انتخابات ریاست مجلس خبرگان برگزار شد وهاشمی رفسنجانی با اختلاف 6 رأی توانست بر كرسی ریاست این مجلس تكیه زند.
آنچه از قبل هم انتظار آن میرفت بهره برداری جریان همیشه متناقض نمای مدعی اصلاحات از تغییر و تحولات مجلس خبرگان بود كه طی دیروز و امروز اظهار نظرهای آنان در این مورد خود مؤید این موضوع است.
جایگاه، قداست و اهمیت ویژه ی مجلس خبرگان و نیز نقش آن در نظام جمهوری اسلامی بر هیچ كس پوشیده نیست و ساز و كار این مجلس همواره در سالهای گذشته حاكی از این مطلب است كه نمایندگان ملت در خبرگان هیچگاه مسائل سیاسی و جناحی در تصمیم گیریهاشان دخیل نكرده و آنچه برایشان در اولویت بوده انجام وظایف و مسئولیتهای خود در محدوده و چارچوب حیطه ی اختیاراتشان است و به همین دلیل بوده كه به طور كلی تاكنون شاهد چگونه جنجال و هیاهوی در خصوص تصمیمات و انتخابات این مجلس در رسانهها نبوده ایم چرا كه جایگاه و نیز وظایف این نهاد مردمی متفاوت و جدای از دیگر سازمانها و نهادهای تصمیم ساز در كشور است.
اگر گذری كوتاه نیز به نحوه ی انتخاب هیأت رئیسه این مجلس در روز گذشته داشته باشیم، به وضوح مشهود است كه علیرغم اینكه انتخابات اجماعی نبوده ولی فضای حاكم بر مجلس خبرگان در خصوص این انتخابات فضایی آرام، منطقی و به دور از مناقشات معمول هر انتخابی دركشور بوده و نمایندگان در یك چنین فضایی یك انتخابات كاملاً رقابتی را برگزار كردند كه صد البته پارامترهای مؤثر و تأثیر گذار بر رقابتی شدن این انتخابات بخصوص انتخاب رئیس مجلس، چیزی كاملاً متفاوت از جناح بندیها و اندیشههای حزبی و گروهی معمول در دیگر انتخابات نهادهای تصمیم ساز كشور بوده و سؤالات نمایندگان از كاندیداها كاملاً صبغه ی مسائل فقهی داشته كه ركن و ركین تشكیل این مجلس بوده است.
اما طی دیروز و امروز شاهد بودیم كه اراده ای در كار است تا با القاء تسری یافتن رقابتهای سیاسی به مجلس خبرگان، عوامل دخیل در رقابتی شدن این انتخابات را ساز و كارهای جناحی و گروهی تلقین كرده و عملاً مجلس خبرگان را به دو فراكسیون!! طرفدارانهاشمی و مخالفان وی- حامیان دولت نهم- تقسیم كنند تا با این كار عملاً تمامی تصمیمات آتی این مجلس را رنگ و بویی سیاسی و جناحی بخشند. ضمن اینكه در این راستا مصادرات خود را نیز اعمال كنند، به عنوان مثال در مقاله ی امروز روزنامه ی اعتماد ملی تحت عنوان ” رقابت عرفی در مجلس قدسی ” عملاً این موارد آورده شده و نگارنده علاوه بر تقسیم بندیهای فوق در مجلس خبرگان، سعی كرده تا مقاصد خود و همفكرانش را نیز در این تحولات مصادره كند به نحوی كه در قسمتی از این مقاله آمده است: اگرهاشمی رفسنجانی درانتخاباتی شركت كرده بود كه فردی دیگر همچون احمد جنتی بر اساس اجماع اصولگرایان به پیروزی رسیده بود، اتفاق بزرگی در جمهوری اسلامی رخ داده بود و آن پیروزی پروژه ی حذفهاشمی بود. و در قمستی دیگر آورده شده در رقابتی شفاف و علنی یكی از نهادهای سنت گرا!! نیز در معرض توسعه ی سیاسی قرار گرفته و برای اولین بار در طول تاریخ جمهوری اسلامی آیت الله احمد جنتی، این رجل همیشه منصوبی كه بر انتخابات دیگران نظاره میكند، خود در معرض انتخاب قرار گرفته است؛ در دهه ی 80 زندگی و در برابرهاشمی رفسنجانی، آیت الله جنتی به عنوان پرشورترین مدافع محمود احمدی نژاد این ظرفیت را در خود ایجاد كرد كه خود را در معرض انتخاب قرار دهد و این پیروزی بزرگی برای دموكراسی خواهی در ایران است.
ناگفته پیداست كه هدف نگارنده این مطالب و همفكرانش چیست، بخصوص آن زمان كه وی از جنتی به عنوان رقیبهاشمی رفسنجانی نام برده و نیز اشاره ای به شورای نگهبان و موضوع تأیید صلاحیتها هم میكند ضمن اینكه وی را از حامیان اصلی رئیس جمهور نیز عنوان میكند.
در كنار این مطالب اما شاید نیات اصلی و خواستههای مهم این جریان از انتخابات دیروز مجلس خبرگان و ریاستهاشمی رفسنجانی را،هادی قابل، عضو شورای مركزی جبهه ی مشاركت بر زبان راند. وی در گفتگو با سایت خبری جبهه ی مشاركت گفت: ” در یك دهه ی اخیر بحثهای زیادی پیرامون مجلس خبرگان رهبری، نحوه ی شكل گیری آن، صلاحیت كاندیداهای خبرگان، نظارت بر رهبری و نهادهای تحت امر رهبری و نحوه ی انتخاب رهبر در مجامع و محافل سیاسی در میان روشنفكران مطرح بوده و آقایهاشمی به همه ی این موارد واقف است، بنابراین انتظار میرود وی به خواستههای جامعه عمل كند و تحرك و پویایی بیشتری را در مجلس خبرگان ایجاد كنند.
جای بسیار تعجب است این افراد چگونه استدلال میكنند كههاشمی رفسنجانی فردی از همفكران آنهاست و در واقع وی همان میكند كه آنها نسخه اش را پیچیده اند. نوع گفتار و نیز اظهار نظرهای این افراد گویای این مطلب است كه آنها اكنون ریاست مجلس خبرگان را در اختیار خود میدانند و اكنون خوستار و خواهان اعمال نظرات و خواستههای خود در این مجلس هستند.
تردیدی نیست این اقدام جریان مدعی اصلاحات – مصادرههاشمی – كه از مدتها پیش كلید زده شد و پس از درگذشت آیت الله مشكینی و احتمال ریاستهاشمی بر مجلس خبرگان با شدت بیشتری دنبال شد، ترفند و توطئه ای است برای اردوگاه مقابل.
اما این نكته حائز اهمیت است كه واكنشهاشمی نسبت اینگونه صحبتها كه شمار آن كم نیست، چیست؟
آقایهاشمی چرا تاكنون نظر شفاف خود در اینگونه همراهیهای آنان كه دیروز پروژه ی عالیجناب سرخ پوش را طراحی میكردند و امروز داعیه ی همقطاران و دوستی باور دارند را اعلام نمیكند؟
آنچه اكنون میبایست گفت این كه آقایهاشمی، اگر میبیند امروز بسیاری از معتقدین به نظام و انقلاب و آرمانهای امام (ره) نسبت به عملكرد سیاسی شما انتقاد دارند بواسطه ی ابراز علاقه مندی این افراد به شما و بر عكس میباشد و مطمئناً نظرات شفاف شما در اینباره میتواند بسیاری از سؤالات و شبهات را پاسخگو باشد.
آقایهاشمی كسانیكه دیروز شما را عامل اصلی قتلهای زنجیره ای و ژنرال پینوشه ی ایران معرفی میكردند و باعث نگرانیهای نسل جوان نسبت به شما شده اند، چرا امروز خود را حامیان شما اعلام میكنند و شما در اینباره سكوت اختیار میكنید.
آقایهاشمی چرا كسانی تا دیروز كوس رسوایی شما را میزدند امروز از ریاست شما بر مجلس خبرگان بر طبل شادی میكوبند؟
تردیدی نیستهاشمی رفسنجانی خود میداند كه نشستن بر جایگاه ریاست خبرگان تناسب جایگاه وی با نظام و رهبری هیچ نیافزوده است و كسانیكه هوس و تصور كرده اند كه انتخابهاشمی رفسنجانی به عنوان ریاست مجلس خبرگان نوعی تقابل با نظام و رهبری است، زهی خیال باطل كه نههاشمی اینگونه است و نه فضای كنونی اجازه ی چنین اجازه ای میدهد.