
صنعت چای ایران بهرغم داشتن استعدادهای بالقوه در زمینه تولید، فرآوری و تجارت چای نتوانسته است در سالیان گذشته جایگاه خود را در صنعت جهانی تثبیت كند و حتی در چند سال اخیر، دچار بحران شده است. وابستگی مستقیم بیش از 60 هزار خانواده به كشت و تولید چای و همچنین جایگاه خاص چای در سبد مصرفی خانوادههای ایرانی، ضرورت تدوین استراتژی و ساختار مناسب برای صنعت چای ایران را دوچندان كرده است. بررسیها نشان میدهد كه عدم دیدگاه مدیریت یكپارچه در زنجیره عرضه صنعت، اعم از تولید، فرآوری و فروش چای مهمترین و اساسیترین عامل تضعیف این صنعت بوده است. ایجاد ساختارهای پشتیبان در بخشهای مختلف زنجیره عرضه چای و حاكم شدن تفكر مدیریت یكپارچه بر زنجیره تولید چای و ایجاد وابستگی بین سرنوشت بخشهای درگیر در زنجیره عرضه میتواند بهعنوان عاملی در شكلگیری مكانیزمهای تقویتكننده مزیت رقابتی صنعت چای مطرح شود.
بر اساس آمارهای موجود در سالهای اخیر، برداشت برگ سبز چای روند کاهشی داشته، بهطوری که در سالهای 1390 و 1391 بهترتیب 131 و 110 هزار تن برگ سبز چای برداشت شده که از این میزان بیش از 25 هزار تن چای خشک بهدست آمده است. در سال جاری نیز میزان برداشت برگ سبز چای به حدود 89 هزار تن رسیده که نسبت به سال گذشته حدود 21 هزار تن کاهش تولید را نشان میدهد که از این میزان 18 تا 19 هزار تن چای خشک حاصل میشود. همچنین در سالهای گذشته سطح زیر کشت باغات چای در استانهای گیلان و مازندران حدود 32 هزار هکتار بوده که هماکنون این رقم به کمتر از 18 هزار هکتار میرسد. هماکنون مصرف سالانه چای خشک کشور 110 هزار تن است که تنها حدود 20 تا 25 درصد آن تولید داخلی و مابقی آن وارداتی است.
برخی کارشناسان تغییرات آب و هوایی را در کاهش تولید سالانه برگ سبز چای دخیل میدانند، اما بخش عمده این مشکلات به پایین بودن نرخ خرید تضمینی برگ سبز چای، تعویق در زمان واریز مطالبات چایکاران، نداشتن بیمه تأمین اجتماعی، عدم تسهیلات بانکی، پایین بودن حق بیمه خسارت باغات، عدم ارائه تسهیلات برای بهزراعی باغات، مسن بودن بوتههای چای، کاهش تدریجی کمیت و کیفیت محصول، وجود مناسبات ضعیف تجاری، استفاده از کانالهای سنتی برای فروش، محروم بودن کارخانههای فرآوری چای از استانداردهای بینالمللی، فرسوده بودن ماشینآلات فرآوری و تأمین معیشت چایکاران از صنعت چای باز میگردد. در این میان، تعاونیها بستری برای ایجاد یکپارچگی مدیریت صنعت چای هستند. تجربه تعاونیها در دنیا نشان داده است که از قابلیت خوبی برای فعالیتهای کمبازده، بهخصوص در بخش کشاورزی برخوردار هستند.
وجود ساختار از پایین به بالا و تمایل تعاونیها به ایجاد ساختارهای یکپارچه به شکل یکپارچگیهای عمودی و افقی و همچنین وجود شبکه گسترده تعاونیها و همکاری بین آنها، از دلایلی هستند که سیستم اقتصادی تعاونی را از دو سیستم دیگر اقتصادی، یعنی دولتی و خصوصی جدا میکند. از سوی دیگر، تجارب دهههای گذشته بیانگر این امر است که بخشهای دولتی و خصوصی در اداره صحیح بخش چای موفقیت نداشتهاند. بنابراین بهنظر میرسد تنها گزینهای که در شرایط فعلی میتواند زنجیره ارزش تولید چای کشور را احیاء کند، تعاونیها باشد.
زنجیره عرضه چای را میتوان به سه بخش تولید برگ سبز چای با عاملیت باغداران، فرآوری با عاملیت کارخانهها و توزیع و بازاریابی با عاملیت بازرگانان و تجار محلی و غیرمحلی تقسیم کرد. با تشکیل تعاونیها در هر بخش و ایجاد ساختارهای سطح بالاتر امکان هماهنگی بین بخشهای بالادستی و پاییندستی زنجیره عرضه بهوجود خواهد آمد.
یکی از فرصتهایی که در ایران وجود دارد، وجود شبکه بزرگی از تعاونیهای مصرف است که در راستای سیاست یکپارچهسازی بین تعاونیها، میتوان از این فرصت بهترین استفاده را برای بازسازی و بازاریابی چای داخلی کرد، اما نباید تنها به این امر بسنده کرد و باید با توجه به فعالیتهای تخصصی در زمینه بازاریابی، زمینه حضور هرچه بیشتر در بازارهای داخلی و خارجی را فراهم کرد. در این راستا سیاستهای تشویقی دولت و حضور بخش خصوصی میتواند تأثیر بهسزایی داشته باشد.