سال سخت، بررسي 9 موضوع با شهردار تهران در سالي كه گذشت

  چاپ   11 , خرداد , 1387 ساعت 10:40 ب.ظ  

غروب يك روز زمستاني با حال و هواي نيمه‌بهاري اواسط اسفند بود كه در طبقه نهم ساختمان شهرداري تهران مهمانش شديم؛ ملاقات با دكتر «محمدباقر قاليباف» و گفت و گو كردن با او اصلاً سخت نيست.


درباره آقاي شهردار
آيا دكتر «محمد باقر قاليباف» تغيير كرده است؟ آيا مي‌توان به چهار دوره گذار او از سال 58 تا 85 معتقد بود؟ اول يك شخصيت انقلابي، دوم يك شخصيت نظامي، سوم يك شخصيت اجتماعي و در آخر يك شخصيت مدني. ذهنيت گذار از يك شخصيت انقلابي به يك شخصيت مدني خصوصاً با انتشار نخستين كتابش در سال 86 با عنوان حكومت‌هاي محلي، پرسش‌هاي گوناگوني را براي نخبگان سياسي و فرهنگي و نيز رسانه‌ها مطرح ساخت. در آغاز از اين گذار گفتيم. گذاري كه دكتر به آن معتقد نبود و دوره‌بندي ديگري از مسير زندگي و شخصيت خود ارائه كرد:
تقسيم‌بندي يك زندگي
اگر بخواهم دوره‌هاي زندگي‌ام را تقسيم‌بندي كنم، بايد به چهار دوره اشاره كنم، اول، مقطع انقلاب است. يعني از زماني كه با انقلاب و امام آشنا شديم تا پيروزي انقلاب كه از سن 15 سالگي تا 17 سالگي مقطع كوتاهي، حدود دو سال بود. دوره دوم و مهمترين دوره زندگي من، دوره جنگ بود.
ببينيد، نظامي بودن شغل شريفي است حتي به نظر من فراتر از يك شغل معمولي است. به همين سبب هم، نظاميان در همه جاي دنيا از احترام و جايگاه ويژه‌اي برخوردار هستند چرا كه زندگي توأم با رياضت را براي حفظ ميهن و پاسداري از كشور و مردم خود انتخاب مي‌كنند. با وجود اين به نظر من، عنوان نظامي دادن به نسل بچه‌هاي جنگ، روح فضيلت و تقدسي را كه اين نسل با خود به همراه داشت ضايع مي‌كند. بچه‌هاي جنگ هنگامي كه كشورشان مورد تجاوز قرار گرفت عموماً كلاس‌هاي درس را رها كردند و براي دفع تجاوز دشمن آماده جانفشاني شدند. حالا عنوان صرف نظامي دادن به اين نسل با توجه به بار معنايي خاصي كه نظامي‌گري در همه جاي دنيا دارد، اين عمل مجاهدانه بچه‌هاي جنگ را از معناي عميق آن تهي مي‌‌كند.
گروهي، آگاهانه يا ناآگاهانه، با نظامي ناميدن بچه‌هاي جنگ مي‌خواهند آن‌ها را از حوزه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي به حاشيه برانند. من با نظامي ناميدن خودم مشكلي ندارم. با بار معنايي كه گروهي تلاش مي‌كنند با اين عنوان به بچه‌هاي جنگ نسبت بدهند، مشكل دارم. در مورد شخص خودم هم مشكلي نيست، مسئله اينجاست كه احساس مي‌كنم به گونه‌اي، بنده نمايندگي نسل جنگ را ناخواسته بر عهده گرفته‌ام و هر نسبتي كه از اين به بعد به بنده وارد مي‌شود، همه نسل دفاع مقدس را در بر مي‌گيرد.
آنها مي‌خواهند بگويند بچه‌هاي دفاع مقدس، نظامي‌اند و نظاميان افرادي تندرو، بسته، جزمي، اهل شدت و خشونت و چيزهايي از اين قبيل هستند. من مي‌خواهم بگويم اگر نظاميان در همه جاي دنيا هم اين گونه باشند- كه حتي در اين باره هم ترديد وجود دارد- در كشور ما و به خصوص در مورد نسل جنگ به هيچ وجه اين خصلت‌ها صدق نمي‌كند. بنده و امثال بنده يك بسيجي ساده بوديم، با روحيه جهادي كه از امام‌مان آموخته بوديم. او به ما آموخت كه بايد در همه حوزه‌ها سازنده و پيشرو باشيم. ما روحيه نظامي، به آن معنايي كه مغرضانه يا ناآگاهانه عنوان مي‌كنند را نداشتيم. يك روحيه آييني و جهادي بود كه بر اساس فرهنگ جبهه و جنگ و آموزه‌هاي امام تعريف مي‌شد. همين روحيه باعث شد كه وقتي من آمدم نيروي هوايي، تصميم گرفتم خلباني هم بياموزم و اين شد كه پرواز ياد گرفتم.
رويكرد جامعه محور و فرهنگي
دوره سوم، دوران بعد از جنگ تا آغاز كار شهرداري تهران بود. بعد از دفاع مقدس من اين توفيق را داشتم كه بر اساس خواست خود در سپاه بمانم. كار عمده من، فعاليت در قرارگاه بازسازي در مناطق جنگي بود كه عموماً جنس سازندگي و عمراني داشت. مثل ساخت سد كرخه، اتوبان ساوه گاز سنندج و كرمانشاه، پروژ‌ه‌هاي عسلويه تا فعاليت‌هاي كشاورزي. بعد هم كه وارد نيروي انتظامي شدم. حتي جايي كه خصلت امنيتي و نظامي داشت را تلاش كرديم تبديل به يك رويكرد جامعه محور فرهنگي كنيم.
مقطع چهارم، سرفصل جديد زندگي من بود كه با ورود به فعاليت‌هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي، بعد از نيروي انتظامي تا حالا آغاز شد. شايد از اين جهت است كه شما مي‌گوييد من رويكرد مدني پيدا كرده‌ام و خودم نيز اين راتأييد مي‌كنم كه به هر حال بحث شهرداري‌ها و شوراي شهر، دولت محور نيست و اينها اساساً نهادهاي مدني است. در همان دوره هم همان نگاه جهادي با رويكردها و مقتضيات جديد بود.
امروز وقتي نگاه مي‌كنم مي‌بينم، در اصول نگاهم تغييري نداشته است. حالا مي‌خواهيد بگوييد من شخصيت انقلابي يا نظامي يا اجتماعي يا مدني پيدا كرده‌ام ولي من اينها را قبول ندارم. به اين جهت كه همه جا گفته‌ام از نسل بچه‌هاي جنگ و جبهه و جهاد هستم كه از اول زنده، پويا و پيشرو بوده‌اند و تصميم‌گيري‌هاي خردمندانه و كارشناسانه داشته‌اند و اين نگاه، هر جا بوده مؤثر بوده است.
تكنوكرات يا ايدئولوژيك؟
مجموعه تحليل‌هاي رسانه‌ها از عملكرد شهردار تهران در سال 86 بر اين نكته تأكيد داشت كه دكتر قاليباف در مديريت فرهنگي و شهري و عمراني خود، گرايش‌هاي تكنوكرات گرايانه دارد. برخي از واژه‌ سياست «هل دادن» او به سمت تكنوكرات‌ها نوشتند. و بالاخره مي‌توان از مقاله روزنامه آمريكايي «كريستين ساينس مانيتور» نام برد كه نوشت: «قاليباف مردي عمل‌گرا و تكنوكرات است نه فردي ايدئولوژيست.» دكتر درباره درستي يا نادرستي اين برداشت مي‌گويد:
آرمان‌ها و تكنولوژي جديد
ببينيد، بنده اين تقابل بين ايدئولوژي‌گرا بودن و تكنوكرات بودن را آن گونه كه در كشور ما بيان مي‌شود قبول ندارم. در واقع با اين دوگانگي و تقابل مي‌خواهند بگويند يك گروه هستند كه داراي ايدئولوژي و آرمان‌هايي هستند ولي اين آرمان‌ها و ايدئولوژي، عقلاني نيستند و اين گروه نمي‌توانند از فن و تكنيك و شيوه‌هاي عقلاني و خردگرا در اداره امور استفاده كنند. در واقع اين تقابل در ادامه همان روندي كه عرض كردم به وقوع پيوسته است تا نسل انقلاب و نسل دفاع مقدس را نسلي غيرعقلاني جلوه دهد.
بنده به آرمان‌هاي امام و انقلاب و ارزش‌هاي دفاع مقدس با تمام وجود اعتقاد دارم اما تقابلي نمي‌بينم كه اين ارزش‌ها و آرمان‌ها را با روش معمول و سنجيده و علمي دنيا دنبال كنم. اين ارزش‌ها و آرمان‌ها كاملاً عقلاني هستند و بهره‌ گرفتن از تكنيك و علم روز، البته در بعضي جاها رعايت ملاحظات دقيق ظرايف آن، كاري عملي و حتي ضروري است. من معتقدم آرمان‌ها و ارزش‌هاي ما حتي مي‌تواند به علم و تكنيك روز دنيا كه خيلي جاها خشك و بي‌روح است، روح انساني بدمد و آن را با فضيلت‌هاي انساني همراه كند.
ما الان در شهرداري تهران براي فايق آمدن بر مشكلات شهر و براي ايجاد توسعه، از آخرين روش‌هاي علمي و دستاوردهاي بشري استفاده مي‌كنيم ولي آن را در قدم اول با آرمان‌ها و ارزش‌هاي ديني و انقلابي تطبيق داده و در قدم بعدي روحيه جهادي به آن مي‌دهيم. رويكرد مديريتي بنده هر جا كه بودم علمي- جهادي بوده است. از يك طرف بنده تلاش كرده‌ام ارزش‌ها و آرمان‌هاي انقلاب و امام و روحيه جهادي دفاع مقدس را پيگيري كنم. از طرف ديگر رصد مي‌كنم كه از آخرين دستاوردهاي علمي بهره بگيرم. اين كار، شدني است و نه حتي شدني است بلكه يك ضرورت براي ماست و كساني كه مي‌خواهند بين اين دو رويكرد تقابل ايجاد كنند، چه در عرصه نظر و چه در عرصه عمل، خواسته يا ناخواسته مي‌خواهند به آرمان‌ها و ارزش‌هاي ما لطمه بزنند.
نه در دوران جنگ و نه پس از آن، اين گونه نبوده‌ام.
از زماني كه قاليباف پا به عرصه‌هاي اجتماعي و سياسي گذاشته است بسياري با اين سخن كه او يك نظامي بوده است سعي داشته‌اند اين گونه وانمود كنند كه با حضور يك نظامي در عرصه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و شهري، كارآمد‌ي‌هاي تخصصي به دست نخواهد آمد. اگر از سويي در اين ساليان همواره جريان‌هايي بر آن بوده‌اند كه چهره‌هاي پيشرو دفاع مقدس را مخالف تعادل، عقلانيت و خرد‌گرايي معرفي مي‌كنند، او كه خود از چهره‌هاي كارآمد دوران جنگ بوده است به اين نگاه‌ها و گرايش‌ها سخت انتقاد دارد و مي‌گويد:
نسل جنگ و عقلانيت
مي‌گويند نظامي‌ها و نسل جبهه و جنگ آدم‌هاي بسته‌‌اي هستند، اهل مفاهمه و گفت و گو نيستند، به خرد جمعي اعتقاد ندارند يا رفتار اقناع گرايانه ندارند يا يك جانبه عمل مي‌كنند و نبايد اجازه داد اين نسل وارد كارهاي فرهنگي اجتماعي شود. بنده مي‌گويم برعكس، ما در دفاع مقدس و در اوج مبارزه و جنگ، رويكرد عقلاني و اقناع‌گرايانه داشتيم. يعني براي طرح كه چرا و چگونه يك عمليات بايد انجام شود، كامل قانع مي‌شديم و ديگران را هم قانع مي‌كرديم.
حالا اگر بعضي مي‌خواهند انقلابي بودن و جهادي بودن را بي‌خردي، تندي، بي‌مبالاتي، بي‌دقتي و بي‌تدبيري معني كنند، من هيچ وقت نه در دوران جنگ و نه پس از آن، اين گونه نبوده‌ام. اصلاً اينها را آرمان‌گرا، اصول‌گرا و انقلابي هم نمي‌دانم. يك عنصر انقلابي و آرمان‌گرا قطعاً خردگرا، عقلاني، باتدبير و اعتدال‌گراست.
انقلابي بودن با كارآمد بودن و عقلانيت سازگاري دارد، بنده احساس مي‌كنم لازم است مطالعه دقيقي صورت گيرد تا معلوم شود طي چه فرايندي نسل دفاع مقدس با آن روح لطيف و فضيلت‌هاي انساني و اخلاقي و با روحيه جهادي و ايثارگرايانه و روحيه فرهنگي و آرماني و عقلاني به عنوان افرادي تندرو و بي‌خرد معرفي شدند و چه كساني و چگونه در اين معرفي نقش داشتند. البته يك نكته در مديريت وجود دارد و آن اقتدار است.
يعني وقتي ما با خرد جمعي به يك تصميمي رسيديم، در اجراي آن تصميم نبايد سستي كنيم و اجازه ندهيم كه ديگران نيز به آن خدشه وارد كنند، اقتدار يعني محكم و بدون ترديد به قانون عمل كردن، يعني همين امروز اگر شوراي شهر چيزي را تصويب كرد همه بايد به آن تن بدهند، حتي اگر باب ميل ما نباشد. اين محكم انجام دادن و اقتدار در عمل، نظامي‌گري نيست. چه در ميدان جنگ و جبهه و چه در ميدان مديريت اجتماعي و شهري، طبيعتاً بايد با اقتدار عمل كرد. پس اصول‌گرايي با قانون‌گرايي وعقلانيت منافاتي ندارد.
عوام‌گرايي يا مردم‌گرايي؛ مسئله اين است
ديدارهاي شهردار تهران با اصحاب فرهنگ و نخبگان، همواره يك محور مشترك داشت. محور سخنراني‌هاي او در تمام اين ديدارها اين بود كه بايد مرز بين عوام‌گرايي و مردم‌گرايي روشن شود. اين نسبت و اين مرز براي او در مديريت فرهنگي و شهري، از اهميت بالايي برخوردار بوده است و خود درباره شناخت مرز اين دو چنين مي‌گويد:
مرزها و شكاف‌هاي عميق
در مباحث جامعه‌شناسي، هر واژه‌اي يك، بار معنايي دارد. مثلاً بين ملت و امت خيلي تفاوت معنايي وجود دارد. معني جمعيت با جامعه تفاوت دارد. مفهوم شهر و محل سكونت با يكديگر متفاوت است. حالا همين تفاوت معنايي بين مردمي بودن و توده‌اي بودن نيز وجود دارد و دقيقاً توده‌اي عمل كردن با مردمي عمل كردن متفاوت است. شايد در ظاهر احساس كنيم كه مرزي وجود ندارد ولي با در نظر گرفتن مفهوم اجتماعي آن يك شكاف عميق به دست مي‌آوريم كه خيلي دقيق است. وقتي مي‌گوييم مردم، مفاهيمي همچون احترام گذاشتن، كرامت مردم، توجه داشتن به نيازهاي آن‌ها، سازماني ديدن آنها، حق قائل بودن براي آن‌ها و آگاهي دادن در اين معني نهفته است. اما وقتي مي‌گوييم توده، يك معناي ابزاري به ذهن خطور مي‌كند.
توده، ابزار است براي مدير اما مردم واژه‌ا‌ي است كه بار ابزاري با خود به همراه نمي‌آورد. وقتي توده مردم شدند، رابطه بين مدير و جامعه تغيير مي‌كند. نگاه مدير و رويكردها و سياست‌هاي مديريتي او هم تغيير مي‌كند. اين بحث عميق جامعه‌شناختي است. من معتقدم كه حركت‌هاي توده‌گرايي و عوام‌گرايي، جامعه ما را به جايي نمي‌رساند. اين حركت‌ها حتي اگر زماني گسترش پيدا كند حركت‌هايي مقطعي خواهد بود و زماني به پايان خواهد رسيد. مثال ساده‌اش فرق بين داغي و پختگي است كه در فرهنگ عاميانه ما وجود دارد. بخشي از اين‌ها به ساختارها برمي‌گردد و بخشي ديگر به رفتارهاي مديران.
من هيچ وقت به خودم اجازه چنين كاري را نمي‌دهم
من يك مثال گويا مي‌زنم. مثلاً مي‌شود يك جا امام جماعت‌هاي مساجد را جمع كرد و براي آنها سخنراني كرد و بعد يكي 5 ميليون تومان به هر مسجد داد. من هيچ وقت به خودم اجازه چنين كاري را نمي‌دهم. ما بودجه مساجد را به سه برابر افزايش داديم و با يك كار كارشناسي و شناسايي مشكلات مساجد در شهر تهران، به عنوان كمك‌هاي شهرداري به مساجد و آن هم در يك سيستم تعريف شده به مساجد كمك كرديم.
يا مثلاً مي‌شود به مناطق رفت و به هر كدام از همكاران شهرداري يك مبلغي به اسم هديه داد. اينها حركت‌هاي عوام‌گرايانه است. اين حتي توهين به مردم است. اگر قرار است به همكاران شهرداري كمك شود بايد سيستمي، عمل شود. اضافه كار هست. بن هست و ديگر موارد مشخص قانوني و سيستمي. ما موسسه اعتباري شهر راه انداختيم و به هر نفر 2 ميليون تومان وام مي‌دهيم. من به حركت‌هاي غيرسيستمي اعتقادي ندارم. همين جاها هم مرزهاي حركت‌هاي عوام‌گرايانه و مردمي مشخص مي‌شود.
فضا سازی علیه عملکرد مالی شهرداری
سال 86 سال شفاف سازی عملکرد اقتصادی و مالی شهرداری تهران بود. اگر چه برخی رسانه ها سعی در شایعه سازی علیه شهرداری کردند. برخی نیز این گونه وانمود می کردند که شهردار تهران نسبت به مفاسد اقتصادی حساسیتی ندارد. از دکتر قالیباف از نوع و چگونگی حساست هایش در مبارزه با مفاسد اقتصادی در شهرداری پرسیدیم:
مبارزه سيستمي يا شعاري
مردم از ما مي‌پرسند شما 20 سال است شعار مبارزه با مفاسد اقتصادي مي‌دهيد و مرتب هم مي‌گوييد ما با اينها برخورد مي‌كينم. حالا 10 نفر از اين افرادي كه مي‌گوييد فساد اقتصادي كلان داشته اند را به مردم معرفي كنيد يا چند نفر از اينها را طبق قانون اعدام كنيد. به هر حال اگر واقعيت دارد پس خروجي آن كجاست؟ وقتي حرف ما خروجي مشخصي نداشت، فضايي به وجود مي‌آيد كه فكر مي‌كنند همه مسئولين، دزدند. وقتي مبارزه با مفاسد اقتصادي خروجي مشخص و درستي نداشته باشد، نتيجه‌اش همين مي‌شود . يعني معتقدم شما بايد از من به عنوان يك شهردار بپرسيد كه خروجي مبارزه با مفاسد اقتصادي‌ام چه بوده است؟
شعار نمي‌دهيم، مچ‌گيري هم نمي‌كنيم
كار ما در شهرداري اينگونه نيست كه مچ‌گيري كنيم و شعار بدهيم. با مچ‌گيري مسئله حل نمي‌شود. بايد سيستمي عمل كرد. اگر در شهرداري تهران كسي مي‌خواست مبارزه با مفاسد اقتصادي بكند بايد سيستم حسابداري نقدي را به حسابداري تعهدي تبديل مي‌كرد. يعني در شهرداري اگر پول رد و بدل بشود ثبت مي‌شود ولي چك‌هاي زيادي سراغ دارم كه با نام شهرداري ثبت و صادر شده و اين چك‌ها جا به جا شده ولي در دفاتر ثبت نشده است. اگر كسي مي‌خواست واقعاً مبارزه كند بايد سيستم نقدي را به سيستم تعهدي تبديل مي‌كرد.
بنده واقعاً به اين مسئله اعتقاد داشتم و اين كار را كردم. لذا الان همه املاك در شهرداري ثبت شده است. ما امروز بيش از 35 هزار ميليارد تومان اموال شهرداري را ثبت كرده‌ايم كه تا پيش از ما هيچ جا ثبت نبوده است. تا حالا خيلي از مغازه‌ها و املاك و دارايي‌هاي شهرداري هيچ جا ثبت نشده بودند و اين يك آسيب بزرگ بود. پس مبارزه، شعار نيست بايد يك سيستم براي مبارزه طراحي كرد. هم چنين از جمله برخوردهايي كه كرده‌ام اين بود كه تاكنون 17 نفر از افرادي كه در طول سال گذشته در رشوه‌هاي شهرداري نقش داشته‌اند شناسايي و شديدترين برخوردها با آنها شده و به دادگاه تحويل شده‌اند. حتي تا رده‌بالاي مديريتي شهرداري برخورد و عزل كرده‌ايم.
شهرداری تا پیش از من تفریغ بودجه نداشته!
بنده درباره عملکرد خود در شهرداری شعار نمی دهم… فقط باید بگویم كه سازمان بازرسي كل كشور پس از بررسي‌ها اعلام كرد، هيچ زماني شهرداري تهران مثل امروز در امور مالي خود شفافيت نداشته است. به هر حال مراجع ذي صلاحي هستند كه آنها بايد قضاوت كنند. امروز حتماً شوراي شهر با اين نظر موافق است كه شهرداري تهران در حال حاضر در طول 80 سال گذشته مثل الان اين شفافيت اقتصادي و مالي را نداشته است. چرا؟ من اين سوال را مطرح مي‌كنم كه چرا در شهرداري تا پيش از دوره مديريتي من تفريغ بودجه وجود نداشته است؟ تفريغ بودجه سال‌هاي 81، 82، 83 و84 كجاست؟ چرا شهرداري تفريغ بودجه نداشته؟ حسابرسي‌ها كجاست؟ متاسفانه اين حسابرسي‌ها را نداريم. مفسده اقتصادي يعني شما جايي مديريت بكنيد كه تفريغ بودجه سازماني نداشته باشيد.
سال ديدارهاي بزرگ و بي‌خبر
ديدارهاي داخلي و خارجي شهردار تهران در سال 86، ديدارهاي مهمي بود. يك ديدار عمومي با مقام معظم رهبري همراه با شوراي شهر تهران، هم چنين ديدارهاي خصوصي او با رهبري براي گزارش كار و دريافت رهنمودهاي كارگشا. آنچنان كه گفته مي‌شود او در بين شهرداران دو دهه اخير، تنها شهرداري بوده كه ديدارهاي خصوصي متعددي با رهبري داشته است.
ديگري ديدار قاليباف با آيت‌الله سيستاني در عراق بود و نيز ديدار دوباره او با رئيس جمهوري. وجه مشترك عمومي اين ديدارها اين بود كه كمتر، اخبار رسمي گفته مي‌شد. با او از اين ديدارها گفتيم:
ديدارهاي راهگشا با حضرت آقا
ديدار با مقام معظم رهبري يك ديدار رسمي بود كه با جمع شوراي شهر خدمت ايشان رسيديم و ديدارهايي هم بوده كه فردي، خدمت ايشان رسيدم و عمدتاً به گزارش از شهر و مديريت شهري پرداخته شد.
رهنمودهاي ايشان واقعاً راه گشا بود. ايشان در اين ديدارها هم تذكراتي در بعضي موارد مي‌دهند و هم از برخي كارها اظهار رضايت مي‌كنند و رهنمودهايي ارزنده براي گره گشايي و پيشرفت امور هم دارند.
البته من نمي‌دانم كه شهرداران گذشته خدمت ايشان مي‌رسيدند يا نه؛ اما نوع رابطه بنده از گذشته و نوع كار ما كه معتقديم نگاه حضرت آقا، حقيقتاً راه گشاست، اين ديدارها را محقق كرده. ايشان واقعاً در حوزه مديريت شهري و مسائل فرهنگي و اجتماعي صاحب نظر هستند و با نگاه دقيقي، مسائل شهر و زندگي مردم را پيگيري مي‌كنند چرا كه شهر تهران در مسائل امنيت ملي ما هم بسيار موثر است. چيزي كه براي من بسيار مهم بود، نگاه حضرت آقا به مسئله تربيت و مسائل فرهنگي مردم در جامعه اسلامي است و تاكيد ما در مسائل فرهنگي و اجتماع در اين دوره به خاطر تاكيدات جدي ايشان بوده است. جامعه ما يك جامعه اسلامي و ديني است كه توجه به مسئله تربيت و مسائل آموزشي مردم اساس كار است و مهمترين محورهايي بوده كه ايشان تاكيد داشته‌اند.
ديدار با آيت‌الله سيستاني در عراق
ديدار با آقاي سيستاني هم براي ما توفيق بزرگي بود. البته مي‌دانيد كه ايشان هم مشهدي هستند و يك نسبت سببي با ما دارند. اين به جاي خود، اما دوست داشتم كه از نزديك با اين مرجع بزرگ جهان اسلام آشنا شوم. ايشان را فردي بسيار باهوش و آگاه به مسائل روز ديدم. هم مسائل روز جهان و هم مسائل روز ايران را دنبال مي‌كنند. يكي از بحث‌هايي كه آنجا شد. بحث توافقات ما با دولت عراق بود كه در آخرين ديدار با ايشان متوجه شدم از تمام بحث‌هاي سفر ما مطلع هستند و دنبال كرده‌اند.
من هم گزارشي از وضعيت شهر تهران و مسائل كشور خدمت ايشان ارائه كردم. ايشان حتي با جزئيات موضوعات مربوط به ايران آشنا بودند. واقعاً براي من جالب بود كه ايشان در طي 15 سال گذشته حتي يك بار از منزل‌شان براي زيارت تا حرم حضرت امير (ع) هم بيرون نيامده‌اند. يعني در طي 15 سال گذشته ايشان فقط در يك اتاق بوده‌اند و از همان جا تمام مسائل جهان را رصد مي‌كنند. اين به خاطر مسائل امنيتي بوده است. ايشان با وجودي كه درجامعه ايران زندگي نكرده‌اند حتي از جزئيات مسائل اجتماعي و سياسي ما اطلاع داشتند. حتي ايشان آخرين كتاب‌هايي كه در ايران در مسائل مختلف منتشر شده است را مطالعه كرده بودند.
تنش‌هاي انتخاب دوباره شهردار
بهار 86 انتخاب دوباره دكتر قاليباف براي سمت شهرداري بود. انتخابي پرتنش كه حتي معادلات پيچيده‌اي را چه در شوراي شهر و چه در فضاي سياسي با خود به همراه داشت. اگر چه تقريباً قاليباف پيروز انتخابات شوراي شهر تهران بود اما ورود دوباره او به شهرداري به راحتي رخ نداد. با او از فضاي آشفته‌اي كه ساخته شد، گفتيم و….
به نظر من هر آنچه كه در اين مورد اتفاق افتاده به گذشته تعلق دارد. آنچه كه اكنون مهم است همياري و همدلي كم نظيري است كه بين اعضاي محترم شوراي شهر و شهرداري وجود دارد.
شوراي سوم شهر از سه طيف فكري و سياسي مختلف هستند ولي در كنار هم و با كمك هم در جهت توسعه شهر و گره گشايي از كار شهر و شهروندان از شهرداري حمايت مي‌كنند و اين هم قابل تقدير است و هم از لحاظ فكري با هم متفاوت‌اند ولي در راستاي منافع ملي و خدمت به مردم و نظام در كنار هم هستند و با هم كار مي‌كنند.
انتقاد از زير مجموعه‌ها فرهنگي
سال 86 سال انتقادهاي جدي او به زير مجموعه‌هاي فرهنگي و اجتماعي شهرداري بود. انتقادهايي كه يك مدير ارشد، به شكل صريح در جمع خبرنگاران مطرح كرد و گفت كه در مسائل فرهنگي و اجتماعي شهرداري غفلت شده و بعد، دست به تغييرات مديريتي زد. انتقادهايي كه كمتر مديري جرأت آن را پيدا مي‌كند. از او پرسيدم كه چرا چنين انتقاد كرد و آيا پس از تغييرات شهرداري به نتايج مطلوبش رسيد؟
نمره بخش فرهنگي پايين است
زحماتي كه دوستان پيش از اين در مجموعه‌‌هاي فرهنگي و اجتماعي كشيده‌اند به جاي خود ارزشمند است. دوستان ما چه در معاونت اجتماعي و چه در سازمان فرهنگي- هنري و چه در موسسه همشهري، يعني سه قطب فرهنگي شهرداري زحمات قابل تقديري كشيده‌اند. بعد وقتي من به حوزه عمراني و شهري نگاه مي‌كنم با يك كارنامه قابل قبول با معدل بالا روبرو مي‌شوم. اما وقتي اين كارنامه را با كارنامه بخش فرهنگي و اجتماعي مقايسه مي‌كنم مي‌بينم كه نمره بخش فرهنگي و اجتماعي، از ديگر بخش‌ها پايين‌تر است.
اين در حالي است كه ما در پي آن هستيم تا شهرداري را از يك نهاد خدماتي به يك نهاد فرهنگي و اجتماعي تبديل كنيم و اين دو بخش بايد از ديگر بخش‌ها جلوتر باشد نه عقب‌تر؛ اما بخش فرهنگي و اجتماعي ما اين پيشروي را نداشته است. حالا در دوره دومي كه ما به شهرداري آمديم، بر اساس اين دغدغه فرهنگي و اجتماعي لازم بود كه يك تغيير مديريتي براي پيشروي‌هاي بيشتر و جدي‌تر انجام بگيرد كه حوزه تغييرات ما در خصوص نفرات و مديران به پايان رسيده است و الان تا حدودي انسجام مديريتي بيشتر شده و زير مجموعه‌هاي فرهنگي و اجتماعي، خيلي جدي‌تر با اهداف و رويكردهاي ما آشنا شده‌اند. اگر چه آثارش هنوز مشهود نيست ولي مطمئنم در سال 87 اين آثار مشهود خواهد شد.
تصويب اساسنامه جديد سازمان
ما مثلاً امسال اساسنامه سازمان فرهنگي- هنري را عوض كرده‌ايم. كاري كه در طول 5 سال گذشته تلاش شده بود و انجام نگرفته بود، ما در طول شش ماه گذشته اين كار را انجام داديم و اهداف، وظايف، رويكردها و مديريت اين سازمان و تركيب‌ هيأت امناي آن و نوع رابطه سازمان فرهنگي در شهرداري را تغيير داديم. اينها از گام‌هاي بزرگي است كه امسال در اصلاح ساختار برداشته‌ايم.
همين طور كه مثلاً در حوزه‌هاي كالبدي فرهنگي كه حوزه عمراني ما بوده الان آثارش مشهود شده چون حجم ساخت و سازهاي فرهنگي كالبدي اصلاً نسبت به قبل، قابل مقايسه نيست.. حتي در دوره‌هاي قبل، اين حجم متراژ فرهنگ سرا ساخته نشده است. در مجموع در بحث‌هاي محتوايي فرهنگي سال آينده چه در رويكردها و چه در نتايج- بايد در انتظار نتايج محسوسي باشيم.
سیاست و اخلاق
دكتر قاليباف از چه چيز خسته است؟ او از آغاز سال 86 چندين بار از بي‌اخلاقي در سياست گفت: گفت كه هم مديران كارآمد و هم مردم از اين بي‌اخلاقي خسته‌اند. از چرايي خستگي‌اش پرسيديم:
قاليباف از چه چيز خسته است؟
از منازعات جريان‌هاي سياسي خسته‌ام. از بدرفتاري‌ها و بداخلاقي‌هاي جريان‌هاي سياسي ناراحتم. آسيب‌هايي كه حتي به حوزه شخصي افراد وارد شده و حريم شخصي هيچ كس در امنيت نيست. آيا اين زيبنده يك جامعه اسلامي است؟ اين كه مي‌بينيد يك جريان سياسي به بهانه‌هاي مختلف، افراد، شخصيت‌ها يا جريان مقابل را مورد هجمه قرار مي‌دهد و ديگراني او را تشويق مي‌‌كنند. آيا اين عملكرد اسلامي است؟ اگر حرمت‌ها شكست و مرزهاي اخلاقي در سياست فرو ريخت، ديگر مرزي براي كسي باقي نمي‌ماند.
ما وقتي مي‌گوييم سياست ما عين ديانت ماست بايد در جامعه اسلامي، اخلاق در عمل سياسي ما نمود داشته باشد. من واقعاً از اين بي‌اخلاقي‌هاي سياسي كه رايج شده خسته‌ام. عده‌اي كل كشور را به دو قطب تقسيم كرده‌اند و مي‌گويند يا اين طرف هستي يا آن طرف. بعد مي‌گويند رقيب هر كه مي‌خواهد باشد و هر چه مي‌خواهدبگويد، هميشه غلط مي‌گويد و دروغ مي‌گويد و بايد تخريب شود و ما هر كه باشيم و هر چه باشيم، هميشه درست و راست مي‌گوييم. شما ببينيد اين نگاه در فضاي سياسي حاكم شده است. اين خسته كننده نيست؟ اگر دقت كنيد مي‌بينيد مردم هم از اين فضا خسته شده‌اند. مردم از دعواهاي دو قطبي مسئولان خسته‌اند و هر روز اميدوارند كه اين بازي‌ها تمام شود و مسئولان براي مردم كاري انجام دهند

نظر بدهید