ضرورت برکناری وزیران

  چاپ   23 , فروردین , 1387 ساعت 9:09 ب.ظ  

احمد نجاتی‏پور – اعلام تغییر دوتن از وزرای کلیدی کابینه – یعنی وزیر کشور و اقتصاد – موجب تحیر و تعجب جامعه نگردید.


زیرا مردم به شنیدن تغییر سریع وزرا در کابینه نهم خو کرده‏اند. ظاهرا مشی آقای رئیس‏جمهور در تغییرات سریع و آسان مدیران ارشد کشور، بعنوان یک استراتژی مدیریتی ایشان است و ثبات مدیریت نزد رئیس محترم دولت، مفهوم خاصی ندارد. وزیران و مدیران ارشد کشور یا باید تعویض شوند و یا همواره منتظر تغییر خود باشند.
این واقعه درحالی اتفاق می‏افتد که مدیران انتخاب شده برای وزارت، عموما سابقه آشنایی کافی با مجموعه وزارتی خود در آغاز کار نداشتند و طبعا زمان قابل توجهی برای تسلط آنان به زیرمجموعه خود نیاز بوده است. امتزاج این آشنایی محدود با عدم ثبات مدیریتی، خود مقوله‏ای است که نیاز به بحث دیگری دارد.
اما تغییر وزیر کشور آنهم به فاصله کمتر از دو هفته مانده به دور دوم انتخابات مهم مجلس شورای اسلامی، چه ضرورت و چه مفهومی دارد؟ آیا موضوع خطیری پیش آمده که نمی‏توان پس از برگزاری انتخابات مرحله دوم، سکان وزارت کشور به عنوان مجری انتخابات را به دست فرد دیگری سپرد؟ اگر مدیریت دو سال و اندی آقای پورمحمدی فقط بمدت یکماه دیگر ادامه می‏یافت، اتفاق مهمی در وزارت کشور بوقوع می‏پیوست؟ آیا تعویض بی سابقه وزیر کشور در فاصله انتخابات مرحله اول و دوم یک انتخابات، اذهان عمومی را به عدم کارایی آن وزیر در برگزاری مرحله اول انتخابات و مشکوک بودن نتایج مرحله اول سوق نمی‏دهد؟
بدون تردید، تعویض نابهنگام وزیر کشور، نشان از یک “ضرورت” دارد. اما چه ضرورتی باعث شده است که ریاست محترم جمهوری برکناری را بر صبر یک ماهه ترجیح دهند؟ آیا اطمینان مابقی وزرا و مدیران کشور به عدم اطمینان برای ادامه مدیریت خود در هر زمانی – حتی موقعیت خطیر برگزاری یک انتخابات – دلیل و ضرورت اصلی برکناری وزیر کشور بوده است؟
سوال بی‏جواب بعدی این است که مفهوم برکناری همزمان دو وزیر کشور و اقتصاد چیست؟ چه ویژگی‏های مشترک بین این دو وزیر نزد اذهان نخبگان و سیاسیون وجود دارد؟
آیا برکناری هم زمان این دو، به دلیل ویژگی‏های مشترک پورمحمدی و دانش‏جعفری است و یا برکناری این وزیر در اولین روزهای سال و در آستانه تشکیل مجلس جدید، هیچ ارتباط منطقی و مفهومی با یکدیگر ندارد؟

نظر بدهید