اعتدال گرائي از بي تفاوتي تا افراطي گري

  چاپ   7 , اسفند , 1385 ساعت 3:54 ب.ظ  

حسن كربلايي -از جمله مدعيان اعتدال گرائي در ايران جناب آقاي دكتر محمّد باقر نوبخت است. ايشان به عنوان دبيركل حزب اعتدال و توسعه و فرمانده اردوگاه اعتدال در انتخابات 24 آذر گهگاهي مصاحبه هائي دارند كه جاي تامّل دارد.


اينجانب به عنوان كسي كه از ابتداي انقلاب تاكنون با حركات و رفتارهاي اجتماعي و سياسي آقاي نوبخت آشنائي دارد بر خود وظيفه دانستم به عنوان اولين گام و اولين نفر به نقد و بررسي ديدگاههاي افراطي آقاي نوبخت بپردازم. شايد ايشان به خود آمده و از تخريب دولت مورد حمايت مقام معظّم رهبري و مورد اعتماد و اميد مردم دست بردارد وخوب است بدانند دكتر احمدي نژاد كانديداي مورد حمايت اصولگرايان بوده و اهانت به ايشان ، اهانت به مجموعه اصول گرايان نيز تلقّي مي شود . در ابتدا به بررسي و تحليل برخي مواضع آقاي نوبخت و تشكيلات تحت فرمان او مي پردازم و اميدوارم از مجموعه اين بررسي ها خوانندگان محترم به صحّت ادعاي اينجانب پي ببرند.مردم گيلان به خاطر دارند كه آقاي نوبخت از ابتداي انقلاب تا سالها با روش و منش بي تفاوتي نسبت به اهانت به ارزشهاي انقلاب اسلامي زندگي كرده و در مواقع حساس و مهم انقلاب كه نياز به موضع گيري بوده ، از ايشان موضعي در قبال جريان معاند، منافق و در حال ستيز با نظام و انقلاب مشاهده و ملاحظه نشده است.از دوران مديريت دبيرستان شهيد بهشتي رشت كه محلي امن براي فعاليت منافقين بوده تا نفوذ افراد ناصالح در آموزش و پرورش گيلان و تا شعارها و اقدامات دشمنان انقلاب برعليه ارزشهاي نظام مقدّس جمهوري اسلامي ، عكس العمل موثر و درخور شان از ايشان سراغ نداريم. البته اين سيره و روش همواره براي آقاي نوبخت خوش يمن بوده تا جائيكه چند دوره توانستند با آراء بالا نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي شوند.از سال 1376 كه حركت در خط ميانه كمي سخت بود، شهروندان جامعه اسلامي از مسئولان و مدعيان سياسي انتظار موضع گيري نسبت به وقايع ،مواضع گروهها و اتفاقات روز داشتند ،جناب آقاي نوبخت هم در ورطه موضع گيري افتاده و ترجيح دادند وارد اردوگاه دفاع و حمايت از كانديداتوري حجت الاسلام و المسلمين آقاي ناطق نوري شوند. به هر شكل به دليل عدم اقبال مردم از جناب آقاي ناطق نوري، آقاي نوبخت طعم اولين ناكامي را در ورود به عرصه هاي سياسي چشيدند و در سال 1384 همه مردم شاهد بودند كه در انتخابات نهم رياست جمهوري، ايشان وارد اردوگاه ديگري يعني ستاد انتخابات حجت الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني شدند .اگر خوش بين باشيم و نگوئيم در حمايت از هر دو بزرگوار به نوعي آينده نگري نيز لحاظ شده ولي نمي توان به ايشان خرده گرفت زيرا كه اين هم يك نوع استراتژي در فعاليتهاي سياسي و منطبق بر ديدگاه ايشان است ، ليكن از ماهها قبل از انتخابات رياست جمهوري نهم ، مواضع آقاي نوبخت همواره به نفع آقاي هاشمي به شكلي افراطي اتخاذ شد به نوعي كه گوئي لازم و واجب است براي اثبات شخصيت رزشمندي همچون هاشمي رفسنجاني، چهره همه رقباء را تخريب نموده و از ميدان رقابت با هاشمي منصرف كرد.آقاي نوبخت حدود 8 ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري در تاريخ 19/7/83 در روزنامه محلي نسيم گفت:” طبق آخرين نظرسنجي، هاشمي با اختلاف زياد نسبت به مابقي از پشتيباني مردم برخوردار است”.و روزنامه اعتماد گيلان در 17 آذر 83 از قول ايشان نوشت ” يك رئيس جمهور بايد توانايي زائي داشته باشد” و نشريه خزر 26/7/83 از قول آقاي نوبخت نوشت” آقاي رفسنجاني اصلح تر است” ( همان شكلي كه در روزنامه آمده). اگر همه اين ديدگاهها را كاري سياسي و حزبي بدانيم مي بايستي به ايشان حق داد ولي بايد گفت ايشان براي مطرح كردن خود و حزبش بارها و بارها از سيماي استاني و شبكه باران در برنامه هاي گوناگون نهايت استفاده را برده و در مصاحبه هاي مطبوعاتي هم تلاش كرده جريان اصولگرا را كنار زده و حساب خود را از آنان جدا كند تا شايد در انتخابات رياست جمهوري 84 بتواند شكست خود در انتخابات 76 رياست جمهوري را جبران كند.آقاي نوبخت براي معرفي اعتداليون و اثبات تفوق و برتري خود نسبت به ديگران اقدامات زيادي انجام داد. ايشان در روزنامه گيلان امروز چهارشنبه 7 بهمن 83 گفت: “چپ و راست تفاوت بنيادين ندارند”. اين اظهار نظر آقاي نوبخت با اين سخن از او در روزنامه محلي معين در سوم شهريور 82 كه گفت:” امروز پيشرفت جريانهاي سياسي به ايجاد يا رفع بحرانها اختصاص يافته و نيروهاي معتدل ، آينده را رقم مي زنند” ، حكايت از نوعي آينده نگري دارد. اين آينده نگري و اين نوع جداسازي خود از اصول گرايان ، مطلبي را در ذهن متبادر مي كند كه آقاي نوبخت با رفع اتهام راستي بودن از خود مايل است سردمدار جرياني جديد شود و اين در حالي است كه عمدا يا ناخواسته سئوالات و ابهامات زيادي را ايجاد كرده است . آيا از نظر آقاي نوبخت ميان جريان اصلاح طلب مورد حمايت آمريكا كه بارها و بارها همگرائي در فكر و عمل بين آنان و بيگانگان را شاهد بوديم و جريان اصولگرا كه سالها شاهد مبارزه اصلاح طلبان با ارزشهاي ديني بوده و خون دل خورده و سالها محروميت كشيده و از مشاغل و پست هاي مهم اين نظام كنار گذارده شده اند و در عين حال از حمايت ارزشها و اصول انقلاب دست برنداشته اند، هيچگونه تفاوت بنيادين وجود ندارد ؟آيا ديدگاه هر دو گروه نسبت به ولايت مطلقه فقيه يكي است؟ آيا هر دو جريان مواضعي يكسان در قبال تهديدات آمريكا داشته اند و آيا … .آقاي نوبخت بازهم براي تقويت به اصطلاح اعتدال گرائي، افراطي ترين روش را به كار برده و در روزنامه نسيم 5 بهمن 82 گفت :” افراطي هاي دو جناح جز تشنّج آفريني كار ديگري نمي كنند”. اين هم نوع ديگري از فرصت طلبي و فعاليت براي ماندن در آينده است كه آقاي نوبخت براي جا انداختن موضوع اعتدال گرائي حاضر است افرادي چون اكبر
گنجي، عباس عبدي،سعيد حجاريان،آغاجري ، مهاجراني، تاج زاده ، باقي ، افشاري و لايه هاي تندروي تحكيم وحدت كه بعضاً جاسوسي بيگانگان را كرده و اطلاعات و سرمايه هاي نظام را به بيگانگان فروخته و يا غائله كوي دانشگاه تهران را پديد آورده و از افراطيون جريان اصلاح طلب بوده را كاملا در كنار افرادي مثل باهنر، ترقي ، بادامچيان از جريان اصولگرا گذاشته و همه را مشابه و مانند هم بدانند.متاسفانه اين شيوه و روش و تندروي ها، در جريان حمايت از آقاي هاشمي در انتخابات رياست جمهوري نهم به اوج خود رسيده و وقتي به عنوان نماينده ستاد آقاي هاشمي ( نه شخص آقاي هاشمي) در تلويزيون و در يك مناظره با آقاي خوش چهره ظاهر شد، اعتدال و ميانه روي را فراموش كرد. حمله به رقيب آقاي هاشمي، زير سئوال بردن سربازان گمنام امام زمان (ع) ، دستگاههاي امنيتي، حفاظتي و انتظامي ، حمله به اعتقادات و ارزشهاي ديني مورد قبول مردم ، خصوصا حمله شديد به ارادتمندان به حضرت ولي عصر (عج) و نفي تمامي خدمات شهرداري تهران ، مطالبي نبود كه مردم ايران فراموش كرده باشند. و به عبارت ديگر معناي اعتدال! در كلام آقاي نوبخت را فهميديم . اينجانب مدّعي هستم هيچكس در آن انتخابات ( انتخابات نهم رياست جمهوري) به اندازه آقاي نوبخت در ضربه زدن به آقاي هاشمي سهيم نبوده و حداقل 2.000.000 راي آقاي هاشمي در آن شب پر مخاطره از جمع آراي ايشان كسر و به جمع آراي آقاي احمدي نژاد افزوده شد.ضمن اينكه تا آن تاريخ هيچكس چنين برخورد تندي را از آقاي نوبخت نديده و انتظار نداشت و از ادعاي اعتدال،متانت،ادب در كلام،سنجيدگي در انتخاب الفاظ دست برداشته و سخناني تند را بر زبان جاري كرد. شايد هم چهره واقعي آقاي نوبخت كه سالها پنهان نگه داشته شده بود در آن شب (مناظره تلويزيوني نوبخت و…) آشكار وشفاف شد. البته اگر تمامي مواضع تند در همان دوران رقابت انتخاباتي باقي مي ماند خوب بود ولي اين رقابت تبديل به رفاقت و همراهي نشد و ما نمونه هاي ديگري از اعتدال مورد ادعاي آقاي نوبخت را پس از انتخابات رياست جمهوري 84 شاهد هستيم . ايشان پس از پيروزي آقاي احمدي نژاد همواره در پي آن است تا ثابت كند مردم ايران اشتباه كرده و انتخاب ايشان كار درستي نبود و با ناديده گرفتن خدمات ارزشمند دولت نهم كه همواره مورد تائيد مقام معظم رهبري قرار گرفته، علي الدوام مترصد آنست تا نقطه ضعفي يافته و بوسيله آن دولت نهم و خدمات آنرا زير سئوال ببرد و جاي پائي براي اثبات ادعاي خويش بيابد .فلذا تندروي و محكوم كردن راي دهندگان به آقاي احمدي نژاد حتي پس از انتخابات هم ادامه يافت و روزنامه محلي معين در 16 مهرماه 84 از قول آقاي نوبخت نوشت” معتقديم يك فرصت بزرگ را از دست داديم .در داخل كشور اكثريت نخبگان خواهان حضور وي (آقاي هاشمي ) بودند . جبهه اعتدال قصد ندارد نقش اپوزيسيون را براي دولت جديد ايفا كند”.و مهمتر اينكه روزنامه هاي نسيم ( طرفدار پر و پا قرص آقاي نوبخت ) و گيلان بهتر ( داراي تفكر افراطي ملي مذهبي و اصلاح طلبي) در تاريخ 12/8/84 از قول آقاي نوبخت نوشتند “يك رئيس جمهور پخته و سياستمدار با استفاده از تجربيات سالهاي پيشين و با پرهيز از روش آزمون و خطا مي تواند در ساختن شرائطي مطلوب ، نقش قابل توجهي داشته باشد و گرنه در زير سقف يك رئيس جمهور كوتاه قد و جناحي با زانو زدن و كمر خم كردن ، امكان ماندن نخواهد بود”.اينگونه مواضع بعضاً اهانت بار و غير مودبانه در حالي از سوي آقاي نوبخت اتخاذ شده كه در طول 8 سال دولت اصلاح گران ، همه نوع همكاري را با دولت آقاي خاتمي داشته و از اين باب كه مي بايستي دولت جمهوري اسلامي را تقويت كرد ، خرده نمي گرفت و نسبت به مجموعه فعاليتهاي سياسي ،فرهنگي و اقتصادي دولت هشتم اگر نقدي هم داشت بسيار مودبانه بيان مي كرد . خوب است خوانندگان محترم بخشي از آن مواضع را توجّه كنند.آقاي نوبخت در تاريخ 20 اسفند 1381 گفت: “برخي احكام قضائي نظير حكم آغا جري مخالف مصالح ملّي بود”. و سه شنبه اسفند 82 در روزنامه اعتماد از قول آقاي نوبخت نوشت “توسعه يافتگي نيازمند وفاق و همكاري جمعي است كه با اعتدال سياسي و انعطاف در روشها مي توان چنين وفاقي را براي توسعه فراهم كرد” و باز روزنامه اعتماد در 10 اسفند 82 نوشت كه آقاي نوبخت گفته: “جبهه دوم خرداد بخشي از واقعيت هاي نظام است”.بنابراين حمايت از دولت آقاي خاتمي ، عدم مقابله با دولت جمهوري اسلامي ، عدم تخريب دولت، قبول واقعيت دوم خرداد و دهها موضع اينگونه اي را در دوران اصلاحات از آقاي نوبخت شاهد بوديم و ظاهراً عناد و دشمني آقاي نوبخت با آقاي احمدي نژاد بقدري بالاست كه گوئي دولت او ، دولت جمهوري اسلامي نيست. همكاري آقاي نوبخت با دولت اصلاحات تا حدي بود كه يكي از اعضاء حزب اعتدال و توسعه در گيلان از سوي آقاي حسيني (معاون سياسي استانداري گيلان در زمان آقاي سلطاني فر) به عنوان مسئول خانه جوان استانداري گيلان انتخاب شد و سالها اين مسئوليت را در اختيار داشت . نزديك بودن جريان اعتدال و جريان اصلاح طلب بقدري زياد بود كه نمي توان بين آندو جريان تفاوتي را فرض كرد . آقاي نوبخت در 12 اسفند 83 آقاي صالح جلالي ( نماينده اصلاح طلب آستانه در دوره ششم مجلس)، سروش اكبرزاده ( از افراطيون دوم خرداد) ، اخوان ( نماينده اصلاح طلب لنگرود دوره ششم مجلس) و ديگر حضار با همين گرايش، خواست كه در انتخابات رياست جمهوري آينده از آقاي هاشمي حمايت كنند و اين در حالي بود كه از سالها قبل شاهد ضربات پي در پي جريان اصلاح طلب به شخصيت آقاي هاشمي
رفسنجاني بوديم و اكنون از آنان خواسته مي شود كه در انتخابات به او كمك كنند و اينهم از جمله اشتباهات حاميان آقاي هاشمي همچون نوبخت بود. البته نمونه هائي از اين موارد از جمله رئيس سابق سازمان آموزش و پرورش استان گيلان كه همزمان مورد حمايت اصلاح طلبان و حزب اعتماد بود، فراوان است و در اين مقاله فرصت پرداختن به آنها نيست.اما اين روزها شاهد برخوردهاي تندتر، انتقام جويانه و خلاف اعتدال و عدالت آقاي نوبخت در رابطه با دولت مورد تائيد مقام معظم رهبري هستيم .خوب است آقاي نوبخت يكبار ديگر به معناي اعتدال توجّه كنند يا همراه با مروّت و مردانگي موضع گيري كنند و يا حداقل اسم حزب و جريان و اردوگاه خويش را تغيير داده و مانند برخي تندروهاي اصلاح طلب رسما به ميدان مقابله با دولت و برخي اصول نظام بيايند . نمونه ديگر اعتدال را در جريان انتخابات دوره سوم شوراها شاهد بوديم . نماينده تام الاختيار آقاي نوبخت از حزب اعتدال و دبير شاخه گيلان يكي از 20 نفري بود كه در جلسه ائتلاف اصلاح طلبان گيلان شركت مي كرد و حدّاقل 4 ماه به صورت مرتّب با همديگر جلسه داشتند تا براي مقابله جدّي با اصولگرايان فهرستي مشترك براي انتخابات شوراها ارائه دهند.همراهي اعتداليون با تندترين اصلاح طلبان يعني به فراموشي سپردن همه شعارهاي اعتدالي ، سئوال اينجانب كه آيا همه افراد فهرست 9 نفره اصلاح طلبان معتدل بودند و آيا افراد فهرست 9 نفره اصول گرايان در رشت همه تندرو بودند؟ و آيا امكان نداشت از ميان داوطلبان منفرد و اصولگرا افرادي انتخاب و در فهرست حزب اعتدال جاي مي گرفت و به مردم رشت معرفي مي شدند؟ آيا همراهي و همدلي و همگرائي با اصلاح طلبان گيلان كه مردم نشان دادند براي آنها تره هم خرد نمي كنند به منظور شكست دادن جبهه اصول گرائي نبود؟آيا اين نوع حركات به معناي قبول تمامي مواضع اصلاح طلبان بود؟و يا دست برداشتن از اعتدالگرائي ؟ آقاي نوبخت بايد بدانند بزرگاني همچون آقايان هاشمي،مشكيني،جنّتي ، يزدي و امامي كاشاني اگر در فهرست ايشان تحت عنوان اعتداليون هم قرار نمي گرفتند ، در آراء آنان هيچ تغييري ايجاد نمي شد و جالب اينكه آقاي نوبخت اخيرا مدّعي شدند كه ” اردوگاه اعتدال را مردم در انتخابات 24 آذر تائيد كردند”. و بايستي به ايشان گفت ، راي شخصيتهاي برجسته نظام اولاً مربوط به خودشان است و ثانياً حمايت جامعتين و مردم بزرگوار تهران و بحثي كه ايشان درباره آقاي هاشمي داشتند هم كاملا بي ربط است و آقاي هاشمي رفسنجاني پس از انتخابات 24 آذر فرمودند: همواره از ابتداي انقلاب تاكنون در همه انتخابات نفر اول بودم و تحليل آقاي نوبخت در رابطه با برتري چشمگير آقاي هاشمي رفسنجاني نسبت به ديگر بزرگان ربطي به درگيريهاي لفظي چند ماه اخير ندارد و به عبارتي بايد گفت همان مردمي كه در انتخابات رياست جمهوري از مجموعه رهنمودهاي مقام معظم رهبري دريافتند كه مي بايستي به يكي از داوطلبان جوان و اصولگرا راي داد و به همين دليل آقاي دكتر محمود احمدي نژاد را برگزيدند، همانها در انتخابات خبرگان تشخيص دادند مجلس خبرگان جائي است كه مي بايستي امثال آقاي هاشمي رفسنجاني در آن باشند و در هر دو انتخابات مردم اصولگرايانه عمل كردند و نمي بايستي در رياست جمهوري سرزنش و در خبرگان تمجيد شوند.مواضع آقاي نوبخت در انتخابات مجلس هفتم يكي ديگر از موارد سئوال برانگيز است و به نوعي همگرائي و همراهي وي را با جريان اصلاح طلب تائيد مي كند . ايشان در روزنامه خزر در 28 مرداد 1382 گفت: “نبايد سياست نظارت انقباضي براي ورود كانديداها به مجلس صورت گيرد” و توصيه كرد كه “شوراي نگهبان منصف تر برخورد كند” و گفت:” بايد از تنگ نظري و محدود فكر كردن پرهيز كرد”. دقيقا همان زماني كه مردم گيلان به شدت از مواضع افراطي تني چند از نمايندگان گيلان در دوره ششم مجلس ناراحت بودند و شوراي نگهبان با اسناد و مدارك موجود، اقدام به رد صلاحيت 5 تن ازنمايندگان گيلان نمود، آقاي نوبخت در روزنامه نسيم مصاحبه كرده و گفت: “همه نمايندگان گيلان در مجلس ششم داراي افكاري معتدل بوده و من از صلاحيت آنها دفاع مي كنم و سكوت در اين زمينه را غير قابل دفاع مي دانم”. وادادگي آقاي نوبخت در برابر بيگانگان هم از جمله نمونه ضعف هاي آقاي نوبخت است و اگر اين نظام در اختيار امثال آقاي نوبخت قرار مي گرفت همان روزهاي اول تقديم بيگانگان مي شد. ايشان هم مثل خيلي از ترسوها در مصاحبه 22 اسفد 84 با روزنامه نسيم گفت: “لايحه بودجه 85 كشور را با مصائب جدي اقتصادي مواجه مي كند ، تحريم هاي اقتصادي از اولويتهاي آمريكا عليه ايران است” و يا در نسيم 4 دي 84 گفت: “حرفي نزنيم و روشي را اتّخاذ نكنيم كه به اعتماد جهاني خدشه وارد شود”. اگرچه در دفاع از دانشگاه آزاد اين موضع از سوي ايشان اعلان شده ولي بخش پاياني آن يعني اعتماد جهاني براي ايشان از اهميت بالايي برخوردار بوده و معلوم نيست چه وقت، جهان به ما اعتماد پيدا خواهد كرد و يا درباره الكترونيكي كردن بانكها طي مصاحبه اي در 2/7/85 در نسيم اظهار داشتند” با تحريم ، وضعيت 50 ميليارد دلار ذخاير ارزي ما در خارج تهديد مي شود”.اميدوارم آقاي نوبخت شيوه اعتدال را دنبال كنند و از اقدامات دولت خدمتگزار حمايت كنند و درباره افعال،اقدامات و فعاليتهاي دولت نهم عاقلانه نقادي كنند و از جايگاه فعاليت در يكي از بخشهاي مجمع تشخيص مصلحت نظام ، دولت نظام جمهوري اسلامي را تضعيف نكنند.فكر مي كنم شايد آقاي هاشمي بارها خواستند به آقاي نوبخت بفرمايند” كه مرا به
خير تو اميد نيست ، شر مرسان “ولي تابحال چنين مجالي پيدانشده.
حسن كربلايي

نظر بدهید