نگاه تحلیلی گذارا به شخصیت و کارنامه سیاسی مرحوم آیت‌الله ربانی املشی/مجیدوثوقی

  چاپ   19 , تیر , 1394 ساعت 9:58 ق.ظ  

هفده تیرماه سالروز درگذشت یکی از رهبران و بلندپایگان جمهوری اسلامی و از یاران نزدیک و دیرین کاریزمای انقلاب ۵۷ امام خمینی است.

 

مجید وثوقی املشی:ربانی املشی از سلسله روحانیت شیعه انقلابی بود که از آغاز این حرکت توسط یک مرجع تمام عیار دینی و یک مجتهد بلندپایه که منادی و روایتگر اسلام سیاسی در عصر حاضر بود همراه و همگام استادش بود، در دهه چهل که تبلور حضور سه جریان سیاسی: ملی گرا،چپ مارکسیستی و اسلام گرا بود در ذیل اسلام گرایان یا مذهبی ها و البته در شاخه سنتی آن تعریف می گردد. چون در درون گفتمان مذهبی ها و انقلابیون اسلامگرا، شاخه نواندیشان دینی یا نوگرایان دینی نیز وجود و حضور داشتند که دارای مناسبات مشترک با جریان ملی گرا مخصوصا نهضت آزادی و دیگر جریانات مترقی ملی و دینی، حتی نیروی سوم، نهضت خداپرستان سوسیالیست و جاما ( جبهه آزادیبخش ملی ایران)  بودند که روایتگر اسلام مترقی و در نسبت با مدرنیته و مقتضیات عصر جدید و دموکراسی و حقوق بشر بودند. اما همه این جریانات در رژیم پهلوی دوم فارغ از تفاوت های ایدئولوژیک و گفتمانی، در مبارزه با استبداد و ساقط کردن حاکمیت سلطنتی شاه اتفاق نظر داشتند، لذا با این توصیف و معرفی جریانات سیاسی و مبارز در دوران پهلوی دوم، باید به تبیین و تدقیق شخصیت مرحوم ربانی املشی و البته واقع بیننانه و به دور از حب و بغض پرداخت، این روحانی انقلابی که طرفدار جدی و پرشور اسلام سیاسی، استقرار حکومت دینی و تعالی نهضت روحانی شیعه بود نه نواندیش دینی بود و با جریانات ملی گرا و روشنفکران مذهبی نسبت و ارتباطی نداشت اما در عرصه عمل اجتماعی در ضدیت و تخاصم با چهره های ملی و آزادیخواه هم قرار نداشت از این جهت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و به قدرت رسیدن روحانیت شیعه و حضور روشنفکران مذهبی در ساختار قدرت ( مهندس بازرگان و یارانش و دولت موقت)  و نیز پس ازکنار زدن و حذف همیشگی آنان از ساختار جمهوری اسلامی و حاکمیت یکپارچه روحانیت، ربانی املشی دارای مواضع تند و سلبی نسبت به آنان نبود اگر چه در هفت سال بعد از انقلاب بیشتر حیات و دوام نیافت و در بسیاری از تحولات مهم سیاسی دهه شصت و هفتاد حضور و تجربه نداشت. اما این ضدیت و تخاصم که در بسیاری از هم کیشان و هم لباسان او علیه جریانات دگراندیش فکری و سیاسی وجود داشت و فضای موجود سیاسی و اجتماعی محصول این نگاه و عملکرد می باشد اما روحیه و منش عصیانگری ربانی املشی موجب مرزبندی او حتی نسبت به بسیاری از مسولین بلندپایه جمهوری اسلامی و هم قطاران او در ساختار جمهوری اسلامی و روحانیت برجسته او و حتی با مراد و مرشد او در برخی از مسایل و تحولات سیاسی بامداد انقلاب و دهه شصت گردید که این مهم در سالهای آخر حیاتش پررنگ گردید و نزدیک بود که به کنار رفتن از ساختار حکومت جمهوری اسلامی منجر گردد، آن مرحوم از سنخ روحانیت میانه رو جمهوری اسلامی در دهه شصت همچون یاران صمیمی خویش هاشمی رفسنجانی، بهشتی، مهدوی کنی بود روحانیون سنتی اما معتدل که با رادیکالیسم حاکم در دهه شصت مخالف و در تقابل با انقلابیون تندرو و مذهبی های افراطی بود با همین نگاه بود که ربانی املشی به مخالفت شدید با چهره خشن و پرهیاهو و بدعمل آن سالهای پرتب و تاب یعنی صادق خلخالی بود که بارها از رفتار و عملکردش گله مند و سخت شاکی بود و حتی این گله و رنجیدگی را پیش امام خمینی مطرح می کرد. و حتی خواستار محاکمه خلخالی گردید. محققا اگر حیات او ادامه می یافت ربانی املشی در برابر بسیاری از تحولات سیاسی در چند دهه اخیر جمهوری اسلامی از جمله قضیه فقیه ظلم ستیز و حقوق بشری مرحوم آیت‌الله منتظری معترضانه وارد می شد و موضع می گرفت!!!  اگر چه در فضای اصلاح طلبی امروز و دنیای امروز آزادیخواهی مردم و طبقات اجتماعی و نخبگان که خواستار اصلاح ساختار و گشایش فضا و گسترش دموکراسی و تقویت جامعه مدنی و حقوق بشر می باشند گفتمان سنتی و چهره های آن چون ربانی املشی چندان قابل پذیرش نیست اما نباید فضای پرالتهاب آن سالها و اعتدال و انصاف ربانی املشی و مواجهه با مسائل مختلف سیاسی آن روزگار از یادها خارج نگاه تحلیلی گذارا به شخصیت و کارنامه سیاسی مرحوم آیت‌الله ربانی املشی شود.ایستادن او در برابر خیلی از تندروهای انقلابی، جریانات رادیکال و مسایل پنهان در پشت پرده قدرت جمهوری اسلامی موجب تقلیل خشونت و پرداخت هزینه های کمتر توسط حکومت و جریانات منتقد و مخالف در همان سالهای سخت و متصلب آن روزگار پررمز و راز بود این تقابل و مرزبندی ربانی املشی هم دربرابر انقلابیون تندرو آن سالها فارغ از خطوط سیاسی مشخص و حتی مرزبندی و مخالفت او با چپ سنتی و نیروهای خط امام که امروز به نام اصلاح طلبان شناخته می شوند بود. بهر حال با گذشت سی و هفت سال از وقوع انقلاب اسلامی و ظهور حوادث مختلف سیاسی و اجتماعی، چهره ربانی املشی در میان طبقات مختلف مردم و جریانات سیاسی موجه و مطلوب است و چندان تنش زا نیست و بسیاری از افراد و جریانات سیاسی منتقد، مخالف و اپوزیسیون از او آرام و غیر ستیزانه نام میبرند و یاد میکنند، اصلاح طلبان از او به نیکی یاد میکنند، اصولگرایان با احترام از او می گویند و البته ساختار اصلی نظام با احتیاط و با سکوت و خاموشی برخورد می نمایند. از تاریخ سخن گفتن دقت و انصاف و تامل و دانش و استناد علمی و تاریخی می طلبد و مشخصا از تاریخ معاصر سخن گفتن باید با دانش عمیق، اسناد معتبر و تامل بسیار، فارغ از پیشداوری و تعصب و نگاه غیر علمی، و با روش متقن و علمی و هدف‌مند صورت پذیرد و باز از انقلاب اسلامی ایران و تحولات سیاسی این چند دهه سخن گفتن مجالی بسیط و موسع و با گذشت زمان بیشتر و تامل و تحقیقات مستند و معتبر و گشایش فضای مطلوب سیاسی و اجتماعی و امنیت علمی و سیاسی مناسب امکان پذیر خواهد بود از این جهت به گونه مختصر و گذرا درباره یکی از چهره های جمهوری اسلامی   سخن گفتیم و سعی نمودیم با روش علمی و با انصاف و اعتدال و به دور از تعصب و حب و بغض و نگاه مقلدانه و مریدانه و ادبیات تجلیلی و تمجیدی صرف و نیز با ادبیات رسمی رسانه ای و نوشتاری ساختار در تحلیل و تجلیل از چهره های انقلاب و جمهوری اسلامی سخن بگوییم البته فضای موجود سخن بیشتر را از ما سلب میکند اما ذکر این مهم، کلیدی و اساسی است که در تحلیل چهره های سیاسی و انقلابی چون ربانی املشی باید به جغرافیای سیاسی حوادث، درک و شرایط اوضاع آن روزگار و حرکات مثبت تقابلی این چهره ها در برابر مسایل خشن و پرتب و تاب، رادیکالیسم انقلابی و نفسگیر و نگاه و رفتار سلیقه ای برخی افراد و انقلابیون در عرصه اجتماعی در منطقه و کشور که در اوایل انقلاب و دهه شصت شاهدش بودیم توجه ویژه‌ کرد.

 

 

نظر بدهید