اصلاحات آمريكايي، بسترساز قيام پانزده خرداد

  چاپ   13 , خرداد , 1387 ساعت 6:37 ب.ظ  

مسعود عباس نژاد – پس‌از كودتاي 28 مرداد 1332 و بازگشت دوباره شاه‌به‌وطن، به مرور حكومت مطلقه‌ و استبدادي تحكيم و تثبيت شد.اما در سال 1339، همزمان با تحولاتي كه در صحنه‌ي سياست بين‌الملل روي داد، شاه ناچار شد …


مقدمه : پس‌از كودتاي 28 مرداد 1332 و بازگشت دوباره شاه‌به‌وطن، به مرور حكومت مطلقه‌ و استبدادي تحكيم و تثبيت شد.اما در سال 1339، همزمان با تحولاتي كه در صحنه‌ي سياست بين‌الملل روي داد، شاه ناچار شد در سياستهاي رژيم خود تجديد نظر كند و برخلاف ميل باطني و به منظور تظاهر به دموكراسي، نظام دو حزبي «مليّون» و «مردم» راايجاد نمايد. با پيروزي جان اف.كندي نامزد حزب دموكرات در انتخابات رياست جمهوري آمريكا، سياست‌هاي داخلي و خارجي آن كشور، در آستانه‌ي دگرگوني‌هاي ويژه قرار گرفت.
وي براي جلوگيري از قيام‌هاي مردمي در جهان سوم كه احتمال سرنگوني رژيم‌هاي وابسته به بلوك غرب، به ويژه آمريكا را در پي داشت، رهبران آن كشورها را به انجام اصلاحاتي بر اساس دكترين خود تشويق و ترغيب نمود. در ايران نيز همگام با ديگر كشورهاي وابسته‌ي جهان سوم، اين اصلاحات در قالب فضاي سياسي، اصلاحات ارضي، لايحه‌ي انجمن‌‌هاي ايالتي و ولايتي و انقلاب سفيد در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي به اجرا درآمد. اوج اين اصلاحات با عنوان «انقلاب سفيد» يا «انقلاب شاه و مردم» بود كه به طور فراگير تمام جنبه‌هاي زندگي سياسي، اقتصادي و فرهنگي جامعه‌ي سنتي ايران را در بر مي‌گرفت. اما با اولين گام‌هاي اصلاحات از بالا كه با شرايط داخلي ايران سازگاري نداشت، موج بي‌ثباتي، ناآرامي و اعتراض عمومي مردم به رهبري نيروهاي مذهبي آغاز شد و در نهايت منجر به قيام 15 خرداد 1342 گرديد. در اين مقاله سعي مي‌كنيم به اين پرسش پاسخ دهيم كه: چه رابطه‌اي بين اصلاحات دوره‌اي رژيم شاه و قيام 15 خرداد 1342 وجود دارد؟ و آيا اين اصلاحات، عامل ايجاد قيام 15 خرداد بود؟
اصلاحات دوره‌اي 1342 ـ 1339 رژيم شاه
1ـ فضاي باز سياسي
رژيم شاه در اواخر دهه‌‌ي سي خورشيدي، به دليل شرايط بين‌المللي، از شدت ديكتاتوري خود كاست و به ظاهر فضاي باز سياسي نيم بند و آزادي كنترل شده‌اي در جامعه ايجاد كرد. انگيزه و اهداف آمريكا از ايجاد فضاي باز سياسي، در كشورهاي جهان سوم و به ويژه ايران، فقط تأمين منافع خودشان بود و نه دلسوزي براي مردم كشورهاي جهان سوم. در واقع كِنِدي دموكرات، همان ديدگاه‌ها و سياست‌هاي حكومت پيشين جمهوري خواهان را در مورد منافع جهاني آمريكا دنبال نمود. اما به دليل بروز بحران‌هاي سياسي و اجتماعي در كشورهاي جهان سوم، استراتژي جديدي با عنوان «پاسخ انعطاف پذير» مطرح نمود و به موقع اجرا گذاشت.
مهم‌ترين پيامد فضاي باز سياسي، آزادي نسبي فعاليتهاي سياسي و اجتماعي و تجديد سازمان نيروهاي مخالف رژيم و همچنين روي كارآمدن اميني بود. اما به دليل عدم اصالت وجودي فضاي باز سياسي اين دوره پرتشنج با آشتي شاه و دمكرات‌هاي آمريكا، حذف اميني و انتقال رهبري اصلاحات صوري به شاه، استقرار دوباره اختناق و برچيده‌شدن بساط احزاب و نيروهاي سياسي مخالف پايان يافت. اين فضاي صوري و غيرواقعي با از بين رفتن شرايط داخلي و خارجي، فلسفه وجودي خود را از دست داد و دشمنان آزادي با دست‌ زدن به ترفند‌ها و دسيسه‌هاي گوناگون از نهادينه‌شدن آن جلوگيري كردند.
2ـ اصلاحات ارضي:
هنگامي كه ‌كندي به قدرت رسيد، بدون توجه به شرايط داخلي و وضع كشاورزي ايران و چگونگي روابط ارباب ـ رعيتي، اصلاحات ارضي و تجديد مالكيت خصوصي را به شاه توصيه كرد. اجراي اين طرح به علي اميني سپرده شد. در حالي كه نه شاه و نه اميني از وضعيت كشاورزي ايران اطلاعي نداشتند. آنان فكر مي‌كردند، با مالك شدن كشاورزان كمونيست‌ها پيشرفتي نخواهند داشت و با رهايي دهقانان از زير بار سنت‌ها و قيود محلي، اوضاع و احوالشان بهبود خواهد يافت. در حالي كه واقعيت غير از اين بود. بنابراين اصلاحات ارضي در اصل يك جريان سياسي بود تا اقتصادي. زيرا تقسيم زمين به خودي خود مهم نيست. بلكه نكته اساسي اين است كه در چه شرايط اقتصادي و اجتماعي صورت گيرد. برخي صاحبنظران،‌ هدف آن را پيش‌گيري از انقلاب توده‌ها و ايجاد مانع بر سر راه رشد آگاهي سياسي آنان دانسته‌اند. حال آنكه با توجه به شرايط سياسي، اجتماعي و پراكندگي جغرافيايي روستاهاي ايران، جنبش‌ دهقاني در ايران ضعيف بوده و احتمال انقلاب دهقاني ممكن نبود. بنابراين اصلاحات ارضي يك استراتژي خارجي ارزيابي مي‌شود. نفوذ همه جانبه‌ي آمريكا در ساختار سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و به قدرت رسيدن سياستمداران با تفكر واحد و هماهنگ در آمريكا، تضعيف نيروهاي اقتصادي سنتي و تقويت پايه‌هاي سرمايه‌داري نوين وابسته، تغيير بافت روستايي،‌ تشديد مهاجرت روستايي به شهرها و ايجاد گسيختگي فرهنگي و از خودبيگانگي از جمله نتايج اصلاحات ارضي بود.
3ـ لايحه‌ي انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي:
تصويب لايحه‌ي انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي سرآغاز و به تعبيري تشديد بحران اوايل دهه‌ي 1340 در ايران است كه خود نيز زمينه‌ساز تحولات ديگري گرديد. شاه در خلال اجراي اصلاحات ارضي و به هنگام نخست‌وزيري اميني، طي سفري به ايالات متحده‌ي آمريكا، ادامه‌ي برنامه‌هاي اصلاحي مورد نظر آنان را تضمين نمود و انجام آن را بر عهده گرفت. بنابراين پس از بازگشت به كشور، اسدالله علم را به نخست‌وزيري برگزيد كه از نزديكترين ياران او محسوب مي‌شد. علم راهبرد سياسي خود را بر پايه‌ي سه هدف استوار كرد: برگزاري انتخابات مجلس، ادامه‌ي اجراي اصلاحات و حفظ گسترش محدوديت‌هاي سياسي. ابتدا اصلاحات ارضي را تعديل ساخت. سپس رهبران و فعالان جبهه ملي را محدود نمود و سرانجام انتخابات مجلس بيست و يكم را با كنترل بيش از پيش دولت برگزار كرد. اما مهمترين اقدام علم در هنگام تعطيل بودن مجلس، تصويب لايحه‌ي انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي بود كه به طور غيرقانوني در هيئت دولت به تصويب رسيد. مهم‌ترين اصول واكنش برانگيز اين لايحه، الغاي شرط اسلاميت و شرط ذكوريت براي انتخابات شونده و انتخاب كننده بود. بر اين اساس براي اولين بار پس از مشروطه، زنان اجازه‌ي شركت در انتخابات را داشتند. همچنين الغاي سوگند به كلام‌الله مجيد و تبديل آن به تحليف به كتاب آسماني بود كه در اين صورت همه‌ي فرق بابي، يهودي و.. كه بر اساس بند اول مي‌توانستند در انتخابات شركت كنند مي‌بايستي به كتاب آسماني خود سوگند ياد كنند. امام خميني با آگاهي از تصويب لايحه مزبور، تلگرافي با عنوان مقام نخست‌وزيري به تهران مخابره نمود و خواستار لغو رسمي تصويب‌نامه شد. دولت علم در مقابل اعترافات و هشدارهاي امام و ساير علما و مراجع، سه موضع متفاوت اتخاذ كرد: تهديد، تزوير، تسليم. ابتدا شاه و علم به تهديد مخالفين پرداختند. هنگامي كه ابعاد مبارزه گسترش يافت دست به تزوير زده و اعلام كردند نظريه علما را پذيرفته‌اند و در آينده نزديك لايحه را به نحوي تغيير خواهند داد ولي با اوج‌گيري مخالفت‌ها، علم تسليم خواست جامعه روحانيت و آحاد مردم شد. و به اين ترتيب اولين پيروزي نهضت نوين جريان فكري و اسلامي، به رهبري روحانيت و در رأس آن امام(ره) بدست آمد. از پيامدهاي مثبت تصويب و لغو لايحه‌ي مذكور، شكست دولت علم، كسب اولين پيروزي پس از جنبش ملي شدن نفت، اميدواري مردم و گرايش گروه‌هاي مختلف به ويژه قشر تحصيل كرده‌ي جامعه به سوي مذهب و روحانيت بود. كسب محوريت و پيشتازي نهضت و رهبري فكري و عملي آن توسط امام خميني(ره) و پيروي ديگر گروه‌هاي سياسي از ايشان، از نتايج و پيامدهاي مهم اين جريان است.
4ـ انقلاب سفيد
اصول شش‌گانه‌ي انقلاب سفيد ظاهراً اصول خوبي بود و اگر يك حكومت مردمي در هر نقطه از جهان وجود داشته باشد، احتمالاً چنين اصولي را به اجرا مي‌گذارد. ولي مهم اين بود كه اصول يادشده با چه انگيزه، در چه جهتي و براي چه هدفي به كار گرفته مي‌شود، زيرا نيّت و هدف هر عملي نتايج آن را رقم مي‌زند. يك حكومت فاسد هر كار بكند، نتيجه‌ي آن فسادآور است. هرچند ظاهر آن عمل خوب باشد. اجراي اصول ششگانه‌ نيز با انگيزه‌ي حفظ منافع آمريكا و از بين بردن كشاورزي ايران، گسترش شهرنشيني، ايجاد صنايع مونتاژ و وابسته، تأمين نيروي انساني مورد نياز اين صنايع از طريق مهاجرت روستائيان به شهرها اعلام و اجرا شد. البته طبيعي است كه نيّت باطني و اهداف پشت‌پرده و پنهاني رژيم، در آن دوره براي عموم مردم ايران چندان قابل درك نبود. زيرا سطح آگاهي عمومي بسيار پائين بود. بنابراين، عده‌ي معدودي كه در رأس آنان امام خميني(ره) قرار داشت، متوجه اين مسائل شدند و در مقابل آن ايستادند. مهمترين هدف شاه، جبران شكست خود در تغيير لايحه‌ي انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي و پيگيري اهداف اين لايحه از طريق ديگر بود. اما علما و مراجع به ويژه امام خميني كه هدف شاه را دريافته بودند، قاطعانه در مقابل حركت جديد رژيم ايستادگي كرده و به مخالفت برخاستند. در اول بهمن ماه 1341، اعلاميه‌هاي مخالفت‌آميز مراجع از جمله امام منتشر شد كه در آن رفراندوم را تحريم كرده بودند.
مهمترين پيامد برگزاري رفراندوم و اجراي انقلاب سفيد، مخالفت نيروهاي مذهبي با آن بود. انقلابي شدن مردم و آمادگي شرايط براي وقوع قيام بر عليه رژيم شاه نيز نتيجه‌ي محتوم همين اعتراضات اوليه بود كه در طي روندي 5 ماهه و با گسترش اعتراضات رهبران مذهبي و حمايت مردمي از آنان به قيام 15 خرداد 1352 منجر شد. بنابراين انقلاب سفيد براي رژيم شاه يك شكست محسوب مي‌شود، زيرا رژيم به اهداف خود نايل نشد، در مقابل نيروهاي مخالف شاه با استفاده از اين فرصت مرحله جديدي از مبارزه بر عليه خاندان پهلوي را آغاز نمودند كه در نهايت به پيروزي منجر شد.
قيام پانزده خرداد 42
كندي پس از احراز پست رياست جمهوري آمريكا، شاه را براي انتصاب اميني به مقام نخست‌وزيري تحت فشار گذاشت و اميني به عنوان مجري برنامه‌هاي آمريكا آغاز به كار نمود. اما بيش از چهارده ماه دوام نياورد و به دليل اختلاف با شاه ناچار به كناره‌گيري شد. وي تنها توانست مرحله اول اصلاحات ارضي را پياده نمايد، شاه پس از سقوط دولت اميني،‌ اسدا… علم را به نخست‌وزيري برگزيد. علم در اولين گام، اقدام به اصلاح قانون انتخابات انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي نمود، در تصويب‌نامه مذكور، قيد‌هاي اسلاميت و ذكوريت از شرط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان حذف شده بود و انتخاب شوندگان توانستند در هنگام مراسم تحليف به جاي قرآن مجيد به كتاب آسماني خود سوگند ياد كنند. اين مصوبه از سوي نيروهاي مذهبي و علما و مراجع به ويژه امام خميني(ره) به منزله زمينه‌سازي براي اسلام از قانون اساسي و به طور كلي، طليعه اسلام‌زدايي رژيم تلقي گرديد و نسبت به آن واكنش تندي نشان داده شد. در يك فرآيند سياسي، رژيم شاه مجبور به لغو رسمي اين مصوبه شد و نيروهاي مذهبي و مردم به اولين پيروزي خود پس از ملي شدن صنعت نفت رسيدند.
شاه كه نمي‌توانست شكست رژيم خويش و پيروزي مخالفان را تحمل نمايد، لوايح ششگانه خود را با عنوان اصول «انقلاب سفيد» يا «انقلاب شاه و مردم» را اعلام كرد. اين اقدام رژيم مورد مخالفت مراجع و علما قرار گرفت و برخي از آنان فتواي تحريم آن را صادر نمودند. به رغم اين مخالفت‌ها رفراندم در فضايي متشنج برگزار شد و با تقلّب حدود پنج‌ ميليون رأي موافق براي آن ذكر شد. كندي بلافاصله اين پيروزي را به شاه تبريك گفت. انقلاب سفيد بيانگر آن بود كه رژيم شاه مصمّم به اجراي برنامه‌هاي آمريكا است. در مقابل، امام نيز براي مبارزه با رژيم شاه كمر همت بسته بودند. بنابراين براي آشكار ساختن ماهيت اين رفراندوم پيشنهاد كردند، در ماه مبارك رمضان نماز جماعت و سخنراني مساجد در سراسر كشور تعطيل شود. متعاقب آن امام طي اعلاميه‌اي نوروز سال 1342 را عزاي عمومي اعلام و نسبت به سربازي بردن دختران اعتراض كردند.
روز دوم فروردين 1342 كه مصادف با شهادت امام جعفر صادق(ع) بود، مأموران امنيتي رژيم در لباس مبدل به مراسم عزاداري طلاب در مدرسه‌ي فيضيه قم حمله بردند و آنجا را به خاك و خون كشيدند. آيت‌الله حكيم، علما و مراجع قم را براي مهاجرت به نجف اشرف دعوت نمودند. امام خميني(ره) در پاسخ اعلام كردند وظيفه‌ي ما حضور در قم و ادامه مبارزه است. رژيم شاه كه اميد مصالحه و معامله با امام خميني(ره) را از دست داده بود پس از سخنراني عصر عاشوراي ايشان كه با شدت به شخص شاه و آمريكا و اسرائيل حمله كردند، در سحرگاه 15 خرداد 1342 امام خميني(ره) را از خانه‌شان ربودند. انعكاس خبر دستگيري امام، واكنش و اعتراض عظيم مردم را برانگيخت. با خيزش مردمي در حمايت از امام خميني(ره) قيام 15 خرداد شكل گرفت كه با شدت تمام سركوب شد. اما اين قيام زمينه‌ساز انقلاب اسلامي 1357 گرديد.
مسعود عباس نژاد- كارشناس مسائل سياسي

نظر بدهید