استراتژي هسته‌اي

  چاپ   6 , اسفند , 1385 ساعت 11:22 ب.ظ  

حسین الله کرم-در ديدگاه كاپلان به روابط بين‌الملل، دو رويكرد براي قدرت هژمون جهاني پيش‌بيني شده است
.


1. رويكرد هژمون متصلب؛ كه در آن قدرت هژمون بي‌توجه به ساختارها و نهادهاي بين‌المللي يا برخوردي ابزارگونه با آنها، سلطة همه‌جانبه خود را اعمال مي‌كند. در اين راستا مي‌توان عملكرد نئومحافظه‌كاران آمريكايي را پس از 11 سپتامبر 2001 ميلادي (واقعه فروپاشي برج‌هاي دوقلوي سازمان تجارت جهاني در نيويورك) بررسي كرد به طوري كه نقطه اوج آن در جنگ 33 روزه لبنان مشاهده گرديد كه طي آن با شكست مفتضحانه ارتش رژيم اشغالگر قدس در مقابل حزب الله روبه‌رو شد؛ اين رويكرد اين نيز پايان يافته تلقي مي‌گردد.
2. رويكرد هژمون سلسله‌مراتب، كه در آن قدرت هژمون سعي مي‌كند با استفاده از ساختارها و نهادهاي بين‌المللي و قدرت‌هاي منطقه‌اي، جهان را اداره كند. در اين ميان طرح هانتينگتون در چارچوب ابرقدرت تنها و قدرت‌هاي منطقه‌‌اي را مي‌توان مورد توجه قرار داد. وي معتقد است كه هژمون در اين حالت مي‌بايستي جهان را به هفت منطقه تقسيم كند و در هر منطقه دو قدرت منطقه‌اي را براي همكاري رقابتي انتخاب كند، چنانچه هر يك عملكردي مخاصمه‌آميز با هژمون داشت از طريق قدرت منطقه‌اي ديگر بالانس شود.
اين طرح در دوران كلينتون دنبال مي‌شد، چنانچه مهار دوجانبه ايران و عراق و مهار بحران بالكان را با استفاده از ساختارهاي بين‌المللي دنبال مي‌كرد. اين رويكرد مورد توجه كنوني نئومحافظه‌كاران شكست خورده در جبهه داخلي (شكست در مجلس نمايندگان و كنگره)‌ و در جبهه خارجي (شكست در افغانستان، عراق و لبنان) مي‌باشد.
در اين ميان مي‌توان به قطعنامه غيرقانوني و نامشروع 1737 شوراي ضدامنيت سازمان ملل در رويكرد دوم توجه نمود.
الف) هدف نهايي از اين قطع‌نامه در تداوم پيگيري پرونده هسته‌اي ايران در ماده 41، فصل هفتم منشور سازمان ملل مي‌باشد. در مراحل پله‌كاني به ماده 41 و 43 همين فصل، اقدام به عراقيزه‌نمودن ايران نمايد. گرچه پيمودن اين مراحل، سختي‌هاي زيادي براي هژمون در بر مي‌گيرد. چنانچه در پي محاصره گسترده مالي، تجاري و اقتصادي ايران اسلامي كه تحريم انرژي را هم در بر مي‌گيرد جهان با قيمت‌هاي چندصد دلاري در هر بشكه نفت روبه‌رو خواهد شد.
همچنين دردسرهاي امنيتي – نظامي نيروهاي متجاوز امريكايي در سراسر خاورميانه و جهان نيز، چالش‌هاي ديگر قدرت هژمون را تشكيل خواهد داد.
ب) مشكل اساسي عراقيزه‌كردن ايران، عدم وجود قدرت هم‌سنگ با جمهوري اسلامي ايران در خاورميانه است. به طوري كه آمريكا مجبور است اين ماموريت را خودش انجام دهد. در اين صورت است كه ضربه‌پذيري‌اش در زمينه تامين مالي و انساني جنگ بسيار گسترده‌تر از عراق خواهد بود، بالتبع شاهد عدم موفقيت‌هاي بيشتر از عراق كنوني نيز خواهد بود.
ج) چالش اصلي اين رويكرد، زمان‌بر بودن آن است، چنانچه آمريكا براي قطع‌نامه 1737 با چندمين‌بار نااميدي و بالاجبار با تمهيدات تحبيبي و تحديدي، مدت حداقل 6 ماه (بدون احتساب زمان براي قطع‌نامه 1696) هزينه‌كرد. اين 6 ماه، زماني است كه طي آن ايران اسلامي توانست جشن مرحله اول هسته‌اي را در فروردين ماه گذشته برگزار و حركت را به سوي راه‌اندازي سه هزار سانتريفوژي را دنبال كند. در اين وضعيت مي‌توان برآورد كرد امريكا حداقل به دو قطع‌نامه تحريم‌كننده ديگر (در مورد تحريم انرژي و تحريم كامل ديپلماتيك) نيازمند است كه با احتساب چانه‌زني‌هاي لازم و پرداخت هزينه‌هاي گزاف به چين و روسيه، حداقل زماني برابر با زمان اتخاذ قطع‌نامه 1737 يعني به مدت يك‌سال را از دست خواهد داد. البته با همين روش برآورد مي‌شود كه ايران اسلامي نيز به طور تصاعدي به راه‌اندازي 64 هزار سانتريفوژ دست مي‌يابد. از اين رو در اتخاذ تصميم‌سازي‌ مرحله نهايي مورد نظر امريكا كه همان حمله نظامي به ايران اسلامي است، اگر با استفاده روسيه و چين از حق وتو روبه‌رو نباشد و همچنين كشوري همان 6 ماه زمان براي چانه‌زني قطعنامه 1737 را نيز بپذيريم. آمريكا قادر به انجام حمله نظامي به كشوري كه به بازدارندگي هسته‌اي دست‌يافته است نخواهد بود. بنابراين به نظر مي‌رسد تمهيدات لازم ايران اسلامي و قدرت هژمون در مديريت زمان خواهد بود. در اين حالت ايران اسلامي نيازمند اتخاذ استراتژي مقاومت عدالتخواهانه بين‌المللي است كه عنصر اصلي آن درخواست برخورد يكسان با ايران و رژيم اشغال‌گر قدس، پاكستان و هند پيرامون توانمندي‌هاي هسته‌اي است.
اين استراتژي به بازيگران بزرگ، متوسط و كوچك بين‌المللي اجازه مي‌دهد در چارچوبب خواسته‌هاي فردي يا جمعي قادر به گرفتن زمان از هژمون باشند تا مديريت زمان در روند بازدارندگي هسته‌اي ايران اسلامي قرار گيرد.
در پايان بايد در نقد مقاله به اجبار بازيگري امريكا به عنوان قدرت هژمون در رويكرد هژمون سلسله‌مراتب دقت كرد.
عراقيزه كردن: عراقيزه‌كردن به محاصره اقتصادي همه‌جانبه و نظامي گسترده عراق گفته مي‌شود كه با دخالت قدرت نظامي هوايي امريكا و متحدين در طول 10 سال صورت گرفت به طوري‌كه موجب كاهش شديد توانمندي‌هاي دفاعي عراق قبل از تهاجم امريكا گرديد.

نظر بدهید