گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي امروز

  چاپ   3 , آذر , 1390 ساعت 11:03 ق.ظ  
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه برخي از انها در زير مي‌آيد.

كيهان:سؤال سيا درباره ايران

«سؤال سيا درباره ايران»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در ان مي‌خوانيد؛چند ماه مانده به انتخابات مجلس به وضوح مي توان ديد كه اراده هايي براي ناآرام كردن فضاي كشور شكل گرفته است. از مدت ها قبل روشن بود كه بسياري از طرف هاي درگير با آنچه مي توان آن را «مسئله ايران به مثابه يك الگو» خواند، انتخابات مجلس نهم را عرصه اي فوق العاده حساس براي خود مي دانند. مثل همه جاي دنيا در ايران نيز، در آستانه انتخابات، همه چيز يك جنبه انتخاباتي پيدا مي كند؛ اما فرق ايران با بسياري كشورهاي ديگر- كه در آنها اساساً مكانيسمي به نام انتخابات وجود دارد- اين است كه برخي از بازيگران اجاره اي، انتخابات در ايران را نه فقط عرصه اي براي فعاليت سياسي و تلاش براي كسب قدرت به روش هاي دموكراتيك بلكه عرصه اي مي دانند كه به زعم خود مي توانند از آن براي كليد زدن انواع و اقسام پروژه هاي خطرناك سياسي و امنيتي- كه در شرايط عادي قابليت اجرا ندارد- استفاده كنند بي آنكه هزينه ها از حد معيني فراتر برود.

اين البته يك الگوي تجربه شده در بخش هاي مختلف جهان است. در همه آن كشورهايي كه چيزي به نام انقلاب رنگي يا كودتاي مخملي رخ داده، همواره يك انتخابات در قلب پروژه كودتا قرار داشته است. علت هم البته پنهان نيست. همواره در آستانه انتخابات، توجه بيشتري به مسائل سياسي و امنيتي در فضاي كشور ايجاد مي شود، زمينه عمل گروه ها و احزاب بالا مي رود، امكان سازماندهي نيروهاي اجتماعي براي سياسيون فراهم تر مي شود ومردم هم با حساسيت بيشتري مباحث سياسي را تعقيب مي كنند. بنابراين، احزاب وابسته «شب انتخابات» را مجالي براي تبديل رقابت انتخاباتي به پديده اي ضد امنيتي كه هدف از آن درگير شدن با اساس ساختار نظام سياسي است نه غلبه بر اين يا آن حريف خاص تلقي مي كنند.

آنچه تعيين مي كند كه چنين اتفاقي رخ بدهد يا نه، فقط تصميم گروه هاي سياسي و بازيگران دخيل در صحنه است. اگر اين بازيگران گروه هايي معتقد به سيستم باشند طبعاً از گشودگي فضاي انتخابات براي شكل دهي به يك رقابت بانشاط سياسي استفاده مي كنند و بعد هم به راي مردم گردن مي نهند اما اگر اين گروه ها در واقع «برانداز» بوده و فقط پوشش فعاليت رسمي به تن كرده باشند، آن وقت واضح است كه به انتخابات به عنوان فرصتي براي انجام پروژه هاي ديكته شده خواهند نگريست و تنها چيزي كه براي آنها اهميت ندارد سرنوشت مردم و كشور است.

در سال 88 اين موضوع به طور كامل در ايران تجربه شد. گروه هايي پيش از انتخابات در ظاهر ادعا مي كردند كه هدف آنها حضور در يك رقابت سياسي با هدف به دست گرفتن دولت است اما خيلي زود (پيش از انتخابات) معلوم شد كه داستان چيز ديگري است و بسياري از بازيگران اساساً با هدف گذاري هاي انتخاباتي وارد صحنه نشده اند. موضوع از اردوكشي خياباني و اعلام پيشاپيش پيروزي شروع و چند ماه بعد به عمليات تروريستي در خيابان هاي تهران ختم شد. شايد بسياري از آنها كه وارد اين بازي شدند از ابتداي بازي نمي توانستند انتهاي آن را حدس بزنند اما بدون شك بودند كساني كه از همان روز اول آغاز مبارزات انتخاباتي (ماه ها قبل از خرداد 88) مي دانستند كه بناست تا كجا پيش بروند و براي رسيدن به مقصد، عبور از كدام ايستگاه ها ضرورت دارد.

بدون شك يك جدول كاري و زماني وجود داشت و نقش ها از مدت ها قبل تقسيم شده بود ولو اينكه اقتضاي شيوه هاي مدرن عمليات نرم اين است كه شما همان كاري را مي كنيد كه دشمن مي خواهد، در عين حال كه تصورتان اين است كه دقيقاً در راستاي منافع ملت و كشور گام برداشته ايد. دوره قرار ملاقات در سالن هاي تاريك سينما با مرداني پالتو پوشيده و كلاه هاي لبه دار بر سر نهاده گذشته است؛ حالا مدال جاسوسي را بر گردن مي آويزند و به آن افتخار هم مي كنند، نامش هم ديگر جاسوسي نيست؛ فعاليت مدني است.

اكنون هم بدون شك با يك جدول كاري و زماني از پيش طراحي شده مواجهيم كه ايستگاه هايي را تا زمان انتخابات مجلس تعريف كرده است. در اختيار داشتن يك ديد كلي نسبت به آنچه به احتمال زياد در اين جدول گنجانده شده كمك بزرگي است به همه آنها كه مي خواهند دريابند بازي سياسي آنها بخشي از پازل سياسي نظام است يا اينكه در مسير مورد نظر دشمن گام برمي دارند.

قبل از هر چيز ترديدي نيست كه آمريكايي ها بيش از يك سال است در حال دقيق تر كردن درك و ارزيابي اطلاعاتي خود از 3 موضوع پرسش مهم هستند:
1- فتنه 88 تا چه حد به لحاظ اجتماعي قابل احياست؟ (شكل ديگر طرح اين سوال كه في المثل كسي مانند فريد زكريا براي يافتن پاسخ آن به ايران آمده بود اين است كه: چرا بهار عربي به ايران نمي رسد؟!)

2- رشد منازعات درون حاكميت بويژه مقابله جويي جريان انحرافي درون دولت با ساير اركان نظام تا كجا پيش خواهد رفت؟

3- اثرپذيري محيط داخلي ايران از فشارهاي خارجي تابع چه الگوهايي است و مردم ايران علت و اثر فشارهاي غرب را چگونه تحليل مي كنند؟

هيچ نشانه اي وجود ندارد كه آمريكايي ها توانسته باشند به اين سوال ها پاسخ هايي دقيق بدهند اما بدون شك سعي شان را كرده اند.

بحث در اين باره كه پاسخ جامعه اطلاعاتي آمريكا به اين سوال ها چيست و اين پاسخ ها تا چه حد درست است موضوع اين نوشته نيست. به جاي پاسخ، بايد روند شكل گيري پاسخ را مطالعه كرد.
به تعبير ديگر به همان ميزان كه اهميت دارد بدانيم محاسبات دشمن درباره ما چيست، مهم است دريابيم اين محاسبات چگونه شكل مي گيرد.

تا آنجا كه به جريان فتنه مربوط مي شود يك ارزيابي كم و بيش قطعي در محيط خارجي وجود دارد كه مي گويد اين جريان فاقد سرمايه اجتماعي فعال و در نتيجه فاقد توان بسيج گري اجتماعي است و بنابراين فعلا مهم ترين پروژه نه گذاشتن بارهاي سنگين بر دوش آن بلكه احياي اين جريان از طريق بازنويسي پروژه فتنه 88 است. در واقع هم اكنون تا آنجا كه به معادلات واقعي صحنه سياست داخلي در ايران مربوط است اساسا پارامتري به نام جريان فتنه (يا آنطور كه محمد خاتمي دوست دارد بگويد، اصلاحات) وجود ندارد كه بتوان از آن انتظار داشت معادله را به سمت خاصي جابجا كند. بنابراين اولويت اول تجديد حيات اين پارامتر است كه به وضوح مي توان ديد غربي ها به آن فكر و براي آن برنامه ريزي مي كنند. بدون آنكه قصد يك جمع بندي قطعي داشته باشيم به نظر مي رسد آمريكايي ها تصور مي كنند 3 عامل هست كه مي تواند جريان فتنه را مجددا احيا كند:

نخست، بازگشت اين جريان به صحنه سياسي و كوتاه آمدن نظام از شرط برائت، جبران و مجازات نسبت به فتنه 88دوم، رشد اختلاف دروني اصولگرايان تا جايي كه هيچ دورنمايي براي حل آن وجود نداشته باشد وسوم، بحراني شدن سياست خارجي و امنيت ملي ايران به گونه اي كه مردم تصور كنند كشور در حال از دست رفتن است.

درست در اينجاست كه مجموعه جريانات وابسته وارد صحنه مي شوند. ماموريت آنها ايجاد بسيج اجتماعي نيست چرا كه اكنون براي كند ذهن ترين ناظران هم قطعي شده چنين ظرفيتي وجود ندارد. ماموريت اين جريان حاد كردن اختلاف درون سيستم با هدف ايجاد فضايي است كه در آن بتوانند استدلال كنند پروژه اي به نام اصولگرايي از اساس شكست خورده است و لذا بايد آن را به طور كامل كنار گذاشت؛ منتها اشتباه مهلك اين جريان اين است كه هنوز نفهميده و يا نخواسته است بفهمد كه اصولگرايي يك حزب يا گروه نيست بلكه حركتي برخاسته از باورهاي اسلامي و انقلابي مردم است و دشمنان بارها تجربه كرده و ديده اند كه مقابله با باورهاي ديني مردم ناممكن است.

خراسان:همت رسانه ها و غيرت مجلس

«همت رسانه ها و غيرت مجلس»عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم کورش شجاعي است كه در آن مي‌خوانيد؛سرانجام مجلس پس از چند روز به موضوع جنجالي و تامل برانگيز قانوني که اين روزها به قانون حقوق مديران سياسي شهره شده بود پايان خوشي داد و اگرچه يک استفساريه موجب رمزگشايي و سر زبان افتادن اين مصوبه مجلس هاي قبلي شد اما به هر صورت نکته سنجي ، پي گيري و همت رسانه ها و به تبع آن فشار افکار عمومي باعث شد که بحث هاي گوناگوني بين صاحب نظران و همچنين نمايندگان مجلس درباره اين استفساريه و اصل قانون آن مطرح شود و پس از فراز و فرودي نه چندان طولاني و بحث هاي داغ ديروز نمايندگان، مجلس اساسا نه تنها استفساريه بلکه اصل آن قانون را ملغي اعلام کرد.

هرچند نمي توان و نبايد نقش بسيار موثر رسانه ها خصوصا برخي رسانه هاي حساس تر و نکته سنج تر را در حذف اين قانون ناديده گرفت -گرچه برخي موضع گيري و اظهارنظرها از پشتوانه کارشناسي مناسبي برخوردار نبود -اما به هر صورت اين اقدام مجلس را مي توان در شمار اقدامات به جا و انقلابي مجلس به حساب آورد چرا که حتي اگر اصل اين قانون دقيق تر تبيين مي شد و اصلاحات اساسي نيز در آن صورت مي گرفت باز هم اطمينان خاطري که لغو اين قانون براي مردم ايجاد کرد حاصل نمي شد، اين مهم از اظهارات برخي از نمايندگان مجلس در مباحث روز گذشته کاملا آشکار بود که به شدت نگران و دغدغه مند ذهنيت افکار عمومي شده اند و بر همين اساس و البته با در نظرگرفتن نگاه عدالت مدارانه مورد نظر اسلام و نظام اسلامي پي گير لغو قانون مورد نظر شدند که خوشبختانه به ثمر هم رسيد گرچه با نگاهي نه چندان خوش بينانه مي توان نزديک شدن به انتخابات را نيز در پي گيري برخي نمايندگان درباره اين موضوع دخيل دانست اما به هر صورت خروجي اين بحث يعني لغو اين قانون هم موجب تشفي خاطر مردم و فراهم شدن رضايت افکار عمومي را فراهم آورد و هم نقطه روشن ديگري در کارنامه مجلس ثبت کرد و هم خاطره ناخوشايند راي اعتماد غيرمنتظره به وزير اقتصاد را در جريان رسيدگي به فساد عظيم بانکي را کمي کم رنگ تر کرد و از همه مهمتر نشان داد که مجلس مي تواند و بايد به فرموده امام راحل در راس باشد.

اما نکته ديگر اين که برخي مسئولان، سياست گذاران و قانون گذاران اگر تاکنون و هنوز به تاثير افکار عمومي و مطالبات مردم و اثر رسانه ها بر افکار عمومي آن چنان که بايد واقف نشده اند، بدانند و باور کنند که رسانه ها در صورت عمل به وظايف و تکاليف خود و رعايت اخلاق و اصول حرفه اي و در صورت برخوردار بودن از آزادي هاي مصرح در قانون اساسي مي توانند در اکثر قريب به اتفاق مسائل و موضوعات سياسي، فرهنگي، اقتصادي، علمي، اجتماعي نقش آفريني اساسي داشته باشند و علاوه بر انجام وظيفه اساسي اطلاع رساني، نقد منصفانه و تضارب آرا و افکار، به وظيفه «ديده باني اجتماعي» و «نظارتي» خود و نمايندگي کردن افکار عمومي نيز به خوبي عمل کنند و قدر مسلم اين که علاوه بر حق باوري و آزادگي، امانت داري و دقت جامعه اطلاع رساني بايد مسئولان بيش از پيش به رسانه ها و جامعه خبرنگاران و سربازان فرهنگي عرصه اطلاع رساني اطمينان کنند و شرايط لازم براي ورود سهل تر رسانه ها به موضوعات و مسائل مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي کشور را فراهم کنند و غير از خط قرمزهاي اصلي که همه رسانه  ها در همه جاي دنيا مقيد به رعايت آنها هستند هرکدام از افراد و سازمان ها و نهادها براي خود خط قرمزهاي فرعي و من درآوردي وضع نکنند و هيچ فرد و سازماني خود را مساوي و عين نظام قلمداد نکند تا به اين وسيله بهانه و سدي در مقابل ورود رسانه هاي عرصه هاي مختلف و نقد منصفانه و آگاهانه ايجاد شود.

و خلاصه اين که برخي از آقايان و مسئولان در قواي سه گانه که شايد هنوز به شان و جايگاه مجلس در جمهوري اسلامي پي نبرده اند و آن چنان که بايد با وظايف رسانه و حقوق مصرح آنها در قانون اساسي آشنا نيستند يا نمي خواهند آشنا شوند بايد اين نکته را بدانند و باور کنند که امروز رسانه ها نه تنها رکن چهارم مردم سالاري هستند بلکه در جهان و در معادلات کلان سياسي اقتصادي فرهنگي جهان تاثير گذارند و بايد قبول کنند که هرچه عرصه هاي قانوني بر رسانه ها بازتر و فضاي ديده باني و نقد آگاهانه و منصفانه بازتر باشد هم اطلاعات و بينش و هم اعتماد مردم افزون تر مي شود و هم اثرگذاري رسانه هاي خارجي بر افکار عمومي کمتر مي شود و تمامي امور نيز به سامان تر خواهد شد.

به هر صورت در موضوع اخير همت رسانه ها ، حمايت افکار عمومي و غيرت مجلس موجب شد قانوني که به دلايل گوناگون در جامعه حساسيت زيادي ايجاد کرده بود لغو شود که اين رخداد نشان مي دهد که بسياري از امور با تقويت هرچه بيشتر سه ضلع اول احترام به مطالبات مردم و افکار عمومي، دوم اهميت دادن به نقش آفريني رسانه ها و سوم اصلاح و اجراي درست قانون، مي توان بسياري از امور را در عين آرامش و رعايت قانون به سامان رساند.

جمهوري اسلامي:تحليل سياسي هفته

«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛پرچم‌هاي يا حسين و كتيبه‌هاي اشعار پرمغز محتشم كاشاني كه اين روزها بر در و ديوار شهرهاي ايران نصب شده‌اند، از نزديك شدن محرم خبر مي‌دهند. هفته آينده، ماه محرم شروع مي‌شود و بار ديگر مردم ايران با عزاداري براي سالار شهيدان و ساير شهداي كربلا با عاشورائيان تجديد عهد مي‌كنند.

ارادت بي‌پايان مردم ايران به خاندان پيامبر اكرم، در دهه عاشورا بيش از هر زمان ديگري متجلي مي‌شود و اين دهه را به فصلي براي بهره گيري از معارف اهل بيت عصمت و طهارت تبديل مي‌نمايد. با توجه به ضعف‌هاي محتوائي زيادي كه در سالهاي اخير عارض عزاداري‌ها به ويژه مداحي‌ها و سخنراني‌هاي مذهبي شده، اين انتظار وجود دارد كه امسال، در يك عزم و همت برخاسته از آگاهي ديني، اين ضعف‌ها برطرف شوند و فرصت محرم و صفر امسال به عرصه‌اي براي عزاداري‌ها و سخنراني‌هاي مذهبي مفيد و پرفيض تبديل شود.

از جمله امتيازات هفته جاري اينست كه با آغاز هفته بسيج همزمان شد. در آستانه هفته بسيج، جمعي از بسيجيان در حرم امام خميني حاضر شده و با بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي بيعت كردند. در ايامي كه به عنوان هفته بسيج برنامه‌هائي اجرا مي‌شود، فداكاري‌هاي بسيجيان در دفاع مقدس و ساير عرصه‌هاي حراست از انقلاب و نظام جمهوري اسلامي تشريح مي‌گردد و خاطرات ايثار شاگردان مكتب عشق زنده مي‌شود. اين مناسبت، براي بازگو كردن آرمان‌هاي انقلاب و ضرورت پاي بندي به اصول و ارزش‌ها فرصت مناسبي است و انتظار اينست كه از نيروي مردمي و با اخلاص بسيج براي تقويت آرمان‌ها، اصول و ارزش‌ها و مقابله با فرصت طلبي‌ها و مطامع دشمنان استفاده شود و هيچكس و هيچ جريان سياسي به خود اجازه بهره‌برداري ابزاري از اين لشكر مخلص خدا را ندهد.

صدور قطعنامه‌هاي پياپي ضد ايراني توسط سازمان ملل و شوراي حكام آژانس انرژي هسته‌اي در اين هفته نشان داد قدرت‌هاي غربي عزم خود را براي وارد كردن ضرباتي به نظام جمهوري اسلامي جزم كرده‌اند. قطعنامه مربوط به اتهام دست داشتن در طرح ادعائي ترور سفير عربستان در آمريكا، قطعنامه شوراي حكام آژانس انرژي هسته‌اي عليه فعاليت‌هاي اتمي ايران و قطعنامه نقض حقوق بشر توسط ايران، در عين حال كه از خصومت‌ها خبر مي‌دهند، اين نكته را نيز به مسئولان ايراني متذكر مي‌شوند كه لازم است منازعات بي‌حاصل را كنار بگذارند و درصدد مقابله مؤثر با اين خصومت‌ها برآيند. بي‌اثر داشتن اين قطعنامه‌ها در شعار هيچ مشكلي را حل نخواهد كرد اما اگر مسئولان منسجم عمل كنند قطعاً مي‌توانند از آثار اين قطعنامه‌ها بكاهند و در اين مرحله نيز ايران را سربلند از اين گردنه عبور دهند.

از جمله اخبار مثبت و خوشحال كننده هفته جاري، لغو مصوبه مجلس شوراي اسلامي درباره حقوق مادام العمري مقامات سياسي بود. از زمان انتشار خبر اين مصوبه ناصواب مجلس در هفته گذشته، افكار عمومي عليه نمايندگان برانگيخته شد و رسانه‌ها نيز با انعكاس صحيح و قوي افكار عمومي در اين زمينه، نمايندگان مجلس را متوجه خطاي بزرگي كه مرتكب شده بودند كردند. رسانه‌ها به نمايندگان يادآور شدند كه اگر شما نمايندگان مردم هستيد بايد از اقشار ضعيف كه زير خط فقر قرار دارند و بسياري از آنها براي سير كردن شكم فرزندان خود حتي به فروش كليه وادار مي‌شوند، حمايت كنيد و به فكر آنان باشيد نه خودتان و قشر متمكن جامعه.

خوشبختانه اين هشدارها مؤثر واقع شد و مجلس وادار به عقب نشيني گرديد، اما اين ماجرا برگ ناخوشايند ديگري به پرونده مجلس ضعيف هشتم افزود. ايكاش مجلس هشتم به جاي تصويب آن مصوبه و سپس عقب نشيني در برابر افكار عمومي اصولاً مرتكب آن اقدام نمي‌شد و پرونده عملكرد ضعيف خود را قطورتر نمي‌كرد. با اين تجربه، از نمايندگان مجلس هشتم اين انتظار وجود دارد كه در ماه‌هاي اندك باقيمانده از اين دوره، براي جبران ضعف‌ها تلاش كنند تا بلكه قدري از تيرگي پرونده خود بكاهند.

در صحنه بين‌المللي نيز اين هفته، روزهاي پرخبر و پرحادثه‌اي را پشت سر گذاشتيم كه اهم اين رويدادها به مسائل خاورميانه و جنبش “بهار عربي” و همچنين ادامه اعتراضات ضد سرمايه‌داري مربوط مي‌گشت.

مهترين واقعه در چارچوب تحولات جهان عرب و انقلاب‌هاي مردمي، كناره گيري علي عبدالله صالح ديكتاتور يمن از قدرت بود كه ديروز صورت گرفت. ديكتاتور يمن، بعد از 10 ماه كشتار مردم كشورش سرانجام تسليم شد و ديروز طرح شوراي همكاري خليج فارس را امضا كرد و از قدرت كنار رفت و عبدربه منصور هادي معاون او قدرت را دردست گرفت. به موجب اين طرح، علي عبدالله صالح و نزديكان او از محاكمه مصون خواهند بود و همين نكته آن چيزي است كه انقلابيون يمن آن را نمي‌پذيرند و مي‌گويند او و همه كساني كه در كشتار مردم طي 10 ماه گذشته شركت داشتند و در 32 سال ديكتاتوري مرتكب جنايت و خيانت شدند بايد محاكمه و مجازات شوند.

مصر، بار ديگر شاهد از سرگيري اعتراضات گسترده و تظاهرات بود كه صحنه‌هاي قبل از سرنگوني مبارك را تداعي مي‌كرد.

در قاهره و ديگر شهرهاي بزرگ مصر از جمله سوئز، اسكندريه و اسوان، ميليونها مصري به خيابان‌ها آمدند و خواستار سرنگوني شوراي نظامي حاكم شدند. اين اعتراضات آنچنان گسترده است كه نظاميان حاكم را به وحشت انداخته و آنها ديوانه وار به كشتار مردم پرداخته‌اند. گزارش‌ها از كشته شدن بيش از 50 نفر و مجروح گرديدن نزديك به دو هزار نفر از معترضين حكايت دارد. عليرغم سركوب خونين توسط تيم نظامي حاكم، مردم همچنان به اعتراضات ادامه مي‌دهند. ژنرال طنطاوي رئيس شوراي نظامي حاكم بر مصر پس از مواجه شدن با خشم سراسري ملت مصر روز سه شنبه در تلويزيون اين كشور ظاهر شد و وعده واگذاري قدرت به يك دولت غيرنظامي را داد منتهي نه در آينده نزديك بلكه حدود 9 ماه بعد.

در پي اظهارات طنطاوي، گروههاي كثيري از مردم مصر بار ديگر دست به تظاهرات زدند و خواستار كناره گيري فوري و بدون قيد و شرط نظاميان شدند. معترضين وعده‌هاي طنطاوي را دروغ خوانده و تاكيد كرده‌اند تا دستيابي به اهدافشان خيابانها را خالي نخواهند كرد.

شوراي نظامي حاكم كه عمده عناصر آن دست نشانده مبارك و وفادار به وي هستند در يك طرح برنامه ريزي شده و تدريجي درصدد منحرف ساختن انقلاب و احياي رژيم گذشته بر آمده‌اند كه اين توطئه را ملت مصر درك كرده و عليه آن برخاسته‌اند. تحولات سريع در مصر در جريان است و روزهاي آتي بايد انتظار حوادث تعيين كننده‌اي را در صحنه سياسي اين كشور داشت.

اين هفته بحران در سوريه شدت يافت و همزمان با وقوع ناآرامي‌ها، تحركات گسترده‌اي نيز در سطح بين‌المللي براي تحت فشار قرار دادن دمشق در جريان بود. در پي اقدام اتحاديه عرب به كارگرداني عربستان، در لغو عضويت سوريه در اين اتحاديه، چند كشور اروپايي نيز قطعنامه‌اي را در زمينه نقض حقوق بشر در سوريه آماده ارائه به سازمان ملل كرده‌اند.

انگليس، فرانسه و آلمان بانيان اين قطعنامه هستند ولي در اصل، آمريكايي‌ها پشت قضيه قرار دارند. آمريكايي‌ها با همدستي دولت‌هاي اروپايي و متحدين منطقه‌اي خود، نقشه‌هاي تازه‌اي عليه بشار اسد آماده كرده‌اند و قصد دارند با تبليغات سازمان يافته و جهت دار، زمينه تحقق اهداف خود عليه سوريه را فراهم سازند. هجوم تبليغاتي غرب عليه سوريه كه با هماهنگي خيانت بار اتحاديه عرب صورت مي‌گيرد درحالي است كه نه غرب و نه دولتهاي عضو اتحاديه عرب، در قبال حوادث يمن و بحرين و همچنين جنايات رژيم صهيونيستي كمترين حساسيتي از خود نشان نمي‌دهند و با بيشرمي و گستاخي از كنار اين جنايات عبور مي‌كنند. اگر دموكراسي خوب و ديكتاتوري بد است كه قطعنامه همينگونه است چرا غرب و دست نشاندگان عرب آنها، اين نسخه را براي يمن و بحرين و عربستان تجويز نمي‌كنند؟
دولت عربستان كه در ايجاد جبهه عربي عليه دمشق طي روزهاي گذشته بسيار فعال بوده چگونه از ديكتاتوري و سركوب در سوريه ايراد مي‌گيرد درحالي كه خود كمترين مجالي به مخالفانش نمي‌دهد و هر صداي معترضي را با گلوله و آتش پاسخ مي‌گويد كه نمونه آن سركوب خونين معترضان طي هفته اخير و كشتن دست كم دو معترض در شهر “قطيف” مي‌باشد.

واقعيت اين است حاكمان رياض حق ندارند از نقش مردم سخن بگويند چرا كه خود، امنيتي‌ترين و مخوف‌ترين سيستم حكومتي را داير كرده‌اند و با چنگ انداختن به ثروت‌هاي ملت عربستان، اجازه كوچكترين انتقادي را به هيچكس نمي‌دهند. در اين ميان برخورد منافقانه غرب نيز قابل تأمل است. غربي‌ها درحالي كه براي سركوب ملت‌ها در جاهاي ديگر سينه چاك مي‌كنند در برخورد با ديكتاتوري حاكم بر عربستان كمترين اعتراضي ندارند.

اين هفته، تظاهرات ضد سرمايه‌داري در آمريكا و برخي كشورهاي اروپايي ادامه يافت. در آمريكا، برخورد پليس، تظاهرات را در چندين شهر به خشونت كشاند و محافل مطبوعاتي به شدت برخورد پليس با معترضان از جمله بكارگيري اسپري فلفل و همچنين ضرب و شتم تظاهر كنندگان را مورد انتقاد قرار دادند. در ايالت نيوهمشاير، تظاهر كنندگان سخنان باراك اوباما را كه قصد داشت درباره وضعيت اقتصادي صحبت كند به هم زدند.

اين، نخستين بار نيست كه اوباما با خشم مردم مواجه مي‌شود در چندين مورد گذشته نيز، جلسات سخنراني اوباما صحنه شعار عليه وي و وضعيت اقتصادي آمريكا و همچنين عليه نظام سرمايه‌داري بوده است. اعتراضات ضد سرمايه‌داري كه اكنون به يك جنبش فراگير غيرقابل مهار تبديل شده است، نظام سرمايه‌داري را با بزرگترين تهديد در تاريخ اين نظام مواجه كرده است.

رسالت:پايگاه اجتماعي اصولگرايان

«پايگاه اجتماعي اصولگرايان»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد؛يکي از آفاتي که جريانات سياسي را تهديد مي کند رويکردهاي ضد‌عقلاني است. رويکردهاي ضد عقلاني بر فهم وارونه از واقعيات اجتماعي استوار است که مي تواند موجب اولويت بندي سقيم در سياستگذاري‌ها و فعل و انفعالاتي در جريانات سياسي شود که با واقعيات اجتماعي متعارض است. يکي از اين واقعيت ها، پايگاه اجتماعي جريانات سياسي  و گسست ها و پيوست هايي است که در آن به وجود مي آيد. پايگاه اجتماعي در جامعه شناسي سياسي متشکل از نيروهاي اجتماعي است که  نقش گيري آنها در يک وضعيت سياسي به ارزيابي‌هاي ذهني افراد از اختلافات اجتماعي بستگي دارد. اين نيروها در موقعيت حساسي مثل انتخابات معمولا پشت سر يک جريان سياسي حاضر مي شوند.

اصولگرايان به عنوان يکي از جناحين اصلي کشور طي سه دهه گذشته از يک پايگاه اجتماعي مشخص برخوردار بوده اند که آمار انتخابات مختلف در وزارت کشور نشان مي دهد که کميت و کيفيت اين پايگاه اجتماعي و اثر گذاري آنها روند صعودي و رو به رشدي را سپري کرده است. يکي از مشخصات اين پايگاه اجتماعي يک پارچگي و يکسره‌گي آن است يعني شکاف اجتماعي در درون پايگاه اجتماعي اصولگرايان وجود ندارد که البته اين موضوع شايد در خصوص پايگاه اجتماعي ساير جريانات سياسي مثل اصلاح طلبان و … صادق نباشد.

پر رنگ بودن شاخصه هاي اصولي، اعتقادي، ارزشي، وطن دوستي، عدالت گرايي، فساد ستيزي،… و از همه مهمتر ولايت پذيري پايگاه اجتماعي اصولگرايان باعث شده است نوعي همنوايي و يک رنگي صبغه غالب اين پايگاه اجتماعي باشد.در واقع امروز که به واسطه برخي تخريب ها، مطلق گرايي ها، سطحي نگري ها، عدم تنازل در گفتگو، تاکيد بر رويکردهاي سلبي و …از جانب يک جريان سياسي،  نيروهاي سياسي اصولگرا دو تکه شده اند اما هنوز پايگاه اجتماعي آنها يک پارچه و منسجم است.انفکاکي که امروز بين جبهه متحد اصولگرايان و جبهه پايداري وجود دارد بر بناي شکاف اجتماعي شناخته شده اي استوار نيست. غيريتي که برخي از اعضاي جبهه پايداري براي برخي خواص به اصطلاح مردود ترسيم کرده اند و قائل به حذف آنها از کانون تصميم گيري جبهه متحد هستند در حالي است که همين افراد مورد اتهام، امروز به عنوان بازوان اصلي ولايت در راستاي پيشبرد اهداف دهه عدالت و پيشرفت مشغول به فعاليت هستند. شاخصه هاي اعتقادي و ارزشي پايگاه اجتماعي اصولگرايان مقوم ايده “جذب حداکثري و دفع حداقلي” است.

وطن دوستي آنها موجد گريز از دشمن تراشي بي مورد براي نظام و مردم است. فساد ستيزي پايگاه اجتماعي اصولگرايان مانع از همگرايي با گروه هايي مي شود که اشتهار به فساد دارند و در نهايت اينکه  ولايت پذيري پايگاه اجتماعي اصولگرايان مانع از شکاف در اين جريان اجتماعي مي شود.
حال اصرار بر دو دوستگي اصولگرايان و حتي استقبال از تکثر سياس%D