باانتقال تروریستها به این کشور هم دولت عراق را به عنوان یک زنجیره مقاومت متحمل خسارت مادی و معنوی می کنند و هم از دست تروریستها و کابوس بازگشت آنان به اروپا و عربستان سعودی رهایی می یابند.

در خصوص دلایل و انگیزههای گروهک تروریستی داعش در حمله اخیر به مناطقی از شمال عراق و اشغال آن پرسشهای متعددی مطرح میشود .. از جمله اینکه :
1- وقتی داعش عزم عراق کرد آیا حقیقتا مطلع نبود که آمریکاییها با همه اعوان و انصارش در عراق شکست خوردند و عطای این کشور را به لقایش بخشیدند و فرار کردند؟
2- آیا گروهک داعش نمیداند که دولت عراق دولتی برخواسته از مشروعیت مردمی (اشاره به انتخابات اخیر پارلمان) است و هر گونه اقدام نظامی با اراده مردمی انجام میشود و ممکن است داعش را با همبن فرمان از اصل ساقط نماید؟
3- آیا این گروهک تکفیری نمیداند جمعیت غالب شیعیان،اهل تسنن و کردهای عراق بواسطه وجود مرجعیت اهل تشیع و تسنن از اراده کافی برای مقابله با ظواهر انحرافی از دین اسلام برخوردار است.؟
4- گروه تکفیری داعش به خوبی آگاه است که به رغم حمایت های علنی بین المللی از این گروه در سوریه شکست مفتضحانه ای را متحمل شد پس با علم به این موضوع و آگاهی از اینکه دولت عراق در مقابله با تروریسم از حمایت های بین المللی دست کم در ظاهر برخوردار است چگونه می خواهد امارت اسلامی برپا کند؟
5- و اما سوال کلیدی اینکه آیا داعش به اراده خود عازم عراق شده یا به این ماجراجویی تن داده است؟ و اگر تن به این طراحی داده از سوی چه جریان و یا کشوری بوده است؟
برکسی پوشیده نیست که شرایط عراق با شرایط سوریه به مراتب متفاوت است. عراق با مشارکت همه طیف های سیاسی و قومی در صحنه سیاسی دارای ساختاری مردم سالانه تر است. امری که هرگونه اقدام دولت در مباحثی که با امنیت این کشور مرتبط می شود از جمله اقدام اخیر داعش،مشروعیت می بخشد. از دیگر سو طبق یکی از بندهای توافقنامه امنیتی واشنگتن – بغداد در صورتی که عراق مورد هجوم قرار گیرد کاخ سفید موظف به حمایت از دولت این کشور است با این وجود پرسش اینجاست که داعش به رغم آگاهی از این موضوع چرا اقدام به این ماجراجویی کرده است؟
در پاسخ به این سؤال و احتمالا سوالهای مشابه دیگر ذکر دو نکته الزامی است ، نکاتی که تا حدودی تصویری روشن از عوامل پشت پرده و زمینههای حمله اخیر داعش و چشمانداز آینده تحولات عراق را به دست میدهد:
نخست؛ پیش و پس از برگزاری انتخابات پارلمان اخیر عراق بحث بر سر ادامه نخستوزیری مالکی بالا گرفت. از دیگر سو تقریبا همه جریانات منطقهای مخالف ثبات عراق از سعودی و اردن و امارات گرفته تا ترکیه و رژیم صهیونیستی و غرب به رهبری آمریکا مخالف حضور دوباره نوری مالکی در پست نخستوزیری این کشور بودند. دلیل ان روشن بود:حمایت تمام قد وی از نظام سوریه در مبارزه با گروههای تکفیری مسلح در این کشور .
این موضوع با توجه به ملاحظاتی که برخی جریانهای داخلی عراق نسبت به استمرار حضور مالکی در قدرت داشتند زمینههای روانی برای هجوم داعش را فراهم آورد. این هجوم برای جریانهای پیشتر گفته شده این امکان را فراهم میکند تا در چانهزنیها بر سر آینده عراق از مالکی امتیاز یا احیانا انتقام گرفته و به زعم خود مانع از نخستوزیری دوباره او شوند. اگر هدف بالا زمینههای تحقق هم نداشته باشد هجوم وحشیانه داعش دست کم زخم جدیدی بر پیکره دولت و ملت عراق خواهد گذاشت و از این بابت به زعم دشمنان عراق انتقام شکست در انتخابات اخیر پارلمانی گرفته خواهد شد. ضمن آنکه محیط امنیتی عراق به عنوان یکی از زنجیرههای محور مقاومت منطقه در جغرافیای این منطقه تعریف میشود و لذا تحمیل خسارت به او به معنای تحمیل خسارت به کل جریان مقاومت منطقهای محسوب می شود .خاصه اینکه محور ضد مقاومت شکست سنگینی را به تازگی از سوریه به عنوان یکی دیگر از زنجیرههای مقاومت متحمل شده است. آمریکا، ترکیه، قطر، سعودی، رژیم صهیونیستی، و اتحادیه اروپا در چارچوب کشورهای بازنده در تحولات سوریه و بالتبع حامیان طرح ضد مالکی ارزیابی میشوند.
دوم؛با شکست داعش در سوریه خصوصا پس از برگزاری موفقیتآمیز انتخابات ریاست جمهوری زمزمههای خروج تروریستها از این کشور پس از سه سال بحران آفرینی قوت بیشتری گرفت. این موضوع بویژه پس از آنکه عربستان سعودی با ارسال پیامی به روسیه (مبنی بر پذیرش احمد جربا توسط بشار ا سد در دولت آینده ) تلویحا مشروعیت انتخابات سوریه را پذیرفت، اهمیت دو چندانی یافت .چون این رفتار ریاض به معنای آن بود که سعودی ها دیگر قادر به حمایت از تروریستها نیستند و انان باید از این کشور خارج گردند. در چنین وضعی این تروریستها حالا باید به کجا برمیگشتند؟ پاسخ روشن بود: بدون شک به موطن خود… موطن بسیاری از این تروریستها، اروپا و موطن بسیاری دیگر کشورهای منطقه خصوصا عربستان بود . بازگشت این تروریستها به معنای تکرار تراژدی غم انگیز سوریه این بار در کشورهای مقصد معنا می شد. بنابراین برای جلوگیری از وقوع این فاجعه می بایست کاری کرد. انتقال تروریستها به عراق و نابودی آنان به دست دولت این کشور طراحی مناسبی برای خلاصی کنترل شده از دست انان محسوب می شد. ذکر این نکته ضروری است در پی اعتراض نهادهای حقوق بشری و سازمانهای ضد جنگ به حمایت برخی دولت های غربی از جنایات ضد بشری تروریستها در سوریه (اگوست2013 م)، سازمانهای اطلاعاتی اتحادیه اروپا در نشستی تصمیم گرفتند که از بازگشت تکفیری های اعزامی به سوریه جلوگیری کنند.
غرب بدون شک از مقابله جدی دولت مستقرعراق با تکفیری های داعش به خوبی آگاه بود. از سوی دیگر با توجه به موزائیکی بودن بافت مناطق حضور تروریستها در شمال عراق از فرسایشی شدن جنگ دولت با این جریانات هم مطلع بوده است و لذا با علم به این دو موضوع باانتقال تروریستها به این کشور هم دولت عراق را به عنوان یک زنجیره مقاومت متحمل خسارت مادی و معنوی می کنند و هم از دست تروریستها و کابوس بازگشت آنان به اروپا و عربستان سعودی رهایی می یابند.
لیکن پرسشی که در نهایت مطرح می شود اینکه چرا ملت عراق باید هزینه رهایی دول مرتجع عربی و غربی از دست توحش تروریستهای خود ساخته را بپردازد؟
*مهدی شکیبایی