فتنه ۸۸ در گیلان از کجا و توسط چه کسانی کلید خورد؟

  چاپ   25 , خرداد , 1391 ساعت 4:31 ب.ظ  

بومرنگ فتنه دانشگاه گیلان

 در سومین سالروز شکل گیری فتنه ای قرار داریم که با نقشه ای آمریکایی صهیونیستی و با استفاده از جهل و مقام پرستی افرادی در داخل توانست عده ای از مردم کشور را برای چند ماهی با خود همراه سازد . فتنه ای که هزینه‌های زیادی را برای نظام اسلامی‌تحمیل نمود تا جایی که دل علاقه مندان و عاشقان انقلاب اسلامی‌را در دنیا به لرزه درآورد.

آنچه این نوشته دنبال می‌کند بازگویی اتفاقاتی است که سرآغاز و شروع کننده فتنه در گیلان بود و افرادی که آگاهانه یا با بی تدبیری در افروخته تر کردن  این آتش سهیم بودند.

 در اولین روزهای بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ تجمعی با شعار لغو امتحانات به بهانه حضور در انتخابات و با هدف جذب دانشجویان برای همراهی بیشتر به راه می‌افتد . با وعده بعضی از اساتید دانشگاه به خصوص اساتید دانشکده فنی و انسانی مبنی بر به عقب انداختن امتحان در صورت موفقیت در لغو امتحانات قوت می‌یابد و حتی بعضی از اساتید با وقاحت هر چه تمام تر تهدید به حذف دانشجویانی می‌کنند که خواستار برگزاری امتحانات بودند.با این نقشه و حمایت برخی از مسئولین دانشکده فنی مانند دکتر “ن.ا” می‌توانند برخی از امتحانات را لغو کنند.

تجمع

اعتراضی در جلوی ساختمان مرکزی دانشگاه گیلان شکل می‌گیرد. صحنه گردانان اصلی این ماجرا، اعضای انجمن اسلامی‌دانشگاه هستند. در صبح این روز حدود ۲۰۰- ۲۵۰ دانشجو در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه گیلان تجمع می‌کنند و شعارهایی مبنی بر تقلب در انتخابات و ابطال انتخابات را مطرح می‌کنند. در پی شعارهای احساساتی این جماعت عده ای دیگر از دانشجویان برای تماشای صحنه به  اطراف آنها حلقه می‌زدند که زیاد شدن تماشاگران صحنه ، صحنه گردانان اصلی این ماجرا را دچار توهم و غرور کرده و شعارهای تندی را علیه نظام مطرح می‌سازند . با بالاگرفتن تب شعارها و بی اعتنایی سایر دانشجویان به این جماعت ، صحنه گردانان اصلی ماجرا به تکاپو می‌افتند  که تشنج را افزایش دهند لذا پرتاپ سنگ، به سوی ساختمان شیشه ای دانشگاه آغاز می‌شود و این جماعت غوغا سالار خسارت زیادی را به بیت المال وارد می‌کنند.

titr1  فتنه 88 در گیلان از کجا و توسط چه کسانی کلید خورد؟

با  شکستن شیشه دانشکده علوم انسانی وارد ساختمان شده و ورقه‌های امتحانی را از زیر دست دانشجوبان کشیده و امتحان را تعطیل می‌کنند. با نزدیک شدن به ظهر و بی اعتنایی سایر دانشجویان از تعداد این تحصن کنندگان اندک اندک کم می‌شود تا جایی که حدود ساعت ۱۳ دیگر اثری از متحصنین نمی‌ماند.

در پی شکست طرح تحصن که قرار بود تا چند روز پایدار باقی بماند ولی چند ساعته و با غلبه گرسنگی بر این جماعت پایان گرفت، عقبه ضعیف دانشجویی این جماعت آشکار می‌شود. اما این عده بر آن می‌شوند تا شعار ما بی شماریم را  با حداقل نیرو  نیز اثبات نمایند. گام بعدی این عده ترغیب دانشجویان به تحریم امتحانات است. در این فاز قرار بود دانشجویان در امتحانات شرکت نکنند تا بتوانند به طور طولانی تری بحران دانشجویی را ادامه دهند. زیرا با ازبین رفتن بهانه امتحانات دانشجویان غیر بومی‌به زادگاههای خود مراجعت می‌کنند و دانشجویان بومی‌هم رغبتی برای حضور در دانشگاه ندارند.

لذا عملاً شاخه دانشجویی بحران از مدار خارج می‌شود. لازم به ذکر است که در شهر رشت محور اصلی فتنه بر عهده شاخه دانشجویی بود و این شاخه بود که عملاً آتش فتنه را شعله ور نگه داشت.حال نوبت این بود که این تنش از دانشگاه گیلان که بیرون از فضا شهر قرار دارد به داخل شهر کشیده شود. و بهترین مکان برای این منظور دانشکده علوم پایه بود که در بلوار منظریه واقع شده است. زیرا حضور دانشجویان معترض و جماعت تماشاگری که به دنبال سرو صدای شدید شعارهای هنجار شکن دور تا دور دانشگاه جمع می‌شودند، زمینه را برای هرگونه تنش مهیا می‌کرد.

لذا بیانیه ای از طرف فتنه گران صادر می‌شود که از مردم رشت دعوت می‌کند تا بعدازظهر دست به تجمعی در بلوار منظریه بزنند، بلواری که دانشکده علوم پایه نیز در آن قرار دارد. بر اساس همین بیانیه تیم دانشجویی فتنه دست به کار شده و از دانشجویان دعوت می‌کند که بعدازظهر نیز در دانشکده علوم پایه تجمع کنند.

از آنجا که عصر هیچ امتحانی در دانشگاه علوم پایه برگزار نمی‌شود عده ای از دانشجویان بسیجی در دیدار با رییس وقت دانشگاه از وی می‌خواهند دانشکده علوم پایه را در عصر تعطیل کند اما جناب دکتر “ع.ح” با این پیشنهاد موافقت نمی‌کند ودر اقدامی‌سوال برانگیز  اعلام می‌کند دانشکده تعطیل نمی‌شود!!

نکته جالب توجه اینکه در حالیکه هر روز در آن بازه ی زمانی حداکثر ۲ اتوبوس برای انتقال دانشجویان دانشگاه گیلان به سمت داخل شهر در نظر گرفته می‌شد با دستور مسئولین دانشگاه تعداد اتوبوسها به حدود ۶ دستگاه می‌رسد و این اتوبوسها سرویس برافروختن فتنه در داخل شهر رشت می‌شوند.

دانشجویان با تجمع در دانشگاه شعارهای تندی خطاب به مسئولین نظام می‌دهند و خواستار ابطال انتخابات می‌شوند. در حالیکه تجمع جشن پیروزی رییس جمهور منتخب ۲۰متر آنطرف تر در ورزشگاه عضدی برقرار است و طراحی این اعتراض با فاصله کمی‌از آن جشن همه چیزرا  آماده ایجاد یک تشنج بزرگ کرده است.

طرفداران کاندیدای پیروز( احمدی نژاد) با شنیدن شعارهای توهین کننده در اطراف ورودی دانشگاه تجمع می‌کنند و علیه آنها شعار می‌دهند کم کم فضا ملتهب تر می‌شود تا جایی که پای پلیس ، معاون سیاسی و حتی خود استاندار نیز به ماجرا باز می‌شود.

مسئولین سعی می‌کنند تا دانشجویان را از درب پشتی دانشگاه خارج کنند لذا سرویس اتوبوسهای فتنه وارد دانشگاه می‌شود و فتنه گران را از درب پشتی خارج می‌کنند اگرچه شیشه چند اتوبوس آخر توسط مردم خشمگین شکسته می‌شود اما عوامل فتنه بعد از روشن کردن آتش فتنه در شهر با راحتی و سرویس رایگان بیت المال به محل استراحت خود برمیگردند. وجالب اینکه از این عوامل که همگی در اتوبوسها جمع شده اند یک نفر هم دستگیر نمی‌شود و از هیچکدام از آنها که تعداد بسیاری حتی دانشجو هم نبوده اند کوچکترین بازجویی بعمل نمی‌آید. و نیروی انتظامی‌فقط نقش محافظ جهت حفظ سلامتی آنها را برعهده می‌گیرد!!!

شایان ذکر است که در طی فتنه ۸۸ بحران هیچگاه به طور جدی از این بلوار فراتر نرفت. بنابراین اکثر حرکت‌های نمایشی فتنه در بلوار منظریه و به تبع حرکت دانشجویان در دانشکده باید شکل می‌گرفت. البته این جمعیت به تمامی‌دانشکده‌ها تعلق داشتند و دانشجویانی از دانشگاه آزاد و از آن مهمتر افراد غیر دانشجو نیز به وفور در میان آنها رویت می‌شد. بنابراین فتنه گران در گیلان به شدت محتاج این قضیه بودند که از دانشجویان به عنوان “هیزم‌های انسانی” جهت شعله ور نمودن آتش فتنه استفاده نمایند. فاز دوم بعد از تحصن ، یعنی فاز تحریم امتحانات در پی مرتفع ساختن این معضل جماعت فتنه بود. در روزهای امتحان تبلیغات پیامکی به دانشجویان مبنی بر تحریم امتحانات شدت می‌گیرد. اما عملاً در روز امتحان اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان سر جلسه حاضر می‌شوند تا به سوال‌ها پاسخ دهند. در اولین امتحان بعد از شکست تحصن ، عمال فتنه که خود را در راه شکست دیگری می‌دیدند به یکباره قاعده بازی را بر هم می‌زنند. عده ای ۲۰ – ۳۰ نفری از دانشکده فنی در موقع امتحان با دست زدن و شعار دادن به سوی دانشکده انسانی آمده و دانشجویان را به تحریم ترغیب می‌کنند.

عده ای نیز به آنها می‌پیوندند ولی تعدادشان از حدود ۴۰ – ۵۰ نفر فراتر نمی‌رود. این عده همراه تعدادی خارج از دانشگاه از ستاد انتخاباتی مرکزی و دانشجویی آقای موسوی در پشت درب‌های دانشکده مشغول به شعار دادن و تحریک سایر دانشجویان می‌شوند که در پی بی اعتنایی آنها به درخواستشان ، این جماعت در حرکتی عجیب با هماهنگی بعضی از استاتید خود فروخته مانند دکتر “ا.ص”  و دکتر “ا.ر” وارد دانشکده‌ها شده شیشه درب‌های ورودی را شکسته و به صحنه امتحان ورود می‌کنند و پاسخنامه‌ها را از زیر دست دانشجویان گرفته و پاره می‌نمایند،صندلی‌ها را بهم ریخته و با شعار دادن مجدداً از درب دانشکده خارج می‌شوند. همه اینها در جلوی چشم مسئولین دانشگاه رخ داده و سکوت آمیخته با رضایت آنها (مسئولین بی کفایت) این فتنه جویان را جری تر می‌نماید. گرچه از نقش عده ای از اساتید در راه اندازی این فتنه نباید غافل شد. مثلاً برخی از اساتید دانشکده انسانی( ک.م و م.ر ) که از اعضای ارشد ستاد انتخاباتی موسوی در گیلان بودند و نقش عمده ای در تحریک و جهت گیری اغتشاش داشتند و یا اینکه برخی دیگر از اساتید به دانشجویان این اطمینان را می‌دادند که اگر امتحان ندهند، دفعۀ بعد نمره بیشتری به آنها می‌دهند و این خود باعث می‌شود تا دانشجویانی که در هر درس ضعیف بودند رقبت بیشتری به تحریم امتحانات داشته باشند زیرا همراهی صرف با فتنه به آنها نوید نمره بالاتر را می‌دهد و این در صورتی است که بر طبق قوانین اگر دانشجویی در سر جلسه امتحان غایب باشد نمره صفر برایش منظور می‌گردد.

 اما وعده‌های یکی از مسئولین دانشگاه خانم (ف– ک) به دانشجویان مبنی بر قول مساعد تکرار آزمون و دادن وعده نمره بالاتر به کسانیکه در فتنه فعال تر باشند از سوی برخی اساتید این آتش را شعله ورتر می‌سازد، چندین امتحان به همین شیوه توسط این جماعت ۵۰-۴۰ نفره کاملاً شناخته شده با حمایت برخی از مسئولین دانشگاه مانند دکتر “ن.ا” ، تعطیل می‌شود.

در ادامه با توجه به مقاومت دانشجویان بخصوص دانشجویان دانشکده انسانی، فتنه، تجمع خود را به سمت ساختمان مرکزی دانشگاه برده و تجمع اعتراضی در جلودرب ورودی ساختمان شکل میدهد. صحنه گردانان اصلی این تجمع اعضای اصلی انجمن اسلامی‌و انجمن علمی‌دانشگاه هستند که فقط توانستند در حدود ۱۵۰-۱۰۰ نفر از ۱۱۰۰۰ دانشجو دانشگاه گیلان را با خود همراه سازند.

 تا آنجا که بسیاری از دانشجویان این حرکت‌ها را بر نمی‌تابند و بر علیه فتنه گران در جلوی دانشکده‌های فنی و انسانی تجمع می‌کنند، دانشجویانی که بسیار بیشتر از جماعت فتنه بودند درخواست می‌کنند تا مسئولین دانشگاه این تسامح را کنار گذاشته و امتحانات را در وعده قانونی خویش برگزار نمایند. دانشجویان با در دست داشتن پلاکاردهایی که در آن “قانون” نوشته است به این بی قانونی اعتراض می‌کنند. بالاخره عده ای از دانشجویان که در این روز امتحان ندارند با تجمع جلوی درب دانشکده‌ها مانع ورود این جماعت اوباش می‌شوند و امتحانات برگزار می‌شود و این تجربه به سایر دانشکده‌ها تسری می‌یابد. عمال فتنه هم با برگزاری امتحانات ،شکست خود را می‌پذیرند و در امتحانات شرکت می‌کنند.اما ناسزاها و بدبیراه‌های فراوانی به سایر دانشجویان نثار می‌کنند. کانون شعله ور فتنه در استان و شهر رشت خاموش و این میسر نشد جز به تلاش عده ای از دانشجویان که برای آنها دانش و اعتلای ایران اسلامی‌بالاتر از هر گونه زدبند سیاسی بود.فتنه گران در گیلان از همان جایی ضربه خوردند که احساس قدرت می‌کردند. بومرنگ دانشجویی که نظام را نشانه گرفته بود فتنه را نابود ساخت.

ومکرو مکرالله و الله خیر الماکرین

نظر بدهید