گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي امروز

  چاپ   13 , دی , 1390 ساعت 11:23 ق.ظ  
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه برخي از آنها در زير مي‌آيد.

كيهان:نشانه هاي پيروزي در بحرين خونين

«نشانه هاي پيروزي در بحرين خونين»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان كه در آن مي‌خوانيد؛«هيچ عنصري نمي تواند انقلاب مردم بحرين را متوقف كند. بيداري اسلامي در بحرين اوج مي گيرد و آن دسته از مردم بحرين كه تاكنون به قيام نپيوسته اند، بيدار شده و به زودي به اين قيام مي پيوندند.»
اين بخشي از خطبه نماز جمعه آيت الله شيخ عيسي قاسم، رهبر مردم بحرين است كه در روز جمعه گذشته در مسجد امام صادق(ع) ايراد شده و به خوبي نشان مي دهد كه فضاي حاكم بر بحرين در آستانه يكسالگي انقلاب اين كشور چگونه است.

خبرهاي موثق بيانگر آن است كه بعد از شهادت روز شنبه 10 دي ماه «سيد هاشم سعيد»- نوجوان 15 ساله اي كه پنجاه و پنجمين شهيد انقلاب است- و متعاقب آن شعله ورتر شدن آتش انقلاب در اين كشور، باراك اوباما مستقيما با پادشاه بحرين تماس گرفته و گفته است كه قيام مردم بايد تا قبل از رسيدن آن به اولين سالگرد- 25 بهمن- خاتمه پيدا كند و اين نشان دهنده حساسيت مردم منطقه روي تحولات بحرين و تأثير آن بر وضع عمومي شبه جزيره است.

روند تحولات بحرين بعد از ورود نيروهاي نظامي رژيم عربستان عمق و توسعه بيشتري پيدا كرده و برخلاف تصور رژيم غاصب آل خليفه با مشت آهنين متوقف نشده است. تا پيش از ورود نيروهاي نظامي سعودي، انقلاب به منامه محدود بود اما بعد از اين و عليرغم كشتار وسيعي كه آل خليفه و آل سعود از مردم در ميدان ويران شده لؤلؤ گرفتند، مردم منامه خيابان ها را رها نكردند و علاوه بر آن دامنه انقلاب به حدود 30 نقطه ديگر- شامل العكر، المعامير، النويدرات، ابوصبيع، الدراز، ستره، بني جمره، الديه، اسكان عالي، شاخوره، دمستان و مالكيه كشيده شد و امروز كار به آنجا رسيده كه آيت الله قاسم مي گويد: «مردم ديگر بدون آن كه به خواسته هايشان برسند به خانه هايشان باز نمي گردند.»

مقاومت بحريني ها و بخصوص مقاومت حيرت انگيز زنان مانع آن شد كه رژيم هاي بحرين، سعودي و قطر بتوانند به آن مارك دعواي شيعه و سني بزنند و اين همه در شرايطي است كه غرب و رژيم هاي وابسته به آن تا همين هفته هاي اخير با صراحت عليه مردم بحرين موضع مي گرفتند و قيام آنان را طايفه گرايي لقب مي دادند. همين هفته گذشته مايكل بازنر معاون وزير خارجه آمريكا در جريان سفر به منامه و در شرايطي كه هر روز خون جوانان بحريني بر زمين ريخته مي شد، گفت: «واكنش مردم بحرين خشونت آميز است و لذا ما در آن مداخله نمي كنيم». اين درحالي است كه بازنر حامل پيام هيئت حاكمه آمريكا مبني بر لزوم پايان دادن به قيام بحريني ها بود.

البته در عين حال اظهارنظر هفته اخير اوباما مبني بر اينكه «ما حاضريم به مردم بحرين براي تحقق خواسته هايشان كمك كنيم، مشروط به اينكه ايران مداخله نكند» و سفر بازنر كه متعاقب آن انجام شد، به خوبي نشان مي دهد كه غرب از مهار انقلاب بحرين توسط آل خليفه و آل سعود و به طور كلي از مهار انقلاب نااميد شده و به راه حل ميانه اي- كه متضمن پيدا كردن زمان است- مي انديشد. كما اينكه سفر شيخ حمد بن سلمان- پادشاه- به انگليس و سپس اعلام اينكه آمادگي دارد تا با مخالفان به توافق برسد هم ناتواني اين رژيم را در مهار انقلاب به نمايش گذاشت. پس از سفر حمد يك هيئت امنيتي آمريكايي انگليسي راهي منامه شدند تا از نزديك اوضاع امنيتي اين كشور و بخصوص ميزان توانايي نيروهاي امنيتي- نظامي عربستان و بحرين در مهار انقلاب را ارزيابي نمايند. پس از اين بود كه افسر امنيتي ارشد اعزامي انگليس با صراحت اعلام كرد كه تحولات بحرين راه حل نظامي ندارد.

يك نكته ديگر كه از ناتواني آل خليفه و آل سعود از كنترل انقلاب حكايت مي كند استخدام مزدوران جنايتكار از عربستان و عراق است. يك گزارش مستند كه هفته گذشته مبارزان بحريني در اختيار شبكه تلويزيوني العالم قرار دادند، بيانگر آن است كه رژيم هاي آل سعود و آل خليفه پس از آن كه از مهار انقلاب توسط نيروهاي امنيتي و نظامي خود پس از حدود 9 ماه جنايت، مأيوس شده اند، به استخدام جنايتكاران وهابي و بعثي روي آورده و آنان را به جان مردم بحرين انداخته اند در يكي از اين اسناد چند نيروي بعثي كه از همراهي چند نيروي نظامي رسمي برخوردار هستند، مشغول بمب گذاري در مقابل منزلي در منطقه المعامير هستند. هدف از اين اقدام بدنام كردن انقلابيون و متهم كردن آنان به اعمال خشونت مي باشد. همزمان مزدوران وهابي و بعثي با حضور در اجتماعات مردم با سلاح سرد به جان آنان مي افتند كه تاكنون ده ها نفر مجروح و روانه بيمارستان شده اند.

روند حوادث در بحرين بخصوص پس از تظاهرات بزرگي كه در روز شنبه 31 دسامبر 2011، آخرين روز سال ميلادي گذشته- تحت عنوان «اللحظه الحاسمه » – لحظه سرنوشت ساز- با حضور صدها هزار نفر در بحرين برگزار شد، شتاب بيشتري گرفته و لحن نيروهاي انقلاب نيز آشكارا تندتر شده است و به موازات اثبات ناتواني رژيم هاي بحرين و عربستان در پايان دادن به انقلاب، فشار نيروهاي عربي و غربي بر رژيم بحرين براي يافتن راه كارهاي سياسي افزايش پيدا كرده است، چرا كه تداوم وضع فعلي مي تواند تأثير عمده اي بر كشورهاي ديگر شبه جزيره برجاي بگذارد. جالب اين است كه نيروهاي انقلاب هوشمندانه از يك سو اعلام كرده اند كه مرحله جديد انقلاب را همزمان با آغاز سال نو ميلادي بر مبناي «پايداري نامحدود» و «افزايش فعاليت هاي انقلابي» آغاز كرده اند و از سوي ديگر اعلام كردند كه حاضرند با پادشاه بحرين براي تغيير قانون اساسي، تبديل نظام پادشاهي به مشروطه، تشكيل دولت منتخب مجلس و برگزاري انتخابات آزاد وارد گفت وگو شوند. و حجت الاسلام شيخ علي سلمان دبيركل جوان بزرگترين حزب بحريني- جمعيت وفاق- اعلام كرد انقلابيون جدول زماني تغييرات بنيادي را آماده كرده اند.
روند تحولات بحرين به خوبي نشان مي دهد كه به موازات از هم پاشيدن ائتلاف اوليه غربي-عربي كه با هدف حفظ رژيم بحرين و سركوب قيام مردم اين كشور در اوايل فروردين امسال شكل گرفت، اكنون ائتلاف داخلي نيروهاي انقلاب بيشتر وحضور مردم تشكيلاتي تر شده است.

دو روز پيش 6 حزب اصلي بحرين شامل الوفاق، وعد، التجمع الوحدوي ، التجمع القومي، الاخاء و امت يك ائتلاف بزرگ را با شعار «پايداري نامحدود» به وجود آوردند. اين در حالي است كه در ماههاي گذشته ميان خواسته هاي نهايي آنان اختلاف نظرهايي وجود داشت. تظاهرات زنان در هفته گذشته كه به عنوان آماده سازي زمينه تظاهرات بزرگ «لحظه سرنوشت ساز» – روز شنبه- انجام شد هم از پختگي اجتماعي خبر مي دهد.

ميزان فشار اجتماعي به رژيم بحرين طي دو ماه اخير آنقدر زياد بود كه پادشاه ناچار شد «محمود شريف بسيوني را مأمور تهيه گزارشي از بدرفتاري با معترضان ذيل عنوان «كميته حقيقت ياب» نمايد. گزارش اين كميته در روز 23 آذر منتشر گرديد و در آن شكنجه شديد عليه زندانيان و بدرفتاري مفرط با مخالفان رژيم تاييد گرديد. اگرچه بسيوني در گزارش خود عوامل پادشاه و نيروهاي نظامي و امنيتي را از اتهام شكنجه و بدرفتاري مبري اعلام كرد! اما خود اين مسئله نشان داد كه شيح حمد به بي فايده بودن شكنجه، قتل، اخراج و تبعيد نيروهاي انقلاب واقف است. كما اينكه شيخ حمد پس از انتشار گزارش بسيوني قول داد كه زندانيان انقلابي كه تعداد آنان از دوهزار نفر فراتر مي رود را آزاد نمايد و برخي از 4400 كارگر و كارمندي كه به دليل شركت در انقلاب اخراج شده اند را به كار برگرداند. البته تاكنون بيش از 20 نفر زنداني آزاد نشده و هيچ نيروي اخراج شده اي به كار اعاده نشده است ولي خود اين مواضع نشان مي دهد انقلاب بحرين در آستانه يك سالگي خود، مشت آهنين عربستان و بحرين را مقهور اراده خود كرده است.

همزمان با اقدامات چندجانبه رژيم آل خليفه براي پايان دادن به قيام بحريني ها نشانه هاي آشكاري از بروز شورش در ميان نيروهاي نظامي و امنيتي بحرين ديده شده است. گزارشي كه از افسر ارشد اعزامي انگليس به منامه به بعضي از محافل سياسي غرب راه يافت، نشان مي دهد كه در حاكميت بحرين و بخصوص در نيروهاي عملياتي آن شكاف و چند دستگي پديد آمده است كما اينكه استخدام مزدوران وهابي و بعثي نيز كه اسناد آن در رسانه ها منتشر شد هم از اين موضوع پرده برمي دارد. روز سه شنبه هفته گذشته شبكه العالم يك گروه از مزدوران را نشان داد كه به مناطقي از شهر «داركليب» – در نزديكي شهرك حمد – حمله كرده اند.

اين شبكه حتي هويت يكي از آنان- بنام خالد خلوف طويرش عشوي العنزي وهابي اهل استان القسيم عربستان- كه جديداً به تابعيت بحرين درآمده را فاش كرد. اين موضوع قطعاً براي نيروهاي بحريني و ارتش و سازمان امنيتي قابل پذيرش نيست در اين بين بسيوني با اشاره به رفتار ضدانساني اعمال شده در سلول هاي زندان جو محاكمه عاملان شكنجه را خواستار شده و بازتاب اين در ميان نيروهاي امنيتي افزايش هراس از آينده بوده است و همانطور كه هادي الموسوي يك عضو جمعيت وفاق ملي اين هفته گفت اكثر نظاميان بحريني تمايلي به ادامه خدمت در ارتش ندارند.

روند تحولات بحرين به خوبي نشان مي دهد كه سياست اعمال شده از سوي انقلابيون بخصوص ديدگاه آيت اله عيسي قاسم رهبر انقلاب بحرين مبني بر عدم توسل به خشونت و تداوم مبارزه نتيجه داده است. پيش از اين رژيم گمان مي كرد با نشان دادن ضرب شست و سخت گيري مي تواند اوضاع را مهار كند اما امروزه با يك فروپاشي دروني از يك سو و بي اعتمادي حاميان داخلي و خارجي رژيم نسبت به توانايي پادشاه مواجه گرديده است.

در واقع «انقلاب فرسايشي» بحرين مانند هر انقلاب عربي ديگر در حال به ثمر نشستن است. اين انقلاب كه در آغاز راه با انكار غرب و رژيم هاي عربي همراه گرديده امروز خود را بر ذهنيت آنان تحميل كرده است سه ماه پيش – در آبان ماه – مؤسسه انورسادات دانشگاه مريلند آمريكا اقدام به نظرسنجي در 5 كشور عربي- شامل مصر، اردن، لبنان، مراكش و امارات- كرد، يكي از نتايج اين نظرسنجي نشان داد كه حداقل 64 درصد مردم در اين كشورها از انقلاب بحرين حمايت مي كنند. اين در حالي است كه از يك سو رسانه هاي ارتباط جمعي عربي غربي خبرهاي بحرين را در حاشييه قرار داده و علاوه بر آن مدعي وجود دعواي شيعيان عليه اهل سنت و تلاش آنان براي خارج كردن قدرت از دست سني ها بودند.

امروزه همه شواهد حاكي از آن است كه با عنايات خداي متعال و به مدد مقاومت مظلومانه، قهرمانانه مردم، انقلاب بحرين در آستانه پيروزي قرار دارد انقلابي كه تأثير جدي بر تحولات شبه جزيره خواهد گذاشت و كوچكي اين كشور- مساحت حدود 700 كيلومتر مربع و جمعيت كمتر از يك ميليون نفر- مانع اثربخشي عظيم آن نخواهد بود. كما اينكه كوچكي لبنان مانع اين اثربخشي بزرگ نبود.
 
خراسان:ادبيات سلطاني و فرعوني ممنوع!

«ادبيات سلطاني و فرعوني ممنوع!»عنوان سرمقاله روزنامه خراسان به قلم کورش شجاعي است كه در آن مي‌خوانيد؛لازم نيست و اصلا جايز نيست آنقدر صبر کنيم که کار از کار بگذرد و آن وقت به فکر چاره بيفتيم چرا که شايد آن وقت آنقدر دير شده باشد که ديگر چاره اي کارساز يافت مي نشود يا اگر يافت شود چندان اثربخش نباشد.

اما داستان، داستان برخي نامه هاي اداري و برخي اوامر شفاهي و کتبي است که گويي هر چه زمان مي گذرد به جاي مومنانه شدن و بي پيرايه شدن و حفظ کرامت ها در گفته و نوشته ها متأسفانه به سمت ادبيات فوق العاده دستوري و امري و بلکه ادبيات سلطاني و فرعوني پيش مي رود.

صريح و روشن بي آن که کسي بخواهد نشاني اشتباهي بدهد و خواسته و ناخواسته بخواهد انگشت اشاره به سمت ديگري نشانه رود، به اصل مطلب مي پردازم بنابراين بد نيست و بلکه شايد لازم باشد که روساي ادارات، سازمان و نهادها و حتي روساي قواي سه گانه هر کدام سيستم نظارتي (البته بدون تحميل هزينه بر مردم و کشور) لااقل براي مدتي تعبيه کنند و نوع نگارش مکتوبات اداري را به صورت «رندوم» و اتفاقي از نظر نوع ادبيات به کار گرفته شده، مورد ارزيابي و توجه قرار دهند. و اما يک مصداق عيني؛ همين چند روز پيش نامه اي از يکي از قوا خطاب به روزنامه رسيد که واقعا به عنوان يک روزنامه نگار در جمهوري اسلامي بر خود لرزيدم که اين چگونه ادبيات و لحني است که در نامه سربرگدار قوه …… به کار برده شده است، گويي برخي فراموش کرده اند و اصلا حواسشان نيست که دوره «مي فرماييم ها» و «مقرر مي فرماييم»ها و… اراده کردن هاي سلطاني و فرعوني ديري است در اين کشور رنگ باخته و مشتري ندارد. و صد البته گوينده و نويسنده چنين ادبياتي در ذهن و باور افراد جامعه بسي کم پايه و بي اعتبار مي نمايد، نه بزرگ و بلند مقدار، بر خلاف پندار برخي از اين آقايان. افراد به دام اين ادبيات افتاده را به دوران صدر اسلام و حکومت عدل علي ارجاع نمي دهم، بلکه اين آقايان را به همين سال هاي امامت و ولايت پير جماران آن سلسله جنبان انقلاب و موسس نظام جمهوري اسلامي و خلف صالحش خامنه اي عزيز توجه مي دهم، که ببينند آن پير و «جان» سفر کرده اين ملت چگونه صميمي و با صفا و در نهايت سادگي با مردم سخن مي گفت و مکتوبات و فرامين حکومتي اش نيز تا چه حد برخوردار از عفت کلام و حفظ کرامت آدم ها بود حتي نامه هايش به کساني که روزي از جمله عزيزانش بودند و به خاطر پشت کردن به مردم و افتادن در دام ضربه زنندگان به دين و ميهن از چشم او و مردم افتادند. برخي از اين آقايان خصوصا برخي از اين آقاياني که در قوه …. قلم به دست مي گيرند، و انشاء مي فرمايند! لازم است که به صحيفه نور امام(ره) در مسائل گوناگون لااقل ماهي يکبار مراجعه اي داشته باشند، برخي از آقايان مسئول در ادارات و سازمان ها با مراجعه به صحيفه امام (نمي گويم با مراجعه به نامه هاي امام علي(ع) به فرمانداران خود از جمله مالک اشتر) نوع ادبيات، خصوصا ادبيات گفتاري خود را با مديران و کارمندان خود با ادبيات امام و رهبري مقايسه کنند. گويي برخي هر چند کم تعداد آنچنان امر برايشان مشتبه شده که خود را ارباب، و مردم و کارکنان مجموعه خود را رعيتي کم مقدار مي پندارند.

اين گونه افراد تا دير نشده بايد متوجه و هوشيار بشوند که آحاد مردم، کارکنان و مخاطبان گفته ها و نامه هاي آنان، رعيت و بندگان آنها نيستند بلکه همگان تنها بنده خدا هستند و بس.

و هيچ کس در هيچ پست و مقام و مسئوليتي در نظام اسلامي حق ظلم و اجحاف، و زير پا گذاشتن کرامت انساني و عزت نفس مردم را و استفاده از ادبيات سلطاني و فرعوني را در گفته ها و نوشته هايش ندارد، همان گونه که آحاد مردم و کارکنان مجموعه هاي سازماني و اداري و… بايد تلاشي مضاعف براي حفظ حرمت مردم، همديگر، همکاران و مسئولان خود داشته باشند. هنوز که کاربرد ادبيات رضاخاني و سلطاني و فرعوني تنها براي معدودي به يک شيوه و روش تبديل شده و خودآگاه يا ناخودآگاه در دام ادبيات سلطاني و فرعوني افتاده اند تا دير نشده مي توان چاره اي انديشيد و جلوي ترويج اين رفتار و کردار زشت و نامبارک و ضربه زننده به نظام اسلامي و اعتماد مردم را گرفت.

ختم کلام اين که بايد هزار جان شيفته را فداي خاک پاي مولا علي(ع) کنيم که در عين رأفت، محبت و مدارا، تجسم عدل الهي بود و در اجراي عدالت ذره اي کوتاه نمي آمد همو که يار ديرين خود که از پايه گذاران اصلي علم صرف و نحو و از ياوران حضرتش بود و مردي شهره و خوشنام، را از منصب قضاوت عزل کرد، و در پاسخ ابو الاسود دوئلي که دليل عزل خود را از مولا جويا شد فرمود: اي دوئلي روزي از کنار محکمه ات مي گذشتم و شنيدم که هنگام برشمردن جرايم مراجعه کننده ات صدايت را از صداي او بلندتر کردي!!!اين روش و عدل مولا چه جان هاي قابلي را که بر خود مي لرزاند. 

جمهوري اسلامي:دلار 1780 توماني و سياست‌هاي نيازمند اصلاح

«دلار 1780 توماني و سياست‌هاي نيازمند اصلاح»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛افزايش سرسام آور قيمت دلار روز گذشته بار ديگر چهره تلخ اما غير قابل انكار واقعيت‌هاي اقتصاد رابه نمايش گذاشت، جهش حدود 90 توماني قيمت در كمتر از چند ساعت آن هم در شرايطي كه صرافان عملا فروش دلار را متوقف كرده بودند بيش از آنكه ناشي از عوامل اقتصادي باشد، نشانگر سيطره جو رواني و گسترش بيش از پيش رفتارهاي دلالي در بازار ارز كشور است.

گرچه به زعم برخي اتفاق ديروز و جهش شديد قيمت دلار ممكن است در پي شيطنت‌هاي خصمانه آمريكا و متحدان غربيش ارزيابي شود ولي بي‌ترديد همين دسته از تحليلگران هم نمي‌توانند منكر تأثير مديريت ناكارآمد حاكم بر بازار طي ماه‌هاي اخير از سوي متولي مديريت ارز يعني دولت باشند.

بي شك دشمنان اين مرز و بوم با هدف ايجاد اختلال در فعاليت‌هاي اقتصادي كشور و تنش آفريني در روند حركتي ايران دست به اقداماتي مانند اعمال تحريم عليه جمهوري اسلامي ايران مي‌زنند، در همين راستا هم كوچك انگاري غير‌واقع بينانه و انكار تأثيرات احتمالي اينگونه خصومت‌ورزي‌ها، به كوتاهي در برنامه ريزي و اتخاذ تمهيدات لازم براي خنثي سازي آنها مي‌انجامد.

دقيقا از همين روست كه ناظران و كارشناسان با درك حساسيت‌هاي مقطع كنوني و ضرورت اتخاذ راهبردهاي منطقي، دولت را مدت هاست كه به اعمال مديريت درست در بازار ارز و متوقف كردن روش‌هاي غير علمي فرامي خوانند، دعوتي كه متأسفانه به هيچ وجه مورد توجه دولت قرار نگرفته است تا جايي كه شاهد افزايش بيش از 650 توماني قيمت ارز طي يك سال گذشته هستيم.

ناگفته پيداست كه طي اين مدت و در صورت ادامه اين شرايط، چه پيامدهايي گريبانگير اقتصاد كشور و بيش از همه بدنه جامعه كه درگير معيشت روزمره خود هستند، به دنبال خواهد داشت. افزايش آن به قيمت ارز خصوصا دلار بي‌واسطه و با واسطه به افزايش قيمت كالاهاي وارداتي، مواد اوليه و ماش?ن آلات مي‌انجامد و اين در حالي كه در حال حاضر نيز جامعه با مشكلات تورم 19 درصد دست به گريبان است، قدرت خريد و آينده اقتصادي مردم را دچار ضعف و ابهام مي‌كند.

كارشناسان اقتصادي طي سال‌هاي اخير بارها و بارها عواقب سياست‌هاي نادرست پولي را به دولت گوشزد كرده‌اند اما دولت در برابر اين انذارها، راه درست را در پيش نگرفته است تا جايي كه امروز متأسفانه شاهد پيامدهاي هشدار داده شده هستيم.

يكي از عمده‌ترين اين سياست‌هاي نادرست، درپيش گرفتن سياست‌هاي انبساطي پولي است كه در قالب كاهش دستوري نرخ سود بانكي اعمال مي‌شود.اين رفتار به پيدايش نقدينگي سرگرداني منجر شده است كه از حدود 92 هزار ميليارد تومان در سال 84 به حدود 330 هزار ميليارد تومان در سال جاري افزايش يافته و اين روزها خود را به هر دري مي‌زند تا سودي بدست آورد.

بديهي است عوامل رواني هم كه به نظر ميرسد دشمن حساب ويژه‌اي روي آن باز كرده است، در شرايطي مي‌توانند در اين ابعاد و اندازه‌ها، نقش آفرين باشند كه ابزار قدرتمندي مانند نقدينگي در دسترس باشد، عاملي كه نوع سرگردان و مواج آن در حال حاضر به وفور در اقتصاد ايران وجود دارد و هر لحظه بازاري را تحت تأثير آثار مخرب خود قرار مي‌دهد. افزايش نقدينگي به حدود 330 هزار ميليارد تومان كه با توزيع ماهانه يارانه نقدي به حجم آن نيز دائما افزوده مي‌شود، حكم اسب سركشي را يافته كه بازيگران و عوامل رواني در بازار، افسار آن را در دست گرفته‌اند و به تاخت آن را به هر سمتي كه مي‌خواهند هدايت مي‌كنند.

دلايل اصلي پيدايش اين نقدينگي سرگردان به اختصار عبارتند از:
كاهش اميد جامعه به كسب بازدهي مناسب از سرمايه‌گذاري در بخشهاي صنعت و بازرگاني كه خود معلول شرايط جديد سياسي و اقتصادي به خصوص اجراي نامناسب طرح هدفمندسازي يارانه‌ها است
كاهش جذابيت بازار پول يعني سپرده‌گذاري در بانكها و خريد اوراق مشاركت كه در نتيجه سياستهاي پولي ابلاغ شده از سوي شوراي پول و اعتبار حادث شده است

بي انضباطي مالي دولت كه از ساليان گذشته شروع شده است و تا به امروز ادامه دارد. به عبارتي دولتمردان عادت كرده اند بيش از درآمدهاي داخلي خود خرج كنند و هر سال پايه پولي را بالا ببرند
تعيين نرخ ارز به صورت سياسي در ساليان گذشته و عدم توجه به كاهش قدرت رقابت توليدكنندگان داخلي در اثر تورم بالايي كه به آنها تحميل مي‌شود.

راه مهار و مديريت اين عامل هم همانگونه كه تا كنون بارها و بارها گفته شده، مديريت نقدينگي و جمع آوري آن از سطح جامعه است. افزايش نرخ سود سپرده‌هاي بانكي متناسب با شرايط اقتصاد كشور و توقف سياست‌هاي انبساطي مالي و پولي مهمترين راهبردها در اين حوزه تلقي مي‌شوند.

اگرچه با اصرار دولت بر كاهش دستوري نرخ سود تسهيلات و سپرده‌هاي بانكي در سال جاري، كارشناسان و ناظران نسبت به عواقب زيانبار اين سياست هشدارهاي متعدد و فراواني دادند كه متأسفانه مورد توجه واقع نشد ولي به نظر مي‌رسد ديگر زمان آن فرارسيده كه دولت با مشاهده پيامدهاي سوء سياست سركوب مالي، به حقانيت پيش بيني‌هاي علمي براي چندمين بار طي سال‌هاي اخير پي برده و اين اختيار را به شوراي پول و اعتبار و بانك مركزي بدهد كه در بسته سياستي و نظارتي نظام بانكي براي سال 91، بر اساس اصول علمي و كارشناسي تصميم بگيرند و سياست‌هاي متناسب با اقتضائات كشور تدوين كنند.
با درنظر گرفتن اين موارد به نظر مي‌رسد دولت بايد با اتخاذ سياست‌هاي مناسب هر چه زودتر نسبت به برطرف كردن ريشه‌هاي ايجاد نقدينگي سرگردان و تنش در بازارهاي مختلف از جمله بازار ارز جلوگيري كند.

رسالت:مجلس، عبور از فتنه و منافع ملي

«مجلس، عبور از فتنه و منافع ملي»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدمهدي انصاري است كه در آن مي‌خوانيد؛هرچند فتنه 88 به عنوان يك رويكرد تلخ و البته آموزنده در تاريخ نظام اسلامي به ثبت رسيد اما خواص فتنه‌گر و بازي خوردگان اين عرصه يا آنهايي كه غافل شدند پس از قيام 9 دي، به چند دسته عمده تقسيم شدند: برخي خواص با حنجره‌هاي تار عنكبوت بسته همچنان در سكوت ماندند كه گويي تاكنون كلامي از حنجره‌شان صادر نشده است. عده‌اي از غفلت خود فاصله گرفتند و به خود آمدند و به ملت پيوستند، برخي ديگر اما همچنان در ورطه شوم عاقبت عمر خود، گرفتار ماندند و بدسرانجامي را نصيب نام خود ساختند و بعضي ديگر بر عناد لجبازانه خود اصرار ورزيدند كه همان چيزي كه ما گفتيم، راه حل بحران است و بس!

معدودي از خواص هم كه اساسا به اشتباه وارد گود سياست شده‌اند بازي را باز هم باختند و بازي خوردند. به هر روي اين “برخي‌ها” و “بعضي‌ها” آن‌قدر ناچيز بوده و هستند كه در شمار خيل عظيم ملت جايي ندارند اما متاسفانه همين عده قليل اكنون در آستانه انتخابات، سوژه‌ساز رسانه‌هاي خارجي و كانون‌هاي قدرت غربي شده‌اند كه آنها را به هيجان وا دارند تا با تنفس مصنوعي و شوك الكتريكي، آنان را احيا كنند. بسي تاسف و حيرت از اين به اصطلاح “نخبگان” كه فرسنگ‌ها از فهم و ذكاوت “توده‌ها” عقب‌ترند و به گرد بصيرت ملت هم نمي‌رسند. نخبه‌اي كه افراط‌گري و لجاجت‌هاي عده‌اي موسوم به اصلاح‌طلب دو دوره دولتمردي و حيثيت شخصي و سياسي وي را به حراج گذاشت، اكنون باز هم به دنبال بازسازي و احياي مجدد همان‌ها افتاده است و باز هم بازي مي‌خورد. آيا چنين فردي جزء خواص است؟ بالاخره معروف بوده و هست كه جزء خواص بودن يعني خيلي خاص بودن، باهوش بودن، شم سياسي بالا داشتن …!!

اين ساده انديشي‌ها و ساده لوحي‌ها در كنار غرض‌ورزي‌ها و كينه‌توزي‌هاي عده‌اي ديگر از خواص و نخبگان سياسي كه حماسه‌اي عظيم چون9 دي و خواست و حضور ملت را ناديده مي‌گيرند و بر ذهنيت‌پردازي‌هاي پوچ و خيالي خود اصرار مي‌ورزند، عاقبت كار ايشان را سياه‌تر و پرونده‌ها را قطورتر خواهد كرد.

در اين سوي قضيه، اما شاهد ملتي هوشيار و آگاه بوده و هستيم كه هم حماسه 9 دي را خلق كرده و هم در سالگرد آن بر آرمان‌ها و مطالبات و هوشمندي خود مهر تاكيد زده و اكنون نيز با برائت از فتنه جويان آماده برگزاري انتخابات و حماسه‌اي ديگر است.

اين روزها با انجام ثبت نام نامزدهاي انتخابات نهم مجلس، مراحل اجرايي فرايند برگزاري انتخابات رسما كليد خورده و طي دوماه آينده، كه مقطعي حساس و تعيين كننده براي عبور از “گذشته” تلخ فتنه 88 و ساختن “حال” و “آينده” كشور است، همه بايستي مسئوليت ديني و ملي خود را در قبال اين رويداد مهم به انجام رسانند. بديهي است نقش مثلث “مردم، نخبگان سياسي و كانديداها” بيش از هر عنصر ديگري در فرايند انتخابات حائز اهميت و اولويت است. مردم بايد با هوشمندي و بصيرت، در صحنه حضور داشته باشند و با شناخت دقيق و انتخاب عالمانه، وكلاي خود را در مجلسي شايسته و در خور دهه چهارم انقلاب گزينش كنند و راهي خانه ملت نمايند. نخبگان سياسي نيز موظفند به عنوان طبقه‌اي پيشرو و طيفي اثرگذار در رفتارها و هنجار‌هاي سياسي- اجتماعي آحاد جامعه، هم زمينه‌ساز مشاركت و بلوغ سياسي شهروندان باشند و هم با گفتار و رفتار خود آرامش، عقلانيت و بصيرت مضاعفي را به رگه‌هاي اجتماعي تزريق كنند.

 برخي از نخبگان سياسي هم بخصوص آنهايي كه در دوران فتنه پس از انتخابات دهم رياست جمهوري چندان عملكرد شاخص و موضع‌گيري شفاف نداشته‌اند، بايستي صادقانه و بدون ابهام و ايهام و به قولي پرهيز از ديپلماتيك حرف زدن! انزجار عيني خود را نسبت به سران فتنه و آشوب اعلام كنند. خوشبختانه بي‌آبرويي و بي‌حيثيتي سران و دست‌اندركاران فتنه آن‌قدر معلوم و هويداست كه هيچ‌كس را ياراي فرار و مبهم‌گويي و دوپهلو گفتن و … نيست.

مرز خودي و غير خودي خيلي شفاف و آشكار شده است و اين از بركات افشاي فتنه 88 است!
كانديداها و نامزدهاي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي نيز كه ديدگاه‌ها و برنامه‌هاي خود را در معرض قضاوت و تصميم‌سازي ملت قرار داده‌اند بايستي ضمن ارج نهادن به نفس اقدام ارزشمند خود كه در اين صحنه ملي حضور يافته‌اند، از هرگونه رفتار تنش‌زا و اقدامات دور از شان جمهوري اسلامي و ملت بزرگ ايران خودداري كنند كه مبادا اين رفتارها، زمينه‌ساز سوء استفاده فتنه‌جويان باشد. بديهي است اگر انتخابات آتي در فضايي آرام، بدون حاشيه و پرنشاط برگزار شود انتخابات‌هاي سال‌هاي آتي نيز از مصونيت نسبي برخوردار خواهند بود. ملت از فتنه 88 به سلامت عبور كرده است و اكنون در فضايي كاملا متفاوت به سر مي‌برد.

مجريان و ناظران انتخابات نيز بايستي نقش خطير خود را در سلامت برگزاري انتخابات به اثبات رسانند و ان‌شاءالله مشاركتي حداكثري و كيفي رقم بخورد و مجلسي كارآمد كه توانمندي‌ خود را در مسير تعالي و پيشرفت ايران اسلامي به اثبات برساند، بر سر كار آيد و به عنوان نهاد قانونگذار،‌ قوانين و مصوبات رهگشا، علمي،‌دورانديشانه، ناظر به منافع ملي و … ثمره فعاليت آن باشد.

قدس:آمریکا؛ جبران سرخوردگی با سناریوسازی

«آمریکا؛ جبران سرخوردگی با سناریوسازی»عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندریان است كه در آن مي‌خوانيد؛«گینگریچ» کاندیدای ریاست جمهوری 2012 آمریکا مدعی شد ایران زیر مساجد خود بمب هسته ای پنهان کرده است. وی گفت: «آنها از حمله اسرائیل به سلاحهای هسته ای عراق در سال 1981 این نتیج%D