وحيد ميرزايي :ساعت 4.30 دقیقه ی یک روز گرم تابستانی، ایستگاه سواری (شلمان) منتظر ماشین هستی، پس از کمی انتظار سوار یکی از خودروهای عبوری میشوی ، مقصد لاهیجان، در طول مسیر به جاده که نگاه می کنی در همان نگاه اول ترافیک سنگین، نظرت را جلب می کند و در این بین راننده با نگاه معنی داری می گوید: ” این گیلان ما هم شده جولانگاه بچه مایه دارهای بالاشهرهای…!”
و مسافری هم که کنارش نشسته با تائید حرفهای او این نکته را اضافه می کند که: “… مشکل تنها به ترافیک ختم نمی شود، شما حتی نمی توانی یک پمپ بنزین خالی پیدا کنی! همه جا پر از مسافر است…”
این گفت و شنود با همراهی من ادامه می یابد تا اینکه به لاهیجان می رسیم، کنار استخر پر است از چادرهای مسافران و پشت سر هم ماشین پارک است… خلاصه اینکه شهر چهره ی کاملا توریستی به خود گرفته…
در این بین این سوالها به ذهن خطور می کند که به راستی آیا واقعا از این همه مسافری که به استان ما می آیند، سودی هم می بریم؟! آیا وجود این همه گردشگر تاثیری هم در اقتصاد مردم بومی منطقه دارد؟! چه اثری بر طبیعت و فضای شهری می تواند داشته باشد؟ آیا عملا باعث ایجاد شغل می شود؟! و …
در این نوشتار در پی یافتن پاسخی برای این پرسش ها و نظایر آنها هستیم:
همانطور که می دانیم امروزه “صنعت توریسم” به عنوان یکی از درآمدزاترین امور، مورد توجه کشورهای مختلف دنیا قرار گرفته و حتی برخی از آنها از این راه به درآمدهای سرشاری دست پیدا می کنند که شاید از تولید داخلی و صادرتشان هم تجاوز کند، به عنوان نمونه می توان امارات (دبی) و یا ترکیه را مثال زد، اشتباه نکنید! قرار نیست کشورمان را با آنها مقایسه کنیم، این نکته را صرفا جهت یادآوری و نشان دادن اهمیت بحث گردشگری بیان کردم. مسئله ای که می خواهیم به آن بپردازیم تاثیرات (مثبت و منفی) این پدیده بر روی استان خودمان است، گیلان همه ساله مخصوصا در ایام عید نوروز و تابستان پذیرای مسافران و مهمانان زیادی است که این امر به دنبال خود تبعات مثبت و منفی نیز به دنبال دارد، برای اینکه در نهایت از این نوشتار به نتیجه ای برسیم، بهتر است به سوالاتی که در ابتدا مطرح کردیم پاسخ دهیم.
اولین بحث ما روی ترافیک و مشکلات مرتبط با آن بود، واضح است که در این مورد ازدحام مسافران باعث کندی ترافیک و مشکلات مربوط به آن می شود و آمار تصادفات و سوانح رانندگی به شکل چشمگیری افزایش پیدا می کند، سوال بعدی که می توان مطرح کرد در مورد طبیعت و فضای شهری است، در این مورد نیز (عملا) اثرات منفی گردشگری خیلی بیشتر از آثار مثبتی (که می تواند داشته باشد) نمود پیدا کرده است، آلودگی و تخریب محیط زیست و تغییرات ناهمگون چهره شهرها بر اثر ایجاد ویلاها و ساختمانهایی با معماری متمایز و عموما خالی از سکنه ( نمونه ی بارز این موضوع را در استان همسایه یعنی مازندران به وضوح شاهد هستیم ) و تغییر کاربری زمین های کشاورزی و جنگل ها و … در کل شکل طبیعت و فضای شهرها را به صورت نامطلوبی مبدل می کند، در بحث صرفه ی اقتصادی و اشتغال زایی اما وضع کمی ( فقط کمی ) فرق می کند. هر چند آمدن گردشگر و مسافر به همراه خود مشاغلی نیز ایجاد می کند، اما اگر واقعا ریشه یابی کنیم، متوجه می شویم بیشتر این مشاغل موقتی هستند و درآمد ثابت و پایداری ایجاد نمی کنند و به اصطلاح “کاذب” هستند، اما به هر حال چون مسافران باید هزینه هایی را در طی اقامت خود متقبل شوند، باعث ایجاد درآمد برای افراد بومی می شود، البته میزان این درآمد و اینکه چه مشاغلی بیشترین سود را می برند، خود جای بحث دارد.
در نهایت به تاثیر فرهنگی و اجتماعی پدیده ی توریسم می رسیم، ورود افراد مختلف که هر کدام فرهنگ خاص خودشان را دارند، می تواند اثرات متقابل بر افراد بومی یک منطقه داشته باشد که این به مرور یک فرهنگ ویژه و خاص را ایجاد می کند، آنچه که در عمل شاهد آن هستیم بیشتر سمت و سوی منفی داشته تا مثبت، چه در مورد زبان (که موجب تضعیف زبان مادری می شود) و چه در سایر مقوله های فرهنگی و اجتماعی.
پرسش هایی از این دست بسیار می توان مطرح کرد که هر کدام را باید به دقت بررسی کرد و سپس پاسخی دقیق به آنها داد، آنچه گفتیم، صرفا بر اساس تجربه ی عملی بود که در منطقه ی ما هر ساله شاهد آن هستیم، اینکه از توریسم بیشتر اثرات منفی آن دامنگیر ما می شود و این صنعتِ بالقوه به فعل تبدیل نمی شود، خود دلایل بسیاری دارد که می توان به: عدم برنامه ریزی صحیح، فقدان ارگانهای متولی مشخص و کارآمد، نبودن امکاناتی نظیر هتل ها یا اماکن تفریحی و … به صورت سازماندهی شده و تحت مدریت شرکت های خصوصی و یا حتی دولتی به میزان کافی، فقدان ضمانت اجرایی کافی برای قوانین در بحث محیط زیست و عدم توجه جدی به آن و …، اشاره کرد.
اما نتیجه:
به نظر می رسد در شرایط فعلی، توریسم یا همان گردشگری، نتنها سودی به حال منطقه ی ما ندارد، بلکه تبعات منفی آن خیلی بیشتر از مزایایی است که می تواند داشته باشد، اما در نگاهی واقع بینانه باید گفت این روند فعلا در حال رشد است و سیر صعودی دارد، بنابراین باید چاره ای اندیشید تا کمترین آسیب به مردم و محیط زیست وارد شود و از طرفی از این موقعیت در جهت توسعه ی استان و ایجاد شغل( پایدار) و در نتیجه جلوگیری از مهاجرت جوانان این خطه به سایر استانها، استفاده شود.
نظر شما در این خصوص چیست و تا چه میزان توریسم را در استان گیلان مثبت ارزیابی می کنید؟