دکتر احمد توکلی – چند هفته پیش 57 تن از اعضای هیأت علمی دانشكدههای اقتصاد كشور، كه اعضای هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در آنها اكثریت نسبی داشتند، طی نامهای به رئیس جمهور انتقادهایی را درباره مشی اقتصادی دولت مطرح كردند. یك سال پیشتر نیز نامة 50 نفرهای با همین سیاق منتشر شده بود.
این اقدامها از طرف شهروندان، آن هم اهل نظر، علیالقاعده انجام وظیفهای دینی و ملی است. حتی اگر شواهدی بر داشتن اهداف گروهی نیز وجود داشته باشد، میتوان با شفافسازی جنبههای سیاسیكارانه را از برخورد علمی متمایز ساخت. در عین حال این حق هر ایرانی است كه در نظام مردمسالار دینی نسبت به كاركرد حكومت اظهارنظر و نقادی كند؛ بلكه از این بالاتر یك تكلیف الهی و به تعبیر امام علی علیه السلام حق حكومت بر گردن مردم است كه چنین كنند. همچنین برخی از آنانی كه در سیاست از كیش لیبرالیسم پیروی میكنند، مانند دینمداران، این منش را نه تنها حق بلكه حاصل مسئولیتپذیری اجتماعی میدانند، هر چند بر مبانی لیبرالیسم تبیین تكلیف كار آسانی نیست.
نقادی سیاستها و عملكردها و حتی تخطئه آن ها، به تعبیر امام خمینی رحمة الله علیه یك موهبت است، ولی معمول آن است كه بسیاری از حاكمان از انتقاد استقبال نمیكنند. این پدیده حتی در كشورهایی باسابقه دیرینه دموكراسی نیز دیده میشود. بهترین نمونهاش بیاعتنائی مصرانه بوش رئیس جمهور آمریكا به انتقادات علیه سیاست خارجی و نظامیگری دولت ایالات متحده است.
هدف این سطور بحث از محتوای نقدها نیست، بلكه حدیث از نعمتی با سیر تكاملی است، باشد كه خدا افزونش كند. در كشور ما روزگاری رئیس دولت، به رغم داشتن سابقه طولانی آزادیخواهی منتقدان را در نماز جمعه به نادانی و غرضورزی متهم میساخت و دستهای از متعصبان نیز مخالفت با وی را دشمنی با پیامبر صلی الله علیه و آله می خواندند. به یاد دارم در دورانی كه هنوز قانون اساسی اصلاح نشده بود و ریاست دولت با نخستوزیر بود، راقم این سطور طی نامهای به ایشان از كاركرد اقتصاد دولتی انتقاد كرده بود. اما در اولین جمعه، در خطبهها نادان قلمداد شد، گرچه این حمله، او را از نوشتن باز نداشت.
در دوران هشت ساله توسعه سیاسی، فضا از این حیث بازتر شد و نقادی حكمرانان دو باره باب شد. البته در این دوران، به ویژه چهارساله اولش طرفداران دولت وقت در رسانههایشان چنان رفتار میكردند كه هر مخالفتی پیشاپیش محكوم و منتقدان ضد مردم و مطرود تلقی میشدند. رئیس دولت نیز گرچه با خوشرویی از ضرورت نقدپذیری حكومت بسیار سخن میگفت، ولی اعتنا عملی دیده نمیشد. در این دوره نیز وقتی در سال 1381 نامهای دربارة سیاستهای ارزی به رئیس جمهور محترم نوشتم، طبق معمول به عضو مسئول دولت ارجاع داده شد و آن بنده خدا نیز در مصاحبه عمومی نویسنده را به نادانی متهم ساخت و هیچ پاسخ روشنی داده نشد، طبیعی است كه سخن آدم نادان جواب ندارد!
مصداق دیگری از این مشی، برخورد دولت پیشین با نامه ده نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاه تهران و دانشگاه شهید بهشتی است كه در مهر 1382 دربارة اقتصاد خارجی كشور به رئیس جمهور نوشته شده بود. برخورد رئیس محترم جمهور متین و از سر اعتنا بود. نامه به مسئولان ذیربط اقتصادی ارجاع شد ولی استقبالی از مباحثه كه نشد هیچ، بلكه نویسندگان متون دولتی مورد انتقاد باز هم نویسندگان نامه ده نفری را به كمسوادی و غفلت از مباحث علمی متهم ساختند!
پارسال كه 50 نفر به نقد زودرس دولت نهم دست زدند، استقبال چندانی ندیدند. ولی امسال برخورد دولت آشكارا، نشانه رشد سیاسی و مسئولیتپذیری بود. شخص رئیس جمهور همراه با دولتیان طراز نخست، چهره به چهره، خود را در معرض ارزیابی دانشگاهیان منتقد قرار دادند و در یك زمان طولانی برای چنین جلساتی شنیدند و گفتند. نكته بسیار در خور تحسین این است كه منتقدان به صراحت احساس خویش را از جدی بودن و غیر تشریفاتی بودن نشست ابراز داشتند و رئیس جمهور نیز با طرح پرسشهایی بسیار صریح دربارة اقتصاد سیاسی روز، جدی بودن خود را در بهرهمندی دولت از نظر علمی منتقدان نشان داد، گرچه منتقدان اكثراً از نظر سیاسی جز مخالفان دولت باشند.
سیر برخورد دولتها با نقادی، تلخ و شیرین را چنانكه دیدید، در بردارد. جایی كه امروز به آن رسیدهایم شیرین است و اگر همگان از ابزار ساختن نقد علمی برای هتك رقیب بپرهیزیم، حتماً به كمال كاركرد حكومت و بهرهمندی بیشتر مردم و كشور از خدمات دولت میانجامد.
بدیهی است بخشی از نقدها به مبانی نظری متضاد باز میگردد و به طور طبیعی وقتی مبانی متعارض است، توافق بر سر سیاستها دشوار است. ولی در عین حال این گفتگو دو جانبه، هم در موارد مشترك تفاهم را آسان میسازد، و هم رسایی یا نارسایی مبانی را به محك نقد و سنجش میزند.
حالا باید منتظر بود تا نقادان محترم امضاء كننده نامه به رئیس جمهور به پرسشهای صریح آقای دكتر احمدینژاد پاسخ دهند و كمك كار دولتی باشند كه با رای قاطع مردم بار مسئولیت سنگینی را به دوش دارد. خیر این نعمت میدان باز مفاهمه گوارای همگان باد و ثواب گسترانندگان این میدان از گذشتگان و امروزیان افزون باد.