علل و عوامل جنگ یزید با امام حسین(ع)

  چاپ   16 , دی , 1387 ساعت 9:15 ق.ظ  

سیداسماعیل سعیدی-“علل و عوامل جنگ یزید با امام حسین(ع) در ابعاد سیاسی و فرهنگی ومذهبی و اجتماعی باعنایت به حدود 50 سال بعد از رحلت پیامبراکرم اسلام (ص) را بررسی نمائید. ”


چون امام حسن مجتبی (ع) به شهادت رسیدند ، امامت و رهبریت شیعیان به امام حسین(ع) منتقل شده و از طرف خدا مأمور رهبری جامعه گردید. مدتی از دوران امامت آن حضرت با دوره زمامداری و حکومت معاویه مقارن بوده و بنا به جهاتی و دلایلی در این دوره امام حسین(ع) با توجّه به اینکه می دید معاویه سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامی و قوانین خداوندی است ، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر را پیشه ساخت . بنابراین تا معاویه زنده بود، چون برادر بزرگوارش امام حسن(ع) زیست و عَلَم مخالفتهای بزرگ نیفراخت . جز آنکه گاهی محیط و حرکات و اعمال معاویه را به باد انتقاد می گرفت و مردم را به آینده نزدیک امیدوار می ساخت که اقدام موثری خواهد نمود. در تمام طول مدّتی که معاویه از مردم برای ولایتعهدی یزید، بیعت می گرفت ، امام حسین(ع) به شدّت با او مخالفت کرد و هرگز تن به بیعت با یزید نداد و ولیعهدی او را نپذیرفت و امام حسین(ع) همچنین بود و ماند تا معاویه درگذشت. یزید پس از معاویه برتخت حکومت اسلامی تکیه زد و خود را امیرالمومنین خواند و برای تثبیت حکومت ناحق و
ستمگرانه اش ، مصمّم شد که نامداران و شخصیتهای اسلامی را به بیعت با خویش وادار کند و به همین منظور، طی نامه ای به حاکم وقت مدینه ، از وی خواست که برایش از امام حسین(ع) بیعت بگیرد و اگر مخالفت نمود به قتلش برساند. امام حسین(ع) ضمن مخالفت با بیعت از مدینه به سوی مکّه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکّه همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید، در بین مردم مکّه و مدینه انتشار یافت و این خبر تا به کوفه هم رسید. کوفیان از امام حسین(ع)که درمکّه بسرمی برد،دعوت کردندتا به سوی آنها آید وزمامدار امورشان باشد.امام حسین(ع) مسلم بن عقیل پسر عموی خویش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفی را از نزدیک ببیند و گزارش دهد مسلم به کوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه ای روبرو شد و هزاران نفر به عنوان نایب امام حسین(ع) با او بیعت کردند و براساس آن مسلم بن عقیل ، حرکت فوری امام حسین(ع) را به سمت کوفه لازم گزارش کرد. هرچند امام حسین(ع) کوفیان را به خوبی می شناخت و بی وفایی و بی دینی آنان را در زمان حکومت پدر بزرگوارش و برادر ارجمندش دیده بود و می دانست به گفته ها و بیعتشان اعتبار و اعتمادی نیست. و لیکن برای اتمام حجّت و اجرای اوامر پروردگار، تصمیم گرفت که به سوی کوفه حرکت کند. آن حضرت در هشتم ذیحجّه یعنی روزی که همه مردم حاضر در مکّه عازم رفتن به “منی” بودند، در مکّه ماند و در چنین روزی با اهل بیت و یاران خود از مکّه به طرف عراق خارج شد و با این کار هم به وظیفه خود عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماندکه پسر پیغمبر امّت ، یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نکرده ، بلکه علیه او قیام کرده است. از طرفی یزید که حرکت مسلم را به سوی کوفه دریافته و از بیعت کوفیان با او آگاه شده بود، ا بن زیاد را که از پلیدترین یاران یزید و از کثیفترین طرفداران حکومت بنی امیّه بود را به کوفه فرستاد. ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویی و ترس مردم کوفه استفاده و با تهدید و ارعاب و تطمیع ، آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت و سپس مسلم بن عقیل را به شهادت رساند وبعد از آن، جامعه دورو و خیانتکار کوفه را علیه امام حسین(ع) برانگیخت و کار به جایی رسید که عده زیادی از همان کسانی که برای امام حسین(ع) دعوتنامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام(ع) از راه برسد و به قتلش برسانند. امام حسین(ع) از همان شبی که از مدینه بیرون آمد و در تمام مدّتی که در مکّه اقامت گزید و در طول راه مکّه به کربلا، تا هنگام شهادت ، گاهی به اشاره ، گاهی به صراحت ،اعلام می داشت که:” مقصود من از حرکت ،رسواساختن حکومت ضد اسلامی یزید و برپاداشتن امر به معروف و نهی از منکر و ایستادگی در برابر ظلم و ستمگری است و جز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدی(ص) هدفی ندارم.” و این مأموریتی بود که خداوند به او واگذار نموده بود. حتّی اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیری اهل بیت اتمام پذیرد و چه بسا که چنین شد. همانطور که در تاریخ ملتها، قیامها و انقلابهای فراوانی به ثبت رسیده ، که همه آنها موجب تغییرات و تحولات در جامعه ها شده است . و هرچه علت و هدفهای قیامها و انقلابها، پاکتر و عمیق تر و خالص تر باشد، انقلاب و قیام مربوطه نیز، ماندگارتر بوده است. بنابراین پس از رحلت رسول گرامی اسلام (ص) به دلایل متعددی از جمله 1- حق گریزی و حق ستیزی برخی از یاران وصحابه پیامبر 2- دنیاگرایی و علاقه به زندگی و رفاه زدگی 3- ریاست طلبی و ریاست خواهی و زیاده خواهی 4 – ترس و جهل و نادانی و ضعف باورهای دینی مردم 5- عدم رشد سیاسی بطوری که در تشخیص حق دچار مشکل شدند، در دین رسول ا… (ص) و شاید هنوز جنازه آن حضرت به خاک سپرده نشده بود از اوّل آن شورای کذایی که منجر به خلافت ابوبکرو … گردید ، انحراف ایجاد نمودند. تا جایی که بنا برعللی که برشمردم، منجر به حکومت مطلقه معاویه گردید و در این زمان بنام دین ، در دین کژی و انحراف ایجاد و معاویه اساس دین را می خواست به گمراهی بکشاند و ریشه را هدف قرار داده بود و اوج انحراف دین در زمان روی کار آمادن پسر معاویه یعنی یزید نمود پیدا کرد که مراسم لهو و لعب و بساط شراب و سگ بازی و انحراف در دین را به اوج رساند و در اینجا لازم بوده که اصلاحی در دین رسول ا… (ص) به مفهوم زنده کردن دوباره دین انجام پذیرد. در وصیت نامه معروف امام حسین(ع) خطاب به برادرش محمد حنیفه ، و یا در بیانات دیگری که از امام حسین(ع) به ثبت رسیده و بجا مانده ، می توان علل و عوامل جنگ با یزید را در ابعاد مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و مذهبی و … جستجو کرد. امام (ع) در وصیت نامه معروف به برادرش محمد حنیفه ، به کار خود عنوان ” اصلاح ” و به خود عنوان ” مصلح ” داده است. در آنجا می فرماید : ” قیام من ، قیام فردی جاه طلب یا کامجو یا آشوبگر و یا ستمگر نیست . در جستجوی اصلاح کار امّت جدم بپا خاستم . اراده دارم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیرت جدم رسول خدا(ص) و پدرم علی (ع) رفتار نمایم.” و یا در جایی دیگر انگیزه انقلاب خود را امام حسین(ع) چنین بیان می کند : ” ای مردم ! پیامبر خدا(ص) فرمود : هرکسی سلطان زورگویی را ببیند که حرام خدا را حلال نموده ، پیمان الهی را در هم شکسته ، با سنّت و قانون پیامبر از در مخالفت درآمده ، در میان بندگان خدا راه گناه و دشمنی در پیش می گیرد، اگر در برابر چنین زمامداری با عمل و یا با گفتار خویش مخالفت ننماید، بر خداوند امّت است؛ که این فرد( بی تفاوت) را به جایگاه همان طغیانگر که آتش جهنم است، داخل گرداند. ای مردم ! آگاه باشید اینان (بنی امیه
) اطاعت خدا را ترک کرده اند و پیروی از شیطان را پیشه خود ساخته اند. فساد را ترویج و حدود الهی را تعطیل نموده ، حلال و حرام خدا را تغییر داده اند . در حالی که من به هدایت و رهبری جامعه مسلمانان از دیگران شایسته ترم. ” بنابراین در قیام امام حسین (ع) سه علت عمده می توان درنظر گرفت که هریک در موقعیت خود مهم وقابل بررسی است . شاید دخالت همین عوامل متعدد سبب شده است که این حادثه علی رغم آنکه از نظر تاریخی، سطح و طول زیادی ندارد ، امّا از لحاظ تفسیر و پی بردن به ماهیت آن ، بسیار پیچیده است. 1- بیعت خواهی یزید از امام حسین (ع) = که منجر به تأیید شخصیتی مثل یزید می شد که برخلاف پدرش معاویه ، حتی ظاهر اسلام را رعایت نمی کرد بلکه متجاهر به فسق بود. شایستگی سیاسی هم مطلقاً نداشت و در حقیقت مُهر تأیید برموروثی بودن خِلافت می گردید و کسی چون حسین بن علی (ع) با کسی چون یزید بیعت نمی توانست بکند. 2 – دعوت مردم کوفه از امام حسین(ع) = بنظر می رسد هرچند کوفه را نمی توان علت اصلی قیام کربلا دانست ولی دعوت مردم کوفه یک علت فرعی است . شاید دعوت مردم کوفه از امام (ع) سبب شد که این انقلاب در نزدیک کوفه یعنی کربلا اتفاق افتد چرا که اگر مردم کوفه هم از امام (ع) دعوت نمی کردند ، امام حسین(ع) دست از قیام برعلیه یزید پلید براساس اهداف مقدسی که در سر می پروراند ، برنمی داشت . 3- اصلاح طلبی و امر به معروف و نهی از منکر = اصلاح انحرافاتی که در حکومت اسلامی و اُمّت اسلامی پدید آمده بود مهمترین هدف قیام امام حسین(ع) است. یعنی اگر از امام حسین(ع) بیعت هم نمی خواستند و به کوفه دعوت هم نمی کردند ، بازهم وقوع نهضت امام حسین(ع) حتمی بود. شاید مسئله گرفتن بیعت و دعوت مردم کوفه ، فقط در تعیین زمان و مکان آن انقلاب دخالت کردند که این را هم ، باور و اعتقاد داریم که امر خدایی بوده است وگرنه علل قیام امام حسین(ع)برعلیه یزید را همانطور که برشمردم ، باید در ” تحریف حقایق دین” و ” ظلم و فساد یزید و دربار بنی امیّه ” و ” گرسنگی و فشار برمردم” و ” ضایع کردن بیت المال مسلمین” و ” رواج یافتن بدعتها در دین ” و… جستجو کرد. لذا قیام امام حسین (ع ) برعلیه یزید در ابعاد سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و مذهبی و… آثاری از خود بجا گذاشت که تا دنیا دنیاست همه آزادیخواهان و آزادی طلبان می توانند از آن الهام بگیرند. چه آثاری مشهودتر از اینکه در نیم قرن اخیر از نظر سیاسی، این محرم و صفر و تاسوعا و عاشورا بود که نقش فوق العاده ای در شکل دهی یک ایدئولوژی قدرتمند برای گروههای اسلام گرا نقش موثری داشته است. کنار گذاشتن تقیّه و جواز شورش و طغیان علیه نظام جور شاهنشاهی و ایجاد حرکت اسلامی و انحصار مشروعیت حاکمیت سیاسی درالگوها و اسوه های علمی و مذهبی و اخلاقی جامعه که امروزه از آن به ولایت فقیهان عادل ، ولایت اسلام شناسان عادل و ولایت ائمّه عادل تعبیر می کنیم . اینها همه و همه از آثار نهضت و قیام امام حسین(ع) و مرهون تاسوعا و عاشورا است. قطع نفوذ دینی ساختگی امویان که همواره به حکومت و سلطنت خود رنگ دینی می دادند و رسوا ساختن روح بی دینی و الحاد زمان جاهلیت که حکومت جور را توجیه می کرد، گسترش احساس گناه در وجدان هرفرد مسلمان بطوری که احساس گناه مبدّل به حالت انتقاد گردد و در پرتو آن ، هر فردی موقعیت خود را در برابر حیات و اجتماع مشخص سازد، ایجاد ارزشهای اخلاقی جدید برای هرفرد مسلمان بطوری که متوجه عوالم نورانی و خیره کننده معنوی گردند ، برانگیختن روح مبارزه و پیکار با فساد در هر فرد مسلمان بمنظور استقرار جامعه برپایه های جدید و بخاطر اعاده ارزش های انسانی و… از نتایج و آثار نهضت امام حسین(ع) است. نهضت امام حسین (ع) و قیامش علیه یزید باعث انقلابی شد که سرآغاز بیداری مردم و مبدأ پیدایش انقلابهای آزادی بخش گردید و روح مبارزه را در مردم زنده کرد و موانع اصلاح فردی و اجتماعی را برداشت . نمادها و نشانه ها و علایم حرمت گذاری در بُعد فرهنگی و رشد جنبه های عاطفی افراد جامعه و انگیزه های دیگرخواهانه رفتاری در بُعد اخلاقی و رعایت مناسک و شعائر و آداب انسانی در بُعد مذهبی و مجموعه آداب و رسوم پسندیده در جامعه در بُعد اجتماعی از پیامدهای نهضت عاشوراست.
گردآوری کننده : سیداسماعیل سعیدی

نظر بدهید