم‌هاي وضع شده، كمتر از درگيري‌هاي نظامي نيست، اثراتي كه دامان كشورهاي تحريم كننده و حتي كشورهاي ثالث را هم مي‌گيرد.

كشورهاي غربي با وضع و اعمال اين تحريم‌هاي يك جانبه و البته هماهنگ، هزينه روابط تجاري و سياسي با ايران را براي كشورهاي مخالف اين تحريم‌ها به شدت بالا مي‌برند، كما اينكه دور زدن و خنثي سازي اين محدوديت‌ها، هزينه‌هاي زيادي به اقتصاد كشورمان تحميل مي‌كند.

اما گذشته از زمينه‌هاي تبليغاتي و ترفند رسانه‌اي پيش قراول تحريم‌هاي وضع شده عليه كشورمان، توجه به نكات مهمي در اين رابطه فوق‌العاده ضروري است؛نخست اينكه در شرايط فعلي، پيروزي در برابر فشارهاي ناروا و ظالمانه‌اي كه كشورهاي غربي بر جمهوري اسلامي وارد مي‌آورند به هيچ وجه نمي‌تواند با كوچك انگاشتن و بي‌تأثير ارزيابي كردن اين محدوديت‌ها حاصل شود بلكه مسئولان و مديران كشور بايد با اعتماد به سرمايه‌هاي اجتماعي و دلبستگي مردم به نظام جمهوري اسلامي ايران، واقعيت‌ها را شفاف و صريح با جامعه در ميان بگذارند تا افكار عمومي با آگاهي از آنچه در جريان است به جمعبندي منطقي و صحيحي از آنچه براي خنثي سازي فشارها لازم است، دست پيدا كند. از اين رو سراسر بي‌اثر خواندن تحريم‌ها و بي‌تأثير دانستن آنها نه تنها كمكي به بالا بردن روحيه جامعه نمي‌كند بلكه سرمايه اجتماعي و اعتماد عمومي را دچار تزلزل مي‌سازد. همانگونه كه رهبر معظم انقلاب هم بارها تاكيد كرده اند، هنر مسئولان و مردم در اين است كه از پس تحريمهاي سخت و دشوار به خوبي بر بيايند.

نكته دوم؛ در وضعيتي كه تمركز و توجه اصلي مسئولان، جامعه و… در داخل بايد كاهش هزينه‌هاي تحريم‌ها، به حداقل رساندن پيامدهاي آنها و ادامه مسير به حق ايران در دستيابي به حقوق مسلم و اساسي خود در حوزه فناوريهاي هسته‌اي و… است، پرداختن به منازعات بي‌ريشه در داخل كشور و دامن زدن به جدال‌هاي كم ارزش سياسي و… در حقيقت نوعي گل به خودي سياسي است كه هيچ نتيجه مثبتي براي كشور و نظام ندارد. از اين رو مسئولان كشور بايد به روش‌هاي منطقي و صحيح از ايجاد تنش‌هاي مخرب، رقابت‌هاي جناحي تفرقه افكن، تسويه حسابهاي رسانه‌اي و… به شدت بپرهيزند و با كنار گذاشتن اختلافات داخلي، خاكريز نبرد اقتصادي با دشمن خارجي را تقويت كنند.

و نكته سوم اينكه برخلاف تبليغات وسيعي كه رسانه‌هاي غربي در مورد پيامدهاي تحريم‌هايي مانند تحريم بانك مركزي ايران از سوي چند كشور، انجام مي‌دهند و با وجود پيامدهاي جدي اين محدوديت‌ها براي اقتصاد كشور، شرايط در مختصات جهاني اصلاً به گونه‌اي نيست كه چنين تحريم‌هايي تأثيرات و پيامدهاي غيرقابل تحمل و شكننده‌اي بر اقتصاد ايران داشته باشد؛ درهم تنيدگي‌هاي اقتصاد و مالي در دنياي امروز به حدي زياد است كه تحريم‌هاي چند كشور محدود، نمي‌تواند ارتباط ايران را با اقتصاد و تجارت جهان قطع كند. ضمن اينكه مشكلات فراوان آمريكا و اتحاديه اروپا از لحاظ اقتصادي اجازه و امكان به راه انداختن نبرد اقتصادي تمام عيار با ايران را از آنان سلب كرده است.

تحريم بانك مركزي ايران در شرايطي كه ما مي‌توانيم در دنياي تشنه نفت، حدود 2 ميليون بشكه نفت صادراتي خود را براحتي بفروشيم، تأثير مهمي كه دارد بالا بردن قيمت نفت و افزايش درآمدهاي ايران است. بنابر اين ضمن ارزيابي وطرح مشكلات ناشي از تحريم‌ها براي مردم بايد اين اطمينان را نيز به افكار عمومي داد كه اقتصاد كشور با شرايط غيرقابل تحمل و شكننده‌اي روبرو نيست.

رسالت:مباني گفتمان بسيجي

«مباني گفتمان بسيجي»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد؛بسيج به مثابه يك گفتمان، يك فرهنگ است كه با تولد انقلاب نيز در جامعه ما ظهور پيدا كرد.

بسيج برخلاف تصور عده‌اي لزوما يك پديده نظامي نيست.طبقه و قشر خاصي را در برنمي‌گيرد. مربوط به قوم و قبيله و مذهب خاصي نيست. بسيج كل ملت ايران را با فرهنگ، مذاهب و اقوام ايراني در برنمي‌گيرد و امروز كه به بركت بيداري اسلامي از مرزهاي كشور فراتر رفته حداقل 100 ميليون مسلمان را در جوامع اسلامي شكل داده است. اگر امروز سرود رهايي از يوغ استبداد و استعمار از كشورهاي اسلامي به گوش مي‌رسد دليل آن صدور فرهنگ بسيجي در اعماق و لايه‌هاي اجتماعي و سياسي بلاد اسلامي است.

مباني گفتمان بسيج چيست؟ مرامنامه بسيجيان چگونه شكل گرفته و در كجا مكتوب شده است كه هر جا بسيج ظاهر مي‌شود يك فعل سياسي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و الهي به منصه ظهور مي‌رسد؟
آنچه مي‌توان در اين وادي احصاء كرد در چند محور زير به طور خلاصه مي‌شود به آن اشاره كرد.
1ـ خدا محوري و خدا آگاهي اصلي‌ترين مبناي گفتماني بسيجيان است. بسيجي جماعت زير هيچ حكم و فرماني نمي‌رود مگر اينكه قبل از آن مشروعيت الهي آن‌را محك زده باشد. او آواي الهي را از غيرالهي تشخيص مي‌دهد لذا حركت خود را بر اساس امر الهي و تكليف الهي تنظيم مي‌كند.

2ـ بسيجي جهاد مستمر در توليد قدرت براي حاكميت الله در جامعه دارد. لذا قدرت را در اختيار صالحان قرار مي‌دهد. پس ولايتمداري دومين مؤلفه گفتمان بسيجي است. نگاه بسيجي به قدرت نگاهي است كه بسيجي ولايت فقيه را فصل الخطاب مي‌داند و در اطاعت از ولي،گزينشي عمل نمي‌كند و از صفر تا 100 فرامين براي او لازم الاتباع است.

3ـ سومين مشخصه بسيجي حق‌گرايي‌او است: او با ملاكاتي كه دارد جبهه حق و باطل را خوب تشخيص مي‌دهد و در ايستادن در جبهه حق لحظه‌اي درنگ ندارد.

4ـ ايثار و از خود گذشتگي در راه هدف چهارمين مشخصه گفتمان بسيجيان است. در اين راه جان،مال، آبرو و اولاد براي بسيجي مطرح نيست. او در ايثار و از خود گذشتگي به مولاي خود علي‌بن‌ابي‌طالب (ع) و اباعبدالله‌الحسين نگاه مي‌كند. به همين دليل هر مصيبتي را در اين راه پذيراست.

5ـ پنجمين مؤلفه گفتماني بسيجيان، دشمن‌شناسي است. بسيجي جماعت خطوط اصلي ايمان،كفر، نفاق و الحاد در جامعه را مي‌شناسد. در شرايط فتنه و غبارآلود شدن فضاي سياسي راه را خوب تشخيص مي‌دهد. بسيجي از نقشه‌ها و ترفندهاي پيدا و پنهان دشمن آگاه است. چون نگاه او به ولايت است و خط خود را از “ولي”مي‌داندو به بيراهه‌ها و كژراهه‌ها سقوط نمي‌كند.

6ـ ششمين مؤلفه گفتماني بسيج راستي، امانتداري، خوش‌خلقي و مدارا با دوستان و مروت با دشمنان است. بسيجي از جدال با دوستاني كه در خيمه ولايت هستند پرهيز دارد و هرگز به سمت پرده‌دري نمي‌رود و فرصت‌سازي براي دشمن فراهم نمي‌كند ودر مبارزه با دشمنان اسلام و ملت از مرز عدالت و انصاف فراتر نمي‌رود.

قدس:چشم انداز احزاب در انتخابات مصر

«چشم انداز احزاب در انتخابات مصر»عنوان يادداشت روز روزنامه قدس به قلم دکتر حسن عبدربه المصری است كه در آن مي‌خوانيد؛مصر در 10 ماه گذشته شاهد تحول ملموس و مثبت در زمینه تشکیل و فعالیت احزاب سیاسی جدید و قدیمی بوده است، اگرچه برخی از کارشناسان معتقدند این تحول برای رسیدن به سطح متعارف دموکراسی کافی نیست.

با آغاز ماه جاری، روند فعالیت بیش از 50 حزب و جریانهای سیاسی قدیم و جدید مصر برای کسب تجربه اولین انتخابات مجلس قانونگذاری پس از سرنگونی رژیم دیکتاتور سابق با انقلاب 25 ژانویه سال 2011 شتاب بیشتری به خود گرفته است.

بر اساس تقویم تعیین شده، نخستین دور این انتخابات در 28 ماه نوامبر در سه مرحله بدون برگزاری دور مجدد انتخابات برگزار می شود.

اعضای هریک از این احزاب و ائتلافهای سیاسی براین باورند به همراه تظاهرات کنندگان مصری می توانند به تلاش خود برای حذف طرفداران حسنی مبارک و شخصیتهای برجسته حامی حزب وی از صحنه سیاست و رقابت، ادامه دهند.

آنچه در 30 سال گذشته شاهد آن بوده ایم، ظلم مقامهای مصری بود. این مسأله به فساد موجود در ساختار حکومت دیکتاتوری سرزمین ما وضعفمان در پیمان و همبستگی اجتماعی مان باز می گشت.در این سالهای متمادی، جامعه در هیمنه نیروهای امنیتی به سر می برد و حق و کرامت ملت برای مشارکت سازنده در تعیین سرنوشت خود که گامی مثبت در جهت تغییر و اصلاح به شمار می رود ، نادیده گرفته شد.مصر در سطح ایدئولوژی دینی میانه رو است و از نظر استراتژیک نیز در مرکز قاره ها قرار دارد و در بررسی امور خود به دور از هرگونه تندروی عمل می کند.

مصر متمدن که تحولات گوناگون بشری را تجربه کرده و همه آنها را با شرایط محیطی خود در دل تاریخ به ثبت رسانیده است، از آن به عنوان پل ارتباطی با همسایه های خود استفاده کرده است.
مصر از زمانی که شورای عالی نیروهای مسلح در کنار انقلابیون و مخالفان حسنی مبارک ایستاد، وارد مرحله بسیار حساس و ویژه ای شد و انتظار می رفت با توجه به جهت گیریهای مختلف سیاسی و افکار سنتی و جدید، همه جریانهای سیاسی نامزد دو مجلس مردمی و مشورتی در فضایی سالم و به دور از هرگونه دروغ و فریب مشارکت کنند و از سوی مردم انتخاب شوند، هر چند در فضای موجود و تصمیمهای نابجایی که توسط شورای عالی نیروهای مسلح در ماه های اخیر اتخاذ شده و رأی سؤال برانگیز دادگاه عالی مصر برای آزادی فعالیت سیاسی حامیان نظام دیکتاتوری سابق این چشم انداز قدری مخدوش شده است.

با این حال، امید و انگیزه احزاب سیاسی مصر با پشتوانه حمایتهای مردمی برای تشکیل یک نظام مردمی ودموکراتیک هنوز باقی است و سازماندهی آنها برای برگزاری انتخابات آزاد ادامه دارد.در مجموع، دسته بندی و ساختار احزاب فعال برای انتخابات آتی را در سه گروه کلی می توان ارایه داد.
احزاب و ائتلافهای چپ گرا برخی از این احزاب نیز با اتخاذ رویکرد پان عربیسم تلاش می کنند رابطه میان مصر و دیگر کشورهای عربی را که پس از امضای توافقنامه صلح با اسرائیل در سال 1979 کاهش پیدا کرد، به روال عادی بازگردانند.مشهورترین حزب چپ گرا، حزب الناصری است که از کاهش روابط مصر با برخی کشورها به دلیل ارتباطش با اسرائیل رنج می برد. رهبران این حزب از داخل با یکدیگر اختلاف دارند.

اما حزب جدید «کرامت» کاندید دیگر این دو مجلس که رهبران آن جوان هستند، همانند حزب ناصری دچار اختلاف داخلی و یا خارجی با دیگر احزاب نیستند.

احزاب و جناحهای اسلامی
«اخوان المسلمین»، قدیمی ترین حزب اسلامی مصر است که توسط شیخ الحسن بنا در دهه 20 قرن گذشته تأسیس شد.

این حزب از لحاظ نظری و عملی به منزله «مادری است که از آن جریانهای سیاسی مختلفی در میادین مصر با سردادن شعارهای اسلام سیاسی در کنار احزابی همچون حزب الوسط، مجتمع السلام و نهضه مصر وغیره که پس از ژانویه گذشته شکل گرفتند، ظهور پیدا کردند».این حزب به ابزار مشورتی به عنوان راه حل اسلامی به جای افکار غربی و لیبرالی و چپ گرا پایبند است. این حزب با استفاده از گفتمان دینی، سعی می کند از تجربه های گذشته خود برای عصر حاضر استفاده کند.

درتحلیل علمی و واقعی برای این حزب و عملکرد آن باید گفت: این حزب از نفوذ بالا و چندان مؤثری در مصر برخوردار نیست و اینکه گفته می شود یکی از قدرتمندترین احزاب مصری است، صحت ندارد.

تعداد زیادی از اعضای این حزب سعی می کنند به صدها نفر از رهبران حزب ملی بویژه کسانی که دارای قدرت مالی هستند، ملحق شوند تا از این طریق بتوانند کرسیهای دو مجلس را به دست آورند.در افکار و برنامه های انتخاباتی این حزب و وعده ها و شعارهای آنها، تشابه زیادی وجود دارد به گونه ای که یک رای دهنده قادر نخواهد بود آنها را از هم تشخیص و سپس رای دهد.

با توجه به فضای سیاسی موجود در مصر، هیچ یک از طیفهای سیاسی بر دیگری غلبه ندارند. پیش بینی اینکه مجلس را چه حزبی در دست می گیرد، سخت است؛ اما انتظار می رود دولت آینده مصر از دو حزب و یا چند حزب بزرگ سیاسی که تعداد زیادی از کرسی پارلمان آینده را در دست دارند، تشکیل شود.

حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا چنین ترکیبی از احزاب می توانند خواسته های مردم مصر مبنی بر اصلاح سطح سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را برآورده کنند؟

موضوع دیگر شورای نظامی است که باید نقش آن پایان یابد. مردم خواهان منحل شدن این شورا هستند زیرا این شورا تنها مأموریت برقراری امنیت برای برگزاری انتخابات را برعهده دارد و پس از آن نیز باید منحل شود .اما با توجه به اینکه این شورا برگرفته از ساختار دولت حسنی مبارک است. برخی جریانهای داخلی و قدرتهای غربی مایل به حفظ آن هستند. آنها می خواهند این شورا در ساختار آینده مصر باقی بماند و این خواسته ای است که انقلابیون مصر را نگران کرده است.

سياست روز:رويايي كه براي غرب كابوس مي‌شود

«رويايي كه براي غرب كابوس مي‌شود»عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم قاسم غفوري است كه در آن مي‌خوانيد؛تعداد معدودي از كشورهاي اروپايي مانند فرانسه، انگليس در كنار آمريكا كه همچنان در توهم تنها تصميم گيرندگان جهان هستند، بارديگر طرح نخ نما شده تحريم‌هاي يك جانبه عليه ايران از جمله در بخش پتروشيمي و بانك مركزي ايران را اجرا كردند. تحريم‌هايي كه آنها نيز بر يك جانبه بودن آن اذعان و به نوعي ملتمسانه از ساير كشورها خواستند تا به اين تحريم‌ها بپيوندند.

هر چند آنها برآنند تا با اين اقدامات، غبارآلود ساختن فضاي داخلي ايران، معطوف ساختن جمهوري اسلامي به امور داخلي و دوري از تحولات منطقه، سرپوش نهادن بر بحران‌هاي داخلي اروپا و آمريكا و نيز نمايش اقتدار خود در برابر ايران و جامعه جهاني را اجرايي سازند، اما در عمل اين اقدام، نه تنها نشانه قدرت آنها نگرديده، بلكه رسوايي پشت رسوايي را براي آنها به همراه داشته است چرا كه:
اولا كشورهاي مذكور براي اجراي اعمال فشارها بر ملت ايران و جمهوري اسلامي سه طرح موازي را اجرا كردند. اجراي نمايشنامه هاليوودي مبني بر ترور سفير عربستان در آمريكا، پرونده سازي حقوق بشري در سازمان ملل و در نهايت استفاده از آمانو مدير كل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي براي متهم سازي ايران به فعاليت هاي هسته‌اي غير صلح آميز.

اين سه پرونده در حالي پيگيري شده كه در آژانس بين المللي انرژي اتمي، كشورها به مخالفت با گزارش آمانو و ادعاهاي غرب عليه ايران پرداختند؛ چنانكه در قطعنامه پاياني شوراي حكام نيز به اعمال تحريم و يا ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت هيچ اشاره‌اي نگرديد و حتي سقف زماني براي مذاكرات ايران و آژانس در نظر گرفته نشد.

در حوزه نمايشنامه هاليوودي نيز غرب نتوانست پرونده را به شوراي امنيت كشاند و در مجمع عمومي نيز كشورها با آن همراهي نكردند. جالب توجه آنكه مردم و كارشناسان آمريكايي و اروپايي نيز اين نمايشنامه را هاليوودي و خارج از تدبير و منطق دانسته‌اند كه به رسوايي آمريكا منجر شده است.
در پرونده سازي حقوق بشري نيز در شكستي براي غرب از مجموع ۱۹۳ عضو مجمع عمومي سازمان ملل، فقط ۸۳ عضو به اين قطعنامه راي مثبت و ۴۴ عضو به آن راي منفي دادند و ۵۹ عضو نيز در هنگام راي گيري غايب بودند. با توجه به اين حقايق مي‌توان گفت كه غربي‌ها براي سرپوش نهادن بر اين رسوايي‌ها، به سياست تحريم‌هاي يك جانبه روي آورده‌اند.

ثانيا، نكته مهم در اقدام غربي‌ها، استفاده از واژه تحريم‌هاي يك جانبه است كه خود حقايق مهمي را آشكار مي سازد. اين واژه نشان مي‌دهد كه كشورهايي مانند انگليس، فرانسه و آمريكا نتوانسته‌اند ساير كشورها را با اهداف ضد ايراني خود همسو سازند.

ادعاي تحريم‌هاي يك جانبه بارديگر اهميت و جايگاه جهاني ايران و نياز جهاني به برخورداري از ظرفيت‌هاي جمهوري اسلامي و انزواي جهاني غرب را مورد تاكيد قرار مي‌دهد. جالب توجه آنكه اتحاديه اروپا در نشست ۲۳ آبان نتوانست به اجماعي در قبال اعمال فشار بيشتر بر ايران دست يابد كه خشم آمريكا و معدود دوستانش نظير فرانسه، انگليس، آلمان و صهيونيست‌ها را به همراه داشت. جالب توجه آنكه بسياري از كشورها از جمله چين، روسيه به اعمال تحريم‌هاي يك جانبه چند كشور غربي عليه ايران نيز اعتراض كرده و آن را مغاير با قوانين بين المللي دانسته كه خود شكستي ديگر براي غرب مدعي تصميم گيرنده جهان بودن، است.

ثالثا، ادعاي طرح تحريم‌هاي يك جانبه، يك حقيقت ديگر را نيز آشكار مي‌سازد و آن حقانيت بي‌اعتمادي ايران به غرب براي آغاز دوباره مذاكرات مي‌باشد.

جمهوري اسلامي ايران همواره ضمن استقبال از مذاكره تاكيد داشته كه مذاكره در شرايط تهديد و استمرار مواضع خصمانه و بي منطق غرب، قابل پذيرش نمي باشد. جمهوري اسلامي همچنين تاكيد داشته كه عدم منطق گرايي و اصرار غرب بر تهديد و ناديده گرفتن حقوق ملت ايران، موجب تعليق مذاكرات بوده است. رويكرد اعضاي اروپايي گروه ۱+۵ به تحريم‌هاي يك جانبه حقانيت ايران براي عدم پذيرش آغاز مذاكره با اين گروه را آشكار ساخت كه انزواي بيشتر اين كشورها در صحنه بين الملل و تقويت جبهه ايران در برابر آنها را به همراه خواهد داشت.

در جمع بندي كلي از اقدام كشورهاي انگليس ، فرانسه و آمريكا براي اعمال تحريم‌هاي يك جانبه عليه جمهوري اسلامي ايران مي‌توان گفت كه اين كشورها همچنان در توهمات دوران استعمارگري خود قرار دارند و بر اين گمانند كه با اقدامات يك جانبه مي‌توانند ساير كشورها را مطيع زياده خواهي خود سازند.

آن هم ملت بزرگ ايران و جمهوري اسلامي كه با وحدت و پايداري خويش اثبات كرده‌اند كه در برابر هيچ قدرتي تسليم نخواهند شد و با وحدت و يكپارچگي ميان ملت و نظام، توطئه هر دشمني را خنثي خواهند كرد. عدم همراهي جهاني با اين زياده خواهي غربي‌ها نيز شكستي مضاعف را بر اين كشورها تحم