در این باره نکات زیر قابل توجه و تفکر است:
1- دو تشکل “رهپویان” و “جبهه پایداری” ، برغم تضادهای آشکاری که با یکدیگر دارند و در انتخابات نیز مقابل همدیگر صف آرایی کرده بودند ، در ماجرای تعیین رئیس مجلس ، با یکدیگر متحد شدند و تمام توان سیاسی و رسانه ای خود را برای رئیس شدن “غلامعلی حدادعادل” به کار گرفتند.
اتحاد تاکتیکی دو گروه سیاسی مخالف بر سر موضوع مهمی مانند ریاست یک قوه ، تنها می تواند بر مبنای یک “نفع مشترک” باشد ؛ اما این نفع مشترک چیست؟
“خلاص شدن از دست علی لاریجانی که در مجلس به اینان میدان نداد” ؛ برای آنها این فرصت را می داد که در سایه حضوری فردی مانند حداد عادل ، عملاً میدانداری مجلس را به عهده بگیرند و هیات رئیسه را اداره کنند.
آنها “ریاست قانونی” حداد را برای “ریاست عملی” خودشان می خواستند.
البته در این میان ، حامیان دولت (پایداریچی ها) انگیزه مضاعف داشتند زیرا با ریاست حداد ، مجلسی بسیار متساهل تر در برابر دولت رقم می خورد.

2 – حداد عادل ، هر چند تا کنون چهره ای فرهنگی از خود به نمایش گذارده بود – و انصافاً سوابقش نیز مؤید همین موضوع است – اما ، در انتخابات اخیر ، رویکردهای سیاسی نه چندان مناسبی از خود بروز داد که البته نهایتاً نیز به زیان خودش تمام شد.
او در قضیه 8+7 و چینش فهرست کاندیداهای جبهه متحد ، بیش از سهم یک رأیی خود اعمال نفوذ کرد و به عنوان مثال ، برغم آن که علی مطهری در رأی گیری داخلی به عنوان کاندیدا انتخاب شده بود ، حداد مانع از تحقق این موضوع شد. با این حال ، مطهری ، مستقلاً وارد انتخابات شد و رأی هم آورد.
همچنین در حالی که بر اساس نتایج دو نشست حامیان حداد و حامیان لاریجانی ، مشخص بود که کدامشان برای ریاست مجلس رأی می آورند ، حداد همچنان بر کاندیداتوری خود اصرار ورزید تا در همان بدو مجلس نهم ، انشقاق جدی بین اصولگرایان را رسمیت بخشد.
او حتی در فاصله یک روز مانده به انتخابات هیات رئیسه ، با برخورد فیزیکی با یکی از کارمندان روابط عمومی مجلس و پیچاندن گوش او در راهروی مجلس ، خدشه ای جدی بر چهره فرهنگی خود وارد ساخت.
این اتفاق اگر از سوی کاندیداهایی مانند کوچک زاده که سوابق پرخاشگری دارند رخ می داد ، چندان شگفت انگیز نبود ولی سر زدن چنین کاری از فردی که کوله بارش پر است از “رزومه فرهنگی” بسیار شوک آور و تأسف انگیز بود.
همه ما ، کتاب اجتماعی سوم دبستان را به یاد داریم که در قالب سفرنامه خانواده آقای هاشمی ، چقدر زیبا و دلنشین مطالب مختلف اجتماعی آموزش می داد. آن کتاب از تألیفات به یاد ماندنی و خاطره انگیز دکتر حداد عادل است … ای کاش حداد همان حداد فرهنگی می ماند و به عنوان چهره ای ماندگار در تاریخ ایران ماندگار می شد. واقعاً چه لزومی دارد همه سیاستمدار شوند؟!
3 – با همه آنچه گفته شد ، باید این نکته را هم یادآور شد که حداد در کاندیداتوری خود برای ریاست مجلس ، کاری غیرقانونی نکرده است. او هر چند رئیس مجلس نشد ولی به عنوان نماینده مجلس و به عنوان یک شهروند ایرانی ، همچنان “محترم” است و انتظار می رود رقبای سیاسی اش ، شکست او را چماق نکنند و در ادامه مجلس ، به عنوان نمایندگان مردم ، در خدمت به مردم با یکدیگر دوستی و همکاری کنند.
4 – از حداد عادل نیز انتظار می رود ، برخلاف چهار سال قبل که بعد از شکست در انتخابات داخلی هیأت رئیسه مجلس ، سکوت اختیار کرد و در بحث های مجلس ، عمدتاً شرکت نداشت ، این بار به عنوان منتخب اول تهران ، حضور فعال تری در قامت یک نماینده داشته باشد و رئیس نشدنش، دلیلی برای انفعالش نباشد.
5 – در جلسه روز گذشته فراکسیون اصولگرایان که با دعوت حداد عادل و برای یارگیری نهایی صورت گرفت ، برگزار کنندگان جلسه اعلام کردند که حداد 132 رأی آورده است!
امروز اما تعداد آرای وی در صحن علنی ، از 100 رأی فراتر نرفت.
این ماجرا از چند حالت خارج نیست: یا برگزار کنندگان جلسه ، خواسته اند مبالغه کنند و بدین ترتیب جو روانی ایجاد کنند ، یا تعدادی از نمایندگان ، روز گذشته خواسته اند با رأی به حداد ، به او آدرس غلط بدهند و در مجلس زمینگیرش کنند و یا در حالت سوم ، از دیشب تا حالا رأیشان برگشته است که همه این شقوق ، در جای خود قابل تأمل هستند.
6 – در فاصله کمتر از یک روز مانده به انتخابات هیأت رئیسه مجلس ، محمود احمدی نژاد ، معاون پارلمانی اش را عوض کرد و لطف الله فروزنده را به جای میرتاج الدینی ، معاون پارلمانی کرد.
فروزنده ، از اعضای جمعیت ایثارگران (همسو با رهپویان) و قائم مقام آن به شمار می رود. این جمعیت نیز از حامیان ریاست حداد بود. انتصاب فروزنده پیامی به مجلس بود که در صورت ریاست حداد ، دولت نیز هوای مجلس را بیشتر خواهد داشت!
7 – در انتخابات هیات رئیسه ، نه تنها ریاست لاریجانی معنی دار است بلکه آنچه این معنی را مضاعف می کند این است که اعضای اختصاصی و شاخص جبهه پایداری نتوانستد دیگر سمت های اصلی هیأت رئیسه را نیز تصاحب کنند و با شکستی سنگین این عرصه را نیز واگذار کردند. به عنوان مثال مهدی کوچک زاده ، که کاندیدای دبیری هیات رئیسه بود ، از بین 276 نماینده حاضر درمجلس ، تنها 20 رأی آورد!
8 – در نهایت نکته دیگر این است که انتخابات هیأت رئیسه نشان داد که اکثر نماینده ها اسیر جوسازی ها و بازی های روانی و تبلیغی چند هفته اخیر ، نشدند و این ، علامت خوبی در ابتدای مجلس جدید است هر چند که آزمون این مجلس تازه آغاز شده و با یک گل بهار نمی شود. نمایندگان بدانند که زیر ذره بین مردم و تاریخ قرار دارند.