شریعتمداری: اکنون سوال این است که اگر درخواست مکالمه از سوی آقای روحانی بوده است، آیا نسبت دادن آن به آمریکاییها با شعار «دولت راستگویان» در تناقض نیست؟! و چنانچه این درخواست از سوی آمریکاییها بوده است، نشاندهنده آن است که دولت آمریکا حتی در حد و اندازه اعلامنظر درباره یک مکالمه تلفنی هم صداقت نداشته و قابل اعتماد نیست، بنابراین پرسش بعدی آن است که جناب روحانی و هیئت بلندپایه همراه ایشان با چه تحلیل و تفسیری از ضرورت اعتماد به آمریکا یاد کرده و با آنهمه تبلیغات گسترده و پرحجم از تعامل اعتمادساز آمریکا به عنوان یکی از دستاوردهای سفر نیویورک یاد میکنند؟! و این چه «گام اعتمادسازی»! است که هیچیک از طرفین تماس حاضر نیستند مسئولیت آن را برعهده بگیرند؟!

خبر ناگهانی مذاکره تلفنی روحانی و اوباما اگرچه واکنش مثبت جامعه جهانی را به دنبال داشت و در داخل نیز با موافقتهای فراوانی مواجه شد، اما واکنش منفی برخی از افراد و رسانههای یک جریان خاص را به دنبال داشت. به گونه ای که این موضوع در جریان استقبال مردمی از رئیس جمهور محترم نیز خود را نشان داد. درحالی که برخی از مردم به استقبال دکتر حسن روحانی رفته بودند و با شعارهای خود از این اقدام وی حمایت کرده بودند برخی از مخالفان این اتفاق نیز با حرکاتی مشابه تحرکات اعتراض آمیز سالهای اخیر به طرف خودروی رئیس جمهور حمله ور شدند و شعارهایی سردادند.
به گزارش جمهوریت روز گذشته رئیسجمهور پس از پایان سفر پنج روزه خود به نیویورک، که برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل انجام شده بود، وارد فرودگاه مهرآباد شد که با استقبال گسترده مردمی همراه بود.روحانی در مقابل ورودی پاویون جمهوری فرودگاه مهرآباد با استقبال جمع زیادی از اقشار مختلف مردم روبرو شد که شعارهایی نظیر”روحانی متشکریم”،”روحانی روحانی تشکر تشکر”،”سلام بر روحانی، درود بر خاتمی”،”روحانی دوست داریم”، ”روحانی زنده باد، خاتمی پاینده باد”،”صدای ملت ایران اعتدال اعتدال” و”درود بر روحانی” سر میدادند.
مخالفان مواضع روحانی در فرودگاه
به گزار جمهوریت دیروز در فرودگاه مهرآباد جمع دیگری نیز حضور داشتند که مخالفت خود با مواضع رئیسجمهور در نیویورک را با سر دادن شعارهایی چون”مرگ بر آمریکا”،”مصلحت ملی ما سازش و تسلیم نیست”،”نه سازش نه تسلیم نبرد با آمریکا” سر میدادند و پلاکاردهایی با مضمون”با گفتوگوکننده غیرمنطقی نمیشود مذاکره کرد” در دست داشتند.این اتفاق البته در فضای سیاسی ورسانه ای نیز با همین مقیاس رخ داد به گونه ای که بسیاری از شخصیتهای سیاسی و نمایندگان مجلس ضمن تمجید از حرکت اخیر رئیس جمهور آن را اتفاقی مثبت ارزیابی کردند و از آن سو نیز تعداد معدودی از رسانهها وفعالان سیاسی مخالف این اقدام رئیس جمهور در حرکتی شتابزده به تخطئه آن پرداختند.


حمله تبلیغاتی به مذاکره روحانی و اوباما
سایت رجا نیوز در رأس این طیف قرار دارد که مطالب متعددی در این باره منتشر کرد.«اقدام عجیب، بیفایده و بدون دستاورد روحانی در گفت وگوی تلفنی با اوباما» اولین مطلبی بود که در این سایت منتشر شد و طی آن آمده است: در حالیکه سخنان رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل و عدم پذیرش ملاقات با باراک اوباما، رئیس جمهور امریکا، رفتار دیپلماتیک آقای روحانی در سفر به نیویورک را در چارچوب تاکتیک «نرمش قهرمانانه» به رفتاری معقول، هوشمندانه و مبتنی بر تأمین منافع ملی مردم ایران تبدیل کرده بود، این روند قابل قبول در آخرین دقایق حضور روحانی در آمریکا به روند معکوسی مبدل شد تا رئیس جمهور در اقدامی عجیب و بی فایده، با باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا، بصورت تلفنی گفت وگو کند.
به گزارش جمهوریت در ادامه این سایت آورده است: این رفتار پر ابهام و عجیب از سوی رئیس جمهور در شرایطی صورت گرفته است که هیچ دستاورد عینی دیپلماتیکی برای معامله با برند «ایران انقلابی» که در پس این تماس تلفنی اتفاق افتاده است، برای ایران حاصل نشده و مشخص نیست با کدام توجیه دیپلماتیک و عقلانی، تماسی که مهمترین سرمایه ملت ایران یعنی برند مقاومت، برای آن هزینه شده است، بدون هرگونه آورده خاص برای این ملت، آنهم در هفته دفاع مقدس برقرار شده و اتفاق افتاده است.«خیانت سکوت»،«مذاکره ایران و آمریکا چه بر سر «برند ایران» خواهد آورد؟»،«امتیازی که اوباما بالاخره از روحانی گرفت»،«چه کسی هزینه تماس اوباما و روحانی را میپردازد؟»از جمله مطالب دیگری بود که این سایت منتشرکرد.سایت بیباکنیوز در مطلبی تحت عنوان «گفت وگو با مقامات آمریکایی از عهده رهبران بی کفایت عربی هم بر میآید» نیزبه این موضوع پرداخت.
تعبیر تند شریعتمداری
همان گونه که پیش بینی میشد حسین شریعتمداری واکنش تندی به این موضوع نشان داد. وی در گفت وگو با فارس آن را اقدامی«زشت وپلشت» خواند.
مدیرمسئول روزنامه کیهان با اشاره به مباحث مطرح شده درباره اینکه چه کسی درخواست مکالمه تلفنی اوباما و روحانی را داده است، گفت: دقایقی بعد از گفتوگوی تلفنی آقای روحانی با اوباما، خانم رایس مشاور امنیت ملی در مصاحبه با CNN اعلام کرد که این مکالمه تلفنی به درخواست روحانی صورت گرفته و تأکید کرد که این درخواست برای آنها تعجب آور بوده است.وی افزود: سوزان رایس میگوید، به ما اطلاع دادند آقای روحانی مایل است در حالی که میخواهد از نیویورک خارج شود، از طریق تلفن با اوباما گفت وگو کند.
شریعتمداری همچنین با اشاره به اظهارات روحانی بعد از ورود به تهران مبنی بر اینکه درخواست برای گفتوگوی تلفنی از سوی اوباما بوده است، اظهار داشت: اظهارات جناب آقای روحانی نشان میدهد علاوه بر اصل گفت وگو که جای بحث و بررسی دارد، این نکته که چه کسی برای گفتوگو پیش قدم شده است نیز از نگاه هر دو طرف اهمیت داشته و آنها حیثیت خود را در گرو آن میدانند.شریعتمداری تأکید کرد: البته اینکه دولتمردان محترم اصرار دارند اوباما را درخواست کننده مکالمه بنامند نشان میدهد خود آقایان به زشتی و پلشتی این اقدام اعتراف دارند.
علی اصغر زارعی نماینده عضو جبهه پایداری نیز در گفتوگو با رجانیوز با بیان اینکه محتوای مکالمه اوباما چیزی بیشتر از آنچه که جان کری با ظریف مطرح کرد نبود، گفت: بنابراین آمریکاییها محتاج ژست تماس با جمهوری اسلامی ایران و تبلیغاتی کردن آن بودند.وی خاطرنشان کرد: البته انتظار میرفت هیأت ایرانی هوشمندی بیشتری به خرج میداد و پاسخ تماس اوباما را به پس از روشن شدن مواضع واقعی آمریکا در پرونده هستهای موکول میکرد. نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه تدبیر واقعی این بود تا به ازای اقدام عملی آمریکا ما اقدام به رفتار متقابل داشته باشیم، افزود: نباید هیأت ایرانی در آخرین دقایق حضور خود در پازل اوباما و برنامهریزان کاخ سفید قرار میگرفت.
تمام صفحات کیهان یکشنبه 7 مهر 1392 علیه رئیس جمهور منتخب ملت

روزنامه کیهان امروز در حالیکه نیم از صفحه اول خود را با تیتر “روحانی در پایان سفر 5 روزه از نیویورک به تهران بازگشت؛ امتیاز نقد دادیم وعدههای نسیه گرفتیم” پر کرده است ، در ستون خبر ویژه خود نیز در خبری با تیتر “خوشخیالی است که آمریکا تحریمها را کاهش دهد” نوشت: با وجود حسننیت و آغوش بازی که دولت روحانی باز کرده اوباما در برخورد با کنگره قادر به کاهش سریع فشارهای مالی و اقتصادی نیست.
این روزنامه همچنین در خبر ویژه دیگری با عنوان “این چه کار شرافتمندانهای بود که طرفین مسئولیت آن را برعهده نمیگیرند؟!” مدعی شد: گام اول اعتمادسازی میان حسن روحانی و باراک اوباما با شکست ناشی از دروغپردازی مواجه شد. نکته جالب در این میان آن است که طرفین تماس هیچ یک حاضر نیستند مسئولیت آن را برعهده بگیرند و بر دوش دیگری میاندازند! بنابراین پیداست که این وسط یک طرف در همین اول کار اعتمادسازی و برداشتن دیوار بلند بیاعتمادی، دروغ گفته است. حمایت فتنهگران از اقدام دکتر روحانی در تماس تلفنی با اوباما- در حالی که رئیسجمهور فتنهگران را عوامل آمریکا و اسرائیل خوانده- خود سند متقنی بر خطا و دشمن پسند بودن اقدام اخیر روحانی و لطمه به مواضع خوب وی در سفر نیویورک بوده است.
البته حسین شریعتمداری به این مطالب و مصاحبه توهین آمیز روز گذشته خود با خبرگزاری فارس نیز اکتفا نکرد و در سرمقاله امروز کیهان با عنوان “چه دادیم و چهگرفتیم؟!“نوشت: پرسیدن که عیب نیست. مخصوصا از کسانی که «دانستن را حق مردم» میدانند! و طی سه دهه گذشته بارها بر این «حق» اصرار ورزیدهاند. از این روی، پرسشی که در پیش است و آنچه این نوشته در پیوست خود دارد، نباید دولتمردان محترم را آزردهخاطر کند و یا این تلقی را پدید آورد که قرار است زحمات متراکم و روزهای پرکار آنها نادیده گرفته شود. پرسش درباره سفر نیویورک است، سفری که طی چند روز گذشته پیرامون دستاوردهای آن تبلیغات پرحجم و گستردهای شده و این تبلیغات کماکان ادامه دارد. پرسش اما، این است که جناب رئیسجمهور محترم و هیئت همراه ایشان در سفر نیویورک و در تعامل با آمریکا و متحدانش «چه دادهاند و چه گرفتهاند»؟ و در اینباره گفتنیهایی هست؛لحن آرام و اظهارنظرهای آمیخته به آرامش آقای روحانی در سخنرانیها و مصاحبهها، مخصوصا آنجا که با استدلال منطقی و محکم همراه بود نیز – که نمونههای فراوانی از این دست را میتوان آدرس داد- تحسینبرانگیز بود. اما لحن ملایم رئیسجمهور محترم کشورمان و نشانهها و پیامهایی که از خواست جدی ایشان برای فرو ریختن دیوار بلند بیاعتمادی میان ایران و آمریکا حکایت میکرد نه فقط غیر از «وعدههای نسیه» و لفاظیهای بیپشتوانه مقامات آمریکایی هیچ دستاورد دیگری به دنبال نداشت بلکه به گونهای که اشاره خواهیم کرد کفه مواضع طلبکارانه و خواستههای باجخواهانه حریف را نیز سنگینتر کرد.
متاسفانه نرمش رئیسجمهور محترم کشورمان در مقابل حریف، تنها به لحن ایشان در گفتار خلاصه نشده بود بلکه جناب روحانی – شاید بیآن که متوجه باشند و یا بخواهند – در برخی از مواضع خود به گونهای سخن گفتند که از دیپلمات کارکشته و پرسابقهای نظیر ایشان دور از انتظار بود.
مروری گذرا بر مواضع رسما اعلام شده مقامات آمریکایی به وضوح نشان میدهد که حریف نه فقط در مقابل نرمشها و امتیازات ارائه شده از سوی رئیسجمهور محترم کشورمان هیچ امتیازی – تاکید میشود که هیچ امتیازی – نداده است، بلکه این نرمش و تسامح را به حساب نیاز جمهوری اسلامی نوشته و به روال بارها تجربه شده، به جای امتیاز در مقابل امتیاز، بر مطالبات باجخواهانه خود از جمهوری اسلامی ایران نیز افزوده است.
اکنون باید از رئیسجمهور محترم و هیئت بلندپایه همراه ایشان پرسید که آیا میتوانند فقط به یک نمونه از واکنش مثبت و حاکی از امتیاز مقامات رسمی حریف که در پاسخ به «نرمش»! جناب روحانی ارائه شده باشد اشاره کنند؟! اگر پاسخ منفی است – که منفی است – دستاورد سفر چیست؟!
آخرین بخش از سفر نیویورک که باید آن را تأسفبارترین پرده و بزرگترین امتیازی دانست که رئیسجمهور محترم کشورمان به حریف داده است، مکالمه تلفنی ایشان با رئیسجمهور آمریکاست که در آخرین دقایق حضور رئیسجمهور کشورمان در نیویورک و هنگام ترک آمریکا به سوی ایران صورت پذیرفته بود. این رخداد از دو زاویه قابل ارزیابی است؛
خانم سوزان رایس، مشاور امنیت ملی آمریکا بلافاصله بعد از انجام مکالمه تلفنی یاد شده در مصاحبه با سی.ان.ان گفت؛ تماس تلفنی با اوباما به درخواست آقای روحانی صورت پذیرفته و تاکید کرد این درخواست برای ما تعجبآور بود. رایس میگوید؛ ما در اوایل هفته که اوباما در نیویورک بود تمایل خود را برای ملاقات وی با روحانی اعلام داشتیم اما طرف ایرانی نپذیرفت، ولی امروز – جمعه – در کمال تعجب از طرف آنها با ما تماس گرفته و اعلام شد که رئیسجمهور روحانی تمایل دارد در حالیکه میخواهد از نیویورک خارج شود با اوباما تماس تلفنی داشته باشد. از سوی دیگر اما، آقای روحانی هنگام ورود به تهران اعلام کرد که درخواست مکالمه از سوی آمریکا بوده است.
و اکنون سوال این است که اگر درخواست مکالمه از سوی آقای روحانی بوده است، آیا نسبت دادن آن به آمریکاییها با شعار «دولت راستگویان» در تناقض نیست؟! و چنانچه این درخواست از سوی آمریکاییها بوده است، نشاندهنده آن است که دولت آمریکا حتی در حد و اندازه اعلامنظر درباره یک مکالمه تلفنی هم صداقت نداشته و قابل اعتماد نیست، بنابراین پرسش بعدی آن است که جناب روحانی و هیئت بلندپایه همراه ایشان با چه تحلیل و تفسیری از ضرورت اعتماد به آمریکا یاد کرده و با آنهمه تبلیغات گسترده و پرحجم از تعامل اعتمادساز آمریکا به عنوان یکی از دستاوردهای سفر نیویورک یاد میکنند؟! و این چه «گام اعتمادسازی»! است که هیچیک از طرفین تماس حاضر نیستند مسئولیت آن را برعهده بگیرند؟!
ب: ممکن است گفته شود مگر یک تماس تلفنی صرفنظر از آن که کدام طرف در انجام آن پیشقدم شده است، چه امتیازی برای حریف تلقی میشود که در اینباره باید گفت؛ آمریکا طی سی و چند سال گذشته و مخصوصا طی چند سال اخیر به مذاکره با ایران اسلامی نه برای حل و فصل مسائل فیمابین بلکه به «مذاکره برای مذاکره» نیاز مبرم و حیاتی داشته است، چرا که به وضوح میداند و بارها به صراحت اعتراف کرده است که انقلابهای اسلامی منطقه و نهضتهای مقاومت از ایستادگی ایران اسلامی الگو گرفتهاند بنابراین بلافاصله پس از مذاکره، میتواند انجام آن را با این پیوست برای دنیا و جهان اسلام – یعنی عقبه استراتژیک جمهوری اسلامی ایران – فاکتور کند که اگر الگوی شما ایران است، جمهوری اسلامی ایران نیز در نهایت و پس از سی و چند سال مقاومت چارهای جز تسلیم شدن در برابر آمریکا و متحدانش نداشته است! فقط نگاهی به انبوه تفسیرها و تحلیلها و گزارشهای منتشر شده از سوی رسانهها و مقامات آمریکایی و صهیونیستی بیندازید و ببینید که چگونه از مکالمه تلفنی مورد اشاره با عنوان «تسلیم ایران اسلامی»! و ضعف و ناچاری ناشی از فشار تحریمها یاد کردهاند؟!
و بالاخره گفتنی است که انتظار گشایش اقتصادی از مذاکره و رابطه با آمریکا نهایت سادهلوحی است و به این نکته و مستندات آن خواهیم پرداخت.
البته کیهان در ستون طنز خود نیز دولت و روحانی را بی نصیب نگذاشته و آورده است:
گفت: مقامات آمریکایی در مقابل نرمشها و امتیازات نقد هیئت دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران، فقط وعدههای نسیه دادهاند.
گفتم: مرد حسابی! وعده نسیه هم ندادهاند! همان مطالبات غیرقانونی و باجخواهانه خود را مطرح کرده و چند فقره دیگر هم به آن افزودهاند!
گفت: ولی هیئت دیپلماتیک کشورمان از دستاوردهای بزرگ خبر میدهد.
گفتم: چه عرض کنم؟! به آدم قالتاق و شارلاتانی گفتند دوتا خواهش از تو داریم اول آن که 10 میلیون تومان به ما قرض بدهی، دوم این که برای پرداخت آن 2 سال مهلت بدهی و یارو گفت؛ یکی از خواستههای شما را برآورده میکنم. پول که حرفش را نزنید ولی «مهلت» هر چه بخواهید میدهم. دو سال چیه؟! ده سال، بیست سال، اصلا هزار سال مهلت میدهم که حسابی حالش را ببرید!