يكي بر سر شاخ بن مي‌بريد

  چاپ   10 , مهر , 1385 ساعت 1:26 ب.ظ  

دکتر احمد توکلی –
ماجرا بسيار تلخ و تعجب‌آور است. آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي محسن رضايي، رئيس و دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام دربارة جنگ تحميلي، در هفته دفاع مقدس حرفهايي مي‌زنند و در دفاع از خويشتن، نه از اسلام و ايران ناگفتني‌هايي را مطرح مي‌كنند و سرانجام، اولي كه نهاد مسئول حفظ مصلحت نظام را رياست مي‌كند، در اقدامي شگفت‌آور نامه سري امام امت- كه رحمت خدا بر او باد- را افشاء مي‌كند


نامه‌اي كه در آن امام بزرگوار ما از قول فرمانده وقت سپاه- يعني آقاي محسن رضايي- نقل مي كنند با وجود سلاح‌هاي شرق و غرب در دست عراق، براي پيروزي بر صدام به سلاح‌هاي بيشماري از جمله ليزر و اتم احتياج است. مقالات زيادي اين يكي دو روز در تقبيح اين خطاي نابخشودني نوشته شده كه مقاله برادر محترم آقاي حسين شريعتمداري، يكي از بهترين‌هاست (در الف پيوند داده شده است). در عين حال نكات ذيل قابل توجه است:
1- حمله صدام به ايران در شهريور 1359 پس از آن صورت گرفت كه صدام در حضور خبرنگاران رسانه‌هاي جهاني قرارداد 1975 با ايران را پاره كرد و گفت خوزستان را آزاد خواهد كرد! و انقلاب اسلامي را نابود خواهد ساخت و پاسخ پرسش‌هاي خبرنگاران حاضر را به سه روز بعد در تهران موكول كرد! از همان ابتدا امام فرمود كه شرق و غرب در اين جنگ پشت سر صدام هستند كه بعدها، حقانيت اين دعوي به وضوح و با اقدامات و اعترافات مقامات مختلف دو بلوك سلطه تاييد شد. هدف اعلام شده نيز چنانكه اشاره شد، تجزيه بخشي از خاك ايران و ساقط ساختن دولت انقلابي نوپاي اسلامي بود.
2- در مقابل، امام دو هدف براي دفاع مقدس ملت ايران تعيين فرمود، يكي اصلي و ديگري تكميلي. حفظ تماميت ارضي ايران عزيز و انقلاب نوپا هدف اصلي بود. اما آن بزرگوار به درستي و با روشن‌بيني مي‌فرمود، اگر اين گرگ خونريز باقي بماند و مجدداً فرصت يابد، منطقه روي آرامش نخواهد ديد و همه كشورهاي منطقه از جمله ايران باز در خطر تجاوز خواهند بود. به همين دليل وقتي دشمن از قسمت اعظم مناطق اشغالي بيرون رانده شد، دفاع تهاجمي در دستور كار قرار گرفت. شرق و غرب با حضور فعال شوروي سابق، فرانسه، آمريكا، انگليس و آلمان؛ از ابتدا، به نسبت‌هاي متفاوت از صدام حمايت مي‌كردند. آنان وقتي از ايستادگي ملت ايران مطمئن شدند، بقاي رژيم بعثي را هدف گرفتند و با تمامي امكانات و حمايت‌هاي تسليحاتي و سياسي وارد ميدان شدند. شيخ‌نشين‌هاي ضعيف منطقه نيز تامين كننده هزينه مالي اين حمايت‌ها بودند.
3- دفاع تهاجمي با وجود تحريم تسليحاتي ما و تجهيز سخاوتمندانه صدام، همراه با قشون‌كشي نيروي دريايي آمريكا و انگليس به منطقه و محدوديت‌هاي دريايي و حتي ناو جنگي آمريكا به هواپيماي مسافربري ايران بسيار سخت و دشوار شد. قطعنامه 598 نيز ما را به پذيرش آتش بس با شرايطي مجبور ساخت كه پيروزي در هدف اصلي به شكل تمام و كمال حاصل مي‌شد. چرا كه دفع كامل تجاوز ارضي، بازگشت اسرا، متجاوز شناخته شدن صدام و پرداخت خسارت تامين مي‌شد. ولي پاك كردن منطقه از لوث وجود آن جرثومه تجاوزگر تامين نشده باقي مي‌ماند.
4- اين شرايط بسيار افتخارآفرين بود. مقايسه كنيد اين وضعيت را با وعده تصرف سه روزة ايران به دست صدام! يك استاد ايراني ساكن آمريكا كه متخصص تاريخ است در همايشي كه به ابتكار ضد انقلابيون در آمريكا برگزار شده بود گفت، در چند سده اخير هرگاه جنگي عليه وطن ما در گرفته بود، بخشي از خاك ايران ازمام ميهن جدا شد، جز اين جنگ كه آخوندها به اتكاء انگيزه‌هاي ديني مردم دشمن را به جاي خويش نشانده و حتي يك وجب از خاك ايران از دست نرفت.
5- در سال 1367 فشارها چنان افزايش يافت كه ادامه دفاع تهاجمي را هيچكدام از سياسيون و نظاميون مقدور تشخيص ندادند و تغيير روش به امام راحل پيشنهاد شد. آن بزرگمرد كه خطر صدام وحشي را براي منطقه قطعي اعلام مي‌فرمود تلخكامانه قطعنامه را پذيرفت. بعدها حمله صدام به كويت و اشغال اين كشور كه با فرار ذليلانه شيخ كويت تكميل شد، حقانيت موضع امام را ثابت كرد، به ويژه آنكه همين تجاوزگري پاي نظاميان وحشي‌تر از صدام را از آمريكا به منطقه گشود.
6- مسئولان و خدمتگزاران وقت اعم از سياستمداران يا نظاميان در آن پيروزي همه با هم، همراه با مردم و امام شريك بودند. در تلخكامي نيمه تمام ماندن مجازات صدام نيز همه مسئولان شريك بودند. دو شخصيت مورد بحث ما لااقل در عمل مواضع يكسان داشتند. چنانكه امام امت به صراحت چنين قضاوتي را مكتوب فرموده است. ولي حتي اگر مسئولان وقت مواضع متفاوت هم مي‌داشتند، در مسئوليت مشتركشان ترديدي نيست. درست مانند اعضاي هيات دولت كه به رغم مواضع مختلف نسبت به تصميمات كابينه مسئوليت مشترك دارند.
7- چه معنايي دارد كه آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه‌هاي نماز جمعه به مناسبت سالگرد دفاع مقدس حرفهايي بزند كه ديگر دست‌اندركاران دفاع را برنجاند؟ آيا حرف نو زدن به اين هزينه مي‌ارزد؟ چرا فرمانده وقت سپاه آقاي محسن رضايي بايد دفاع از خود را آنقدر مهم بداند كه به متهم كردن متقابل دست بزند؟ خويشتن‌داري كجا رفت؟ و از همه تلخ‌تر و نابخشودني‌تر كار آقاي هاشمي رفسنجاني در انتشار اسناد سري نظام است. آقاي هاشمي رفسنجاني! شما با آن سابقه طولاني و زيركي سياسي زبانزد، چگونه نامه‌اي با اين اهميت را در معرض نگاه دوست و دشمن قرار داديد؟ دوست را به شدت گيج و برآشفته مي‌كنيد، و دشمن را متحير ولي بسيار شادمان. جشن رسانه‌هاي در اختيار يا متمايل به بيگانگان را ديده‌ايد؟ از دست افشاني بي‌بي‌سي و آسوشيتدپرس و رسانه‌هاي اسرائيلي مي‌گذرم. شبكه الجزيره اين كار را تعجب‌آور خوانده و جمع‌بندي كرده است «متخصصان بر اين باورند كه زمانبندي انتشار نامه براي توجيه اقدام احتمالي آمريكا عليه ايران صورت گرفته است» مي‌پذيريد چنين اتهام زشتي به شما وارد شود؟
8- فرمانده وقت سپاه- يعني سياستمدار فعلي آقاي رضايي- با تحليل نظامي و با توجه به تجهيزات پيشرفته‌اي كه از غرب و شرق در اختيار صدام مي گذاشتند، فهرستي از نيازهاي لجستيكي از جمله سلاح‌هاي ليزري و اتمي را براي نابودي صدام ضروري اعلام مي‌كند. اين‌ها را امام نقل فرموده است. حالا غربي‌ها بهانه كرده‌اند ايران كه از سال‌ها پيش خود را محتاج سلاح اتمي مي‌ديده است پس حالا هم در همان فكر است، ولي امام كه اصلاً به لزوم برابري تسليحاتي براي جنگ با استكبار معتقد نبود و در همين نامه چنين نگاهي را رد مي‌كند حاضر مي‌شود جام زهر پذيرش قطعنامه را بنوشد ولي تسليم نگاه جنگ متوازن نشود، چه رسد به قبول نياز به سلاح اتمي. پيروزي حزب‌ا… لبنان كه به حق فرزندان خميني‌اند، حقانيت نگاه امام را ثابت مي‌كند. ايران با داشتن جوانان شهادت‌طلب خويش محتاج سلاح اتمي نبوده و نيست. قطعاً امام كه چنين فكري را قبول نداشت پذيرش قطعنامه را ترجيح داد.
9- خطاهاي كوچك آدم‌هاي بزرگ، بزرگ است، چه رسد به تقصيرهاي بزرگ آنها. به رغم خدمات گرانقدر اين دو نفر، اين گناه بزرگ بي‌شك به حيثيت آنان آسيب جدي وارد كرده است. سهم آقاي هاشمي از اين ‌آسيب بسيار بيشتر است چون اول و آخر تلخ آن را رقم زد. البته اگر آقاي رضايي در اين مسابقه به خطاي دفاع از خويش ادامه دهد در گناه حركت ناسازگار با مصالح ملي و انقلابي مساوي خواهد كرد. از مشاوران بي‌عقل و مساله‌دار بپرهيزيد.
10- معلوم ميشود اگر ميل به حفظ خويش شديد شد و حس منزلت‌خواهي بالا بود و در عالم سياست بازي كيش و مات در گرفت، آدمهاي با سابقه و بزرگ نيز چشمشان كم‌سو مي‌شود. براي همه ما سياستمداران عبرت‌انگيز است. سخن خويش را با اين دو برادر با اين رباعي به پايان مي‌برم:
اي معتمدين قوم! ياران امام
نيكو صفتان پشت بر پست و مقام
آن پير اگر بازي‌تان را مي‌ديد
مي‌گفت كه شطرنج حرام است حرام

نظر بدهید