مردي كه مردانه‌ ايستاد/شهيد علي انصاري

  چاپ   6 , تیر , 1390 ساعت 9:52 ق.ظ  

شهيد علي انصاري استاندار اسبق گيلان، مردي از جنس انصار و كسي كه مردانه‌ ايستاد و خدمت به محرومان، همتش بود.

به گزارش خبرگزاري فارس از ر شت، گيلان خاستگاه شخصيت‌هاي برجسته تاريخي است و گيلاني‌ها به وجود شهدا و نام‌آوران ميدان حماسه و از خودگذشتگي افتخار مي‌كنند، زيرا اين شخصيت‌هاي برجسته در دوران جواني تمام نيرو و قابليت‌هاي خود را تقديم مردم كردند.
كساني كه در مسير ارزش‌ها گام مي‌گذارند در صحنه كار و تلاش و برطرف كردن مشكلات روزمره مردم از تلاشي فروگذار نيستند و اين همت و تلاش مسئولان نقطه ضعف آمريكا و دشمنان غربي است.
شناخت زندگي و آرمان‌هاي شخصيت‌هاي بزرگ كشور مانند شهيد علي انصاري و شهيد نوراني موجب آگاهي و كارآمدي است و كسب آگاهي نيز مسئوليت در بر دارد كه اين حس مسئوليت منجر به كارآيي و عملكرد بهتر مي‌شود.
شهدا قدر نعمت‌هاي خداوند را دانستند و ما نيز بايد راه آنها را ادامه دهيم و مردم سلحشور و پايدار گيلان هرگز از مسير و حريم ولايت خارج نمي‌شوند و مطالعه تاريخ حماسه و پايداري اين خطه بر همت اين گفتار تاكيد دارد.
دفاع از ارزش‌هاي انقلاب بزرگ‌ترين و مهم‌ترين مسئوليت است و حفظ و مديريت اين ارزش‌ها نياز به از خودگذشتگي و سرمايه‌گذاري معنوي دارد.
شخصيت‌هاي بزرگ تاريخي مانند شهيد علي انصاري از مديران بزرگ و مهندسان قابل در بحث ارزش‌هاي انقلابي بودند كه با سرمايه‌گذاري مادي، معنوي و انساني، ارزش‌ها را براي آيندگان حفظ كردند و امروز پاسداري از اين ارزش‌ها بزرگ‌ترين مسئوليت است.
شهيد انصاري براي مردم از خود و خانواده گذشت و جاودانگي شهيد انصاري و شهيداني مانند او به دليل از خودگذشتگي براي مردم است.
انسان‌ها سرمايه‌گذاران و سهامداران اين ارزش‌ها هستند و بايد تمام خدمات تحت‌الشعاع اين ارزش‌ها قرار گيرند.
شهيد انصاري در 15 تير ماه 1360 برابر با چهارمين روز از ماه مبارك رمضان در ساعت 6 و 45 دقيقه و زماني كه ايشان به همراه معاون عمران خود شهيد عليرضا نوراني در راه رفتن به استانداري بودند در خيابان لاكاني رشت به دست منافقان كور دل ترور شدند و به شهادت رسيد.
رزمنده دوران دفاع مقدس امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در رشت در آستانه 15 تير سالگرد ترور استاندار اسبق گيلان شهيد علي انصاري با ذكر خاطراتي از آن دوران اظهار داشت: 31 شهريور 59 به همراه تني چند از نيروهاي سپاهي و مردمي از شهرستان رودسر به سپاه رشت اعزام شديم تا در نخستين اعزام گيلانيان به سرحدات جنگي حضور داشته باشيم.
هوشنگ متقيان ادامه داد: شب هنگام به رشت منطقه پل عراق مقر اصلي سپاه رسيديم حس كنجكاوي و جواني‌ام مرا بر آن داشت تا اطراف سپاه را با حساسيت وارسي كنم.
وي افزود: در حاشيه رودخانه پل عراق و زمين ماسه‌اي با موانع نظامي كه گويا براي آموزش اوليه و ورزش صبحگاهي تهيه شده بود دو نفر كه در تاريكي با هم قدم مي‌زدنند نظرم را به خود جلب كرد كه يكي لباس سپاهي به تن داشت و ديگري لباس شخصي و در برگشت و هنگامي كه مقابل نورافكن قرار گرفتند يكي از آن دو را شناختم و او كسي جز شهيد بزرگوار ابوالحسن كريمي دادستان انقلاب استان نبود.
رئيس سابق ستاد كنگره سرداران و 8 هزار شهيد گيلان اضافه كرد: او را قبلاً در غائله لاهيجان ديده بودم متقي و فرهيخته، مصصم و ميدان‌دار مبارزه با گروهك‌ها بود، آنها نيز با ديدن ما كنجكاو شدند و جلو آمدند و پس از سلام و احوالپرسي، كسي كه لباس سپاه به تن داشت پرسيد: «برادران از كجا آمده‌ايد؛ يكي از همراهان او را شناخت و گفت: «سلام همشهري، ما از رودسر براي اعزام به جبهه آمده‌ايم»، از اينكه يك پاسدار رودسري را در سپاه رشت مي‌ديدم بسيار خوشحال بودم و از سر ذوق خود را براي گفت‌وگو به او نزديك كردم در حاشيه صحبت‌ها متوجه شدم كه او از برادران سپاهي نيست بلكه استاندار گيلان است.
وي در ادامه خاطرات خود از شهيد انصاري گفت: بسيار شنيده بودم كه استاندار ما رودسري و نامش هم علي انصاري است ولي تا آن هنگام وي را از نزديك نديده بودم و از اينكه با استاندار خودمان از نزديك گفت‌وگو مي‌كرديم بسيار خوشحال بودم و سر از پا نمي‌شناختم و هر آن مي‌خواستم با پيش كشيدن كلامي من نيز حرفي زده باشم و واكنش او را نسبت به صحبتم ببينم به همين منظور پرسيدم «شما رودسري هستيد»، با لبخندي مهربانانه رو به من كرد و گفت: «بله من همشهري شما هستم» حالا ديگه بچه‌ها چون نگيني او را در بر گرفته بودند و با او از هر دري سخن مي‌گفتند و شهيد انصاري هم متواضعانه به حرف‌هاي ماگوش مي‌داد و صبورانه پاسخگوي ما مي‌شد و شهيد بزرگوار كريمي هم نظاره‌گر اين صحنه‌ها بود.
متقيان افزود: خيلي زود جوي صميمي و برادرانه حاكم شد و چند روزي طول كشيد تا آموزش‌هاي اوليه را در زمين اطراف پل عراق (حاشيه سپاه رشت) ببينيم و در طول اين چند روز شهيد علي انصاري هر شب نزد بچه‌ها مي‌آمد و از نزديك فعاليت‌ها را مي‌ديد و مشكلات را بررسي مي‌كرد و براي اعزام نيروهاي گيلاني به جبهه اهتمام داشت و اين براي ما فرصتي بود تا با او بيشتر آشنا شويم.
وي در تعريف خصوصيات اخلاقي شهيد انصاري اظهار داشت: استاندار شهيد علي انصاري رودسري، از خداگرايان مخلصي بود كه جز به قيامت و مبارزه با دنياگرايان فكر نمي‌كرد و دلش حرم الهي بود از اين رو غير خدا جاي نداشت و در دوران مبارزه و نيز دوران مسئوليت و خدمت به مردم بي‌ريا، كم ادعا و ساده بود.
رزمنده دفاع مقدس افزود: خدا، نعمت امام (ره ) و انقلاب تكيه كلام شهيد انصاري بود و وظايف همگان را در خدمت به محرومان و مبارزه با فئودال‌ها و ملاكان و اربابان مي‌دانست و عشق خدمت به مستضعفان را پايدار و اجر و مزدش را جاودانه مي‌ديد و آمريكا و شوروي (سابق) را دشمن قسم خورده طبقات محروم جامعه مي‌دانست و گروهك‌ها را مزدوران آنها مي‌ديد و اصرار داشت كه بايد با آنها به مبارزه پرداخت.
وي با بيان اينكه شهيد انصاري به علي (ع) عشق مي‌ورزيد، گفت: چند روزي كه با اومأنوس بوديم اين حديث مولا علي (ع) بسيار از زبانش جاري مي‌شد يه طوري كه توانستم از او به يادگار داشته باشم كه همواره مي‌گقت: (دشمن ظالم و ياور مظلوم باشيد).
متقيان افزود: صداقت در گفتار اين شهيد موج مي‌زد از اين‌رو دريافتم كسي نيست كه خودش را به غير نعمت بهشت بفروشد چرا كه از خاصان است و سيماي پاكش بوي بهشت هديه مي‌داد زيرا بيشتر ايام روزه و معنويت در كلام آسماني‌اش هويدا بود و انسان‌هاي معنوي هنگامي كه به گناهان خود نگاه مي‌كنند هراسان مي‌شوند و وقتي به كرم خداي رحمان نظاره مي‌كنند اميدوار مي‌شوند و او اين ويژگي‌ها را به شايستگي دارا بود.
وي اظهار داشت: حالا ديگه به او عادت كرده بوديم از اين رو حتي فكر خداحافظي هم دشوار بود. ولي بالاخره آن روز فرا رسيد و روزي كه مردم در نخستين بدرقه رزمندگان اسلام گيلان به جبهه‌هاي جنگ حق عليه باطل سنگ تمام گذاشته بودند، روز اعزام جزو نخستين افرادي بود كه خود را به رزمندگان اعزامي رساند و با تك تك آنها خداحافظي و اقلامي را نيز براي مصرف رزمندگان به آنها اهدا كرد.
رزمنده دفاع مقدس افزود: لذت تماشاي سيماي جذاب و نوراني و الفاظ زيبا و تبسم رويايي‌اش چنان آتش عشقي از خود بر دلم گذاشت كه هنوز پس 31 سال سيماي مردي را مرور مي‌كنم كه با من فرسنگ‌ها فاصله دارد و يك بار ديگر سنگيني شب‌هاي پل عراق رشت در حسرتي جانكاه بر دلم نشست از اين‌رو بر مزارش گلزار شهداي رودسر رفتم و ايستاده براي آن روح جاودان فاتحه خواندم، كسي كه قد قامت مردانه‌اش ايستاد و خدمت به محرومان همتش بود.
شهید انصاری
شهید انصاری در حال سخنرانی در سوگ شهدای هفتم تیر

نظر بدهید