افصح المتکلمین املشی نخستين روزنامه نگار مشروطه خواه گيلان

  چاپ   11 , شهریور , 1385 ساعت 9:05 ب.ظ  

مجيد وثوقى املشی :تاريخ پر رمز و راز، نوستالژيك و درس آموز جنبش مشروطيت در سينه پراندوه و در بطن دردناك خويش؛ گذشته از روايت آشكار و پربار در باب مبارزات و مجاهدت هاى چهره هاى مشهور و مثال زدنى روايتگر مشروطه خواهان بى نام و نشانى است كه به رغم كنش هاى بسيار در اين نهضت براى تحقق عدالت و آزادى، اينك به صداهاى خاموش پيوسته اند و در ميانه انبوه نوشته ها، گفته ها و تحقيقات تاريخى صدايى از آنان به گوش نمى رسد. يكى از آنان مبارز پرشور شيخ ميرزا ابوالقاسم افصح المتكلمين املشى مشروطه خواه گيلانى و نخستين روزنامه نگار گيلان است.


شيخ افصح انقلابى آزاديخواه؛ عالمى نوانديش و مصلح دينى و اجتماعى و از پيشگامان جنبش مشروطيت در منطقه گيلان و از انقلابيون و مصلحان حوزه ديده و سنت خوانده اى بود كه سوداى ترقى وطن و تعامل دين با مناسبات خرد و عقلانيت و مقتضيات عصر جديد در سر داشت. با داشتن اين پيشينه ذهنى بود كه با تاسيس روزنامه خيرالكلام نخستين گام ها را در اين مسير برداشت. شيخ افصح املشى را بايد بنيانگذار مطبوعات در گيلان دانست هر چند زندگى او در هاله اى از ابهام و نادانستنى هاى تاريخى قرار دارد اما مرحوم شيخ بهاءالدين املشى (ميزان) خواهرزاده مجاهد و دانشمندش كه او نيز از مشروطه خواهان گيلان و عضو هيات اتحاد اسلام و از همرزمان كوچك جنگلى و نيز هم سلول مشروطه خواه نامدار ميرزاحسن رشديه بنيانگذار مدارس به سبك جديد در ايران بود در كتاب گوشه هايى از تاريخ گيلان، خال نستوه اش يعنى شيخ افصح املشى را اينگونه به ما شناساند:
«ميرزا ابوالقاسم معروف به ملاباشى ملقب به افصح المتكلمين از اهالى رانكوه قصبه املش بوده كه معمولاً در تهران و رشت اقامت مى گزيد، مردى بود از هر جهت به زيور طبع آراسته، داراى حسن خط در نسخ و نستعليق و صاحب اطلاعات در رياضى و هيات و نجوم و ادبيات فارسى و عربى.»۱
«خيرالكلام»، «ساحل نجات» و «راه خيال» سه روزنامه اى بود كه شيخ افصح در اوان خيزش مشروطيت مديريت آنها را به عهده داشت.
۱ـ خيرالكلام: كه بايد ظاهراً متخذ از عبارت خيرالكلام ماكل و مادل باشد اولين روزنامه اى بود كه او مديريت آن را به عهده داشت و آن را در سال ۱۳۲۵ قمرى يعنى يك سال پس از امضاى فرمان مشروطيت در رشت انتشار داد. پس از نشر ۱۲شماره به علت مخالفت اميرخان سردار حاكم گيلان با مدير روزنامه، وى به ناچار براى دادخواهى رشت را ترك نموده و به تهران مهاجرت كرده و از اين رو چند شماره خيرالكلام در تهران انتشار يافته و مجدداً پس از بازگشت افصح به رشت روزنامه تا سال چهارم در رشت منتشر گرديده است. شماره ۱۳ سال اول خيرالكلام مورخ ۲۵ ذيحجه ۱۳۲۵ قمرى اولين شماره خيرالكلام است كه در تهران انتشار يافته و تا ۱۹ ادامه داشته است. مندرجات اين چند شماره بيشتر تظلم و دادخواهى دبيرروزنامه از حاكم گيلان است. در آن هنگام جرايد ديگر پايتخت نيز با مدير روزنامه خيرالكلام همصدا شده و اظهار تنفر از اعمال اميرخان سردار نموده اند منجمله مدير روزنامه متمدن در شماره ۵۲ سال اول مورخ پنجشنبه ۱۷ محرم ۱۳۲۹ قمرى شرحى به عنوان تظلم به امضاى ۱۷ نفر از مردم انزلى چاپ كرد.۲ محمدصدرهاشمى در تاريخ جرايد و مجلات ايران درباره دستگيرى و كتك زدن افصح و ديگران مى نويسد: «قبل از آمدن افصح به طهران يعنى در شوال ۱۳۲۵ قمرى وى به اتفاق چند تن از مشروطه طلبان رشت گرفتار عذاب و شكنجه اميراعظم گرديد. حاكم مستبد گيلان افصح را به چوب بسته تا توانسته است او را چوب زده و او و يارانش را به زندان افكنده و احدى را پيش آنها راه نداده است. عيال افصح از رشت نامه اى به عنوان تظلم خواهى براى روزنامه مساوات فرستاد كه اين روزنامه آن را در شماره ۶ سال اول مورخ ۱۷ شهر شوال ۱۳۲۵ قمرى درج كرده است. در نامه مذكور افصح واعظ وكيل روزنامجات و مدير روزنامه ساحل نجات و خيرالكلام گيلان معرفى شد.»
روزنامه خيرالكلام در ۴ صفحه به قطع وزيرى با چاپ سربى طبع مى گرديد. قيمت اشتراك ۲۵قران و قيمت تك نمره رشت ۲ شاهى بود. مندرجات روزنامه پس از درج مقاله اساسى عبارت است از اخبار شهرى و مقالات مختلف متضمن دادخواهى، مكتوبات از نواحى مختلف گيلان و گاهى اشعار و اعلانات نيز در روزنامه درج است. افصح در نخستين شماره خيرالكلام مردم را به گرامى داشتن روز ۱۴ج۲ـ ۱۳۲۴ كه دستخط آزادى به ملت اعطا گرديد دعوت كرد. درباره اينكه به ما آزادى داده اند نوشت: «راستى ما چه وقت بنده شديم چه شد كه آزاد گرديديم؟ از همان وقت كه آزاديمان را با دو دست تحويل روسايمان داديم و آنها شدند آزادمطلق و ما بنده زرخريد حال از كرده خود پشيمانيم و توبه كرده ايم كه ديگر آزاديمان را به كسى تعارف نكنيم ـ اكنون كه داده خود را پس گرفته ايم. چهارذرع بالا رفتيم و آنها همين قدر پايين آمدند تا آنكه همه شديم انسان و حقوق يكسان.» خيرالكلام يك بار ديگر در ذيقعهده ـ ۱۳۲۸ ه.ق به دستور بهاءالسلطنه، فرماندار رشت توقيف شد و پس از شكايت مديرش به تهران به دستور وزارت معارف آزاد گرديد.۳
۲ـ ساحل نجات: هفته اى دوبار در انزلى چاپ مى گرديد. ارزش هر شماره ۳ شاهى بود. در سرلوحه روزنامه عبارات زير خوانده مى شد: روزنامه آزاد ملى ـ علمى ـ ادبى ـ تاريخى كه از حمايت مشروطه و عدالت سخن مى گويد. از روزنامه ساحل نجات هفت شماره بيشتر منتشر نشد. شماره اول آن در ۱۳۲۵ انتشار يافت. مرحوم افصح در سال ۱۳۳۸ قمرى مجدداً ساحل نجات را به طور روزانه در شهر رشت انتشار داد.
۳ـ راه خيال: اين روزنامه با چاپ سنگى در رشت منتشر مى گرديد. شماره اول اين جريده بعد از توقيف آخرين شماره خيرالكلام انتشار يافت. تاريخ اولين شماره اين روزنامه اول شعبان ۱۳۲۹ هجرى قمرى مى باشد. شيوه مطبوعاتى و مشى سياسى شيخ افصح مقبول بسيارى از انقلابيون و مشروطه خواهان قرار گرفت چنانكه روزنامه صداى رشت كه به مديريت ع. احمدزاده هفته اى سه شماره از محرم ۱۳۲۹ قمرى با چاپ سربى در رشت منتشر مى شد بر طبق رويه و مسلك افصح المتكلمين بود.
پى نوشت ها:
۱- گوشه هايى از تاريخ گيلان، بهاءالدين املشى (ميزان) به كوشش محمدهادى ميزان با مقدمه: حبيب يغمايى، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران ۱۳۵۲
۲ـ محمدصدرهاشمى، تاريخ جرايد و مجلات ايران
۳ـ گيلان در جنبش مشروطيت، ابراهيم فخرائى

نظر بدهید