املش نيوز:سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران در دیدار با جمعی از خبرنگاران مطبوعات، خبرگزاریهای كشور گفت: «در آنروز صدای دولت اصلاحات به مردم نمیرسید. به علت آنكه مردم ما كمتر مطالعه میكنند و بیشتر مشاهده میكنند و صدا و سیما دارای مخاطب میلیونی است، ما نتوانستیم با مردم رابطه برقرار كنیم.
چون در آن زمان صداهای بلندی وجود داشت كه میكوشید مسائل را به شكل دیگری جلوه دهد و نگذارد جامعه صدای ما را بشنود. ایشان در جایی از سخنان خود میگوید ما فقط از طریق بعضی رسانهها و احیاناً سخنرانیها با مردم رابطه داشتیم. یكی از مشكلات ما رساندن مطالب به مردم بود كه در مقابل حجم رسانههای مخالف ما دست پایین را داشتیم.»
در خصوص صحبتهای تأمل برانگیز آقای خاتمی حال چندین سؤال مطرح میشود كه «اگر صدای اصلاحات و آزادی و شعارهای خوش آب و رنگ آنها به مردم نمیرسید چگونه به آنها رأی دادند؟ دیگر آنكه اگر در دوره ی اول صدای آنها به مردم نمیرسید چگونه در دوره ی دوم توانستند حائز اكثریت آرا شوند؟ گذشته از آنكه سیاست صدا و سیما همواره حمایت از دولت و برنامههای آن در هر دوره ای با هر گرایشی بوده و در زمان انتخابات به دستور رهبری همیشه جانب بی طرف را با دقت رعایت میكرده و بعد از پیروزی دولتی نیز تمام دستاوردها، سخنرانیها و… آن دولت را پخش میكرد؛ آیا شما كه اینگونه صدا و سیما را نقد میكنید حرفی، سخنی، دستاوردی داشته اید كه صدا و سیما در افكار عمومی منعكس نكرده باشد؛ همه ی ما میدانیم مردم ما اگر ببینند دولتی دستاوردهای بزرگی داشته و به نفع آنها كرده است آن دولت را با چشمهایشان نیز نگه میدارند، شما كدام دستاورد بزرگی داشته اید؟
آیا فكر نمیكنید شعارهای سیاسی و تازه و دهن پركن تا زمانی تاریخ انقضا دارد و مردم بالاخره خسته خواهند شد؟ در دولت شما كدام كار اقتصادی كلان صورت گرفت؟ مردم بیش از همه ی جنبهها امروزه درگیر مشكلات اقتصادی اند آیا تصور نمیكنید یكی از دلایلی كه مردم دیگر به شما اقبال نشان ندادند به علت عدم اعتماد به شما و پدید آمدن مشكلات فراوان اقتصادی برای ایشان بود؟ چرا دولت كنونی برای مهار آمار بالای بیكاری باید چنین تسهیلات بالایی بدهد و بنگاههای زود بازده را ایجاد كند؟ چرا شما روزی از ترافیك تهران در دانشگاه تهران نالیدید مگر تاكنون در ترافیك نمانده بودید؟ چرا تنها رابطه ی شما با مردم فقط از طریق رسانه است؟
چرا مردم همیشه باید شما را در كاخ ریاست جمهوری میدیدند نه در كنار خودشان؟ اصلاً موضوع شنیدن یا نشنیدن حرف اصلاحات نیست، مردم اگر كاری صورت بگیرد و تغییری در زندگی خود احساس كنند فراتر از هر رسانه ای بی نیاز از هر رسانه ای و بیناتر و شنواتر از هر بیننده شنوده ای حرفهای شما ر ا میبینند و میشنوند. آیا خودتان باعث سلب اعتماد و رویگردانی مردم از خود نبودید؟ به راستی شما چه مطلبی داشتید در آن سالها نگفتید یا گفتید و كسی نشنید؟ باور كنید كم كم ادبیات سنگین شما را مردم نمیفهمیدند؟
كدام صحبتهای شما برای مردم و نیاز مردم بود؟ آیا همه اش حول محور اصلاح و گفتگو و سنت شكنی بحث نكردید؟ چقدر موفق بودید؟ آیا وقت آن نرسیده كارنامه ی خود را بازبینی كنید نه آنكه تقصیرها را گردن این و آن بیاندازید؟
چرا برخی از اعضا كابینه و اطرافیان شما به باورها و مقدسات مردم اهانت میكردند و آزادیهای بی حد و حصری میدادند حال آنكه به قول خودتان آزادی ولنگاری نیست؟ شما میگویید باید در كشور رسانه ای مستقل بنا شود تا نقدهای منصفانه ای از دولت بكند نه آنكه مدام از دولت تعریف و تمجید كند؛ خواهشاً بگویید كه در آن رسانه چه كسانی باید كار كنند؟ اطرافیان شما؟ این دوستان كه در رسانههای نوشتاری وابسته به اصلاحات را مستقلاً میچرخانند، آیا كاملاً در نقدها كمتر كسی است كه نداند آنها حتی از كوچكترین مسائل كه اصلاً ربطی به دولت و سیاست نداشت و بر اساس قوانین كشوری بود مثل ماجرای اساتید دانشگاهها چه برداشتهای مغرضانه ای كه نكردند؟ و بعد معلوم شد جوسازی بوده است!
در تفكر اطرافیان شمایی كه حتی از باریدن بارانی برداشتهای سیاسی میشود و هر حرفی نفسیر به رأی، چگونه میتوان رسانه ای مستقل با نقد منصفانه ساخت غیر از صدا و سیما؟ آری صدا و سیما هم مشكلاتی دارد اما آیا نزدیكتر به منظورتان نیست؟
نقد در تعریف یعنی جدا كردن سره از ناسره و بیان زیبایی و زشتی در كنار هم به دور از بزرگ نمایی و یك جانبه گرایی حال آیا دوستان شما واقعاً اینگونه انتقاد میكنند و فرهنگ انتقاد را مخدوش نمیكنند؟
یا آنكه چون اكنون دستتان از قدرت دور است اینگونه میگویید و وقتی به قدرت برسید به قول آقای كروبی تندرویها و ناعدالتیها را با جدیت بیشتری ادامه میدهید؟